ن را، سوزاند»(9) . 
بیشتر روایت‌ها، بر این دلالت دارند که مصحف عثمان (رض)، نسخه‌ای از گردآوری ابوبکر (رض) بوده است، و گروهی که مسئولیت نوشتن آن را پذیرفته بودند، بنا به روایت، چهار نفر بوده‌اند(10) . برخی از روایت‌ها به زیدبن ثابت و سعیدبن عاص بسنده کردند(11)  و برخی هم تعداد آن گروه را به دوازده تن می‌رسانند(12) . 
مانعی نیست که این تعداد [12 نفر] در نوشتن مشارکت داشته باشند اما غالب آن است که چهار نفر نخست به نوشتن نسخة نخست، اقدام کردند و آن‌گاه دیگران بقیه نسخه‌هایی را که عثمان (رض) به شهرها، فرستاده بود، از روی آن، نسخه‌برداری کرده‌اند. 
از مهم‌ترین خبرهای نگاشت مصاحف در روزگار عثمان (رض)، خبری است که حسین‌بن فارس به اسناد خود از هانی [بندة آزاد شدة عثمان] نقل کرده است. هانی می‌گوید: «من نزد عثمان بودم که اصحاب مصحف‌ها را با یکدیگر مقابله می‌کردند، از جمله استخوان‌های شانة گوسفندی که عثمان مرا با آنها به نزد ابی‌بن کعب فرستاد. روی این استخوان‌ها نوشته بود: «الم یتسن» و «فامهل الکافرین» و «لا تبدیل للخلق». هانی می‌گوید: ابی‌بن کعب، دوات خواست پس یکی از دو «لام» را حذف کرد و نوشت: 
(لِخَلْقِ اللَّهِ)(روم، 30 / 30)
و «فامهل» را پاک کرد و نوشت: 
(فَمَهِّلِ)(طارق، 86 / 17)
و «لم یتسن» هائی الحاق کرد و نوشت: 
(لَمْ يَتَسَنَّهْ)(بقره، 2 / 259)(13) 
این مطلب بدان معناست که نوشتن بین نویسندگان خوب اصحاب پیامبر(ص) مشترک بوده است، و این مشارکت اعتمادی به عمل عثمان (رض) می‌بخشد که هر گونه احتمال را نفی می‌نماید. 
عثمان (رض) بعد از نوشتن مصحف، صحیفه‌ها را به حفصه باز گرداند و تا زمان حیاتش نزدش باقی ماند. مروان(14)  به دنبال حفصه فرستاد و از او خواست تا صحیفه‌هایی را که قرآن از روی آن نوشته شده است به او بدهد ولی حفصه از این کار خودداری کرد. سالم بن عبدالله می‌گوید: وقتی حفصه از دنیا رفت و از خاک‌سپاری او بازگشتیم، مروان، عزیمه را نزد عبدالله بن عمر فرستاد تا آن صحیفه‌ها را به دست او بفرستد؛ وقتی صحیفه‌ها به دست مروان رسید، دستور داد تا آن را تکه تکه نمایند(15) . با توجه به این که در تعداد مصاحفی که عثمان آنها را به شهرها فرستاد، اختلاف است ولی مشهور آن است که پنج مصحف بوده است ولی به روایتی چهار تا و به روایت هفت تا و یک عدد در مدینه ماند(16) .
مسأله‌ای که اکنون لازم است به بحث دربارة آن بپردازیم، اهمیت عمل عثمان (رض) از جنبة قرائت است، اگر عمل عثمان (رض) به نسخه‌برداری مصاحفی چند از مصحفی، محدود باشد که آن را زید در روزگار ابوبکر نوشته است، این عمل چه ارزشی داشته است؟ برای این که محتوای این عمل را به خوبی درک کنیم، باید به آنچه که در دوران ابوبکر بود، یعنی گردآوری قرآن توسط او باز گردیم. وی قرآن را در صحیفه‌ها حفظ کرده بود و شاید این کار از جانب ابوبکر برای روزگار نیاز به قرآن بوده باشد. اما تقدیر به او مهلت نداد و بمرد و آن نسخه‌ها به عمر منتقل شد. روزگار عمر هم استقرار روزگار ابوبکر بود و در آن روزگار مردم نیاز به عمومی کردن این مصحف‌ نداشتند چون سفرهای حافظان (از صحابه) محدود بود و بعدها هم آثاری از اختلاف در حروف [قرائت‌های] قرآن، آن‌گونه که در روزگار عثمان بود، ظاهر نگشت. بلکه در روزگار عثمان هم، حدود 6 سال با آرامشی نسبی از چنین اختلافاتی سپری گشت. وقتی این اختلافات اوج گرفت، عثمان (رض) و صحابه تصمیم گرفتند که این مصحف جمع شده را در سطحی وسیع منتشر سازند. 
معنای این سخن ـ چنان که منطقی هم به نظر می‌رسد ـ آن است که مصحف ابوبکر(رض) به حرف واحدی نوشته شده بود، چنان که قبلاً در رابطه با نوشتن کاتبان وحی در روزگار پیامبر(ص) به این مطلب اشاره کردیم. زیدبن ثابت بنابر آنچه که در احادیث صحیحی(17)  آمده، بیش از همة کاتبان وحی ملازم پیامبر(ص) بود و به نوشتن قرآن در روزگار ابوبکر و عثمان (رض) پرداخته است و این بدان معناست که روش نوشتن قرآن در سه مرحله، عهد رسول‌الله(ص)، ابوبکر و عثمان (رض)، تقریباً یکی بوده است مگر این که عثمان (رض)، مرحلة خود، صلاح را در این دید که قرآن را از اعجام ـ چنان که بحثش گذشت ـ بپیراید تا رسم الخط قرآن دامنة بیشتری یافته و وجوه قرائتی زیاد دیگری را که نقل آن از پیامبر (ص) صحیح است، در برگیرد. 
هدف دیگری که از کار عثمان (رض)، محقق شد، همان نزدیک‌سازی لغوی وجوه قرائت شده در آن روزگار در شهرهای مختلف و از بین بردن اختلافی بود که نزدیک بود وحدت جامعه را نابود سازد. یعنی به طور اساسی، از جمله اهداف اقدام عثمان (رض)، انتشار متن قرآنی به زبان قریش و استوار ساختن این سنت زبانی بود که مقدمات زیادی برای آن، در روزگار ابوبکر و عمر (رض) پشت سر گذاشته شده بود. دستور سوزاندن دیگر مصحف‌های صحابه و آنان که از صحابه برگرفته بودند، توسط عثمان (رض)، به این امر یاری رساند. مردم در دیگر شهرها هم تن به این فرمان دادند جز عبدالله بن مسعود (رض) که با این کار مخالفت کرد و در کوفه به مردم دستور داد که به مصحف‌ وی عمل کنند و می‌گفت: «چگونه به من فرمانی می‌دهید که به قرائت زیدبن ثابت قرائت نمایم در حالی که من از دهان پیامبر(ص) هفتاد سوره و اندی فراگرفته و قرائت کرده‌ام، در حالی که زیدبن ثابت با نوجوانی می‌آمد و به بازی می‌پرداختند. به خدا قسم چیزی از قرآن نازل نشده است مگر این که می‌دانم در چه موردی نازل شد، هیچ کس از من نسبت به کتاب خدا داناتر نیست و من بهترین شما هم نیستم. اگر بدانم در جایی که بتواند شتر به آن جا رود، کسی از من کتاب خدا داناتر وجود دارد، حتماً به آن جا خواهم رفت»(18) . 
ابن مسعود (رض) به دلیل شبهه‌ای که او را فراگرفته بود، با سوزاندن مصحفش و با عمل عثمان (رض) مخالفت ورزید، چه وی می‌پنداشت که زید (رض) به تنهایی دست به این عمل زده است، و حال آن که وی شایسته‌ترین کس برای این کار بود. اما وقتی فهمید که موضع او بر شبهه‌ای بیش متکی نیست و مصحفی که عثمان(رض) آن را فرستاده است، همان نسخه‌ای است که ابوبکر (رض) از سینة حافظان و شاخه‌های درخت خرما و سنگ‌های پهن و نازک، برگرفته است که در روزگار پیامبر(ص) نوشته شده و زید (رض) هم به تنهایی دست به این کار نزده است، و گروه زیادی از اصحاب در آن شرکت داشته‌اند، و همة مسلمانان بر آن اجماع کرده‌اند، ابتدا با خرسندی(19)  و سپس برای حفظ وحدت امت موافقت نمود. 
بدین ترتیب، موافقت تمامی امت با مصحف عثمان (رض)، به اتمام رسید و حتی مصعب‌بن سعد می‌گفت: «وقتی که عثمان مصحف‌ها را سوزاند مردم زیادی را، درک کردم. پس از اینان در خصوص کار عثمان، اظهار شگفتی کردم. مصعب [در ادامه] می‌گوید: ولی هیچ کس از آنان، منکر کار عثمان نشدند(20) . علی (رض) هم در این باره گفت: «اگر عثمان این کار را نمی‌کرد، من به آن اقدام می‌کردم». وقتی علی (رض) به کوفه رسید، مردی برخاست و بر کار عثمان (رض) در گردآوری مصحف ایراد گرفت، ولی علی (رض) بانگ برآورد و گفت: ساکت باش! وی 