ه تمام شده است، (وَجَفَّتِ الصُّحُفُ) و نامه‌ها خشک شدند، زیرا نوشته به آخر رسید، پس وقتی نوشته و سرنوشت حتمی است، چرا رو به نویسنده نیاوری؟ و وقتی که از امور کاینات فراغت حاصل شده، چرا با فراغ خاطر به درگاه خدای متعال نزدیک نشوی؟.
ابن العربی روایت نموده است که رسول الله ص فرمود: (أول ما خلق الله تعالي، القلم ثم خلق النون وهي الداوة وذلك قوله تعالي: (‏ ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ‏)ثم قال له اكتب قال: وما أكتب؟ قال: ما كان وما هو كائن إلي يوم القيامة. من عمل أو أجل أو رزق أو أثر فجري القلم بما هو كائن إلي يوم القيامة. ثم ختم العمل فلم ينطق ولا ينطق إلي يوم القيامة. ثم خلق العقل فقال: ما خلقت خلقا أعجب إلي منك وعزتي لأكملنك فيمن أحببت ولأنقصنك فيمن أبغضت. ثم قال ص أكمل الناس عقلا أطوعهم لله سبحانه وتعالي وأعلمهم بطاعته) نخستین چیزی که خدا آفرید قلم بود، و پس از آن دوات را آفرید، و به همین معنی است فرموده خدای تعالی: (‏ ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ‏)[القلم: 1] (دوات و قلم و آنچه می‌نویسند، زیرا نوشتن است که سفارش گذشتگان را می‌رساند و میراث رفتگان است که به ماندگان می‌رسد، خلاصه تجربه نیاکان از راه نوشتن است که علوم اوایل به اواخر منتقل شد، و به وسیله نوشتن است که کلام الله قرآن تنها کتاب آسمانی محفوظ در دنیا است که دست نخورده و تا روز قیامت از دستبرد محفوظ است، اولین آیه‌ای که از قرآن نازل شد، در آن از قلم یاد شد) نخستین چیزی که خدا آفرید قلم بود، پس از آن دوات را آفرید، و در اول سوره نون (‏ ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ‏)اشاره بدین معنی است، پس از آن به قلم فرمود: بنویس، گفت: چه بنویسم؟ فرمود: بنویس آنچه شد و آنچه می‌شود تا روز قیامت، از کار و عمر و روزی و اثر، پس قلم جاری شد به آنچه شدنی است تا روز قیامت، پس از آن کارها مهر شد پس چیزی نگفت و تا روز قیامت هیچی نمی‌گوید.
پس از آن خداوند عقل را آفرید و در باره او فرمود: (چیزی که نزد من از تو پسندیده‌تر باشد نیافریدم، قسم به عزت خودم که هرکه را دوست دارم، تو را در آن کامل می‌نمایم و کسی که او را دوست ندارم، تو را در او ناقص می‌سازم). پس از آن رسول الله فرمود: کاملترین مردم از حیث عقل و خردمندی فرمانبرترین مردم در مقابل خدا و داناترین مردم به طاعت خدا است.
حدیث نوزدهم را که شرح دادیم، امام ترمذی روایت نمود: این حدیث حسن و صحیح است، و در روایت غیر ترمذی چنین آمده است: (احْفَظِ اللهَ تَجِدْهُ أَمَامَكَ) خدا را نگهدار، او را جلو خودت می‌یابی، (تَعَرَّفْ إِلَى اللهِ فِي الرَّخَاءِ) خدا را در خوشی بشناس و او را در فراخی فراموش مکن، (يَعْرِفْكَ فِي الشِّدَّةِ) تا تو را در سختی بشناسد و در شداید تو را فراموش ننماید، (وَاعْلَمْ أَنَّ مَا أَخْطَأكَ لَمْ يَكُنْ لِيُصِيبَكَ) و یقین بدان آنچه سرنوشت تو نیست به تو نمی‌رسد، (وَمَا أَصَابَكَ لَمْ يَكُنْ لِيُخْطِئَكَ) و یقین بدان آنچه به تو رسید، ممکن نبود به تو نرسد، زیرا معلوم شد نوشته آن به نام تو بوده است و نوشته پاک نمی‌شود، (وَاعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مَعَ الصَّبْرِ) و یقین بدان که یاری خدا همراه شکیبایی است، و یقین بدان که گشایش در کار همراه سختی می‌آید، (وَأَنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا) و به تحقیق بدان که همراه دشواری آسانی است، و در واقع آخر شکیبایی اول نصرت و ظفر است و آخر سختی، اول فرج و گشایش است و آخر دشواری، اول آسانی و فراخی است.
کلمه «غلام» در عربی به کودک از شیرخوارگی تا نه سالگی اطلاق می‌شود، و گاهی به مرد کامل غلام گفته می‌شود، و در موقعی که حضرت رسول به ابن عباس فرمود: یا غلامُ، عبدالله بن عباس ده ساله بود.
عبدالله بن عباس: پسر عموی پیغمبر ملقب است به حبرالامة و ابوالخلفاء؛ زیرا خلفای بنی عباس از نسل او هستند، در موقعی که حضرت رسول و بنی هاشم در شعب أبوطالب محاصره بودند، چند روزی قبل از برون‌آمدن از شعب به دنیا آمد و آن در سال دهم بعثت بود. روزی که حضرت رسول رحلت فرمود، عبدالله بن عباس سیزده ساله یا پانزده ساله بود.
حضرت رسول در باره او دعا کرد: (اللهم فقهه في الدين وعلمه التأويل اللهم علمه الحكمة وتاويل القرآن) خدایا! او را در دین دانا بگردان و حکمت و تفسیر قرآن را به او بیاموزد.
عمرو بن دینار می‌گوید: من مجلسی به خاطر ندارم که جامع انواع خیر باشد، مانند مجلس عبدالله بن عباس. معروف می‌گوید: من پانصد تن از یاران پیغمبر را دیدم و هرگاه با عبدالله بن عباس در مسأله‌ای اختلاف پیدا می‌کردند، طوری دلایلی می‌آورد که با او موافقت می‌کردند. عبدالله بن مسعود می‌گوید: اگر عبدالله بن عباس در حیات پیغمبر همسن و سال ما بود، هیچکس با او برابری نمی‌کرد.
او یک هزار و ششصد و شصت حدیث از پیغمبر ص روایت نموده است، از این جمله بخاری و مسلم نود و پنج حدیث از او روایت و بخاری به تنهایی بیست و هشت حدیث و مسلم به تنهایی چهل و نه حدیث روایت کرده اند.
تولدش در مکه در شعب ابی طالب و در سال دهم بعثت و وفاتش در طایف به سال شصت و هشت هجری بود، در سن هفتاد و یک سالگی و در همان جا مدفون است، رضی الله عنه وجزاه عن الإسلام خیراً.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:64.txt">متن حديث وترجمه</a><a class="text" href="w:text:65.txt">شرح حديث</a></body></html>حدیث بیستم
عَنْ أَبِي مَسْعُودٍ عُقبةَ بنِ عَمْرٍو الأنصاريِّ الْبَدْريِّ - رَضِي اللهُ عَنْهُ- قالَ: قالَ رسولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ:
(إِنَّ مِمَّا أَدْرَكَ النَّاسُمِنْ كَلاَمِ النُّبُوَّةِ الأُولَى: إِذَا لَمْ تَسْتَحِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ).

ترجمه حديث:
از ابی مسعود که نام او عقبة بن عمرو انصاری بدری است – خدا از او خوشنود باد– روایت شده که رسول الله ص فرمود: محققاً از آنچه مردم از سخن پیغمبران پیشین دریافته اند، این است که هرگاه شرم نداشتی، آنچه خواستی انجام بده.
این حدیث صحیح را بخاری روایت کرده است.
شرح حديث:
در این فرمایش پیامبر اشاره شده به این که گفته بالا از فرموده‌های پیغمبران پیشین است که نسل به نسل، زبان به زبان گفته شده تا به ما رسیده است، در شرح حدیث بالا علماء گفته اند که معنی آن چنین است: شرم و حیاء در تمام شریعت‌ها پسندیده و مورد ستایش بوده است، پس جمله بدین معنی است: اگر شرم و حیاء نداشته باشی که تو را از محرمات منع نماید، هرچه می‌خواهی انجام بده، زیرا برای خود بدبختی به بار می‌آوری و عقوبت را برای خود تهیه می‌بینی. و این موضوع در آیة 40 سورة فصلت: (اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ) آمده است: (آنچه می‌خواهید انجام دهید). زیرا کیفرتان در انتظارتان است، و معنی حدیث مانند آیة بالا تهدید و ترسانیدن است. در آیة 15 سورة الزمر نیز آمده است: (‏ فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُم مِّن دُونِهِ) (اگر خدای یکتا را بندگی نمی‌کنید، هرچه می‌خواهید بپرستید). زیرا بندگی غیر خدا هرچه و هرکس باشد کفر است و عاقبت کافر عذا