رديم دربارة اينکه غسّانيان براي نبرد با ما سازوبرگ جنگي تدارک مي‌بينند!؟ دوست من روزي که نوبت او بود، پاسي از شب گذشته بازگشت، و درِ خانة مرا به شدت کوبيد و گفت: خوابيده است؟! به وحشت افتادم، از خانه درآمدم و به نزد او رفتم. گفت: حادثه‌اي بزرگ به وقوع پيوسته است! گفتم: آن حادثة بزرگ چيست؟ غسّاني‌ها آمده‌اند؟! گفت: نه، از آن هم بزرگ‌تر و دامنه‌دارتر!؟ رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- همسرانشان را طلاق داده‌اند!... [2]

اين ماجراي گفتگوي عمربن خطاب با آن دوست انصاري‌اش، نمايانگر آن است که تا چه اندازه از سوي روميان در مخاطره بوده‌اند، و از اين نظر در چه موقعيت دشواري به سر مي‌برده‌اند!؟ عملکرد منافقان نيز به هنگام رسيدن خبر آمادگي رزمي روميان به مدينه مزيد بر علت مي‌گرديد. منافقان، به رغم آنکه مي‌ديدند رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- در همة ميدان‌ها پيروز شده‌اند، و از هيچ قدرت و شوکتي در سراسر جهان بيم و هراس ندارند، و هر مانع و رادعي را نيز که بر سر ايشان قرار گيرد، از ميان برمي‌‌دارند؛ به رغم همة اينها، منافقان آرزو داشتند که آنچه در سينه‌هايشان پنهان مي‌داشتند، و پيوسته چشم انتظار رسيدن مصبت و دردسري براي اسلام و مسلمين بودند، روزي تحقّق پيدا کند؛ و چون تحقّق يافتن آمال و آرزوهايشان را نزديک مي‌ديدند، يک آشيانة توطئه و نيرنگ در قالب مسجد- که همان مسجد ضِرار باشد- تأسيس کردند. منافقان اين مسجد را به عنوان پايگاهي براي دين ستيزي و تفرقه‌انگيزي ميان مسلمانان، و کمينگاهي براي آتش‌افروزان جنگ برعليه خدا و رسول پديد آوردند، و به رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- پيشنهاد کردند که در مسجد ضِرار نماز بگزارند، و مقصودشان از اين پشنهاد آن بود که مسلمانان را بفريبند، و مسلمانان درنيابند که در اين مسجد چه توطئه‌ها و دسيسه‌هايي بر عليه آنان در جريان است، و نسبت به کساني که به اين مسجد آمد و شد دارند حسّاس نشوند، و درنتيجه اين مسجد براي منافقان ساکن مدينه و رفقايشان در بيرون مدينه به صورت آشيانه‌اي امن و امان دربيايد. امّا، رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- نمازگزاردن در آن مسجد را موکول به بازگشت از غزوة تبوک گردانيدند، و اشتغال به تهية ساز و برگ جنگ را بهانه کردند. به اين ترتيب، منافقان به مقصودشان نرسيدند، و خداوند رسوايشان گردانيد، تا آنکه سرانجام، رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- پس از بازگشت از جنگ تبوک اقدام به ويرانسازي آن کردند، و هرگز در آن نماز نگزاردند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- صحيح البخاري، ج 2، ص 730.
[2]- صحيح البخاري، ج 1، ص 334.گزارش هاي ويژه بُحران جنگ
مسلمانان در اين اوضاع و احوال به سر مي‌بردند و پيوسته اين اخبار را مي‌شنيدند. از سوي ديگر به واسطة نبطيان که از شام روغن زيتون به مدينه مي‌آوردند، باخبر شدند که هراکليتوس لشکر بي‌حدّ و حصري را متشکّل از چهل هزار مرد جنگي تدارک ديده است و فرماندهي آن را به يکي از سران روميان سپرده، و قبايل لَخم و جُذام و ديگر قبايل مسيحي عرب را بسيج کرده، و طليعة لشکر روميان و غسّانيان به ناحية بلقاء رسيده است، و با اين ترتيب، مسلمانان با خطر بزرگي روياروي گرديدند.

نکته‌اي که مزيد بر علت مي‌شد، اين بود که فصل سرماي سخت فرارسيده بود، و مردم از تنگدستي و کم‌محصولي رنج مي‌بردند، و حيوانات سواري و بارکش به اندازة کافي در اختيار نداشتند. از سوي ديگر ميوه‌ها بر سر درختان رسيده بود، و مردم دوست داشتند زير ساية درختان با خوردن ميوه‌هاي درختانشان خوش بگذرانند. از همة اينها گذشته، مسافت بسيار طولاني بود، و راه پر نشيب و فراز و دشواري را پيش روي داشتند.
تصميم قاطعانهء پيامبر
با اين همه، حضرت رسول‌اکرم -صلى الله عليه وسلم- اوضاع و شرايط و تحوّلات جاري را با نگاهي دقيق‌تر و حکيمانه‌تر از ديگران تحت‌نظر داشتند. آنحضرت چنين مي‌انديشيدند که اگر در چنين اوضاع و احوال تعيين کننده‌اي در کار نبرد با روميان سستي و کاهلي به خرج دهند، و بگذارند سپاهيان روم در مناطقي که تحت سيطره و نفوذ اسلام قرار دارند، به تاخت و تاز بپردازند، و بسوي مدينه حمله‌ور گردند، بدترين آثار سوء را بر دعوت اسلام و آوازة نظامي مسلمانان به دنبال خواهد داشت. جاهليت عرب که پس از دريافت آن ضربت کمرشکن در حُنين، واپسين نفس‌هايش را مي‌کشد، بار ديگر زنده خواهد شد، و منافقان که همواره چشم انتظار مصيبت و دردسر براي مسلمانان‌اند، و به واسطة ابوعامر فاسق با فرمانرواي روم در ارتباط‌اند؛ از پشت بر مسلمانان خنجر خواهند زد، و همزمان، روميان نيز مسلمانان را مورد حمله شديد خويش قرار مي‌‌دهند؛ و با اين ترتيب، بسياري از زحماتي که آنحضرت و يارانشان در جهت گسترش و ترويج اسلام کشيده‌اند، بي‌ثمر، و آنهمه امتيازات و پيروزي‌هايي که با جنگ‌هاي خونين و فعاليت‌هاي نظامي پياپي و پيگير به دست آورده‌اند، همة آن دستاوردها بي‌حاصل و بي‌اثر خواهد گرديد.

پيامبر بزرگ اسلام، همة اين مسائل را بخوبي درمي‌يافتند، و به همين جهت، با وجود همة دشواري‌ها و سختي‌ها، تصميم گرفتند که جنگي بي‌امان و سرنوشت‌ساز را از سوي لشکريان اسلام بر عليه روميان در داخل مرزهاي خودشان بر آنان تحميل کنند، و به آنان مهلت ندهند که به قلمرو اسلام بتازند.
اعلان جنگ با روميان
وقتي رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- تصميم خودشان را گرفتند، به يارانشان اعلام کردند که براي نبرد با روميان آماده شوند، و پيک‌هايي را بسوي قبايل عرب و اهل مکه فرستادند، و از آنان خواستار نيروهاي کمکي و پشتيباني شدند. به ندرت پيش مي‌آمد که وقتي پيامبراکرم -صلى الله عليه وسلم- آهنگ جنگ داشته باشند، به توريه نپردازند، و به گونه‌اي ديگر مسئله را با مسلمانان در ميان نگذارند؛ اما، اين بار، نظر به حسّاسيت اوضاع، و شدّت بُحران، صريحاً اعلام فرمودند که قصد عزيمت به جنگ با روميان را دارند، و عِدّه و عُدّه و موقعيت سپاه دشمن را براي مردم توضيح دادند، تا به طور کامل براي جنگيدن با روميان آماده شوند. پيغمبر اکرم -صلى الله عليه وسلم- مسلمانان را به جهاد تشويق مي‌کردند، و همزمان بخشي از سورة برائت نيز نازل گرديد، و مسلمانان را براي درگيري و کارزار با کفار برانگيخت و ترغيب کرد. همچنين، رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- مسلمانان را ترغيب مي‌فرمودند که در راه خدا بذل مال کنند، و از دارايي‌هاي مورد علاقة خودشان بخاطر خدا بگذرند.
سبقت گرفتن مسلمانان بر يکديگر
مسلمانان، همينکه صداي رسول‌خدا -صلى الله عليه وسلم- را شنيدند که آنان را به کارزار با روميان فرامي‌خواندند، در جهت امتثال امر آنحضرت بر يکديگر سبقت گرفتند و با سرعت هرچه تمام‌تر به تهيه و تدارک سازوبرگ جنگ پرداختند، و قبايل و طوايف عرب از هر سمت و سوي به مدينه سرازير شدند، و هيچيک از آحاد مسلمانان راضي نشد که از اين جنگ جابمان