اده كرده است! البته نمونه های این برخوردهای گزینشی و متضاد در كتب نویسندگان، فراوان است. به عنوان مثالی دیگر: وقتی سئوال می‌شود كه ممكن است منظور از آیة تبلیغ، بیان مسائلی دیگر و یا وظیفة پیامبر در علنی كردن دعوت باشد محققین شیعه می گویند خیر، زیرا اصل ولایت و رهبری مهمتر از مسائلی مانند نماز و روزه و... است و اینها جزو فروع دین است و امامت جزو اصول دین. حال اگر در جای دیگری از ایشان سئوال شود چرا نام حضرت علی در همین آیه (آیه تبلیغ) نیامده می‌گویند‌: بسیاری چیزهای دیگر، مانند نحوة وضو گرفتن و یا نماز خواندن هم نیامده و پیامبرصلی الله عليه وسلم  آنرا توضیح داده اند. ولی طبق استدلال خود ایشان،  امامت و رهبری كه از نظر اهمیت، قابل مقایسه با فروع دین نیست؟ پس این قیاس متضاد برای چیست؟ مثال دیگر مصادیق اهل البیت است. شیعه معتقد است اهل البیت فقط پنج نفر بوده‌اند. و حتی ام سلمه همسر نیكو صفت پیامبرصلی الله عليه وسلم  را از شمول آن خارج  می‌دانند ولی جایی دیگر برای خرد کردن هر چه بیشتر حضرت عمر و حضرت ابوبکر می گویند سلمان فارسی از اهل بیت بوده (طبق حدیث پیامبر: سلمان منا اهل البیت)
•	یكی از بزرگترین اشتباهات نویسندگان و علماء و نویسندگان شیعه (اتفاقاً همین اشتباه علت اصلی ورود خرافات و بدبختی شیعه شده است) این است كه فقط نظر عده ای خاص از علماء و نویسندگان تاریخی خود را قبول دارند و نویسندگان جدید نیز هر چه می گویند تكرار مكررات آنهاست و این در حالی است كه آنها معصومین را فقط 14 نفر می دانند و در تئوری قبول دارند كه ممكن است بقیه اشتباه كنند ولی در عمل به جز كتابهایی خاص تاریخی را قبول ندارند (حتی كتابهایی كه در 50 سال اخیر نوشته شده در صورتی مورد تایید است كه با آن كتابهای قدیمی مطابقت داشته باشد!) و این روش تحقیقی در هیچ كجای دنیا حتی در قبایل آمازون جایی ندارد. نویسنده و یا روحانی شیعه (1)  سخن و كتب و عقاید نویسندگان سنی را قبول ندارد (البته هر كجا كه به نفعش باشد را قبول می‌كند!!!) زیرا آنها سنی و بنا به اعتقاد او مغرض و دشمن اهل بیتند‌!(2)  سخن و كتب مستشرقین و اسلام شناسان غربی یا یهودی یا مسیحی را قبول ندارد زیرا آنها اهداف استعمارگرانه و تفرقه افكنانه دارند. طرفه اینجاست كه سخن نویسندگان (حتی شیعه و تندرو ایرانی) خودش را نیز قبول ندارد. نمونه جالب آن دكتر علی شریعتی كه از خانواده‌ای مذهبی بوده و بیشتر تحقیقات و كتابها و سخنرانی های او در رابطه با علی و حتی اطرافیان او (ابوذر – حجر و. ..) بوده و خودش همیشه اعتراف می‌كرده كه در حد افراط عاشق علی است. شریعتی با توجه با اینكه جو ایران برای بیان تعریف از حضرت عمر، بسیار نامساعد است ولی مثلا در كتاب حجر حكومت حضرت عمر و حضرت ابوبكر را پس از حكومت علی بهترین نوع حكومت در دنیا (تا كنون) دانسته یا خطبه لله بلاد فلان را از زبان حضرت علی در ستایش حضرت عمر می‌داند و... ولی محقق و نویسنده شیعه فقط معتقد به اصول مندرج در كتب اصول كافی، بحار الانوار مجلسی و شیخ طوسی است! (3) 
•	اشتباه دیگر محققین شیعه این است كه در بررسی اسناد و متون یك حادثه فقط موارد دلخواه خود را انتخاب و نقل می كنند. نمونة بارز آن شان نزول آیات قرآن است. ما می دانیم در كتب شیعه و سنی برای بسیاری از آیات قرآن، شان نزولهای مختلف و متعددی نقل شده است ولی شیعه هنگام نقل قول این شان نزولها فقط مواردی كه به نفع عقاید خودش است را انتخاب كرده و سپس در كتابش می نویسد این شان نزول در این تعداد از كتب اهل سنت وجود دارد ولی اشاره ای به شان نزولهای مختلف دیگر در همین كتابها نمی‌كند! اشتباه دیگر او این است كه هنگام ارائه یك دلیل و سند از متون تاریخی به منبع و مصدر اولیه آن و سلسله اسناد آن كه چه اشخاصی بوده اند اشاره نمی‌كند و فقط می نویسد این حدیث یا روایات در صدها كتاب آمده است ولی چه بسا مصدر اولیه آن  یك نفر(خبر واحد) و آن هم دروغگو باشد یا انقطاع زمانی زیادی بین شخص گوینده و راوی حدیث وجود داشته باشد و... (مانند خطبه فدك كه اگر در هزاران جلد كتاب هم به آن اشاره شده باشد چون راوی اولیه آن در كتاب بلاغاه النساء می‌گوید این حدیث را از زید ابن علی ابن حسین ابن علی ابن ابی طالب شنیدم و این شخص سالها قبل از تولد نویسنده این كتاب در واقعه فخ شهید شده است پس نمی توان چندان اطمینانی به اسناد این حدیث داشت)  
•	یکی از بزرگترین اشتباهات محققین ما این است که به پیامبر اکرم صلی الله عليه وسلم  از دید خودشان نگاه می‌کنند و مثلاً اینکه حضرت ابوبکر همراه پیامبرصلی الله عليه وسلم  جانش را به خطر انداخت و به مدینه هجرت کرد یا اینکه او مرتب پول خرج می کرد، آنها این کارها را کاری عادی و جزو وظایف پیش پا افتاده ابوبکر به شمار می آورند در صورتیکه باید ببینیم همین آقایان اگر در آن دوران بودند از جانشان که نه آیا حاضر بودند حتی یک‌ ریال از مالشان در راه اسلام خرج کنند؟ یا به جای آن، با تعصبی کوری که همیشه در وجودشان هست به جمع  ابوجهل ها و ابولهب ها می‌پیوستند‌! 
•	یکی دیگر از اشتباهات رایج و تاسف آور محققین و نویسندگان ما این است که روش برخورد آنها با مسائل و روش پاسخ دادن آنها همان شیوه قدیمی جدل است. آنها هیچگاه طبق موازین و روشهای تحقیق علمی و آکادمیک به بررسی مسائل نمی پردازند زیرا علاوه بر اینکه جدل به مراتب راحت تر از تحقیق علمی است مشت انسان دروغگو را نیز باز نمی کند در حالیکه اگر کسی طبق معیارهای شناخته شده علیم حرکت کند نمی‌تواند بر مبنای تعصب و دروغ سخن بگوید! 
•	یكی از مواردی كه باعث خلط مبحث در كتب شیعه شده آن است كه نویسندگان شیعی هیچ تمایزی میان سخنان پیامبرصلی الله عليه وسلم  و وحی الهی قائل نیستند و هر دو را نص الهی و اطاعت از آنرا واجب و هر  دو را خالی از هر گونه خطا می‌دانند. ولی ما مطابق شواهد متعدد تاریخی ـ كه در جای خود به آن اشاره خواهیم كرد ـ در بسیاری موارد مشاهده می كنیم كه در رابطه با مسائل مطروحه آیه ای نازل نمی شده و امور به رای و نظر شخصی پیامبرصلی الله عليه وسلم  و با مشورت ایشان با دیگر اصحاب صورت می گرفته است. (زیرا در غیر اینصورت حجم قرآن فعلی باید چندین برابر بود و بسیاری از جزئیات صدر اسلام را در آن می دیدیم). طبق صریح آیات الهی و شواهد تاریخی پیامبر اكرم بشری مانند بقیه بوده اند: [قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ] {الكهف:110}   بگو من بشری مانند شما هستم.  در موارد متعددی نیز پیامبر اكرم سخنی گفته یا عملی انجام داده و بعد آیاتی بر خلاف آن از جانب خداوند صادر می شده است. پس باید برای اینكه دچار خلط مبحث نشویم رغبات شخصی و علاقه ها و سلیقه های فردی رسول اكرم را از آیات الهی جدا بدانیم. البته ممكن است شیعه در رد این سخنان به این آیه اشاره كند: [وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الهَوَی] {النَّجم:3}:  (محمد) از روی هوی و هوس سخن نمی‌گوید.  ولی اگر به سیاق قب