نف (3/4) و اسحاق بن راهوية در المسند كه انس بن مالك(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) فرموده‌اند: (ما صام من ظل يأكل لحوم النّاس) يعني: «كسي كه همواره گوشت مردم را مي‌خورد [يعني غيبت مي‌كند]، روزه ندارد.» در حديث ابن‌اسحاق افزون بر اين آمده كه: (إذا اغتاب الصائم فقد أفطر) يعني: «هرگاه روزه‌داري غيبت كند، افطار كرده و روزه‌اش را شكسته است.»
15) اشاره به حديث قلتين كه تخريج آن در صفحات پيشين آمده است.(مترجم)علل اختلاف فقها
الإنصاف في بيان أسباب الإختلاف

نويسنده: علامه شاه ولي‌الله دهلوي(رح)

تحقيق و تخريج احاديث: محمد صبحي حسن حلاق عامر حسين

مترجم: محمد ابراهيم كيانيبسم الله الرحمن الرحيم

يَأًَيُّهَا الَّذِينَ ءامَنُوا أَطِيعُوا اللهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَي اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أحْسَنُ تَأْوِيلاً (نساء ـ 59) يعني: «اي اهل ايمان! از خدا و پيامبر اطاعت كنيد و از كارداران و فرمانروايان مسلمان خود فرمان‌برداري نماييد. و اگر در چيزي اختلاف داشتيد، آن را به خدا (با عرضه‌ي به قرآن) و به پيامبر (با رجوع به سنت نبوي) برگردانيد (تا در پرتو قرآن و سنت، حكم آن را بيابيد و بايد چنين عمل كنيد) اگر به خدا و روز آخرت ايمان داريد. اين كار (يعني رجوع به قرآن و سنت) براي شما بهتر است و فرجام بهتري به دنبال دارد.»
يكي از اصولي كه در جاي‌جاي قرآن بر آن به عنوان مقتضا و شرط ايمان تأكيد مي‌شود، اطاعت و پيروي از خداوند متعال و فرستاده و رسول اوست. هم‌چنين مهم‌ترين موقعيتي كه اين مظهر ايماني، نمودار مي‌گردد و ايمان حقيقي و خالص از ايمان كاذب و ناخالص، جدا مي‌شود، موارد نزاع و اختلاف مي‌باشد. چنان‌چه خداي متعال مي‌فرمايد: فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّي يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا [نساء-65] يعني: «اما نه!.. سوگند به پروردگارت كه آنان، تا تو را در اختلافات و درگيري‌هاي خود، به داوري نطلبند و سپس در دل خود، ملالي از داوري تو نداشته باشند و كاملاً تسليم قضاوت و داوري تو نشوند، مؤمن به‌شمار نمي‌روند.»
اگرچه واژه‌ي اختلاف، چه در ميدان فكر و چه در ميدان اخلاق، ناپسند شمرده مي‌شود، اما هم‌چون واژه‌ي جنگ مي‌تواند با هدفي نيك و در راستاي گسترش نيكي، محك و معيار آزمايش مردم و هم‌چنين جداساز خيرخواهان و بدانديشان باشد و در بسي اوقات، مايه‌ي شكوفايي و رشد افكار و انديشه‌ها گردد. بر اين اساس، مي‌توان نشانه‌ها و مظاهري از اختلاف را در طبيعت، مشاهده كرد كه قرآن كريم، از آن‌ها به عنوان آيات و نشانه‌هاي حكمت الهي و نظم جهان آفرينش، ياد مي‌كند؛ چنان‌چه هر يك از اين مظاهر و آيات، با وجود اختلاف و تنوع نقش، هدف واحدي را در اشكال گوناگون، ايفا مي‌نمايد. خداي متعال، مي‌فرمايد: وَ مِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّموَاتِ وَ الأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوَانِكُمْ [سوره‌ي روم-22] يعني: «از نشانه‌هاي (قدرت، عظمت و حكمت) خداوند، آفرينش آسمان‌ها و زمين و اختلاف و تفاوت زبان‌ها و رنگ‌هاي شما است…»
پديده‌ي اختلاف، عارضه‌ي گريزناپذيري است كه هم مي‌تواند، برآيندي منفي باشد و هم مي‌تواند، پيامدهاي مثبتي به دنبال داشته باشد. خاستگاه و زمينه‌ي مثبت يا منفي بودن پديده‌ي اختلاف، محرك و انگيزه‌ي اختلاف است؛ اين انگيزه، هم مي‌تواند برخاسته از بغي و سركشي باشد و هم مي‌تواند حقيقت‌جويي و خيرخواهي باشد. اختلاف منفي كه برخاسته از بغي و سركشي است، به تفرق، جدايي و پراكندگي، مي‌انجامد؛ اما اختلاف مثبت كه فرآيند حقيقت‌طلبي و خيرخواهي مي‌باشد، به تنوع و تعدد انديشه‌ها و در پي آن، به باروري و شكوفايي افكار، منجر مي‌گردد. به هر حال اختلاف، سنجه‌ي آزمايش انسان‌ها و معيار سنجش و تشخيص حد و ميزان تواضع، فروتني و حقيقت‌جويي افراد بشر و مسلمانان مي‌باشد. امت اسلامي، در همين راستا در گذرگاه تاريخ، مراحل مختلفي را پشت سر نهاده كه هر يك از اين مراحل، بر اساس قوت ايماني و نيز رشد اخلاقي و فكري جامعه‌، داراي ويژگي‌ها و شاخص‌هاي خاصي شده است.
در نخستين مرحله كه مي‌توان از آن به عنوان دوران نبوت ياد كرد، رابطه‌ي مسلمانان با مصدر نزول وحي، حل‌كننده‌ي اختلافات بود و شخص رسول‌خدا(ص) به عنوان مبلغ وحي، به مسايل متعدد فردي و اجتماعي آن‌ها رسيدگي مي‌كردند و حكم و قضاوت آن حضرت(ص) پايان‌بخش اختلافات مسلمانان بود؛ در آن زمان عدم رضايت و خرسندي به حكم خدا و رسولش، نمودار نفاق عيني و حقيقي، به‌شمار مي‌رفت.
دومين مرحله، دوران خلفاي راشدين و صحابه(رض) تا پايان قرن اول هجري مي‌باشد. در آن زمان افزون بر اين‌كه قرآن و سنت پيامبر اكرم(ص) هم‌چنان مرجع رسيدگي به امور مسلمانان بود، برخي از آرا و ديدگاه‌هاي صحابه، پديدار گشت و در بسياري از موارد به اجماع و اتفاق نظر آن‌ها انجاميد. از آن جمله مي‌توان به تعيين خليفه‌ي اول، توسط شوراي مسلمانان صاحب‌نظر و سرآمد و هم‌چنين گردآوري قرآن در زمان ابوبكر صديق(رض) اشاره كرد.
سومين مرحله از تاريخ شريعت اسلامي، از اوايل قرن دوم آغاز شد. تدوين حديث و فقه و فعاليت‌هاي چشم‌گير علمي در اين دو زمينه، ظهور دو مدرسه‌ي مشهور فقهي در عراق و حجاز و هم‌چنين پيدايش فقها و محدثان جهان اسلام، از مهم‌ترين نشانه‌ها و پيامدهاي اين نهضت علمي است كه تا اواخر قرن سوم هجري ادامه يافت.
چهارمين مرحله كه از قرن چهارم هجري، آغاز شد، با جمود فقهي، تعصب مذهبي، جدل‌هاي بي‌فايده و تقليد كوركورانه از فقهاي پيشين، همراه بود؛ در آن زمان، اختلاف، به جاي آن‌كه برخاسته از حقيقت‌جويي باشد، فرآيندي منفي در راستاي دفاع از شخصي معين و هم‌چنين ابزار غلبه بر مخالفان، قلمداد گرديد. اين آفت علمي، در ميانه‌ي قرن چهارم هجري و در زمان ضعف و ناتواني حكومت عباسي، به اوج رسيد. در آن زمان، پيدايش حكومت‌هاي مختلف و حمايت و جانب‌داري حكام هر منطقه از آرا و ديدگاه‌هاي يكي از فقها و يا مدارس فقهي و نيز كاربست اين ديدگاه‌ها در محكمه‌هاي حكومتي آن روز، سبب گسترش و نهادينه‌شدن برخي از آراي فقهي ائمه‌ي مذاهب شد. در آن ميان، عدم پرداختن به ديدگاه‌هاي فقهي برخي از فقها، سبب شد تا پس از مدت زمان اندكي، بسياري از ديدگاه‌هاي ساير فقها، به فراموشي سپرده شود و بنا بر ميل و خواسته‌ي حكام وقت، چهار مذهب فقهي، رواج يابد. پس از شكل‌گيري مذاهب چهارگانه، پژوهش‌ها و دروس فقهي، غالباً در حدود ترجيح مذهب متبوع بر ساير مذاهب و يا در چارچوب ترجيح آراي داخل مذهب، منحصر گشت. در آن گير و دار كم‌تر كسي به خود اجازه م