اب به من عطا فرمودی، مالک حقیقی مال‌ها خودت هستی، با شرمساری روی به درگاه تو می‌آورم تا آنچه عطا فرمودی و در آن برابر فرمانت عمل نمودم از من بپذیری، مبادا سیه‌رویی من مانع قبول آن گردد.
اگر روزه است، در اول آن سحرگاه به دعا و انابت مشغول گردد، و روزها که شکم تهی و دل برای دعا آماده است، از هر کار خیری که میسر شود، غنیمتی به دست آورد و در آخر روز و به هنگام افطار بازهم دعای قبول روزه و حصول مطلوب از خوشی دنیا و آخرت به میان می‌آید.
اگر حج است، در لباس احرام که خود کفن زندگان است هرکس روی صدق و اخلاص به درگاه خدا آرد و برای روزی که کفن واقعی می‌پوشد توشه‌ای بیندوزد، و از یکسان‌بودن شاه و گدا در پیشگاه عدالت خدا پرده‌های تکبر و غرور را از سر بیفکند، و برای روز درماندگی خود از چاره‌ساز خود خدای متعال مدد گیرد و دوستی اش را به دست آورد.
خلاصه: عبادت دعاست و هر عبادت که از دعای عاری باشد، عبادت نیست. کارهای آدمی باید همه همراه دعا و استمداد از خدا باشد، کارهای آدمی‌زاده باید همیشه با امیدواری و رجاء رحمت پروردگار توانا است.
در حدیث است: (ما كان الله ليفتح علي عبد باب الدعاء فيغلق عنه باب الاجابة) عادت خدای تعالی نبوده است که درِ دعا را بر بنده‌ای بگشاید و درِ اجابت را بر روی او ببندد.
در حدیث است: (أنا عند ظن عبدي بي) من نزد گمان بنده ام به من هستم. از امیدواری به رحمت پروردگار متعال حسن ظن و گمان خوب حاصل می‌آید، و از حسن ظن بنده نسبت به پروردگار متعال روآوردن رحمت خدای تعالی به سوی بنده فراهم می‌گردد، و هرگاه رحمت خداوند به سوی بنده‌ای روآور شد، همه خیرها برای او فراهم می‌گردد.
در حدیث صحیح است: (إذا دعا أحدكم فليعظم الرغبة فإن الله تعالي لا يتعاظمه شيىء) هرگاه یکی از شما دعا کرد، پس رغبت و شوق خود را کامل بسازد، و از روی رغبت و اطمینان بر رحمت خدا دعا نماید، زیرا همه کارها برای خدا آسان است، و هیچ کاری انجام آن برای خدای تعالی دشوار نمی‌آید، صدق و راستی لازم است و اعتماد بر رحمت حق و حسن ظن به فضل و کرم او لازم است، تا خواهش‌ها به اجابت برسد، و گره‌های فروبسته گشوده گردد و نابسامانی‌ها سامان پذیرد، ما خود چه هستیم تا عذاب ما چه باشد؟.
خدای متعال در آیة 147 سورة نساء فرمود: ﴿• (رض)(رض)  (رض)   (رض)﴾. (خداوند چه می‌کند به عذاب شما، اگر سپاس‌گزار و باایمان باشید). به تعبیر دیگر: شما خود چه باشید و عذاب‌تان چه باشد؟ خداوند چه می‌کند به عذاب شما؟ خواست خدای متعال عذاب شما نیست، پس آیا شایسته است که نسبت به پروردگاری مهربان ناسپاس و بی‌ایمان باشید؟.
می‌گویند خدای توانا به بعضی از پیغمبران فرموده است: چه کنم به این مشتی خاک؟ و هرگاه کلمه آدم را از ادیم زمین بدانیم، معنی اش می‌شود ای پسر خاک، کلمه آدم بعضی ترجیح داده اند که عربی است و اشتقاق آن از ادیم زمین است. و حدیثی به این معنی هست: (خُلق آدم من أديم الأرض) آدم از خاک زمین آفریده شد. و در حدیث دیگر: (خَلق الله آدم من آديم كلها، فخرجت ذريته علي نحو ذلك) خداوند آدم را از همه انواع خاک زمین آفرید، فرزندانش هم به مانند آن خاک‌ها بیرون آمدند، بعضی سفید، بعضی سیاه، بعضی زرد، و بعضی خوب و بعضی بد.
بنابراین، کلمه آدم افعل التفصیل است و لا ینصرف بودنش به علم بودن و وصف بودن آن است، بعضی آن را مشق از «ادمت» یعنی گندمگون بودن دانسته اند، و بعضی علماء کلمه «آدم» را عجمی دانسته اند. با این حال لا ینصرف بودن آن به قاعده نحو، از روی علم‌بودن و عجمی‌بودن آن است. حالا خواه اسم آدم یک اسم عربی باشد و خواه یک اسم عجمی. آدم (ع) نه می‌توان او را عرب نامید و نه عجم؛ زیرا خلقت او هزارها سال پیش از پیدایش عرب و عجم است، و کنیه او ابوالبشر است. حضرت رسول الله ص فرمود که الله تعالی فرموده است: (يَا ابْنَ آدَمَ) ای پسر آدم. مقصود در اینجا آدمی‌زاده است، چه مرد باشد چه زن. (إِنَّكَ مَا دَعَوْتَنِي وَرَجَوْتَنِي غَفَرْتُ لَكَ عَلَى مَا كَانَ مِنْكَ وَلاَ أُبَالِي) مادام که تو مرا بخوانی و به من امیدوار باشی گناهانت را می‌آمرزم و پروا ندارم گذشته‌ات چگونه بوده است؟.
از این حدیث برمی‌آید که هرکس رو به خدا داشته باشد و امیدوار رحمت او باشد، رویش به خیر خواهد بود، و به تعبیر دیگر: ای آدمی‌زاده! خوی تو گنهکاری است و تو گناه را ترک نکنی، و عادت من آمرزگاری است، من فضل خود را چگونه ترک کنم؟ آیات قرآن و احادیث پیغمبر ص همه شارح و مفسر یکدیگرند.
در قرآن: (ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ)[المؤمن: 60] (دعا کنید و از من بخواهید تا دعای‌تان را به اجابت برسانم). در آیة 41 سورة انعام: (‏ بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شَاء)(شما از خدا می‌خواهید، دعا می‌کنید و خداوند دعایتان را به اجابت می‌رساند و سختی را از شما دفع می‌نماید، اگر بخواهد). در این آیه اجابت دعاء را مشروط به تعلق مشیئت و اراده خود کرده است، در آیة 53 سورة زمر: (‏ قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً)(ای بندگان من که زیاده‌روی برخود نمودید، از رحمت خدا نومید مشوید، زیرا محقق است که خداوند همه گناهان را می‌آمرزد.
در آیة 48 سورة نساء آمده است: (‏ إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ)(بدون شک خداوند شرک‌آوردن به او را نمی‌آمرزد، ولی غیر از شرک گناهان دگر را برای کسی که بخواهد می‌بخشد). بنابراین آیه، شرک قابل آمرزش نیست، و غیر شرک آمرزیدن هم اختصاص به مشیئت و اراده او تعالی دارد. (يَا ابْنَ آدَمَ , لَوْ بَلَغَتْ ذُنُوبُكَ عَنَانَ السَّمَاءِ) ای پسرم آدم! اگر گناهان تو به ابر آسمان برسد، به حدی که برهم انباشته باشد که بلندی آن به آسمان برسد و یا این که عنان السماء، ظاهر آسمان است که بالاتر از ابر در نظر باشد (ثُمَّ اسْتَغْفَرْتَنِي) پس از آن که گناهان تو از زمین گذشت و به بلندی ابر رسید، از من آمرزش بخواهی (غَفَرْتُ لَكَ) تو را بیامرزم (يَا ابْنَ آدَمَ) ای آدمی‌زاده! (إِنَّكَ لَوْ أَتَيْتَنِي بِقُرَابِ الأَرْضِ خَطَايَا) اگر تو در حقیقت با گناهانی پرزمین به سوی من بیایی. (ثُمَّ لَقِيتَنِي لاَ تُشْرِكُ بِي شَيْئًا) پس از آن مرگ تو در حالتی باشد که هیچ چیز را شریک من نمی‌دانستی و به یکتایی و آمرزگاری من عقیده داشتی، (لأََتَيْتُكَ بِقُرَابِهَا مَغْفِرَةً) من با آمرزشی پرزمین به سوی تو می‌آیم.
از این حدیث می‌توان فهمید که دعا باید با حضور قلب و امیدواری و یقین اجابت همراه باشد، تا دعا به اجابت برسد، گناه نباید بر دل اثر بگذارد، زیرا اگر گناه بر دل نشست، همانا شرک است، و شرک قابل بخشایش نیست، اصرار و پافشاری بر 