ش را بپذیرد و در موقعی که دستش از همه جا کوتاه شد، می‌داند فقط یک درگاه است که همه کاینات در اختیار اوست و آن درگاه خداست، و این خودش در حقیقت حقیقت توحید و اخلاص است، و به همین خاطر هم دعا مغز عبادت است. و از این حدیث استفاده شد که إِنفاق هم باید از حلال باشد و از غیر حلال مقبول نیست، و خوراک و آب و پوشاک شایسته است که حلال باشد، و کسی که می‌خواهد دعایش به اجابت برسد، باید بیشتر به لقمه حلال اعتناء نماید تا دعا و عبادتش مقبول درگاه پروردگار قرار گیرد، و البته از شخص مؤمن قبول می‌شود.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:36.xml">حدیث یازدهم: (دَعْ مَا يَرِيبُكَ...)</a><a class="folder" href="w:html:39.xml">حدیث دوازدهم: (مِنْ حُسْنِ إِسْلاَمِ الْمَرْءِ...)</a><a class="folder" href="w:html:42.xml">حدیث سیزدهم: (لاَ يُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ حَتَّى يُحِبَّ...)</a><a class="folder" href="w:html:45.xml">حدیث چهاردهم: (لا يَحِلُّ دَمُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ...)</a><a class="folder" href="w:html:48.xml">حدیث پانزدهم: (مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ...)</a><a class="folder" href="w:html:51.xml">حدیث شانزدهم: (لاَ تَغْضَبْ...)</a><a class="folder" href="w:html:54.xml">حدیث هفدهم: (إِنَّ اللهَ كَتَبَ الإِحْسَانَ...)</a><a class="folder" href="w:html:57.xml">حدیث هجدهم: (اتَّقِ اللهَ حَيْثُمَا كُنْتَ...)</a><a class="folder" href="w:html:60.xml">حدیث نوزدهم: (يَا غُلاَمُ، إِنِّي أُعَلِّمُكَ كَلِمَاتٍ...)</a><a class="folder" href="w:html:63.xml">حدیث بیستم: (إِنَّ مِمَّا أَدْرَكَ النَّاسُمِنْ...)</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:37.txt">متن حديث وترجمه</a><a class="text" href="w:text:38.txt">شرح حديث</a></body></html>حدیث یازدهم
عن أبي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بنِ عليِّ بنِ أبي طالِبٍ، سِبْطِ رسولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ورَيْحانَتِهِ -رَضِي اللهُ عَنْهُما- قالَ: حَفِظْتُ مِنْ رسولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ:
(دَعْ مَا يَرِيبُكَ إِلَى مَا لاَ يَرِيبُكَ).
رواهُ التِّرمذيُّ والنَّسائِيُّ، وقالَ التِّرمذيُّ: حديثٌ حسَنٌ صحيحٌ.

ترجمه حديث:
از ابومحمد حسن بن علی بن ابی طالب پسر دختر پیغمبر خدا ص و ریحانه پیغمبر، روایت شده که گفت از پیغمبر خدا این جمله را از برکردم: آنچه تو را به شک می‌اندازد آن را رها کن، و آنچه تو را به شک نمی‌اندازد برگیر.

شرح حديث:
در فرمایش بالا: آنچه تو را به تردید اندازد ترک کن، و آنچه تو را به شک نمی‌اندازد بگیر. (قال) امام حسن (رض) فرمود و ترجمه ایشان در پایان این حدیث می‌آید، (حَفِظْتُ مِنْ رسولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ) سخنی از پیغمبر از برکردم که فرمود: (دَعْ) به معنی ترک کن، فعل مستقبل آن (يدع) ترک می‌نماید. (ذر) به معنی ترک کن، فعل مستقبل آن (يذر) به معنی ترک می‌نماید.
این دو فعل ماضی ندارد، زیرا معنی آن در ماضی تَرکَ به معنی کرد است، (مَا يَرِيبُكَ) آنچه تو را به شک می‌اندازد. رابّ: به شک افتاد یَریبُ: شک می‌کند. ریبة: شک. گفته اند که در زبان عربی هرچه شک در آن یقینی باشد فعل آن را از «رابَ» می‌آورند، و آنچه شک و تردید در آن موهوم باشد فعل آن «أرابَ» می‌آورند. فعل مستقبل آن (يَرِيبُ) می‌باشد که به همان معنی به شک‌انداختن است، (إِلَى مَا لاَ يَرِيبُكَ) به سوی آنچه تو را به شک نمی‌اندازد، یعنی آنچه که از شبهات است و ترا به شک می‌اندازد، آن را ترک کن و برو به سوی آنچه که تو را به شک و تردید نمی‌اندازد.
حدیث ششم (الحَلاَلَ بَيِّنٌ) تا آخر که گذشت، مانند شرحی است برای این حدیث که نهی تنزیهی بود از افتادن در شبه‌ها. ابوذر غفاری گفته است: کامل‌شدن پرهیزکاری عبارت از این است که قسمتی از حلال را ترک نمایی تا در حرام نیفتی، یعنی آنچه حلال‌بودنش به درستی روشن و آشکار نباشد، ترک نمایی و نیز آنچه حلال باشد ولی جنبه زاید داشته باشد، ترک شود؛ زیرا زیادت‌جویی انسان را به بی‌اختیاطی و بی‌احتیاطی انسان را به گنهکاری می‌کشاند، زیرا که نهی تنزیهی همیشه از چیزهایی است که احتمال حرام را دارد، مثلاً: حیله در سودخوری حرام است، زیرا وسیله رسیدن به حرام است و حیله هیچگاه بر خدا پنهان نمی‌ماند.
در مورد حیله حضرت رسول ص فرمود: (لعن الله اليهود، حرم الله عليهم شحم الخنزير، فجملوها وباعوها وأكلوا ثمنها) خدا یهودیان را لعنت کند، زیرا پیه را برآنان حرام نمود و آن نابخردان آمدند پیه را بر آتش گداختند و فروختند و بهای آن را خوردند، به گمان این که پیه حرام است، ولی گداخته آن حرام نیست و آن وقتبهای آن مانعی ندارد، در حالی که می‌دانستند که این حیله برای استفاده از حرام است.
وقتی کسی یک صد تومان برای مدت یک ماه مثلا به یک صد و ده تومان بدهد، ریاست حالا اگر برای حیله خانه اش را به یک صد تومان بخرد و ماهی ده تومان از او بگیرد، باز همان ریاست و تفاوتی نکرده، ولی افراد حیله‌گر به خیال خودشان حیله می‌تواند حرام را حلال سازد از این قبیل کارها می‌کنند، حقیقت همین حدیث اصل بزرگی است که برای دنیا و آخرت سودمند است و ریبة و شک در عبادات و معاملات و نکاح و دیگر باب‌های احکام می‌آید، و در زیر این حدیث می‌توان فروع و بخش‌های بی‌شماری داخل نمود.
مثلاً: اگر کسی شک دارد که نماز ظهر سه رکعت خوانده یا چهار رکعت، رکعت چهارم که شک دارد، بیندازد و یقین را بگیرد که سه رکعت است و رکعت چهارم را بخواند، اگر شک دارد که وضو دارد یا نه، شک را بیندازد و یقین کند که وضو ندارد و از نو وضو بسازد، اگر شک دارد که بدهی خود را پرداخته است یا نه، و طلبکار می‌گوید که نپرداخته است، شک را بیندازد و جانب یقین را بگیرد و بدهی خود را بپردازد، اگر شک دارد که فلان زن می‌گوید برای تو و فلانه شیر داده ام، شک دارد که راست می‌گوید یا نه، در این حال دچار شک نشود و با چنین زنی ازدواج نکند، بلکه زنی دیگر بگیرد و به این ترتیب شک را رها کند و یقین را بگیرد.
این حدیث که قسمتی از یک حدیث طولانی است و در آن به قنوت وتر: (أللهم اهدنی) یاد شده و نزد ترمذی این زیادت است: (فإن الصدق طمأنينة وإن الكذب ريبة) محققاً راست‌گویی آرامش دل است، و در حقیقت دروغ مایه شک و ناراحتی است، و در لفظ ابن حبان: (فإن الخير طمأنينة وإن الشر ريبة) محققاً خوبی مایه آرامش قلب می‌باشد و بدی باعث شک و تردید و ناراحتی است.
به این لفظ امام احمد از انس و طبرانی از ابن عمر از پیغمبر ص روایت کرده اند. در حدیث وارد است: (رحم الله امر أجب الغيبة عن نفسه) خدا بیامرزد کسی را که غیبت را از خود قطع نمود، یعنی کارهایی را که باعث شک و تردید و مایه ظنین شدن و پشت سرگویی دیگران می‌شود نکند.
در حدیث ضعیف آمده است که مردی از پیغمبر ص پرسید: چگونه بدانم چه کاری حلال و چه کاری حرام است؟ (البته مقصود در کارهای دارای شبهه است) حضرت فرمود: هرگاه خواستی کاری بکنی دست را به سینه بگذار، زیرا دل در موقعی که انسان می‌خواهد کاری را انجام دهد، به طپش می‌افتد و ناراحت می‌شود و هرگاه کاری ح