 بپاخيزيد و بگوييد: ما رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- را نزد مسلمانان و مسلمانان را نزد رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- شفيع مي‌گردانيم که اسيران ما را به ما بازگردانند!؟

زماني که رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- نماز ظهر آن روز را اقامه فرمودند، نمايندگان هوازن به پاخاستند و همان سخنان را که آنحضرت تعليمشان داده بودند گفتند. حضرت رسول‌اکرم -صلى الله عليه وسلم- فرمودند: مواردي که از آن من يا فرزندان عبدالمطلب باشد از هم اينک از آن شما باشد؛ از مردم نيز درخواست خواهم کرد!؟ مهاجر و انصار گفتند: ما نيز هرچه داريم از آنِ رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- است! اَقرع بن حابس گفت: اما، من و بني تميم، نه! عُيينه بن حِصين نيز گفت: اما، من و بني‌فزاره، نه! عباس بن مِرداس نيز گفت: اما من و بني‌سُلَيم، نه! بني سليم گفتند: هر آنچه را که رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- به ما داده‌اند به ايشان بازمي‌گردانيم! عباس بن مِرداس گفت: شما مرا کوچک کرديد!؟

حضرت رسول‌اکرم -صلى الله عليه وسلم- فرمودند: اين جماعت اسلام آورده و نزد من آمده‌اند. پيش از اين هم در مورد اسيران ايشان بسيار درنگ کردم. اينک نيز آنان را مخير گردانيدم و ايشان حاضر نشدند در برابر فرزندان وزنانشان جايگزيني دريافت کنند. حال، هر آنکس که نزد وي از اسيران اين جماعت هستند و از صميم قلب حاضر است بازگرداند، بازگرداند؛ و هر آنکس که دوستدارد حقش را نگاه دارد، باز هم به ايشان بازگرداند؛ از نخستين غنيمتي که خداوند نصيب ما گرداند، در برابر هر سهم شش سهم از آن او خواهد بود!

مردم همه آمدند و گفتند: از صميم قلب همه را به رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- بخشيديم!؟

رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمودند:

(إنا لا نعرف من رضي منکم ممن لم يرض؛ فارجعوا حتى يرفع إلينا عرفاؤکم أمرکم).

«ما آن کساني را که از شما که رضايت داده‌اند، از آن کساني که رضايت نداده‌اند، بازنمي‌شناسيم؛ بنابراين، بازگرديد تا سرکردگانتان وضع شما را براي ما روشن گردانند!؟»

رزمندگان اسلام، تمامي زنان و فرزندان هوازن را به ايشان بازگردانيدند، و هيچکس تخلّف نکرد، بجز عُيينه بن حِصن که پيرزني از هوازن نصيب او گرديده بود، و از بازگردانيدن وي خودداري کرد، آنگاه بعدها وي را بازگردانيد. رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- نيز همة اسيران هوازن را به هنگام بازگردانيدن آنان جامه‌هاي قبطي بر تن پوشانيدند [1].
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- براي تفصيل داستان اسيران هوازن، رجوع شود به: صحيح بخاري، همراه با فتح‌الباري، ج 5، ص 201.اداي عُمره و بازگشت به مدينه
همينکه رسول‌خدا از کار تقسيم غنايم در جِعرانه فراغت يافتند، به قصد عُمره احرام بستند، و اداي عمره کردند، و پس از آن، راه بازگشت به مدينه را پيش گرفتند، و عتّاب بن اُسيد را از سوي خويش والي مکه گردانيدند. بازگشت پيامبر بزرگ اسلام به مدينه و ورود آنحضرت به پايگاه اسلام پس از فتح پيروزمندانه مکه، شش روز مانده به پايان ماه ذيقعدة سال هشتم هجرت بوده است [1].
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- تاريخ ابن خلدون، ج 2، ص 48؛ نيز براي تفصيل اين غزوات، فتح مکه، جنگ حُنين، غزوه طائف، و ماجراهايي که در اثناي آنها روي داده است، رجوع شود به: زادالمعاد، ج 2، ص 160- 201؛ سيرةابن‌هشام، ج 2، ص 389-501؛ صحيح البخاري، باب‌هاي مربوط به فتح مکه و جنگ حُنين و غزوه اَوطاس و غزوه طائف و سرايا و غزوات ديگر همزمان با آنها، ج 2، ص 612-622؛ فتح‌الباري، ج 8، ص 3-58.اعزام بعثه ها و سَريه ها
پس از بازگشت از اين سفر طولاني و موفقيت‌آميز، رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- مجدّداً در مدينه اقامت کردند. هيئت‌هاي نمايندگي را از اين سوي و آن سوي به حضور مي‌پذيرفتند و کارگزاران را به اطراف اعزام مي‌فرمودند؛ مبلّغان و دعوتگران را به مناطق دور و نزديک مي‌فرستادند، و آخرين بقاياي سرکشي و استکبار را که سدّ راه ورود مردم به دين خدا مي‌گرديد، و نمي‌گذاشت همگان سرِ تسليم در برابر واقعيت تعيين کننده‌اي که در جزيره‌العرب مشهود شده بود، فرود آورند، سرکوب مي‌کردند.

 الف- بعثه‌ها
از آنچه گذشت معلوم گرديد که بازگشت حضرت‌رسول‌اکرم -صلى الله عليه وسلم- به مدينة طيبه در واپسين روزهاي اواخر سال هشتم هجري بوده است. همينکه هلال ماه محرّم سال نهم هجرت رؤيت گرديد، رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- اعزام عاملان زکات را بسوي قبايل مختلف عرب آغاز کردند، که فهرست نام و منطقة مأموريت ايشان از اين قرار است:

1.  عُيينه بن حِصن، بسوي بني تميم؛

2.  يزيد بن حصين، بسوي اسلم و غفار؛

3.  عباد بن بشير اشهلي، بسوي سليم و مزينه؛

4.  رافع بن مکيث، بسوي جهينه؛

5.  عمروبن عاص، بسوي بني فزاره؛

6.  ضحّاک بن سفيان، بسوي بني کِلاب؛

7.  بشيربن سفيان، بسوي بني کعب؛

8.  ابن لتبية ازدي، بسوي بني ذبيان؛

9.  مهاجربن ابي اميه، بسوي صنعاء؛ که در آنجا اسود عَنسي که آن زمان در آن منطقه بود، بر او خروج کرد؛

10. زيادبن لبيد، بسوي حضرموت؛

11. عدي بن حاتم، بسوي طيي و بني اسد؛

12. مالک بن نويره، بسوي بن حنظله؛

13. زبرقان بن بدر، به سوي بني‌سعد (بخشي از آنان)؛

14. قيس بن عاصم، به سوي بني‌سعد (آن بخش ديگر ايشان)؛

15. علاء حضرمي، بسوي بحرين؛

16. علي‌بن ابيطالب، بسوي نجران (هم براي گردآوري زکات و هم براي گرفتن جزيه).

البته، اين کارگزاران و عاملان همگي در ماه محرم سال نهم هجرت اعزام نشدند. اعزام برخي از آنان آنقدر به تعويق افتاد که قبايلي که اين کارگزاران بسوي آنها گسيل داشته شدند، اسلام آوردند. آري، آغاز فرستادن اين نمايندگان با اين پيگيري و اصرار، محرم سال نهم هجرت بود، و اين داستانها دلالت دارند بر اينکه تا چه اندازه، پس از صُلح حُديبيه، دعوت اسلام موفق و پيروز بوده است، ديگر چه رسد به بعد از فتح مکه، که مردم فوج فوج به دين خدا وارد مي‌شدند.

ب- سريه‌ها
به موازات اعزام عاملان زکات بسوي قبايل عرب، با وجود آنکه امنيت بر سراسر مناطق جزيره‌العرب حاکم بود، به حکم نياز، چندين سريه را نيز رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- اعزام فرمودند. فهرست اين سرايا به قرار ذيل است:

1. سرية عيينه بن حصن فزاري: در ماه محرم سال نهم هجرت بسوي بني‌تميم، به اتفاق پنجاه سوار، که در ميان افراد اين سريه از مهاجر و انصار کسي نبود. انگيزة اعزام اين سريه آن بود که بني‌تميم قبايل عرب را تحريک کرده بودند و نگذاشته بودند که جزيه بدهند.

عُيينه بن حِصن شبها را سير مي‌کرد، و روزها کمين مي‌نشست، تا وقتي که در پهنة صحرا بر آنان حمله برد و آن جماعت همه پاي به فرار گذاشتند. از آنان يازده مرد و بيست و يک زن و سي کودک اسير گرفت و آنان را با خود به مدينه برد، و آنان در خانة رَملة بنت حارث جاي داده شدند.

از سوي ديگر، ده تن از سران طوايف بني‌تميم براي ديدار با رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- وارد مدينه شدند. بر درِ خانة نبي‌اکرم -صلى الله عليه و