لـي	 علـي امـا حقيقتـي عـالـي 
شيعه احساس، علي فكر است	 فكر او مثل روح او بكر است 
شيعـه تـوهيـن، علـي آقـا	 شيعه نفـريـن، علـــي والا
تقيـه شيو‌ه دورويـي هاست	 علي اما صريح و رك  و راست
شيعه دنباله رو، علي تكرو	 شيعه ها كينه جو، علي خوشرو
شيعه بيچاره خرافات است	 علـي امـا شـه مراعات است
شيعـه نـذر و علـي عمـل	 علـي اصـل و شيعــه بــدل
شيعـه شِكـوه علي تسليم 	 شيعه خواري علي تكـريــم
تيغ شيعه بروي فرق خويش	 ذوالفقار علي است پيشاپيش
شيعـه باطل، علـي عـادل 	 شيعه جاهل، علي عـاقــل چون خـوارج در تعصب سوختي 	   مثل غالـي هـا گنـاه انـدوختـي 
پـاسدار مكتب يـك مشت دزد	   شير جهلند اين گروه زن به مزد
كينه جو و احمق و غالي منش	   تو كجايي چون علي عالي منش
عـالم تـو مثـل احبـار يهـود	   كر شوند اينها به هر عيسي سرود
كور خورشيدند خفاشان جهل 	   اين سبك عقلان و اوباشان جهليا چهره جهل را نشان خواهم داد 	 يا راه به سوي كهكشان خواهم داد
يا ريشه شرك را مـي خشكانـم	       يا بر سر اين قضيه جان خواهم دادنمـاز جاهلانه مثل بازيست 	     نياز از واسطه يك حقه بازيست
چرا شيعه نمي خواهد بفهمد          وضوي بـا جهالت، آب بازيستخوارج مثل حيوانند اي دوست 	     حقيقت را نمي دانند اي دوست
خوارج دست شيطان داده افسار 	     بـراه جهل آسـاننـد اي دوست
خوارج پشت دين و ريش و تسبيح     مـوجه يا كه پنهانند اي دوست
خوارج فكر كـرده عيـن حقنـد	     ولي بدتر ز شيطانند اي دوست
خوارج در تعصب رشد كردند	     نمي‌ميرند سگ جانند اي دوست
سپيدي را بسـي مكروه داننـد	     سيـاهـي را نگهبانند اي دوست
خوارج عـاشق رنـگ سياهند 	     سيه كار و سيه بانند اي دوست
خـوارج مستحق لعنـت حـق 	     براي اينكه شيطانند اي دوست
خوارج غير آنچه دوست دارند	      كتابي را نمي‌خوانند اي دوست
مبادا از خوارج باشي اي دوست         ز دين و عقل، خارج باشي اي دوست
                خوارج مثل حیوانند
پشت نقاب دين شده پنهان خوارجند  	در كار دين و دنيا نادان خوارجند
حزب الله است انگار عنوان اين گروه          اما بدان كه آيت شيطان خوارجند
در دستهـايشان علم حـب اهـل بيـت         امـا خلاف مكتب ايشـان خوارجند
از كينـه و تعصـب ايـن قـوم نـابـكار	     ايران شدست كلبه ويران خوارجند
چون فكر مي كنند كه حقند و با خدا         آدم كشند راحت و آسان خوارجند
يك ذره احتمال خطا هم نمي دهند	    فريسيـان دشمن انسـان خـوارجند
الله پرده ها زده بر گوش و چشمشان          پس غافلند از ره ايمان خـوارجند 
اينهـا خلاف خنـده و آزادي و رفـاه	    از آفتاب و نور گريزان خوارجند 
در هر لباس و ملت و ديني كه بوده اند	     مثل مصيبتند كه اينان خوارجند
احمق خوارجند خرابي خوارجند		   خواري خوارجند و شيطان خوارجنددجال محبوب توام، قاتل ایمان توام
مست و پریشان توأم، مداح و آخوند است این

همکار شیطان است این، با مجلسی(1)  یار است این
نشر خرافات است این، مداح و آخوند است این

چون شاه عباس است این، قلاده ناس است این 
شیطان خناس است این، مداح و آخوند است این

یکسو زیارت خوانی و یکسو دو صد نفرین و لعن
این هفته وحدت بود(2)  ، مداح و آخوند است این

سود و زیان کردست او؟  
دین را دکان کردست این، مداح و آخوند است این

اندیشهایش تیره است، او عاشق رنگ سیاه
مکروه عالم باشد این، مداح و آخوند است این

این خود زنی ها چیست این؟(3)  در کله عقلی نیست این
عین حماقت باشد این، مداح و آخوند است این


هر روز این قصه ست این، درب است و پهلوی است این
لعن است و نفرین است این، مداح و آخوند است این

سجده کن و چیزی مگو، چون رسم تقلید است این(4) 
مرجع تقلید است این، مداح و آخوند است این

لعن است و نفرین است این، جعل است و تزویر است این
با آیه‌ها ضد است این، بی شک مفاتیح است این

نائب بر حق است این!، زور است و اجبار است این
کرسی دنیای است این، مداح و آخوند است این

با اهل سنت نیست این، با چین و کوبای است این
دین و سیاست است این(5) ، مداح و آخوند است این

در فکر گنبدهاست این، پر از زیارتهاست این
عین خرافات است این، مداح و آخوند است این

قبر است و گنبد این مگر، یا بدعت و شرکیست این
آن مجلسی‌ها باشد این، مداح و آخوند است این

جهل است و تک بُعدی فقط، کله ز مُخ خالیست این
آن ابن ملجم باشد این، شیعه خارجی ست این
------------------------------------------------------------------------------
1) جناب مجلسی سنبل خرافات در تشیع صفوی است و در ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی از هیچ تلاشی دریغ نکرده است، کتب او همچون بحارالانوار و حق الیقین و حلیة المتقین مملو از خرافات و شرک و کفر است و مجلسی برای خرافی شدن و دشمن شدن با اهل سنت بهترین امام است ولی این شخص تفرقه جو و خرافی در میان علما و آخوندهای شیعه دارای منزلت بسیاری است، چرا؟ چون دکان خوبی برای جانشینان خود درست کرده، از نظر ما بهترین لقب برای جناب مجلسی همان لقبی است که علامه برقعی(رح) برایش گذاشت یعنی: مروج الخرافات و حارس البدع.
2) کدام وحدت؟ هفته وحدت ایشان خراب کردن مساجد اهل سنت در ایران است، همچون مسجد شیخ فیض محمد مشهد یا مسجد بجنورد و ...، افراد ساده لوح فریب این شعارها را می خورند.
3) چون قمه زنی ابلهانه شیعیان در جوامع بین الملل پخش می شود و باعث وهن شیعه می شود آخوندها می گویند فعلاً جایز نیست وگرنه خیلی هم از اینکار متنفر نیستند همچون رهبرشان خمینی که می گفت در شرایط فعلی جایز نیست!!!!
4) اطاعت کورکورانه از کسی و طلب دلیل نکردن از او و در یک کلام تقلید کردن در اسلام وجود ندارد و هر مسلمان باید آگاه به اصول و فروع دین خود باشد، طلب علم در اسلام واجب است، تنها می توان از مراجع و اشخاص مختلف سوال و تحقیق کرد نه تقلید.
5) جالب است که می گویند: سیاست ما عین دیانت ماست!! پس چرا در رابطه با کشورهای کمونیسم دین خود را در نظر نمی گیرید؟ در آنجا فقط به سیاست و منافع آن می چسبید، لابد این حقه بازی و یا تقیه کردن است که جزء دستورات همان مذهب شماست.و تمام است مرا با تو سخن      خبري نيست به جز مرگ و كفن
خبري نيست به جز ناله و آه	اثــري نيـست ز آرامش و مـن
خستـه از اينهمه نـامـرديها	مـردم حيله گـر عهــد شكـن
غصه ما همه اش در تاريخ 	وطن مـا همـه اش بيت حزن
خنده ممنوع و عزاداري رسم	دين نمايش شده و حرف زدن
در عمل دوزخ رنج است و ستم	در سخنـرانـي جنـات عــدن
همه اش وعده و اميد و فريب	همه اش صحبت پيروز شدن
گوسفنديم در ايـن راه سراب	سـر مـا مـي رود آخر از تن
عمر تو مثل حبابي است بر آب	و تمـام است مـرا با تو سخنروز جزا كه شافع شيعه عمل بود	        	چون بي عمل بود همه چيزش بدل بود
در پيشگاه حق چو همه جمع مي شوند     	او بــدتــريــن خلـق ز كــل ملــل بود
با فكرهاي تلخ تر از زهر شوكران	     	پنداشته كه ماحصل او عسل بود؟!!
اينها خوارجند كه از دين جلو زدند	  	افسوس زان نگاه كه در جهل حل بود
گمراه مي دود پي ارشاد ديگران	    	مانند آن طبيب كه يك عمر كل بود
شرك است راه مردم نادان و كم خرد	جاي عمل تمام وجودش امل بود

اينجا