بتها را شفعاء خود نزد خدا مي‌دانسته‌اند و...  براي بستن باب خرافاتي از اين دست نبوده است؟ شايد برخي از برادران شيعة من ناراحت شوند و بگويند تو چرا اينقدر روي اين مسائل ريز شده‌اي؟ ولي شرك، حتي در پنهاني ترين لايه‌هايش، چيزي نيست كه اگر كسي متوجه آن شد و نگفت خدا از سر او بگذرد. نكتة ديگر اينكه شيطان به شرك خفي راضي نيست و تا انسان را به طور كامل، گمراه نكند دست از سر او بر نمي‌دارد. دقيقاً به همين خاطر است كه با تعجب مي شنويم يكي از مداحان در مراسم عاشوراي83 از خود بيخود شده و مي گويد: لا اله الا الزهرا و آنگاه آن روحاني عزيز، در تلويزيون ظاهر شده و با ناراحتي و اظهار تاسف، مردم را از گفتن چنين جملاتي بر حذر مي‌دارد البته روحانيون ما نيز چندان بي تقصير نيستند وقتي كه به خاطر جريحه دار نشدن عواطف كور مردم از گفتن حقيقت مي‌ترسند مسلم است كه كار به اينجا مي كشد. هرچند نمونه‌هايي از اين دست فراوان است مانند اين شعري كه آقاي عصار درباره علي اكبر خوانده است ايشان اول مي‌گويد‌: 
شبهه پيغمبر، بران بر خصم دون...........
سپس در ابيات بعدي مي گويد: 
گفت لشگر او رسول الله بود   گر خطا نبود خودالله بود 
البته مقام والاي فرزندان علي نه با اصطلاحات شرك آلود شما بالا مي رود و نه با پايين آمدن مقام شما مقام آنها بالا مي‌رود.(5)  (كه نام خود را عبدالرضا و غلامرضا و كلبعلي و غلامعلي مي گذاريد) و براستي آيا اين شرک نيست که از امام حسين يا حضرت علي بيشتر از خداوند حساب مي بريد و ياد مي كنيد؟ و مثلا در ايام عاشورا به اعتراف رسانه هاي دولت جمهوري اسلامي، ميزان جرايم کمتر شده و مثلا در ايام شهادت حضرت علي فقط روزه مي گيرند؟! دکتر رحيم پورازغدي در يکي از سخنراني هاي خود مي‌گفتند: "بسياري از اديان، انحرافي اند. و پيامبران با معنويتهاي انحرافي درافتادند. ابراهيم که با الحاد مبارزه نکرد. بت پرستي کفر نيست، شرک است، بت پرست مي گويد: من به يک نوع ماوراءالطبيعه و به يک نوع معونيتي قائلم. نيايش مي کنم. نيايش مال ملحد نيست  اين معنويت، مخدر بود. ضد انساني بود. انسان را در دنيا و آخرت ضايع مي کند. ابراهيم وقتي مي‌بيند بتخانه مظهر اغوا و سوء استفاده از مردم شده تبر بر مي دارد و بتها را مي شکند و در دوران پيامبرصلی الله علیه وسلم، مشرکين دور کعبه طواف مي کردند پيامبرصلی الله علیه وسلم فرمود: طواف بت نيست بلکه طواف يک معنويت است... "  
 مسلماً شيطان آنقدر زيرک است که سعي مي کند به هدف و به ريشه بزند. او مي‌داند که خدا هر گناهي را ممکن است ببخشد مگر شرک. پس اگر خواست وارد شود از همين جا وارد مي‌شود.
من هر وقت قرآن مي خواندم برايم جاي تعجب بود که چرا هر گاه خداوند از امور غيبي خبري مي دهد بلافاصله مي گويد: اي پيامبر تو نمي دانستي و ما تو را مطلع کرديم. چرا هيچ پيامبري در قرآن به اندازه پيامبر اكرم، مورد عتاب قرار نگرفته، چرا مرتب او را انساني مانند بقيه معرفي کرده و هزاران چراي ديگر و اکنون با مشاهده جامعه خودم علت آنرا مي‌فهمم! خدا آينده را مي ديده او مي‌دانسته که مسيحيان، عيسي را به مقام خدايي و پسر خدايي بردند براي همين  نمي‌خواسته دست آويزي براي آخرين فرستاده اش در دست شيطان و انسانهاي احمق وجود داشته باشد! هر چند شيطان با کمک جهل، کار خودش را مي کند ولي خدا گفته تا راه براي هر عذري در قيامت بسته باشد. واقعاً چرا در قرآن اينهمه روي توحيد و مبارزه با شرک تاکيد شده؟ اگر شرک منحصر به بت پرستي بود که نيازي به اينهمه سفارش و تکرار و تاکيد نبود. پيامبرصلی الله علیه وسلم که ريشه بت پرستي را خشکاند؟ و اكنون كه به جز نقاطي در هندوستان بت پرست نداريم. پس مي فهميم که شيطان براي مشرک کردن انسان، هزار و يک راه به جز بت پرستي بلد است.
جا دارد برادران عزيز هموطنم را که کردار و رفتار و افکار خود را بهترين در جهان مي دانند به اين آيه قرآن متوجه کنم: قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُم بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالاً(103)الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيهُمْ فىِ الحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ هُمْ يحَسَبُونَ أَنهَّمْ يحُسِنُونَ صُنْعًا   (کهف: 103-104): بگو آيا شما را از زيانبارترين اعمال اگاه كنم. كساني كه تمام كوشش خود را در حيات دنيوي به كار مي اندازند و پيش خود حساب مي كنند كه مشغول بهترين كارها هستند.
دين در نزد خداوند اسلام است (ان الدين عندالله اسلام) و عناويني مانند سني و شيعه و مالكي و زيدي و حنبلي و... در بارگاه حضرتش به عنوان دين و مذهب پذيرفته نيست و هر گونه تكه تكه شدن و فرقه فرقه شدن در اين دين آسماني، سرآغاز خدشه به اصل توحيد (يكي) و افتادن در وادي شرك است و چه زيبا امام محمد غزالي گفته كه: من در شرعيات مذهب قرآن دارم و در عقليات، مذهب برهان. و يا هاتف اصفهاني در آن ترجيع بند معروف خود كه سراسر دعوت به توحيد است و يگانگي:
پير پرسيـد كيسـت اين، گفتند: 		عـاشقـي بـي قرار و سرگردان
گفت جـامي دهيدش از مي ناب   		گر چه ناخوانده باشد اين مهمان
ساقـي آتـش پرست آتش دست            	  ريخت در ساغـر آتـش ســوزان
چون كشيدم نه عقل ماند و نه دين         	  سوخت هم كفر از آن و هم ايمان
مــست افتـــادم و در آن مستـي            	بــه زبـاني كه شـرح آن نتـوان
اين سخـن مي شنيـدم از اعضـاء           	همـه حتـي الـــــوريد و الشريـان
كه يكي هست و هيچ نيست جز او              وحــده لا الــه الا هــــــــــو

بيان اين نکته در اينجا بسيار مهم است که شيعه در مقام پاسخ مي گويد: امامان ما موحد و خوب بوده اند و اين هم نمونه هايي از دعاهاي توحيدي آنها. من مي‌گويم: بر منکرش لعنت. علي و فرزندان او انسانهاي بسيار خوب و موحدي بوده‌اند ولي اين چه ربطي به شما دارد؟ اگر سري به تکايا و روضه خواني ها و افکار تودة شيعه بزني چيزي که آنجا نيست توحيد است و خدا! مسيحيان نيز خود را پيرو و عاشق دو آتشه عيسي مي دانند ولي عيسي کجا گفته من پسر خدا يا خدا هستم و اين افکاري که شرک مسلم است کجا در تعاليم عيسي بوده؟ 
جالب است كه بدانيد كفار، بتهايي ساخته بودند به نام لات و عزي و يعوث و مناه و... و اينها نام افرادي نيكوكار و خوبي از اعراب بوده كه پس از مرگشان از بس آنها را دوست داشته اند پس از مدتي به يادبود آنها اين بتها را مي سازند و وقتي كه به كفار مي گفتند چرا اينها را مي پرستيد؟ پاسخ مي دادند: ما اينها را واسطه و شفعاء بين خود و خدا قرار داده ايم. (چقدر شبيه تفكرات شيعه در خصوص ائمه است!)
دقت كنيد كعبه نيز چيز بسيار خوبي بوده و كفار نيز راست مي گفتند: اين خانه اي است كه ابراهيم پيامبر خدا ساخته و هدف در اينجا عبادت است و بايد به اين سمت سجده و عبادت كنيد و... ولي بتهايي كه داخل اين مكان مقدس گذاشته بودند كار را خراب مي كرد و مردم نادان نيز چون حق و باطل با هم قاطي شده بود متوجه نمي شدند. ديگر اينكه پرستش خدا چه ربطي به پذيرش اراجيف و توجيهات كاهن قبيله و جادوگران و ابوجهل دارد؟ 
شيعه نيز در كنار رود خانه توح