دارد، و درمورد ابوجهم، او هم آدمي است که زنان را بسيار مي زند، ولي اسامه.» (طوري که مي خواست او را به ازدواج با اسامه ترغيب نمايد) فاطمه بنت قيس با دست اشاره کرده و گفت: اسامه، اسامه ...! و چنان مي نمود که از ازدواج با او اکراه دارد. پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمود: (طاعة الله، وطاعة رسوله خير لك) يعني: «اطاعت از خدا و رسول او براي تو بهتر است.» فاطمه گفت: پس من هم به اسامه راضي شدم. با او ازدواج کرده و با او شاد و خوشبخت شد. [مسلم]

استخاره براي خواستگاري:
استخاره کردن در خواستگاري سنت است. پيامبر صلى الله عليه و سلم براي آنکه اصحابش استخاره را در هر کاري بياموزند، خود نيز در کارهايش استخاره مي نمود. بنابراين انسان بايد بايد در کارهايش استخاره نموده و از خداوند عزوجل خير و مدد و خرسنديش را بطلبد. 
از انس -رضي اللَّه عنه- روايت شده که تعريف مي نمايد: وقتي که عده ي زينب بنت جحش -رضي اللَّه عنها- سپري شد، رسول الله صلى الله عليه و سلم به زيد فرمود: (اذكرْها عليَّ) يعني: «نزد او از من يادآور شو.»  زيد تعريف مي کند که: من رفتم و گفتم: اي زينب، مژده که رسول الله صلى الله عليه و سلم مرا به سوي تو فرستاده است تا او را نزد تو ياد نمايم.زينب پاسخ داد: من کاري نمي کنم تا پروردگارم مرا امري فرمايد. و براي نماز برخاست. آنگاه رسول صلى الله عليه و سلم آمده و بدون اطلاع وارد شد. [نسائي]

از جابر -رضي اللَّه عنه-  نقل شده که: رسول الله صلى الله عليه و سلم استخاره کردن در همه ي کارها را به ما مي آموخت همانگونه که سوره هاي قرآن را به ما يادمي داد و مي فرمود: (إذا همّ أحدكم بالأمر فليركع ركعتين من غير الفريضة، ثم ليقل: اللهم إني أستخيرك بعلمك، وأستقدرك بقُدرتك، وأسألك من فضلك العظيم، فإنك تَقْدِر ولا أقدر، وتعلم ولا أعلم، وأنت علام الغيوب، اللهم إن كنتَ تعلم أن هذا الأمر (ويذكر الأمر الذي يستخير فيه) خيرٌ لى في ديني ومعاشي وعاقبة أمري (أو قال: عاجل أمري وآجله)، فاقْدِرْه لي، ويَسِّرْه لي، ثم باركْ لي فيه. وإن كنت تعلم أن هذا الأمر (ويذكر الأمر الذي يستخير فيه) شرّ لي في ديني ومعاشي وعاقبة أمري (أو قال: عاجل أمري وآجله)، فاصرفه عني، واصرفْني عنه، واقْدِرْ لِيَ الخير حيث كان، ثُمَّ ارضني به) يعني: « چون يکي از شما قصد کاري را کند، بايد دو رکعت نمازي که فرض نيست، بگزارد و آنگاه بگويد: اللَّهُم إِني أَسْتَخِيرُكَ بعِلْمِك... بار خدايا! من به علمت از تو طلب خير مي کنم وبه قدرتت از تو طلب قدرت مي کنم و به فضل عظيمت از تو سئوال مي کنم، زيرا تو توانمندي و من ناتوانم و تو ميداني و من نمي دانم و تو به اسرار نهاني بسيار دانائي. بار خدايا! اگر مي داني که اين کار (و حاجتش را بر زبان بياورد) براي دين و دنيا و عاقبت کارم خير است، (يا فرمود:  کار عاجل و آجلم)، آن را برايم مقدر و ميسر فرما و سپس برايم در آن برکت ده و اگر مي داني که اين کار (و حاجت مورد نظرش را اسم ببرد) برايم در دين و دنيا و آينده ي کارم بد است، من را از آن و آن را از من بگردان و طوري که برايم خير است، مقدر کن و باز مرا به آن راضي ساز.» [بخاري]

مشورت گرفتن در امر ازدواج:
از آن رو که اسلام از زن و سرپرست او انتخاب مردي مناسب و خوشرفتار و درخور را از زن و ولي او انتظار دارد، ناگزير بايد در مورد خواستگار به تحقيق و بررسي پرداخته و از او و مسائل مربوط به او شناخت پيدا کنند، و روش تحقق اين امر مي تواند اينگونه باشد: پرس و جو درباره ي او در ميان فاميل هاي او، در محل کار يا در ميان دوستانش. 

به همين ترتيب دختر و ولي او بايد با اشخاص مناسب و آگاه قبل از موافقت با خواستگاران مشورت نمايد. کسي که در جستجوي خير و نيکي باشد ناکام نشده و آنکه مشورت نمايد، هرگز پشيمان نمي شود. بنابراين عقل حکم مي کند که موقع آمدن خواستگار پدر يا ولي دختر مدت زماني را مهلت گرفته و به تحقيق در مورد وي بپردازد و از او مطمئن گردد؛ که به دور ماندن از افتادن در دام فريب و دروغ آنان انجاميده و در راستاي صيانت از دختر و محفوظ نگه داشتن حقوق وي مي باشد.
 
وساطت در امر ازدواج:
مستحب است که انسان مسلمان در امر ازدواج دو نفر، در صورت مناسب ديدن اين امر و وجود توافق و هماهنگي ميان آن ها و براي حفظ عفاف و پاکدامني آن دو، تلاش خود را بکار گيرد، اين عمل طاعت پروردگار به حساب آمده و مستحق پاداش خواهد بود. پيامبر صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (من أفضل الشفاعة أن يشفع بين اثنين في النكاح) يعني: «از جمله بهترين وساطت ها آن است که در ازدواج بين دو نفر وساطتت شود.» [ابن ماجه] بديهي است که در اين کار تمام احکام شرعي از جمله صداقت، امانت و غيره مورد توجه قرارگرفته و رعايت گردد.

همين گونه بود که حضرت خديجه -رضي اللَّه عنها- نفيسه بنت مُنبه را به سوي پيامبر صلى الله عليه و سلم فرستاد -قبل از بعثت آن حضرت- تا براي ازدواج آن دو ميانجي گري کند. او نيز که زني هوشيار و سخن دان بود و کارش را خوب بلد بود، نزد پيامبر صلي الله عليه و سلم رفته و گفت: يا محمد، چه چيز مانع ازدواج تو است؟ ايشان هم پاسخ دادند که: چيزي ندارم تا بدان ازدواج نمايم. نفيسه اينگونه جواب ايشان را داد: و اگر برايت مهيا شده و به سوي ثروت و زيبايي و اصالت و نجابت خوانده شوي چه مي گويي؟ آن حضرت صلي الله عليه و سلم از او خواست تا واضح تر منظورش را بيان کند و بگويد که مقصودش کيست. او هم گفت  که او همان خديجه است. پيامبر صلي الله عليه و سلم او را تزويج نمود و چه خوب و نيکو زن و شوهري براي هم بودند!

جنبه اي منفي که در مورد ميانجي گري وجود دارد، زماني پيش مي آيد که خواستگار به مصاحبت با افراد اهل تقوا و صاحب مقام و نفوذ پناه مي برد. در اين بين چه بسيار پدران و اوليايي که بخاطر رودربايستي و تعارف با واسطه هاي مذکور و بدون نظرخواستن از خود دختر به ازدواج آن دو تن مي دهد، که بدون ترديد ستمي بر زن بوده و بايد که از آن برحذر بود. سرپرست دختر نبايد نظرش را جز بعد از دانستن راي و نظر دختر بيان نمايد. در اين بين چنانچه فرد واسطه براي فردي خواستگاري ميانجي گري مي کند که مقبول نيست از وي عذر خواسته و آن را نپذيرد. فراموش نکنيم که خداوند سبحان هر سرپرستي را درباره ي آنچه زير دست او و تحت رعايت اوست مورد بازخواست قرارمي دهد، که آيا آن را نگاهداشته يا تباه ساخته است؟

پيامبر صلى الله عليه و سلم براي مغيث نزد بريره شفاعت نمود تا در بند ازدواج با او بماند؛ و آن حضرت صلي الله عليه و سلم از عشق مغيث نسبت به بريره باخبر بود. وقتي اين دو برده بودند، مغيث بريره را تزويج کرد و مغيث سياهپوست بود و بسيار او را دوست مي داشت. وقتي بريره آزاد شد، مغيث از سرگشتگي و شيفتگي اش به هرکس به بريره نزديک بود متوسل مي شد. وقتي پيامبر صلى الله عليه و سلم ديد که بدنبال او مي رود و و از شدت عشق او اشک بر گونه هايش جاري است، به بريره فرمود: (لو راجعتيه فإنه أبو ولدك) يعني: «چه مي شد اگر برمي گشتي به سويش، آ