ي زنانه در آن روز زنده بودند و خداي ناکرده خليفه مي شدند فقط خدا مي داند چه به روز اسلام مي آمد (که نمونه فعلي آن به عنوان شاهدي زنده پيداست كه چه بر سر اسلام آمده!)
163.	وقتي يک نفر، احساس مظلوميت کند حتي اگر پشه اي از کنار او رد شود آن شخص، اين حرکت را چيزي عليه خودش به شمار مي آورد. محقق شيعه نيز هدف از خلافت ابوبکر را کنار گذاشتن حضرت علي (ع) هدف از تصرف فدک را ضربه زدن مالي به حضرت فاطمه،  هدف از سوزاندن احاديث را کتمان فضايل حضرت علي (ع) و... مي داند که بچه گانه بودن اين استدلالها از ظاهر آن به خوبي پيداست و نيازي به توضيح ندارد. 
164.	از حماقت شبه علامه ها و نويسندگان و مداحان و وعاظ شيعه در عجبم که ظلم حال و ظالم زنده را فراموش کرده و سرگرم کساني شده اند که حکومتشان بهترين نمونه عدل و داد (حداقل براي مردم خودشان) در كل تاريخ جهان  بوده است. 
165.	يکي از جملات تکراري و بسيار خنده آور نويسندگان شيعه اين است که با آه و ناله مي‌گويند که اي واي، دار و دسته ابوبکر پس از رحلت نبي اکرم به خانه وحي حمله کردند و خانه وحي را به آتش كشيدند و حرمت خانه وحي را ريختند در حاليکه ما مي دانيم بدن مطهر پيامبر اکرمصلی الله علیه و سلم در خانه عايشه (يعني دختر ابوبکر) بوده و در همانجا نيز به خاک سپرده شده است!!! و همه از جمله حضرت فاطمه و علي در اتاق عايشه بوده اند و عايشه نيز اختيار اتاقش را داشته كه درش را بروي هر كس مي خواهد ببندد و يا باز كند (گر چه در جاي خودش در اين كتاب ثابت مي‌كنيم اتاقهاي آن دوره در نداشته و فقط يك پارچه جلوي آن آويزان بوده است!!!‌ )
166.	بزرگترين مصيبتي که تشيع و پيشوايان آن يعني امام علي و امام حسين گرفتار آن شده اند يزيد و شمر و ابن ملجم نيستند زيرا آنها قرنهاست كه مرده اند و به سزاي اعمال خود رسيده اند. بلکه بزرگترين مصيبت براي امامان شيعه خود شيعه است و افکار منحط و آداب و رسوم جاهلي آنها. بيهوده نيست كه امامان شيعه خطاب به پيروان خود فرموده اند: كونوا لنا زينا و لا شينا: مايه زينت ما باشيد نه مايه سرافكندگي ما!!!
167.	من نمي دانم چرا محقق شيعه هميشه مي خواهد همه چيز را به حضرت عمر و ابوبکر بچسباند مانند حديثي که اصحاب پيامبرصلی الله علیه و سلم در روز قيامت از او فرار مي کنند و پيامبرصلی الله علیه و سلم مي گويد خدايا اصحابم و خداوند مي گويد نه اينها اصحاب تو نيستند نمي‌داني بعد از تو چها کردند!!! گذشته از مخالفت اين حديث با آيات قرآن که در ستايش اصحاب آمده و قرائن جعل نيز به خوبي از متن حديث آشکار است ولي به هر حال از کجا فهميديد منظور پيامبر اکرم حضرت عمر و ابوبکر بوده. چرا طلحه و زبير و ابوهريره و  معاويه و... نبايد مصداق اين حديث باشند؟ هر چند كه مي دانيم حضرت علي حتي قاتل زبير را لعن و نفرين كرده اند! 
168.	حضرت عمر ادعاي صدور اسلام را نداشت ولي ظرف مدت فقط 10 سال، اسلام را به تمام جهان متمدن آن روز صادر کرد به نحوي که 1400 سال تا زمان ما دوام آورده. آقايان نيز با ادعاي صدور اسلام به جهان، خونها به زمين ريخته و ميلياردها دلار از ذخاير کشور را بر باد فنا داده و در عوض نه تنها اسلام را صادر نكردند و نه تنها  بدترين چهره را از اسلام در جهان ترسيم کردند بلکه کم کم داريم به جايي ميرسيم که اسلام حتي در داخل کشور نيز دستخوش تحريف و نابودي قرار گرفته  است!! و زبان حال انسانهاي دلسوخته اين مرز و بوم نيز اينچنين است:
از طلا گشتن پشيمان گشته ايم                           مرحمت فرموده ما را مس کنيد
169.	به تواتر ثابت شده حضرت علي در زمان خلافتشان کساني که ايشان را بر حضرت عمر و ابوبکر برتري ميدادند حد مي زدند. يکي از آقايان گفت چرا حضرت علي (ع)  ابوبکر را حد نزد؟ گفتم چرا. گفت: چون ابوبکر هم مي گفت: مرا رها کنيد من بهترين شما نيستم. گفتم اي آدم احمق، امامان ما نيز در دعاهايشان خود را گناهکار و... معرفي مي‌کردند و با سوز و گداز از خداوند طلب بخشش مي‌کردند و...آري: 
کار پاکان را قياس از خود مگير        گرچه باشد در نوشتن شير شير
170.	کار بسيار زشت و کثيف برخي از نويسندگان قديمي شيعه اين است که براي بالابردن مقام يک نفر مقام تمام اصحاب و ياران پيامبرصلی الله علیه و سلم را لگد مال کرده و آنها را مرتد و بي غيرت و بي حال معرفي مي کند.
171.	اگر کسي در زمينه احاديث مورد استناد شيعه تحقيقي جامع و دقيق به عمل آورد متوجه مي شود دست کم سند نيمي از اين احاديث، مغشوش و باطل است و به افراد غالي يا فاسدالمذهب (واقفي خوارج كيسانيه و...) ختم مي‌شود.
172.	وقتي انسان تهي مغز باشد اينکه کي و کجا به دنيا آمده باشد فرقي به حال او نمي کند. حضرت علي 1400 سال قبل فرموده: به سخن نگاه کن نه به گوينده ولي براي خوارج زمان ما کتابها و نظرات افرادي مانند شريعتي يا بازرگان فقط و فقط به صرف نام اين افراد، مطرود و منفور است در حاليکه حتي نام کتابهاي اين نويسندگان را هم نمي دانند! 
173.	خدا با آن عظمتش در رابطه با نبوت پيامبرصلی الله علیه و سلم به آن عزيزيش خطاب به اعراب به آن جاهلي مي‌فرمايد: تک تک و يا دو به دو بنشينيد و به جاي لعن و نفرين و تکفير و چسباندن مارک جنون و جادوگري و شاعري،  فکر کنيد و ببينيد آيا سخنان اين شخص درست است و منطقي يا دروغ است و غير عقلي. يعني حتي پيرامون وجود خدا بايد فکر کرد و کورکورانه اطاعت نکرد حتي اگر دعوت کننده محمد امين و راستگو باشد. آقايان خوارج چرا هر کس هر چه بالاي منبر و پشت تريبون مي‌گويد را بدون تحقيق و به طور کامل قبول مي کنيد؟ آقايان ابوجهل، چرا ذره اي در آنچه مي‌شنويد تحقيق نمي کنيد؟ آن هم پيرامون سخنان کساني که حماقت و تعصب و ندانم کاريهاي آنها براي شما رو شده است.
174.	محال است كسي پاي منبر بنشيند و دشمن حضرت عمر و ابوبكر نشود و محال است كسي كتابهاي معتبر تاريخي را بي طرفانه مطالعه نكند و اين دو نفر را آنگونه که واقعاً بوده اند نشناسد. 
175.	مي گويند ابوبكر ترسو بوده و در جنگها كسي را نكشته و... اولا: پيامبر اكرم نيز فقط در يك جنگ يك نفر را زخمي كرد و آن شخص در راه بازگشت به مكه كشته شد. ثانيا: آدم كشي افتخار نيست نبي اكرم به قول خداوند رحمه للعالمين بوده است و ثالثا: اين چه شخص ترسويي بوده كه وقتي حضرت علي از او مي‌خواهد در اولين روزهاي پس از خلافتش به خانه علي (تجمع بني هاشم با شمشيرهاي كشيده و خشمگين) و آن هم به تنهايي بيايد بدون ترس قبول مي كند و به آنجا مي‌رود. در حاليكه هنوز بيعتي نيز بر گردن حضرت علي نداشته است؟ يا در هجرت پر مخاطره نبي اكرم به مدينه همراه ايشان مي رود؟ يا در مكه بين آن همه از مشركين فوري مسلمان مي شود؟
176.	هر كس در تاريخ صدر اسلام مطالعه كند و عميق شود و تبحري به دست آورد به خوبي متوجه مي شود نگاه مردم آن زمان به خلافت به هيچ وجه مانند نگاه مردم زمان حال و حتي مردم 30 سال بعد (يعني زمان خلافت حضرت علي) نبوده است. ديدگاه آنها نسبت به خلافت، قدرت بلامنازع يك نفر نبوده است. خليفه شدن فقط و ف