!!، روی قبرستان بقیع گنبد و بارگاه بسازیم!!، مفاتیح و دعاهای شرک آمیز بخوانیم!! و در یک کلام چرا نمی گذارند مشرک باشیم؟!!درون شو ای غم و کینه، دلم بیمار می آید
تو هم ای دین ز من گمشو، که عقلم زار می آید

نگویم شیعه را مشرک، که از مشرک گذشت ست او
مرا از فرط شرک او، ز مذهب عار می آید(1) 

مسلمانان، مسلمانان، مسلمانی ز سر گیرید
که شرک از شرم این فرقه، مسلمان وار می آید

برو ای کفر که این ظلمت ز حد کفر بیرون شد
برای عالم اسلام، ازین فرقه خطر آید

در و دیوار این شیعه، پر است از غصه و کینه
همه فکرش فقط این است، که مهدی از غیاب آید

همه افکار حزب الله، شده یاری روح الله(2) 
برای حزب شیطان هم، امامی از نجف آید
----------------------------------------------------------------------------
1) دین با مذهب تفاوتهای بسیار دارد، دین توسط وحی الهی ایجاد می شود ولی مذهب توسط انسانها ساخته می‌شود، دین خرافات ندارد ولی مذهب تا بخواهی دارد، در دین همه برابرند و ارزش هرکس به میزان تقوای اوست ولی مذهب سید و غیر سید، روحانی و غیر روحانی دارد، امام در دین حاضر است ولی در مذهب غائبِ همیشه غائب است، دین دکان نیست ولی مذهب دکان است، در دین پرستش اولیاء و قبورشان حرام است ولی در مذهب واجب است، در دین تقلید نیست ولی در مذهب هست، در دین بین خدا و بنده واسطه ای نیست و بنده مستقیماً دعا می کند ولی مذهب واسطه دارد، دین دهه عزاداری ندارد ولی مذهب دهه که چه عرض کنم سده هم دارد و .... 
2) روح الله : روح الله خمینیگفت: لبم ناگهان نام خدا و قرآن
آمد آن رافضی، کوفت مرا بر دهان

گفت که مومن منم، مذهب بر حق منم
حضرت چون من شهی، جان خدا و قرآن

هست خدایم علی، دین من است آن ولی
در دل من هر زمان، هست ز مولا نشان

بنده و نوکر او، خادم و چاکر او(1) 
ذکر من است هر زمان، مهدی صاحب الزمان!!

غرق دعا و ذکرم، با کتب مجلسی
پای پیاده آیم، به مسجد جمکران

نائب بر حق او، صاحب ایران او
می روم پا بوس او، به شهر قم و تهران

ای بنده زیر تیغ، عقل نداری دریغ
چند چو بره روی در پی این دیگران؟


استاد ما مجلسی، داده به ما تحفه ها
تا برویم در بهشت، داده به ما صد نشان(2) 
------------------------------------------------------------------
1) بسیاری از مداحان و خرافیون می گویند: آرزوی ما تنها نوکری حسین یا مهدی و امامان است و می بینی که اسم آنها نیز مثلاً عبدالحسین است در صورتیکه عبدالله و عبدالرحمن صحیح است و بنده غیرخدا بودن شرک و کفر است، امام حسین(ع) نیز چنانچه زنده بود به این شخص می گفت: من بنده و نوکر نمی خواهم، تو هم برو و مثل من بنده خدا باش.
2) هر شیعه در خیال خود فکر می کند پس از مرگ برایش قالیچه قرمزی پهن کرده اند و امام حسین و فاطمه زهرا نیز در جلوی درب ورودی بهشت ایستاده اند تا سریعاً شفاعت او را بکنند و او را به بهشت ببرند!!!، اینجاست که باید گفت: شتر در خواب بیند پنبه دانه      گهی لُپ لُپ خورد، گه دانه دانهمحفل شیعه

بانضمام اشعار استاد عليرضا حسيني در كتاب آلفوس

نویسنده: علی حسین امیریهم رنگ حماقت شو، تا ظلم و ستم بینی
در روضه ما بنشین، تا کفر گران بینی

درکش قدح شیعه، هل تا بشوی مشرک
بربند دو چشم سر، تا خواب فقط بینی

بگشای دو گوش خود، گر میل به تقلیدست
بشکن خرد خود را، تا جهل فقط بینی

بگشای سر کیسه، گر خمس به مالت هست
این حکم آخوند توست، تا فقر فقط بینی

اینجاست ربا نیکو، پولی ده و صد بستان
عقل و خردت کم کن، تا مهر آخوند بینی

گویی که قرآن را ببرید ز من آخوند
رو ترک آخوندها کن، تا نور فقط بینی

اندیشه مکن الا در بحث خلافت تو
اندیشه قرآن به، کاندیشه آن بینی

خامش کن ازین گفتن تا سر ندهی بر باد
از مذهب خود بگذر تا لذت جان بینی(1) 
-------------------------------------------------------------------
1) من از مذهب و فرقه خود که همان شیعه اثنی عشریه بود گذشتم و فقط دین اسلام را پذیرفتم و از لحظه ای که اینکار را کرده ام آیات قرآن بسیار برایم قابل فهم و آسان و زیبا و هدایتگر شده و آن نقاب جهل و ظلمتی را که مذهب به روی چشمانم گذاشته بود به دور انداختم و با چشمی باز به قرآن نگریستم و دیدم که خرافیون و طرفداران مذهب در گمراهی هستند، شما نیز همین کار را بکنید و این نقاب مذهب را به دور افکنید، من به شما قول می دهم سوسک نشوید.بگشای لب که روضه نادانم آروزست 
در تکیه دروغ فراوانم آرزوست

ای آفتاب جهل، برون آ دمی ز ابر
کان چهره بسیجی حمالم آرزوست!!

زین شیعیان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و حضرت صدیقم آرزوست

جانم ملول گشت ز مطلقه و ظلم او
آن نور پر تشعشع اسلامم آرزوست

زین مداح پر شکایت گریان شدم ملول
آن های و هوی و لشکر اسلامم آرزوست

گویاترم ز روضه و اما ز ترس عام
مهر است بر دهانم و افغانم آرزوست


دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز روضه و فغان ملولم و قرآنم آرزوست

گفتند یافت می نشود، گشته ایم ما
گفت: آنچه یافت می نشود آنم آرزوست

گوشم شنید قصه درب و ملول گشت
زین نسل شاه عباسیان نجاتم آرزوستهر دهه آواز شرک می رسد از چپ و راست
ما به فنا می رویم، عزم جهنم کراست!!

ما ز همه برتریم، از همه افزونتریم
از همه بر حق تریم، منزل ما روضه هاست

داد و فغان یار ما، نوحه خوانی کار ما
قافله سالار ما شاید ابن سباست(1) 

بوی بد خرافات از وجود نحس اوست
شعشعه احادیث زان مخ پر کاه اوست

بلکه به دوزخ رویم جمله بر او حاضریم
ورنه ز دریای شرک موج پیاپی چراست؟
--------------------------------------------------------
1) جالب است که علمای شیعه وجود عبدالله بن سبا را منکر می شوند در صورتیکه در کتب بسیاری از خود شیعه در مورد او صحبت شده و عجیب است که این شخص وجود خارجی ندارد ولی محمد بن الحسن العسکری حتماً وجود دارد و نباید ذره ای در وجود او شک بکنیم و حتی نائب بر حقش باید حکومت کند.نوبت فصل و جداست، نوبت نشر و نداست
نوبت ظلم و جفاست، بحر دروغ و خطاست(1) 

صبح ولایت دمید، صبح چه؟ نور خداست!!
دشمن دین و قرآن، از اهل سنت جداست

صورت و تصویر چیست؟، رهبر و آخوند کیست؟
سید بیکار کیست؟، این همه تزویرهاست

چاره تزویرها، هست چنین جوش ها
چشمه این جوشها، در سر و مغز شماست

در سر خود پیچ لیک هست شما را دو سر
این سر تقلید از خاک، وان سر نور از سماست
--------------------------------------------------------------
1) بحر دروغ و خطا : بحارالانواردلا نزد کسی بنشین که او از دین خبر دارد
به نزد آن رفیقی رو که او داغ جگر دارد

در این بازار مکاران، مرو هر سو چو بیکاران
به دکان کسی بنشین، که در دکان صفا دارد


اگر علمی نداری پس ترا زو(1) ره زند هر کس
یکی قلبی(2)  بیاراید، تو پنداری که دین دارد

ترا بر در نشاند او به طراری که می آیم
تو منشین منتظر بر در، که آن خانه دو در دارد

به هر دیگی که می جوشد میاور کاسه و منشین
که هر دیگی که می جوشد درون چیزی دگر دارد(3) 

چراغ است نور این قرآن، به زیر جامه ات می دار
از این مداح شر بگذر، که او شرک و ریا دارد
--------------------------------------------------------------------
1) زو : زود
2) قلبی: سکه قلبی را به جای سکه واقعی عرضه کردن، این مذاهب جعلی مانند سکه قلبی هستند که هر 