وی» سیوطی، (1/529) مراجعه شود.
7.بخاری و مسلم و این رفع یدین، به تواتر از رسول‌ خدا ص به ثبوت رسیده است چنانچه مذهب جمهور و بعضی از احناف نیز همین است.
8.بخاری و مسلم.
9.بخاری و مسلم.
10.بخاری، و احمد. ابن قیم در این مورد دچار اشتباه شده و در «الزاد» ثبوت جمع بین «اللهم!» و «واو» را منکر شده است، در حالی که جمع بین آنها در بخاری، مسند احمد و نسائی، روایت شده است.
11.مسلم و ابوعوانه.
12.مسلم و ابوعوانه.
13.مسلم و ابوعوانه.
14.مسلم، ابوعوانه و ابوداود.
15.ابوداود و نسائی با سند صحیح (الارواء، 335).
16.مالک، ابوداود و بخاری.رسول‌الله ص قیام پس از رکوع را تقریباً به اندازه خود رکوع، طولانی می‌کرد. همانطور که شرح آن، گذشت حتی گاهی به قدری آن را طولانی می‌کرد که بعضی‌ها فکر می‌کردند، رسول‌الله ص فراموش نموده‌اند (که سر از رکوع، بردارند)[1].
و به کسی که نماز را درست نمی‌خواند (مسییء الصلاة) نیز دستور داد که آرامش خود را در رکوع حفظ نماید، چنانکه به ایشان فرمود: «ثمّ ارفع رأسک حتّی تعتدل قائماً؛ (فیاخذ کلّ عظمٍ مأخذ) و فی روایة : «و اذا رفعت فأقم صلبک و ارفع رأسک حتّی ترجع العظام إلی مفاصلها»[2] (سپس سر از رکوع بردار و کمرت راست کن و با اعتدال بایست تا هر یک از استخوان‌ها سرجای خود برگردد) و نیز فرمود: کسی که چنین نکند، نمازش تمام و کامل نخواهد بود.
همچنین می‌فرمود: «لاینظر الله عزّ و جلّ إلی صلاة عبدٍ لایقیم صلبه بین رکوعها و سجودها»[3] (خداوند، به نماز بنده‌ای که بین رکوع و سجده، کمرش را راست نمی‌کند، توجه نمی‌فرماید).

--------------------------------------
1.بخاری، مسلم و احمد (الارواء، 307).
2.بخاری و مسلم. تذکر : به وضوح معلوم است که این حدیث، به حفظ آرامش پس از رکوع، تأکید دارد، بنابراین استدلال بعضی از دوستان حجازی ما از این حدیث بر مشروعیت بستن دست‌ها بعد از رکوع، استدلالی است بی‌مورد. زیرا در مجموع روایات «مسییء الصلاة» چنین مطلبی نیامده است. و اصلاً چنین برداشتی باطل است به خاطر اینکه در این حدیث از بستن دست‌ها در قیام اصلی (قبل از رکوع) بحثی نشده تا چه رسد به قیام بعد از رکوع. و اینکه فرموده است هر یک از استخوان‌ها سر جای خویش برگردد؛ هدف، استخوان‌های کمر است چنانکه قبلاً گذشت.
من در اینکه بستن دست‌ها پس از رکوع، بدعت تردیدی ندارم زیرا چنین مطلبی در هیچ یک از روایات نماز نیامده. و اگر چنین چیزی وجود می‌داشت، لابد کسی آن را نقل می‌نمود یا یکی از ائمه و سلف به آن عمل می‌کرد. و اما آنچه شیخ تویجری در صفحه 18-19 رساله‌اش به نقل از امام احمد آورده که ایشان فرموده‌اند: «هر کس خواست بعد از رکوع دست‌هایش را باز بگذارد یا ببندد اشکالی ندارد» حدیث مرفوعی نیست، به فرض صحت نسبت آن به امام احمد، اجتهاد ایشان محسوب می‌شود، که اجتهاد امامی نمی‌تواند بدعت بودن امر ثابتی را از بین ببرد. و برداشت من از این سخن امام احمد این است که ایشان بستن دست‌ها را بعد از رکوع سنت، نمی‌داند، بنابراین آن را به اختیاز نمازگزار گذاشته است، و اگر نه آیا به نظر شیخ تویجری، امام احمد می‌توانست در بستن دست‌ها در قیام قبل از رکوع به نمازگزار اختیار بدهند؟!
3.احمد و طبرانی با سند صحیح.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:80.txt">بحث سجده</a><a class="text" href="w:text:81.txt">فروافتادن به سجده با دست‌ها</a><a class="text" href="w:text:82.txt">وجوب آرامش، در سجده</a><a class="text" href="w:text:83.txt">اذکار سجده</a><a class="text" href="w:text:84.txt">نهی از خواندن قرآن در سجده</a><a class="text" href="w:text:85.txt">طولانی نمودن سجده</a><a class="text" href="w:text:86.txt">فضیلت سجده</a><a class="text" href="w:text:87.txt">سجده روی زمین و بر حصیر</a><a class="text" href="w:text:88.txt">سربرداشتن از سجده</a><a class="text" href="w:text:89.txt">وجوب حفظ آرامش در میان دو سجده</a><a class="text" href="w:text:90.txt">اذکار و اوراد میان دو سجده</a><a class="text" href="w:text:91.txt">جلسه استراحت</a><a class="text" href="w:text:92.txt">برخاستن برای رکعت بعدی به کمک دست‌ها</a><a class="text" href="w:text:93.txt">وجوب قرائت فاتحه در هر رکعت</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:9.txt">پیشگفتار</a><a class="text" href="w:text:10.txt">ابوحنیفه رحمه الله</a><a class="text" href="w:text:11.txt">مالک‌ بن انس رحمه الله</a><a class="text" href="w:text:12.txt">شافعی رحمه الله</a><a class="text" href="w:text:13.txt">احمدبن حنبل رحمه الله</a><a class="text" href="w:text:14.txt">نمونه ترک برخی از سخنان ائمه توسط بعضی از پیروانشان</a></body></html>سپس رسول‌الله‌ ص با گفتن «الله اکبر» به سجده می‌رفت[1] و به کسی که نماز را درست نمی‌خواند (مسییء الصلاة) نیز فرمود: «لاتتمّ صلاة لأحدٍ ... حتّی ... یقول : سمع الله لمن حمده، حتّی یستوی قائماً ثمّ یقول : الله اکبر، ثمّ یسجد حتّی تطمئنّ مفاصله»[2].
(... سپس الله اکبر بگوید و به سجده برود و آنقدر در سجده بماند که مفاصل بدنش از حرکت باز ایستد).
رسول‌الله‌ ص هنگامی که می‌خواست سجده کند «الله اکبر» می‌گفت و دست‌هایش را از پهلوهایش دور نگه می‌داشت و به سجده می‌رفت[3].
گاهی هنگام رفتن به سجده، دست‌ها را بالا می‌برد (رفع یدین می‌کرد)[4].

--------------------------------------
1.بخاری و مسلم.
2.ابوداود با تصحیح حاکم و تأیید ذهبی.
3.ابویعلی در «مسند» خویش، (284/2) با سند جید و ابن خزیمه، (1/79/2) با سندی دیگر و صحیح.
4.نسائی و دارقطنی و مخلص در «الفوائد» با دو سند صحیح. رفع یدین در این مقام، توسط ده نفر از اصحاب روایت شده است و گروه بزرگی از سلف امت به مشروعیت آن معتقد بوده‌اند، امام سنت، امام احمد بن حنبل بدان عمل می‌کرد، و طبق قولی امام مالک و شافعی نیز بدان عمل می‌نمودند.رسول‌الله‌ص به هنگام سجده، دست‌ها را قبل از زانوها به زمین گذاشت[1]. و به آن، امر می‌کرد و می‌فرمود: «إذا سجد أحدکم؛ فلایبرک کما یبرک البعیر، و لیضع یدیه قبل رکبتیه»[2] (هر گاه یکی از شما به سجده رفت، مانند شتر، زانو نزند بلکه دست‌ها را قبل از زانوهایش بر زمین بگذارد).
و می‌فرمود: دست‌هایتان مانند چهره‌هایتان، سجده می‌کنند، پس همراه چهره، دست‌هایتان را نیز بر زمین بگذارید و هنگام برداشتن چهره، دست‌هایتان را نیز بردارید[3].
رسول‌الله ‌ص در حال سجده، بر کف دست‌های خود قرار می‌گرفت، بازوهایش را باز نگه می‌داشت[4] و انگشتانش را به هم می‌چسبانید[5] و سر انگشتانش را به سوی قبله می‌نمود[6].
کف دست‌هایش را در سجده، برابر با شانه‌ها[7] و احیاناً برابر گوش‌هایش قرار می‌داد[8]. بینی و پیشانیش را، محکم و استوار بر زمین می‌نهاد[9].
و به کسی که نماز را درست نمی‌خواند (مسییء الصلاة) فرمود: «إذا سجدت؛ فمکّن لسجودک»[10] (وقتی سجده کردی، سجده‌ات را محکم و استوار ادا کن).
و در روایتی فرمود: در سجده، دست‌ها و چهره‌ات را محکم و استوار بر زمین بگذار تا استخوان‌های بدنت سر جایشان آرام بگیرند[11] و در روایتی فرموده است: «لاصلاة لمن لایصیب أنفه من الأرض ما یصیب الجبین»[12] (تا زمانی که بینی شخص، همان طور که پیشانی‌اش بر زمین نهاده می‌شود، بر زمین گذاشته نشو