گر پيك مسلمانها نبود ام‌كلثوم، هيچگاه چنين هديه اي را دريافت نمي كرد. و گردن بند را به بيت المال مي فرستد. سئوال من از آخوندهاي بي شرم اين است: اگر نبود قدرت سپاه اسلام و اگر پيامبر اكرمصلی الله علیه و سلم در مكه مانده بودند آيا يوشع بن نون از مدينه به مكه مي آمد و فدك را به حضرت محمدصلی الله علیه و سلم مي داد؟
آيا حضرت فاطمه در قبال دريافت نيمي از محصول فدك مي توانستند به تعهدات پيامبر، عمل كرده و امنيت منطقه را حفظ كنند؟ و آيا ديگر خوردن چنين مالي حلال بود؟ (پس آنچه حضرت فاطمه طلب كرده همان سهم قبلي بوده كه به ايشان پرداخت مي شود و توليت اين كار كه 2 سال بعد حضرت عمر به حضرت علي پس مي دهد)
اكنون بايد براي ما مشخص كنيد پيامبر اكرم، عوايد فدك را در زمان حياتشان به حضرت فاطمه، هبه كرد (يعني بخشيد) و يا اين عوايد به صورت ارث به حضرت فاطمه رسيد.  (البته به ارث رسيدن عوايد نيز از آن حرفهاست. به احتمال فراوان حضرت فاطمه طبق نيات بشردوستانه خود مي خواسته اند ثواب دريافت و تقسيم اين عوايد بين فقراء را عهده دار شوند كه حضرت عمر نيز اينكار را 2 سال بعد به حضرت علي رد مي‌كند) 
اگر هبه بوده چرا هيچيك از مردم مدينه از اين موضوع مهم، خبري نداشته‌اند. زيرا فدك، ارزش مالي بالايي داشته است. اين موضوع از آنجا معلوم مي شود كه به جز يك نفر، كسي حاضر نمي شود به نفع حضرت فاطمه در اين خصوص، شهادت دهد. سئوال دوم: اگر هبه بوده چرا پيامبر اكرم، جانب انصاف و عدالت را رعايت ننموده (البته بنا به اعتقاد شما) و به همسران ديگر خود، چيزي نمي بخشند. با توجه به اين نكته كه زن، فقط از يك هشتم ابنيه و درختها (و نه زمين) ارث مي برد. تكليف تامين زندگي آتي همسران پيامبر چه مي‌شده؟ زيرا طبق نص صريح قرآن، آنها حق نداشته‌اند پس از رحلت نبي اكرم، ازدواج كنند پس به طريق اولي، واجب تر بوده كه به آنها چيزي بخشيده شود و نه به حضرت فاطمه كه همسري كاري و دلير داشته‌اند. و اين فرض، وقتي قوت مي گيرد كه بنا به نص صريح قرآن، مردها در صورتي مي‌توانند با بيش از يك زن ازدواج كنند كه بين آنها عدالت را رعايت كنند! پس كو عدالت نبي اكرم (البته طبق عقيدة منحط و خرافي شيعه و گرنه نبي اكرم مجسمة عدل بوده اند)
اگر ارث بوده چرا حتي يك نفر از همسران پيامبر در اين خصوص، ادعايي نمي كند؟ و همچنين چرا كسي از اين موضوع، بي خبر بوده تا براي شهادت، حاضر شود؟
علماي شيعه مي گويند حضرت فاطمه مانند بقيه از پدرش ارث مي برد ولي در اصول كافي باب صفه العلم حديثي آمده به اين عنوان: همانا پيامبران درهم و دينار ارث ننهادند. در خصوص آية و و رث سليمان داوود بايد بگوييم اگر منظور وراثت مادي بوده پس چرا ساير فرزندان حضرت سليمان ارث نبرده اند و چرا فقط ورث داوود؟ پس معلوم است كه منظور نبوت است و پاره اي علوم (مانند لسان طير) حضرت زكريا خطاب به خداوند مي گويد: [رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنْتَ خَيْرُ الوَارِثِينَ] {الأنبياء:89} ا يعني خدايا مرا تنها مگذار كه تو بهترين وارثين هستي. يعني خدا مال به ارث مي برد؟ حضرت ابراهيم نيز به خدا مي گويد آيا اين نبوت در ذرية من خواهد بود كه خداوند پاسخ مي دهد در ظالمين آنها: نه. يعني حتي به ارث رسيدن همين علم و حكمت نيز شرايطي دارد. 
پيامبرصلی الله علیه و سلم در برخي موارد ديگر نيز با بقيه تفاوت داشته اند مثلا همسران ايشان نمي توانسته اند پس از رحلت ايشان با كسي ازدواج كنند. يا ايشان از يك تاريخ معين به بعد حق ازدواج نداشته اند يا صدقه بر ايشان حرام بوده. 
چرا وقتي 2 سال بعد حضرت عمر، فدك را به حضرت علي پس داد بين حضرت علي و عباس، عموي پيامبر بر سر (احتمالا توليت آن) دعوي مي‌شود و وقتي آن دو نفر، دعوي را به حضرت عمر، ارجاع مي دهند حضرت عمر، مي گويند اين ديگر به من مربوط نيست، خود دانيد! پس، موضوع، همچنان لاينحل باقي مي ماند؟ 
چرا حضرت علي، در زمان خلافت خودشان، فدك را تصرف نكردند؟ (البته پاسخهاي جدلي و كلامي در اين خصوص بي فايده است)
به احتمال فراوان، اين نيم محصول فدك، وقف نبي اكرم بوده كه حضرت علي توليت آنرا به عهده داشته و عوايد آن به مصرف فقرا مي رسيده. حضرت ابوبكر نيز مالكيت را تصرف نمي‌كند بلكه عوايد آنرا براي تجهيز سپاه در سركوب شورش رده تصرف مي كند و حضرت عمر نيز توليت آنرا دو سال بعد پس مي دهد. 
روزي حضرت فاطمه حسن و حسين را به حضور نبي اكرم مي برند و مي‌گويند: چيزي براي اين دو نفر به ارث بگذاريد. پيامبرصلی الله علیه و سلم مي فرمايند: و اما حلمم را براي حسن و اما شجاعتم را براي حسين به ارث مي گذارم. امام صادق نيز مي فرمايند: علماء وارثان انبياء هستند و... اين يعني اينكه پيامبران علم و دانش و ايمان و... از خود به ارث مي گذارند نه مال و منال!
در دهها آية قرآن، مي خوانيم كه خدا به نبي اكرم مي فرمايد: اي پيامبر به مردم بگو من مزد و اجر رسالت از شما نمي خواهم. چگونه ممكن است خداوند به پيامبرصلی الله علیه و سلم، فرمان تصرف فدك را به نفع تنها دخترش، داده باشد؟ آيا در اين صورت، رسالت ايشان، زير سئوال نمي‌رود (و بعد هم، فرمان موروثي كردن خلافت در خاندان همين دختر از جانب خدا و الزام مردم به اطاعت از آن! چه مزدي بهتر از قدرت و حكومت و تصرف منطقه مرغوب و حاصلخيز فدك؟) براستي اگر قدرت اسلام و مسلمانان و مقام نبوت ايشان نبود آن يهودي، به مكه مي آمد و فدك را به ايشان مي داد؟
مساله دلخوري حضرت فاطمه با حضرت ابوبكر حتي اگر صحت هم داشته باشد نمي‌تواند دليل محكمي در رد و تخطئه كسي باشد زيرا پيامبر اكرم حضرت عايشه را نيز بسيار دوست داشته‌اند. حضرت فاطمه را نيز دوست داشته اند. پس از رحلت نبي اكرم اين دو نفر (يعني حضرت فاطمه و حضرت عايشه) با حضرت ابوبكر و حضرت علي مخالفتهايي (اگر روايات تاريخي صحت داشته باشد) پيدا مي كنند آيا اينكه پيامبرصلی الله علیه و سلم آنها را دوست داشته دال بر صحت قضاوت آنهاست؟ به اين سخن ام سلمه خطاب به عايشه دقت كنيد: ستون دين اگر شكست با زنان برپا نشود و پراكندگي اگر در دين حاصل شد با زنان به جمعيت مبدل نگردد. در آيه صريح قرآن نيز خطاب به پيامبر اكرم كه هم مرد بوده اند و هم پيامبر و هم سن بالايي داشته اند مي فرمايد: بگو من نيز بشري مانند شما هستم (با اين تفاوت) كه به من وحي مي شود. چرا بايد در خصوص قضاوت و تحليل دختري 18 ساله  (اگر به فرض محال چنين افسانه هاي وجود داشته باشد) اين همه هياهو براه بيندازيم؟
5- چرا حضرت عمر به خانه علي حمله كرد و در خانه را آتش زد و باعث قتل جنين داخل رحم حضرت فاطمه (محسن) شد؟ 
در تواريخ معتبري مانند تاريخ يعقوبي (شيعه) و تاريخ طبري آمده پيامبرصلی الله علیه و سلم در گوش محسن، اذان گفت و محسن در كودكي بر اثر بيماري در گذشت!
بعلت نبودن درختي به جز نخل، جلوي اكثر درها پارچه آويزان مي‌كرده‌اند و اصولا اتاقك حضرت فاطمه كه داخل مسجد بوده نيازي به در نداشته است! (همچنين مراجعه كن