 خدا شود دلهايشان بترسد وبرآنچه به ايشان رسد صابر باشند وآنانکه نماز را بپادارند وآز آنچه روزي ايشان کرديم انفاق مي کنند.
76-	قال رسول الله: النياحه من عمل الجاهليه.(من لا يحضره - شيخ صدوق - جزء 4)پيامبر خدا فرمود: نوحه خواني از کارهاي دوران جاهليت است.
77-	قال رسول الله:ليس منا من ضرب الخدود وشق الجيوب.(مسکن الفواد _شهيد ثاني)پيامبر خدافرمود: از ما نيستند کسانيکه (به هنگام مصيبت) برگونه‌ها بزنند و گريبانها پاره کنند.
78-	قال رسول الله:ضرب المسلم بيده علي فخذه عندالمصيبه احباط لاجره.(فروع کافي)پيامبر خدا فرمود:مسلمان به هنگام مصيبت چون بادست خويش بران خود بکوبد مزدش نابود مي‌شود.
79-	قال رسول الله: لعن الله اخامشه وجهها واشاقه جيبها والداعيه بالويل واثبور.(مسکن الفواد)پيامبر خدا فرمود:خدا لعنت کند زني راکه چهره اش را درمصيبت بخراشد وگريبانش بدرد وفغان و واويلا بگويد.
80-	در کتاب مسکن الفواد از ام سلمه روايت مي کند: هنگامي‌که ابوسلمه (شوهراولش) از دنيا رفت من با خود گفتم در اين سرزمين من به اين مصيبت گرفتار شدم گريه وعزاداري براي او برپا کنم.اتفاقا زني که نوحه‌گر بود هم برمن وارد شد ومي خواست مرا درآن مصيبت کمک کند پيامبر اکرمصلی الله علیه و سلم فرمود: آيا مي خواهيد دوباره شيطان را که خدايتعالي از اين خانه بيرون رانده است برگردانيد؟! 
81-	درصفحه 56 کتاب مسکن الفواد از يوسف بن عبدالله بن سلام نقل کرده که پيامبر اکرمصلی الله علیه و سلم هروقت شدت و مصيبتي بر خانواده اش وارد مي شد ايشان را امر مي کرد به نماز خواندن واين آيه را قرائت مي کرد: امرکن خانواده‌ات را به نماز وصبر را در باره آن بپذير.
82-	شيخ مفيد در کتاب ارشاد جلد 2 صفحه 97 آورده که امام حسين به خواهرش زينب(س)فرمود:اي خواهر جان من تورا سوگند دادم وتو به سوگند من وفادار باش که چون کشته شدم گريبان برمن چاک مکن وچهره مخراش ودر مرگ من واويلا واثبورا(عذاب برمن بادخدايم مرگ دهد)مگو(1) 
83-	شيخ کليني در فروع کافي ج 3 ص 225 از امام موسي بن جعفرآورده که فرمود:مردي که به هنگام مصيبت دست خود بررانش بکوبد موجب تباه کردن اجر خويش مي شود.
84-	شيخ صدوق در من لا يحضرالفقيه ج 1 ص 520 از حضرت صادق آورده که فرمود:هرکس به هنگام مصيبت دست خود بررانش بکوبداجرش تباه ميشود.
البته بر قاتلين امام حسين لعنت و حتي بر كساني كه منكر عزاداري بر آن بزرگوارند ولي من سئوالي از شما دارم: اگر شما رحلت كرديد (البته بعد از 120 سال!) آيا بيشتر دوست داريد كه انسانهاي زنده از رفتار شما تبعيت كرده و عقايد شما را رواج دهند و عملي كنند يا هر سال براي جسم فاني شما بر سر و مغز خودشان بكوبند؟ براستي كدام شيعه يك حديث از امام حسين بلد است؟ و كدام شيعه در برابر ظلم مي ايستد و كدام شيعه رفتار و منش امام حسين را دارد؟ در مجمع علماي اهل سنت، شخصي از آقاي ازغدي سئوال كرد چرا شما اينگونه عزاداري مي كنيد؟ ايشان پاسخ دادند " اينها جزو آداب و رسوم ماست! " واقعاً جاي تعجب است مگر پيامبران نيامدند تا با همين آداب و رسوم شرك آميز خرافي و شيطاني مبارزه كنند؟ و مگر زنده به گور كردن دختران، جزء آداب و رسوم اعراب جاهلي نبود؟ و براي حسن ختام اين قسمت به اين حديث از حضرت علي (ع) دقت كنيد: 
خوشا به حال كسي كه از پندگويي كه هدايتش مي كند اطاعت كند و از فريبكاري كه او را به گودال گمراهي مي افكند بپرهيزد. غررالحكم جلد 2 ص 465
--------------------------------------------------------------------------------------
1) این  روایت ، در تاریخ یعقوبی شیعه نیز وجود دارد .-	در انتها در مورد سیره های تاریخی باید گفت: عوامل چندی موجب گردید تا در كنار علاقة شدیدی كه به حفظ سیره رسول خدا صلی الله عليه وسلم  و جزییات آن وجود داشت تمایل به تحریف اخبار سیره نیز پدید آید. این تمایلات می‌توانست ناشی از دسته بندیهای سیاسی و فرقه ای و همچنین اختلافات قبیله ای باشد. همچنانكه بی توجهی عالمان سیره دان به جدا كردن اخبار درست و توجه به گردآوری هرچیز و هر خبر، سبب رسوخ كژیهای فراوانی در كتب سیره گردید. باید توجه داشت كه پس از رحلت رسول خدا صلی الله عليه وسلم  در مسایل سیاسی، اختلافهایی میان قریش پدید آمد و جناح بندیهای سیاسی كه ریشه در نزاعهای قبیله ای گذشته داشت سبب جدا شدن منافع هر یك از جناحها از دیگری شد. شدت این نزاع پس از روی كار آمدن  بنی امیه (سال 41) و دفاع آنان از میراث خلفای نخست در برابر امام علی و انصار می توانست نگرش این گروهها را درباره حوادث عهد آغازین اسلام و گروههای شركت كننده در موافقت و مخالفت با رسول خدا متفاوت از هم شكل دهد. نمونه هایی وجود دارد كه نشان می دهد بخشی از تحریفها و كژیهای موجود در سیره ناشی از گرایشی است كه در تعظیم برخی از جناحها و تخریب برخی دیگر تلاش كرده است‌.(19) 
-	 اجماع: انسان در طول زندگی موارد بسیاری را با عقل یا مشاهده حاصل نمی‌كند بلكه چون اكثریت به آن اذعان دارند او نیز تصدیق می‌كند  به عنوان مثال: گردی كره زمین، وجود شهری به نام نیویورك، امكان شكافتن هسته اتم و... را ما شخصاً تجربه نكرده ایم ولی از آنجا كه از بیشتر منابع و افراد شنیده ایم به صحت آن اطمنیان یافته ایم. به همین علت چون بحث ما بیشتر ماهیت تاریخی دارد درست است كه تاریخ دروغگوی بزرگی است ولی از آنجا كه دروغگو فراموشكار است می توان با اندكی تعقل (به دور از احساس و تعصب)  و تطبیق متون و مدارك مختلف تاریخی با هم، مشت این دروغگو را باز كرد. نكته دیگر اینكه تاریخ در وقایع دچار اشتباه یا دروغ می‌شود ولی هیچگاه (پس از چند قرن) چهرة مطلوبی از یك انسان بد نشان نمی‌دهد. اگر به كتب تاریخی یا فرهنگ سایر ملل مراجعه كنید محال است كسی نرون، چنگیز، هیتلر و...  را ستایش كرده باشد. برای همین اگر در تایید یك انسان در تاریخ اجماعی در بین بود این خود نشان دهنده درستی و خوبی آن فرد است. 
در خصوص ذكر منابع توجه خوانندگان را به نكته ای بسیار مهم و علمی جلب می‌كنم. برخی فكر می كنند اگر برای ذكر سند یك متن یا واقعه و روایت صدها منبع از طرق مختلف بیاورند این به متن آنها اعتبار و قوت می‌دهد. البته این پندار غلط است و راه درست آن است كه بفهمیم اولین كتاب یا كتابها یا اولین فرد یا افرادی كه آن واقعه را گفته اند چه كسانی بوده و از چه كسانی یا از چه طرقی نقل كرده اند زیرا پر واضح است كه نویسندگان قرون بعدی وقایع را از همین افراد نقل كرده اند اكنون اگر نفر اول یا كتاب او دروغ گفته یا اشتباه كرده باشد گفته تمامی ناقلین قرون بعدی نیز بی اثر می‌شود. درست مانند شایعه ای كه ناگهان بر سر زبان میلیونها نفر می افتد و وقتی بررسی می كنی می فهمی راوی نخست آن شخصی مغرض و دروغگو بوده است. مثال: در یكی از سایتهای شیعه دیدم كه نوشته بود خطبة فدكیه از حضرت فاطمه در صدها كتاب ذكر شده است و همین دلیل بر صحت این خطبه است ولی هنگامیكه یك نفر به عنوان محقق بی طرف در تاریخ و بین كتب تاریخی به جستجو بر 