<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">مسيحيت در ادوار تاريخ </a></body></html>سومين عقيده ي مسيحيت درموردحضرت مسيح عليه السلام عقيده مجدداست كه مي گويند پس ازسه روز از وفات دو مرتبه حضرت مسيح زنده شد و اندرزها و راهنماييهايي به حواريون خود دادو دوباره به آسمان رفت.ولي اناجيل اربعه در ذكر اين واقعه چنان اختلاف و تضاد دارند كه به جعلي بوده آن به راحتي مي توان پي برد.چهار مين عقيده مسيحيت در مورد حضرت عيسي عقيده كفاره است ودر دنياي مسيحيت به عنوان اصل و روح مسيحيت مطرح است. ((دايره المعارف بريتانيكا))عقيده كفار را اين گونه تشريح كرده است:((در علم عقايد مسيحيت هدف از((كفاره)) آن قرباني حضرت عيسي است كه بوسيله آن يك انسان گناهكار در يك لحظه به رحمت خدا نزديك مي شود.بنياد اين عقيده بر دو فرضيه استوار است ، يكي اينكه بنابرگناه حضرت آدم انسان ازگناه دور شده بود.دوم اينكه صفت كلام خدا (اقنوم فرزند)در جسم انساني آمده بود تا دوباره انسان را به رحمت خدا نزديك كند)).
يعني مي گويند حضرت آدم از نيروي آزادي اراده خود سوءاستفاده كردوازشجره ممنوعه خورد و گناه خيلي بزرگي مرتكب شد كه ريشه همه گناهان(تكبر،شرك،قتل و...) است و در مقابل دوسزا يافت يكي سزاي مرگ و دوم اينكه قوت ارادي از او سلب شد و بلكه غلام گناهان شد و نمي توانست كار خير انجام دهد و به همين ترتيب در سر نوشت و فطرت اولادش گناه داخل شدوهمه انسانها چونكه از آدم و حوا به دنيا آمده اند اين گناه در وجود آنه سرايت كرده است .و براي رهايي از اين معصيت يك راه اين بود كه خدا آنها را معاف كند واين خلاف عدل و انصاف خداوند است و او نمي تواند بر خلاف قوانين خودش عمل كند چونكه جزاي گناه اصلي موت بود بايد اين جزاداده شودواز سوي ديگررحمت خداوندي تقاضايش اين بودكه انسانها از عذاب نجات بيابند لذا خداوند راه حل ديگري در پيش گرفت كه يك شخص را انتخاب كندكه بار گناهان همه را به دوش بگيرد و خودش هم معصوم باشد،خدا او را يك مرتبه مرگ بدهد و دوباره زنده كند واين عقوبت درحق همه بندگان اكتفا كندوهمه ي انسانها آزاد شوند.براي اين منظور خداوندفرزندش را انتخاب كرد و در جسم انساني اورابه دنيا فرستاد و او قرباني داد و بر دار زده شدو مرگ او كفاره شد براي گناه همه انسانها . بنابر اين علاوه بر گناه اصلي همه گناهان قبلي نيز بخشيده شدندو باحياه مجدد پس از سه روز به همه ي انسانها زندگي مجدد داده شد و ازقيدگناهان رها- نيده شدند.البته ناگفته نماند كه اين قرباني فقط درحق كسي است كه به حضرت عيسي ايمان بياوردوبه تعليماتش عمل كندو علامت ايمان غسل تعميد(Baptism )است گوياغسل تعميدقايم مقام موتو حيات مجدد است.(يك مرتبه گويا مي ميردودوباره زنده مي شود) همچنين مطلب كفاره اين نيست كه پس از غسل تعميد آزادند هر اندازه گناه بكنند آزاد هستند و مجرم شمرده نمي شوند ،بلكه فقط اصلي وگناهاني كه به سبب آن بوجودآمده اندمعاف شده است و پس از حيات مجدد گويا يك زندگي تازه به آنها داده شده است وهر گناهي كه بكنند طبق آن مستحق عذاب مي شوند و اگر كليسا كسي را ((منافق))يا((بدعتي))قرار داد مستحق عذاب دايمي مي شود.

و بحث در مورد اين عقيده،ونقذ آن نياز به مقاله اي مستقل دارد و به يك مسئله اشاره كافيست وآن اينكه آيالغزش حضرت آدم گناه بود يا خير؟همچنين در اين عقيده گناه به دو صورت منتقل شد يكي از حضرت آدم به اولادش و دوم از اولاد آدم به حضرت مسيح و اين خلاف عدل است،آن گونه كه درتورات آمده:((هر كه گناه كند او خواهد مرد،پسر متحمل گناه پدرش آورد به طوري كه سينت پاولزدر نامه اي به روميها مي نويسد: ((و همچنين روح نيز ضعيف ما را مدد مي كندزيرا كه آنچه دعاكنيم بطوريكه مي بايد نمي دانيم لكن خود روح براي ما شفاعت مي كند به ناله هايي كه نمي شود بيان كرد.

اولين عبادت((غسل تعميد))(Baptism )است واين عبادت قبل از واردشدن در آيين مسيحيت را بپذيرد يك دوره ي آموزشي را پشت سر مي گذارند وقبل از عيد فِسَح غسل تعميد داده مي شود كه با روش خاصي صورت مي گيرد.درون كليسا يك حوض وجود داردودر آنجا يك اتاق مخصوص غسل تعميدباافراد خاص هستند،شخص مي خوابدطوريكه چهره اش به سوي مغرب باشدودستش رابه سوي مغرب دراز مي كند و مي گويد: ((اي شيطان من از تو واز هر عمل تودست بر مي دارم.))

سپس رخ را به سوي مشرق مي كند و با زبان عقايد مسيحي را اقرار ميكند.وبعد از آن به يك اتاق داخلي ديگر سوق داده مي شود و لباسهايش بيرون مي شودويك روغن به تمام بدنشان ماليده مي شودو سپس داخل حوض انداخته مي شود،آبهاي حوض شورونمكين است و يك روغن خاص در آن ريخته شده تا از تعفن آن جلو گيري كند واز او سه سؤال مي شود كه آيا به پدر ، فرزند و روح القدس  با تفا صيل مذكور ايمان دارد؟پس از جواب از حوض بيرون آورده مي شود و پيشاني،گوشها وبيني اش را دوباره با روغن چرب مي كنند و باپوشاندن لباسهاي سفيدگويا از مرحله مرگ گذشته و دوباره زنده شده است.سپس به او اجازه شركت در عشاي رباني(غذاي مقدس) داده مي شود. ((عشاي رباني))(corc,s supper ) يا ((شكرانه)) (Eucharisi ) ((غذاي مقدس))  (sae) پس از پذيرفتن آيين مسيحيت اين مهمترين رسم (عبادتي) است كه به عنوان يادبود  قرباني حضرت مسيح انجام مي گيرد كه او يك روز قبل از دستگير شدن به همراه  حواريون غذا خورده بود،انجيل متي مي گويد: ((و چون ايشان غذا مي خوردند عيسي نان را گرفت و بركت داد وپاره كرد وبه شاگردان داد وگفت بگيريدو بخوريد اينست بدن من وپياله را گرفته شكر نمودو بديشان داده گفت همه ي شما از اين بنوشيد)) ولوقايك جمله اضافه مي كندكه حضرت مسيح به حواريون گفت:((و نان را گرفته شكر نمود و پاره كرد به ايشان داد وگفت اين است جسد من كه به شما داده مي شود اينرا به ياد من به جا آوريد.)) نحوه ي به جا آوردن اين رسم راجستن مارتاير(Jvsten Martyr)چنين توضيح مي دهد((يكشنبه هادركليسايك اجتماع منعقدمي شود، در ابتدا دعاها و سرودهايي خوانده مي شود سپس حاضرين سر و صورت يكديگر را مي بوسند ومبارك باد مي گويند،بعداز آن شراب و نان آورده مي شودورئيس جلسه آن راگرفته ازپدر،فرزند وروح القدس دعاي بركت مي طلبد و حضار آمين مي گويند،در پايان خدمه ي كليسا(Deacons)نان و شراب را در ميان حاضرين تقسيم مي كنند،نان به جسم مسيح و شراب به خون مسيح تبديل مي شود(اگر چه به ظاهر هيچ تغييري پيدا نمي شود)و حاضرين با خوردن و نوشيدن نان و شراب عقيده ي كفاره ي خود را تجديد مي كنند))درصبح و شام نماز دارند،امّا تعدا دركعات معلومي ندارند و نمازشان عبارتست از:
دعاها،تسبيحات و سرودها،همچنين به جا آوردن نماز و روزه اختياري است.عبارتست از امتناع از خوردن غذاي چرب و آنچه از حيوانات گرفته مي شود(مثل گوشت،شير و...)و اكتفاء به خوردن حبوبات؛ومدت روزه وكيفيت آن در فرقه هاي مختلف،متفاوت است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:15.txt">مسيحيتي كه امروزه در دنيا وجود دارد چگونه آغاز شد؟</a><a class="text" href="w:text:16.txt">