ز  به  سجده  رفت  و آن  را  طولانی‌ کرد،  من  سرم  را  از  سجده  بلند کردم  و  دیدم ‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم  هنوز در  سجده  است  و آن  بچه  بـر پشت  وی  می‌باشد،  پس  دوباره  به  سجده  رفتم‌.  چون  پیامبر صلی الله علیه و سلم  نماز  را  به  پایان  برد،  مردم  گفتند:  ای  رسول  خدا  شما  در اثنای  نماز  سجده ‌کردی  و آنقدر آن  را  طول  دادی‌ که  ما گمان  کردیـم‌،  که  حادثه‌ای  روی  داده  است  یا  به  تو  وحی  شده  است‌؟  پیامبر کـه  فرمود:  هیچکدام  از  آنها  روی  نداده  است‌،  ولی  فرزندم  می‌خواست  بـر  دوش  من نشیند که  من  دوست  نداشتم‌،  شتاب ‌کنم  تا  او  به ‌کام  خویش  برسد“‌.  به  روایت  احمد  و  نسائی  و  حاکـم‌.  نووی‌ گفته  است‌: ‌“ ‌این  حدیث  مذهب  امام  شافعـی  و  پـیروان  و  موافقان  او  را  تایید  می‌کند که ‌گفته‌اند:  برداشتن  پسر  و  دختر  و  حیوانات  پاک  در  نماز  فرض  و  سنت  برای  امام  و  ماموم  جایز است‌.  پیروان  امام  مالک‌،  آن  را  بر  نماز  سنت  حمل‌ کرده‌اند،  و  آن  را  در  نماز  فرض  جایز  نمی‌دانند.  این  تاویل  فاسد  است‌:  چه  در  حدیث  آمده  است ‌که‌:‌“‌یوم  الناس‌‌“‌،  این  تعبیر  صریح  و  یا  بمنزله  صریح  است‌ کـه  مقصود  نماز  فرض  می باشد  و  قبلا  نیز گفته  شد که  این  رویداد  در  نماز  صبج  پیش  آمده  است‌“‌.  نووی  گفته  است‌:  بعضی  از  مالکیها  مدعی  هستند  کـه  این  حدیث منسوخ  شده  و گروهی  دیگر  از  آنها  می‌گویند  این  مطلب  خاص  پیامبر صلی الله علیه و سلم  بوده  و  بعضی‌ گفته‌اند:  برای  ضرورت  بوده  است‌.  همه  این  دعاوی  باطل  و  مردود  است‌.  چه  دلائلی  ندارند  و  هیچ  ضرورتی  نیز  وجود  نداشته  است‌.  بلکه  حدیث  صحیح  و  صریح  است  در  جواز آن  و هیچ  مخالفتی  با  قواعد  شرعی  هـم  ندارد.  زیرا  انسان  پاک  است  و  از آنچه ‌که  در  درون  و  معده  او  است  صرف  نظر  شده  و  لباس  اطفال  هم  حمل  بر  طهارت  و  پاکی  می شود  و  دلایل  شرعی  نیز این  مطلب  را  تایید  می‌کند  و  افعال  و حرکات  اندک  یا  متفرقه ‌که  پشت  سر  هـم  نباشد  نماز  را  باطل  نمی‌کند.  و  این  عمل پیامبر صلی الله علیه و سلم  بیان  جواز  آن  است  و  به  این  قواعدی  که  ذکر کردیـم  اشاره  دارد.  و  این  حدیث  ادعای  ابوسلیمان  خطابی  را  رد  می‌کند که ‌گفته  است‌:  این  عمل  پیامبر صلی الله علیه و سلم  شبیه  به  یک  عمل  غیر عمدی  است‌.  چه  پیامبر صلی الله علیه و سلم  امامه  را  برداشته  چون  خود  را  به  وی  آویزان ‌کرده  بود  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم  او  را  بلند  نکرد  بلکه  چون  برخاست  امامه  با  وی ماند.  بعد  خطابی  گفته  است‌: “‌گمان  نمی‌رود  که  پیامبر صلی الله علیه و سلم  بار  دیگر  او  را  بعمد  برداشته  باشد.  چه  در  آنوقت  عمل‌ کثیر  به  حسـاب  می‌آید  و  دل  را  مشغول  می‌دارد،  اگر نقوش  و راه  راه  بودن  جامه  او را  مشغول ‌کرده  باشد  چگونه  این  عمل  او را  مشغول نکرده  است‌“‌‌؟‌.  این  بود  سخن  مرحوم  خطابی‌.  ولی  سخنی  است  باطل  و  ادعائی است  پوچ‌.  و  حدیث  صحیح  مسلم  نیز  این  ادعای  او  را  رد  می‌کند.  چـه  در  متن  حدیث  بود: " فإذا قام حملها و " فإذا رفع من السجود أعادها "  و  در  روایت  غیر مسلم  نیز  آمده  است‌:" خرج علينا حاملا أمامة فصلى...  تا  آخر  حدیث‌"‌.  و  اما  قضیه  جامه‌ای ‌که  دارای  نقوش  بود  بدینجهت  است  که  دل  را  مشغول  می‌دارد،  بدون  اینکه  بهره‌ای  داشته  باشد.  و برداشتن  امامه  اگر  مسلم  باشد، ‌که  دل  را  مشغول  داشته  است‌،  برای  بهره‌هائی  بوده‌ که ‌گوشه‌ای  از  قواعد  و  فوائد  آن  را  بیان ‌کردیم‌.  بنابراین‌،  آن  حدیث  برای  بیان  جواز  آن عمل  و  اشاره  به  فوائد  آن  بـوده  است  و  تا  روز  قیامت  برای  مسلمین  چنین  عملی  جایز  است‌.  و  الله  اعلم  بالصواب‌.  ا هـ‌.

6-جایز  است که  بر نمازگزار سلام کرد  و  او  را  مخاطب  قرار داد  و  برای  او  نیز  جایز  است  به  اشاره  به  سلام  و خطاب  پاسخ  دهد:
از  جابر  بن  عبدالله  روایت  است‌ که‌:  وقتی ‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم  بسوی  بنی  المصطلق می‌رفت‌،  مرا  روانه ‌کرد،  چون  برگشتم‌،  به  پیش  او  رفتـم‌،  او  بر  پشت  شترش  مشغول  نماز  خواندن  بود،  من  با  ایشان  سخن ‌گفتـم‌.  او  با  اشاره  دست  به  من  جواب  داد،  سپس  باز  با  او  سخن ‌گفتم‌،  باز  هم  با  اشاره  دست ‌گفت  چنین ‌کنید،  و  من  می‌شنیدم  که  او  نماز  می‌خواند  و  با  سرش  اشاره  می‌کرد.  چون  نمازش  را  بپایان  برد،  فرمود:" ما فعلت في الذي أرسلتك فإنه لم يمنعني من أن أرد عليك إلا أني كنت أصلي؟    [چه ‌کار کردی درباره  چیزی‌ که  ترا  برایش  فرستاده  بودم‌؟  چون  داشتم  نماز  می خواندم‌،  بـه  شما  پاسخ  ندادم‌]"‌.  احمد  و  مسلم  آن  را  روایت ‌کرده‌اند.

عبدالله  بن  عمر  از  صهیب  روایت  کرده  که  گفته  است‌:‌“‌من  از کنار  پیامبر صلی الله علیه و سلم  گذشتم‌،  او  مشغول  نماز  خواندن  بود،  من  بر  وی  سلام  دادم  و  ایشان  با  اشاره  انگشت  به  من  پاسخ  داد“  به  روایت  احمد  و  ترمذی‌ که  آن  را  صحیح  دانسته  است‌.  باز  هم  از  عبدالله  روایت  است‌ که‌:“‌ از  بلال  پرسیدم‌،  وقتی‌ کـه  در  نـماز  بر  پیامبر صلی الله علیه و سلم  سلام  می‌کردند،  چگونه  پاسخ  می‌داد؟ ‌گفت‌:  با  اشاره  دست‌‌“‌.  احمد  و  اصحاب  سنن  آن  را  روایت  کرده  و  ترمذی  آن  را  صحیح  دانسته  است‌.  و  از  انس  روایت  است  که‌:‌“‌پیامبر صلی الله علیه و سلم  در  نماز  اشاره  می‌کرد“‌.  احمد  و  ابوداود  و  ابن  خزیمه  با  اسناد  صحیح  آن  را  روایت  کرده‌اند.  اشاره ‌کردن  با  انگشت  یا  تمام  دست  و  یا  ایماء  و  اشاره  بـا  سـر  اشکال  ندارد  و  همه  آنها  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم  روایت  شده  است‌.

7-تسبیح  (‌سبحان  الله گفتن‌)  و کف  زدن‌:
اگر  در میان  نماز  چیزی  پیش  آید،  مانند  اینکه  امام  اشتباه ‌کند،  یا کسی  اجازه  ورود  طلب  نماید،  یا  اشاره‌ای  برای  آگاهانیدن ‌کور،  و  امثال  آن‌،  مردان  می‌توانند  بگویند: "‌سبحان  الله‌’‌’  و  زنان ‌کف  بزنند.  از  سهل  بن  سعد  الساعدی  روایت  است‌ که‌،  پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" من نابه شئ في صلاته فليقل: سبحان الله، إنما التصفيق للنساء، والتسبيح للرجال [اگر در نماز برای ‌کسی  چیزی  پیش  آمد کرد،  بگوید: ‌“‌سبحان  الله‌“‌،  بی‌گمان  کف  زدن  مخصوص  زنان  و  تسبیح  مخصوص  مردان  است‌]"‌.  احمد  و  ابـوداود  و  نسائی  آن  را  روایت  کرده‌اند.

8-آگاه کردن  امام‌:
هرگاه  امام  در  نماز  آیه‌ای  را  فراموش‌ کرد،  جایز  است ‌که  ماموم  آن  را  بیاد  وی آورد،  خواه  امام  به  اندازه  قرائت  واجب  خوانده  باشد  یا  خیر.  از  ابن  عمر  روایت  است‌ که‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم  یکبار  نماز  می‌خواند  و  آیه‌ای  بر  وی  مشتبه ‌گردید،  چون  از  نماز  فارغ  شد،  به  پدرم  فرمود:  “‌ أشهدت معنا؟  [‌آیا  تو  با  ما  بودی‌؟‌]‌"  پـدرم‌ گ