ود آنها) او حتی یك حرف و یك عمل هم كه موجب ایجاد تفرقه در جامعه باشد از خود نشان نداد. او حتی برای یكبار هم در ارائة مشورت و نشان دادن راه درست به دوست و دشمن شك نكرد و به حیله و نیرنگ دست نزد و همیشه در قضاوت درباره اشخاص از دید عقل محض سخن می‌گفت و در نهایت، خداوند را داور رسیدگی به هر ظلم و ستمی معرفی می كرد و من اینك در اینجا قصدم باز كردن همین نكات است. هر چند ابوجهل ها ناراحت شوند.
•	حضرت علی(ع) امام اول من است و من میان خلافت و امامت قائل به تفاوتم. ایشان مردی برای تمام تاریخ و همه دوران بوده و حتی از زمان خود بسی جلوتر. 
•	من قبل از نوشتن این مطالب، با تمرین و تكرار، سه حالت را در خودم ایجاد كردم كه این حالات را شما نیز برای خواندن و فهمیدن این مطالب باید در خود ایجاد كنید:  1 – هر آنچه از قبل در اندیشه و احساس داشتم اعم از سخنرانی مداحان و وعاظ و كتابها و اشعار و فیلمها و... به دور ریختم و ذهنم را از تمام تلقینات پاك كردم 2 – با دید عقل محض، به مسائل نگاه كرده و آنها را مورد بررسی قرار دادم. 3 – قرآن و نهج البلاغه را ملاك اصلی خودم برای ارزیابی موارد قرار دادم. ضمناً همانطور كه خواهید دید هیچگاه به طور قطع و كامل اظهار نظر نكرده مگر اینكه واقعاً و با در نظر گرفتن تمام شرایط، مطمئن به امری شده باشم.  
•	هر جا در این كلمات، تلخی بیشتری دیدی بدانكه همانجا حقیقت تر است زیرا حقیقت همیشه تلخ است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:22.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:23.txt">اشتباهات و انحرافات عمدة محققین شیعه</a><a class="text" href="w:text:24.txt">برخورد گزینشی و از روی احساس با وقایع تاریخی</a><a class="text" href="w:text:25.txt">محققین روانشناس قاضی بازپرس جرم شناس...</a><a class="text" href="w:text:26.txt">نكته ای چند در مورد قرآن</a><a class="text" href="w:text:27.txt">چسبیدن به استثنائات و رها كردن اصل</a><a class="text" href="w:text:28.txt">گزینش یك قسمت از یك واقعه و پنهان كردن بقیه موارد </a><a class="text" href="w:text:29.txt">تحلیلهای متضاد </a><a class="text" href="w:text:30.txt">منطق غلط</a><a class="text" href="w:text:31.txt">تمسك به استدلالات قدیمی و از كار افتاده نویسندگان ده قرن قبل</a><a class="folder" href="w:html:32.xml">احادیث موجود در كتب اهل سنت كه شیعه به نفع خود به آنها استناد می‌كند</a><a class="text" href="w:text:35.txt">شیوه بیان</a></body></html>[وَالعَصْرِ[] إِنَّ الإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ[] إِلَّا الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ] {العصر } 
نیت من: بیان حقیقت و سفارش به صبر و دوری از قضاوت عجولانه درباره افراد بر مبنای افسانه‌های جعلی تاریخی است. و دوری از پیش داوریها و رفتارهایی كه نتیجه‌ای جز تفرقه در امت اسلام ندارد. زیرا تنها درو كننده بذر این اختلافها: برخی دول غربی خواهند بود.
        چو می بینی كه نابینا و چاه است         اگـر خـامـوش بنشینـی گنـاه است
        				
•	بهترین صدقه و احسان به دیگران، اصلاح میان مردم است. 
                                                            پیامبر اكرم صلی الله عليه وسلم  

•	فرزندم اگر می خواهی به دست هیچ دیکتاتوری گرفتار نشوی، فقط یک کار بکن: بخوان و بخوان و باز هم بخوان.(از نامه شهید دکتر علی شریعتی به فرزندش)جالب است که اولین خطاب قرآن نیز سفارش به خواندن است: اقراء  ولی آقایان  می گویند: اسمع (بشنوید) فقط مقلد باشید. ما برایتان انتخاب می کنیم و بجایتان می فهمیم. و مبادا نکته جدیدی از لابه لای آیات قرآن بفمید زیرا ما برایتان تفسیر و توجیه و تحریف، می کنیم!!! و از فن شریف پرانتز گذاشتن بین آیات قرآن استفاده می کنیم.
•	حرفه من این است كه وقتی دیگران، حقیقت را نمی گویند، من بگویم. 		(برنارد شاوـ از كتاب:تو هرگز نمی توانی بگویی) 
•	كسی كه گذشته را فراموش می‌كند مجبور به تكرار آن می‌شود. 
•	وقتی دین فاسد شود همة كارها خراب می‌شود. 
نویسنده ای كه پیامهای نو می آورد، باید برای پذیرفتن طعن و دشنام مردم آماده باشد. (هاولوك الس) 

•	اصلاح گری در دین به چه معناست؟ برای كاوش و بررسی نسبت آرای مرحوم مطهری با اصلاحات دینی توضیح مقدمه‏ای لازم است كه شاید موجب گردد به ذی‏المقدمه زیاد پرداخته نشود. مرحوم مطهری در كتاب اسلام و مقتضیات زمان، در باب دین تمثیل خوبی به كار می‏برد. می‏فرماید: دین همانند آبی است كه از چشمه‏هایی می‏جوشد و هرچه این آب از سرچشمه خود دورتر می‏شود، آلوده‏تر می‏شود. در برابر این آلودگی دو راه حل پیش پای ماست. یكی اینكه از آن آب كدر استفاده نكنیم، اما راه بهتر آنست كه به تصفیه آن آب بپردازیم. مرحوم مطهری معتقدند دستگاه تصفیه دین، عقل بشری است. این تمثیل مرحوم مطهری گویای دو نكته است: اول آنكه لااقل به نظر وی آلودگی دین اجتناب‏ناپذیر است و دوم آنكه می‏توان آن را تصفیه، یعنی اصلاح كرد. تا اینجا مورد وفاق بسیاری از افراد است؛ اما بحث از آنجا به اختلاف می‏رسد كه كجای دین فاسد شده است تا قابل اصلاح باشد؟ بحث من پاسخ به این پرسش است و چون اصلاح دین به هر نحو آن، از تلقی ما از اصل دین ناشی می‏شود، لذا ابتدا تلقی خود را از دین عرضه می‏كنم. من از واژه دین سه چیز را اراده می‏كنم: دین 1، دین 2، دین 3  این تقسیم‏بندی برای هر دینی از جمله اسلام صادق است. در بحث حاضر، تقسیم‏بندی من ناظر به اسلام است. دین 1: در هر دین و مذهبی، سخن كس یا كسانی بی‏چون و چرا مورد قبول قرار می‏گیرد؛ مانند پیامبر (نزد اهل سنت) و چهارده معصوم (نزد شیعیان) و اینان اشخاص غایب تاریخی هستند. مجموع سخنان این كس یا كسان در مجموعه‏هایی جمع می‏آید كه به آن «كتب مقدسه» گفته می‏شود. بر این اساس، اسلام 1 عبارتست از قرآن و مجموعه احادیث معتبر و مسیحیت 1 مجموعه عهد عتیق و عهد جدید و بوداییت 1 هم عبارت است از متنِ ذمه پادا. دین 2: دین 1 در طول تاریخ به شرح و تفسیر نیازمند است. دین 2 مجموعه آثار، رسایل، كتابها و مقالاتی است كه متكلمان، علمای اخلاق، فقها، فیلسوفان، عارفان و سایر علمای دینی به رشته تحریر درآورده‏اند. دین 3: تحقق خارجی دین 1 و دین 2، دین 3 را شكل می‏دهد. دین 3 مجموعه افعالی است كه پیروان دین در طول تاریخ انجام داده‏اند به اضافه آثار و نتایجی كه از افعال دینداران در عرصه عینی و عملی ظهور پیدا كرده است. سه نكته درباره سطوح دین: نخست اینكه فقط دین 1 است كه هر دیندار باید از آن جهت كه دیندار است آن را قبول داشته باشد. من هیچ وظیفه‏ای برای دفاع از اسلام 2 و اسلام 3 ندارم. نكته دوم: اگرچه میان اسلام 1 و 2 و 3 ارتباطهایی وجود دارد، اما جدایی‏ها و تفاوتهایی هم میان آنها هست. مثال ساده آن اینكه بخش قابل توجهی از ادبیات دینی ما، ادبیات شعری و عرفان است. اما كیست كه نداند اسلام با شعر و شاعری مخالف بوده است و قرآن در چند مورد با شعر و شاعری مخالفت صریح كرده است. نكته سوم: اسلام 3 و به طور كلی دین 3، روی هم‏رفته فاسدتر از اسلام 2 است و به همین ترتیب اسلام 2 فاسدتر از اسلام 1 است و ل