ش گرفت و بزرگترین گامی بود که در تاریخ این امت برداشته شد، چون راه حل بنیادین مشکلی اصلی بود که نتیجة آن سلامت و حفاظت قرآن از تحریف بوده است. تصمیمی که آغازگر حرکت تمدن اسلامی در تاریخ با تکیه بر قانون اساسی و حفظ شده‌اش بود. همچنین این تصمیم قانون و معیار هر گونه اصلاح رسم الخط مصحف یا کتابت آن در روزگاران بعد قرار گرفت. 
در حدیثی که سفیان از سدی و او از عبد خیر آورده که او گفت: شنیدم علی می‌گوید: «بیشترین پاداش در باب مصاحف از آنِ ابوبکر است، رحمت خدای بر ابوبکر باد! او نخستین کسی است که قرآن را میان دو لوح گرد آورد»(5) . 
روایت‌های فراوانی بر این امر دلالت دارند که این حرکت، از جانب ابوبکر (رض) و با مشورت عمر (رض) بوده است، و این کار در تاریخ این امت برای نخستین بار، با توجه به بحران عامی که در روز یمامه رخ داد، صورت گرفت. اما این که گفته شده است علی (رض) آن را انجام داده است، قابل پذیرش نیست. چنان که روایتی است که اشعث از محمدبن سیرین روایت کرده است که «وقتی پیامبر(ص) از دنیا رفت علی قسم یاد کرد که جز برای نماز روز جمعه ردایی بر تن نخواهد کرد مگر این که قرآن را در مصحفی گرد آورد و این چنین کرد. ابوبکر بعد از مدتی در پی علی فرستاد و گفت: ای ابوالحسن! آیا از خلافت من ناراضی هستی؟ گفت: نه به خدا قسم! اما من قسم یاد کرده‌ام که تنها برای نماز روز جمعه را بر تن کنم. آن‌گاه با او بیعت کرد و ابوبکر بازگشت»(6) . 
ابوبکر سجستانی می‌گوید: هیچ کس جز «اشعث» کلمه «مصحف» را ذکر نکرده است. او «لیّن الحدیث» است (2). [در توضیح باید گفت]: آنچه روایت کرده‌اند [از قول علی (رض)] که: «تا قرآن را جمع‌آوری نمایم [حتی أجمع القرآن] بدین معناست که حفظ آن را کامل کنم چه به کسی که قرآن را حفظ می‌کند، گفته می‌شود که قرآن را جمع آورده است(7) . 
همچنین از عمربن خطاب(رض) روایت شده است که به گردآوری قرآن فرمان داده بود. زمانی که وی دربارة آیه‌ای از کتاب خدا پرسش کرد، به او گفته شد: آیه با فلانی بوده است و وی در روز یمامه به شهادت رسیده است. عمر (رض) گفت: همه از خداییم. آن‌گاه به گردآوری قرآن فرمان داد. او نخستین کسی است که قرآن را در مصحف گرد آورد(8) . این سخن هم به خاطر حوادث ذکر شدة پیشین در صحیح بخاری و منقطع بودن سند حدیث قابل قبول نیست. البته ممکن است مراد از «او نخستین کسی است که قرآن را در مصحف گرد آورد» اشارة عمر به جمع‌آوری قرآن باشد(9) . 
سیوطی آورده است که «از مطالب شگفتی که در باب نخستین گرد آورندة قرآن آمده، حدیث ابن اشته در کتاب «المصاحف» از طریق کهمس و ابن بریده، است که گفت: نخستین کسی که قرآن را در مصحفی گرد آورد، سالم بندة آزاد شدة ابوحذیفه، است. 
وی [سالم] قسم یاد کرد که ردایی بر تن نکند مگر قرآن را جمع‌آوری نماید و چنین کرد. آن‌گاه تصمیم گرفتند تا بر آن، نامی نهند. برخی گفتند: آن را «سفر» بنامید. سالم گفت: این از نام‌های یهودیان است و لذا نپسندیدند. پس سالم گفت: مثل آن را در حبشه دیدم که «مصحف» نامیده می‌شد و لذا تصمیم گرفتند که آن را «مصحف» بنامند(10) . سیوطی می‌گوید: سند این حدیث هم منقطع است و بر این حمل می‌شود که وی [سالم] یکی ازگردآوران قرآن به فرمان ابوبکر بوده است(11) . 
اما دربارة واژة «مصحف» که گفته می‌شود، حبشی است باید گفت: معیاری که ما در بررسی [واژگان] قرضی و معرب داریم(12)  آن را تأیید نمی‌کند. حداکثر؛ این واژه از واژگان مشترک سامی است، تا زمانی که دارای اصلی با صرف کامل [= کامل التصرف] باشد. در لسان العرب آمده است: «المصحف، المصحف یعنی در بردارندة صحیفه‌های نوشته شده در میان دو جلد؛ گو این که صحافی شده است. کسر [مصحف] و فتح آن [مصحف] لغتی [لهجه‌ای] است. ابوعبید می‌گوید: قبیلة تمیم آن را به کسر و قبیلة قیس آن را به ضم [مصحف] تلفظ می‌کنند و کسی به فتح تلفظ نکرده است. همچنین یاد نشده که این کلمه فتح داده شده باشد. آنچه ذکر شد، از لحیانی و او از کسانی آورده است»(13) . 
این انحراف از موضوع بی‌ارزش نیست چه ما، این را از آن جهت آورده‌ایم که ضعف بودن خبر [سالم] را بیان کنیم، چون عرب قبل از استعمال خاص این واژه با کلمه «مصحف» آشنا بود ولی نه این معنا که به این مناسبت [تسمیة مجموعة قرآن] از زبان حبشی نقل شده باشد (3) بدیهی است که گردآوری قرآن را زیدبن ثابت (رض) به تنهایی انجام نداده است بلکه عمربن خطاب (رض) هم با او همکاری کرده است. چنان که در روایت ابن ابی داود از طریق هشام بن عروه و او به نقل از پدرش آمده است: ابوبکر به عمر و زید گفت: بر در مسجد بنشینید و هر کس چیزی از کتاب خدا را با دو شاهد نزد شما آورده آن را بنویسید. سیوطی می‌گوید: رجال این حدیث با وجود انقطاع سند آن، مورد اعتماد [ثقه] هستند(14) . شاید سالم بن معقل (4) ـ با توجه به آنچه که سیوطی در روایت پیشین از وی گفت ـ در این کار سهیم بوده است. 
همچنین، ابی‌بن کعب (رض) ـ با توجه به آنچه که از ابوالعالیه بصری آمده ـ در این کار شرکت داشته است. ابوالعالیه گفته: «آنها قرآن را در زمان خلافت ابوبکر در مصحفی گرد آورده بودند مردانی می‌نوشتند و ابی‌بن کعب بر آنان دیکته می‌کرد»(15) . 
در این جا توقفی کوتاه در شرح روش زید (رض) و همکارانش در گردآوری قرآن می‌نماییم. دکتر حسین هیکل می‌گوید: «بدون تردید می‌توان گفت: وی روش تحقیق علمی رایج در روزگار ما را به کار بست و این روش را با دقتی هر چه تمامتر دنبال کرد»(16) . 
شاید اگر بدانچه که در گذشته از تفسیر البحر المحیط در خصوص قرائت عمر (رض) از آیة: 
(وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم)(توبه، 9 / 100)
«و پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار و کسانی که (با نیکوکاری) از آنان پیروی کردند».
نقل کرده بودیم، برگشتی داشته باشیم، میزان رنج و تلاش زید (رض) در سلامت روشش در جمع قرآن را درک کنیم، چه در آن جا زید (رض) قرائت درست آیه را: ﴿وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم ...﴾ می‌دانست، و تلاش داشت تا عمر را راضی کند، که سرانجام با حضور ابی‌بن کعب، قرائت زید با استشهاد ابی به سه موضع از قرآن، تأیید شد. این روش و عادت زید بود. او قرآن را از کاغذها، تکه استخوان‌ها و از هر چیزی از قرآن که صحابه برای او می‌آوردند، جمع‌آوری می‌کرد. اختلاف بین او و عمر (رض) پیرامون (واو) به میزان دقت و گزینش وی در تمام عملش، دلالت دارد. 
در این جا پرسشی که مطرح می‌شود و همچنان موضع شرح و تفسیر بسیاری از خاورشناسان می‌باشد(17)  آن است که چرا زید بن ثابت (رض) برای اقدام به چنین امر مهمی نسبت به دیگر صحابه انتخاب شده است؟ به گمان ما، پاسخ جاحظ در این زمینه بهترین پاسخ به چنین وسوسه‌هایی است. وی می‌گوید: «دیدند که قرائت زید، شایسته‌تر و احق است، چه قرائت عرضة آخر قرآن بر پیامبر (ص) بود و چون کسانی که آخرین عرضة قرآن را شنیده بودند، بیش از کسانی بودند که عرضة ابتدایی قرآن را شنیده بودند، لذا مردم را به قرائت زید و