يازده زن بوده است(1)  كه شش تا قريشي وچهار عرب (غير قريشي) ويك غير عرب بوده است، همسران قريشي پيامبر صلي الله عليه وسلم عبارت از:
1)	خديجه دختر خويلد بن اسد بن عبدالعزيز بن قصي بن كلاب.
2)	عايشه دختر ابوبكر صديق بن ابي قحافه.
3)	حفصه دختر عمر بن خطاب.
4)	ام حبيبه دختر ابوسفيان، اسمش رمله هست.
5)	ام سلمه دختر اميه بن سهيل.
6)	سوده دختر زمعه.
وامهات المؤمنين عرب كه از قبيله قريش نيستند عبارت اند از:
1)	زينب دختر جحش بن رئاب بن اسد بن خزيمه.
2)	ميمونه دختر حارث بن حزن ابن قيس بن غيلان الهلاليه(2) .
3)	زينب دختر حزيمه بن حارث ابن قيس الهلاليه(3) .
4)	جويريه دختر حارث بن ابي ضرار، از بني مصطلق.
اما تنها همسر پيامبر صلي الله عليه وسلم كه عرب نيست صفيه دختر حيي بن اخطب كه از قبيله بنونظير است.
اينها ازواج پيامبر صلي الله عليه وسلم ومادر همه مؤمنين اند وضمناً اولين زني كه پيامبر صلي الله عليه وسلم او را به همسري برگزيد خديجه بود و تا زماني كه خديجه زنده بود پيامبر صلي الله عليه وسلم با زني ديگر ازدواج نكرد. بعد از درگذشت خديجه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم در مكه با سوده ازدواج نمود وبعد از آن دو سال قبل از هجرت، عايشه را به عقد خويش درآورد، ودر سال دوم هجري بعد از واقعه جنگ بدر با ام سلمه ازدواج نمود، سپس حفصه را به همسري برگزيد ودر سال سوم هجري زينب دختر جحش نيز در زمره همسران آن حضرت صلي الله عليه وسلم قرارگرفت، در سال پنجم هجري با جويريه ازدواج كرد ودر سال ششم هجري ام حبيبه نيز به امهات المؤمنين اضافه وبه شرف همسري پيامبر مفتخر گرديد، بعد رسول اكرم صلي الله عليه وسلم با صفيه وميمونه دختر حارث و سپس با زينب دختر خزيمه ازدواج نمود.
پيامبر اكرم صلي الله عليه وسلم با همسرانش با اخلاق خوب ومهرباني رفتار مي كرد، وقتي كه از عايشه پرسيده شد كه اخلاق پيامبر صلي الله عليه وسلم با خانواده اش چگونه بوده است؟
گفت: اخلاق پيامبر صلي الله عليه وسلم از همه مردم بهتر بود، او ناسزا وسخن زشت به زبان نمي آورد، ودر بازارها فرياد وپرخاش نمي نمود، و بدي را با بدي پاسخ نمي داد بلكه گذشت مي نمود و مي بخشيد(4) .
ونير عايشه گفت: او مانند يكي از شما مردان بود، كه ا زنانش به خلوت مي نشست، اما بهترين ومهربان ترين وخوش اخلاق ترين شوهري بود، همواره لبخند بر لبانش نقش مي بست(5) .
اينگونه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم با بزرگواري ونرم خوئي با زنانش رفتار مي نمود، همواره لبخند پرمهر وعطوفت آن حضرت صلي الله عليه وسلم بر چهره همسرانش، زندگي را برايشان زيبا مي نمود، آنها نيز او را زياد دوست مي داشتند تا جايي كه اين محبت به رشك بردن وغيرت ورزيدن مي انجاميد. روايت است كه يكي از همسران پيامبر صلي الله عليه وسلم بنام صفيه دختر حيي بن اخطب غذايي لذيذ مي پزد و آن را در ظرفي براي پيامبر صلي الله عليه وسلم مي فرستد. عايشه نيز غذا آماده كرده ودر ظرفي مي گذارد، ناگهان مي بيند كه غذاي صفيه قبل از غذاي او به پيامبر صلي الله عليه وسلم رسيده است، عايشه ظرف غذاي او را به زمين مي كوبد، ظرف مي شكند و دوتكه مي شود، پيامبر صلي الله عليه وسلم دوتكه ظرف را بر مي دارد وبه همديگر مي چسباند و به اطرافيان مي گويد: بخوريد غيرت مادرتان جوش كرده است. بعد از صرف غذا رسول اكرم صلي الله عليه وسلم ظرف عايشه را براي صفيه مي فرستد وظرف شكسته را درخانه عايشه نگهداري مي نمايد و مي گويد: ((غذا در برابر غذا، وظرف در برابر ظرف))(6) .
عايشه متوجه مي شود كه بر اثر جوش غيرت ورشك بردن مرتكب چنين كاري شده است به پيامبر صلي الله عليه وسلم مي گويد: ((كفاره كاري كه كردم چيست؟ پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود: ظرفي مانند همان ظرف وغذايي مانند آن غذا، اشتباه تو را جبران مي كند))(7) . 
و رسول اكرم صلي الله عليه وسلم در خانه، كارهايش را خودش انجام مي داد و همه كارها را براي زنان نمي گذاشت، گوسفند مي دوشيد، لباسش را مي دوخت وبراي خود و همسرانش كار مي نمود وچون وقت نماز فرا مي رسيد براي اداي نماز بلند مي شد وخانه را به سوي مسجد ترك مي گفت(8) .
واين چنين زنان شريف ونجيب پيامبر صلي الله عليه وسلم در خانه پيامبر زندگي بسر كردند كه تا زماني او زنده بود كانون خانواده اش گرم و فضاي آن را محبت پركرده بود وزنان پيامبر صلي الله عليه وسلم احساس خوشبختي مي نمودند، وبعد از درگذشت پيامبر صلي الله عليه وسلم همسران آن حضرت، صبر و قناعت را پيشه نموده وبه زندگي خود ادامه دادند.
--------------------------------------------------
1) در اين مورد به چند مرجع راجعه كرديم: سير أعلام النبلاء ذهبي ج 2 ونسب قريش، ابن كثير دار الفصول، و عيون الأثر از ابن سيد الناس.
2) المعرفه والتاريخ، بسوي 323/3.
3) حواله گذشته.
4) طيالسي ص 214 و امام احمد 236/6 و ترمذي در البر والصلة: باب ما جاء في خلق النبي صلي الله عليه وسلم اين حديث را روايت كرده اند.
5) تاريخ دمشق ابن عساكر 323/1.
6) بخاري باب النكاح، باب الغيرة (5225) واحمد در مسند 3/105 روايت كرده اند. 
7) مسند 148/6 وابوداود در البيوع و الاجارات باب فيمن آفسد شيئا لعزم مثله (3568) اين روايت را ذكر كرده است.
8) بخاري باب الاذان، باب: من كان في حاجة أهله فأقيمت الصلاة فخرج (676).پيامبر صلي الله عليه وسلم از تمام ماجراي ام حبيبه خبر شد ودانست كه رمله بنت ابوسفيان بانوي قريش كه مال ومكان خود را براي اينكه دينش را حفظ كند از دست داده است واكنون به چنين مصيبتي گرفتار شده است، آن حضرت صلي الله عليه وسلم مي خواست تا زناني چون او كه مؤمن ومهاجر وصبور هستند مورد تجليل قرار بگيرند بنابر اين براي نجاشي (پادشاه حبشه) پيغام فرستاد، تا او را به عقد ايشان در بياورند، نجاشي كسي را نزد او فرستاد تا در اين مورد رأي او را جويا شود.
ام حبيبه لحظه اي ساكت شد سپس يكي از خويشاوندان خود بنام خالد بن سعيد بن عاص بن اميه را وكيل خود نمود بعد از آن گفت: خداوند با نجاشي نيكي كند. وبه كنيز نجاشي دوتا النگوي نقره هديه كرد، اما وقتي كنيز نزد پادشاه رفت پادشاه به او گفت النگوهاي ام حبيبه را برگردان، كنيز النگوها را پس داد و به ام حبيبه گفت: براي من بعنوان هديه كافي خواهد بود كه به پيامبر صلي الله عليه وسلم بگويي: ابرهه به تو سلام مي رساند ودر دل ايمان آورده ومسلمان شده است.
پادشاه در قصر خود ايستاد و گفت: محمد برايم نامه نوشته است تا ام حبيبه را به ازدواج او در بياورم من هم خواسته او را پذيرفتم و چهار صد دينار مهريه براي ام حبيبه مقرر مي نمايم. سپس چهارصد دينار را در جلوي گروه حاضر مسلمان انداخت، خالد بن سعيد وكيل ام حبيبه جلو رفت وگفت: من خواسته پيامبر صلي الله عليه وسلم را پذيرفتم وام حبيبه را به عقد نكاح او در آوردم. خالد بن سعيد مهريه، ام حبيبه را گرفته و برايش فرستاد. نجاشي زنانش را گفت كه هريك چيزهايي به ام حبيبه هديه كنند. زنهاي نجاشي عطر وعود وعنبر به ام حبيبه هديه نمودند، ابرهه كنيز نجاشي هدايا را گرفت و به ام حبيبه داد، ام حبيبه 