ر  چهارپایان  از  نظر  زکات  شرکت  را  موثر  می‌داند  نه  در  دیگر  اموال‌. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -انعام:بز و گوسفند و شتر و گاو.
[2] -زلزله/7و8.زکات رکاز  (‌: گنج  و  دفینه‌)‌،  و  کانها  (‌: معادن‌)

کلمه  رکاز از کلمه  “‌‌رکز”‌  بمعنی  “‌‌خفی  =  پنهان  شد” ‌‌گرفته  شده  است  ودرآیه  زیر  نیز  بمعنی  صدای  خفی  آمده  است‌:  " أو تسمع لهم ركزا   [1]،  مراد  از  “‌‌رکاز”‌  در  فصل  زکات  چیزهایی  است‌که  از  دوره  جاهلیت  و  پیش  از  اسلام  مدفون  شده  باشد  [2]‌. مالک  می‌گوید: آنچه‌که  ما  درآن  اختلاف  نداریم  و  از  اهل  علم  نیز  شنیده‌ایم‌که  می‌گویند: “‌‌رکاز”‌  عبارت  است  ازآنچه‌که  در  دوره  جاهلی  مدفون  شده  باشد  مشروط  برآنکه  در  جستجوی  آن  هزینه  و  نفقه  وکارو  تلاش  و  زحمت  فراوان  متحمل  نشده  باشند.  
اما  اگر  در  جستجو  وکند  وکاو  برای  آن‌،  هزینه  و  عمل  توام  با  مشقت  فراوان‌، تحمل ‌گردد که ‌گاهی  به  نتیجه  برسند  وگاهی  به  نتیجه  نرسند  “‌‌رکاز”‌  به  حساب  - نمی  آید. 
امام  ابوحنیفه  می‌گوید: “‌‌رکاز“  عبارت  است  ازآنچه‌که  خداوند  بصورت  طبیعی  و  یا  مردم  آن  را  در  زمین  مدفون  و  پنهان‌کرده  باشند. 

معنی "‌معدن"  و  شرط  زکا‌ت آن  نزد  فقها‌ء‌: 
کلمه  “‌معدن‌“  از  “‌عدن‌“  بمعنی  اقامت  گزیدن‌گرفته  شده  است  و  در  قرآن  برای “‌‌بهشت‌”‌‌،  “‌‌جنات  عدن‌“  بمعنی  خانه  اقامت  جاویدانی‌،  استعمال  گردیده  است‌. علماء  درباره  معدنی‌که  وجوب  زکات  بدان  تعلق  می‌گیرد  با  هم  اختلاف  نظر  دارند. امام  احمد  می‌گوید: معدن  عبارت  است  از  هر  چیزی‌که  غیر  از  زمین  باشد  و  در  زمین  بصورت  طبیعی  آفریده  شده  و  استخراج‌گردیده  و  دارای  ارزش  و  قیمت  باشد،  مانند: طلا،  نقره‌،  آهن‌،  مس‌،  سرب‌،  یاقوت‌،  زبرجد،  زمرد،  فیروزه‌،  بلور،  عقیق‌،  سرمه‌،  زرنیق‌،  قیر،  نفت‌،‌گوگرد  و  زاج  وامثال  آن‌. مشروط  برآنکه  آنچه‌که  استخراج  می‌گردد  خودش  یا  بهای  آن  به  حدنصاب  زکات  برسد. 

امام  ابوحنیفه  می‌گوید: در  بین  معدنیات  وجوب  زکات  تنها  به  چیزهایی  تعلق  می‌گیرد  که  نقش  پذیر  و  قابلیت  ساختن  وگداختن  با  آتش  را  داشته  باشند،  مانند: طلا،  نقره‌،  آهن  و  مس‌. اما  آنچیزهاکه  مایع  یا  جامدی  باشندکه  قابلیت‌گداختن  یا  آتش  را  ندارند  مانند: یاقوت  و. . . وجوب  زکات  بدانها  تعلق  نمی‌گیرد. و  اوبرای  زکات  از  معادن  حدنصاب  را  شرط  ندانسته  و  ازمقدار  اندک  و  بسیارآن  خمس  (‌یک  پنجم‌)  را  واجب  می‌داند. 

امام  مالک  و  امام  شافعی  تنها  از  طلا  و  نقره‌ای‌که  استخراج  می‌شود  زکات  را  واجب  دانسته  و  مانند  امام  احمدگفته‌اند  حدنصاب  لازم  است‌. بنابراین  اگر  طلای  استخراج  شده  بیست  مثقال  و  نقره  استخراج  شده‌،  باندازه  دویست  درهم  بود،  زکات  آن  واجب  می‌شود  و  اتفاق  نظردارند،  بر  اینکه‌گذشت  یکسال  برآن  معتبرنیست  و  همانوقت‌که  آن  را  یافتند  زکاتش  واجب  می‌گردد،  همانگونه‌که  در  محصولات  کشاورزی  بهنگام  درو  و  برداشت‌،  زکات  آن  واجب  می‌شود. زکات  معادن  به  رای  هر  سه  نفر  یک  چهارم  از  یکدهـم  آن  بوده  و  به  مستحقین  زکات  داده  مـی‌شود. ولی  ابوحنیفه  می‌گوید: باید  آن  را  به  مستحقین  غنایـم  و  “‌‌فی‌ء‌”‌  داد. 

دلـیل  شرعی  وجوب  زکا‌ت  در "‌رکا‌ز"  و "‌معدن‌’‌’  
گروه  محدثین  درباره  وجوب  زکات  “‌رکاز”‌  و  “‌‌معدن‌”‌  از  ابوهریره  روایت‌کرده‌اند  کـه‌،  پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرمود: " العجماء جرحها جبار  والبئر جبار ، والمعدن جبار. وفي الركاز الخمس     [اگرحیوان‌کسی  فرارکرد،  و  چیزی  را  تلف  نمود  و  باکسی  چاهی‌کنده  بود  ودیگری  درآن  افتاد  و  آسیبی  دید  و  باکسی  در  معدن  هلاک  شد،  صاحب  حیوان  و  چاه  و  معدن‌،  ضامن  آن  نیست  و  آن  چیز  یا  آنکس  ضایع  و  هدر  است  و  در  “‌رکاز“  خمس  واجب  است]"  

ابن  المنذرگفته  است‌: ‌کسی  را  سراغ  نداریم‌که  با  این  حدیث  مخالفت‌کرده  باشد،  مگر  حسن  “‌‌بصری‌”‌‌که‌گفته  است‌: فرق  است  بین  آنچیزی‌که  درسرزمین  جنگی  و  غیرعربی  پیدا  می شود،  با  آنچیزی‌که  در  سرزمین  عربی  یافته  می‌شود،‌که  در  اولی خمس  و  در  دومی  زکات  واجب  است‌. 

ابن  القیم  گفته  است‌: دباره “‌‌المعدن  جبار”‌  دو  رای  هست‌: اول  آنکه  اگرکسی  شخصی  را  به  مزدوری  وکارگری‌گرفت‌،  تا  برایش  معدنی  بکند  و  دیواره  آن  بر  وی  سقوط‌کرد،  و  اوراکشت  خونش  هدراست  ومالک  معدن  ضامن  خون  وی  نیست  و  مقارن  بودن  آن‌،  در  حدیث  فوق  با  “‌البئر  جبار  والعجماء  جبار”‌  موید  این  رای می  باشد.  

رای  دوم  آنست‌که  در  معدن  زکات  واجب  نیست  و  مقارنه  همردیفی  آن  با  جمله  “‌‌و  فی  الرکازالخمس‌”‌  موید  این  نظراست  چه  بین  “‌‌رکاز”‌  و  “‌‌معدن‌“  فرق  قائل  شده  و  گفته  است‌: در  رکاز  خمس  واجب  می باشد  چون  مالی  است‌که  بدون  مشقت  و  رنج جمع  شده  و  بدست  می‌آید  و  چون  “‌معدن‌“ برای  استخراجش  نیاز  به  رحمت  و  رنج  و  هزینه  است‌،  زکات  را  ازآن  ساقط‌ کرده  است‌. 

چگونگی  وصف  رکا‌ز و گنج ‌و دفینه ای که  وجوب  زکا‌ت  بدان  تعلـق  می‌گیرد: 
“‌‌رکازی‌”‌‌که  خمس  آن  واجب  است‌،  عبارت  است  از  هر  چیزی‌که  مال  و  دارائی  بحساب  آید،  مانند: طلا،  نقره‌،  آهن‌،  سرب‌،  برنج‌،  مس‌،  قلع  و  ظروف  فلزی  و  امثال  آن‌. اینست  مذهب  پیروان  ابوحنیفه  و  پیروان  امام  احمد  بن  حنبل  و  اسحاق  و  ابن المنذر  و  روایتی  از  امام  مالک  و  یکی  از  اقوال  امام  شافعی‌. امام  شافعی  در  یک  قول  دیگرش‌گفته  است‌: خمس  تنها  در  چیزهایی  واجب  است‌،‌که  پول  و  بهای  تبادل‌کالا  (=  طلا  و  نقره‌)  باشد. 

گنجینه  ودفینه  و  رکا‌ز را کجا  می‌توان  یا‌فت  تا  این  حکم  شا‌ملـش‌ گردد؟
1-‌آن  را  در  زمین  “‌موات‌”‌  یا  در  زمین  مجهول  المالک  بیابد  اگرچه  بر  روی  زمین  باشد  (‌نه  دردل  آن‌)  یا  آن  را  درراه  متروکه‌،  یا  دهی  مخروبه  وویران  شده‌،  پیدا کند  در  این  صورتها  بایستی  خمس  آن  را  بپردازد  وچهارپنجم  دیگرمال  خود  یابنده  است  و در این  مسئله  خلافی  وجود  ندارد. چه  نسائی  از  عمرو  بن  شعیب  و  او  ازپدرش  و  از  جدش  روایت‌کرده  است‌که‌،  درباره  “‌لقطه‌“  (=  اشیاء  یافته  شده‌)‌“  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم    سوال  شد،  ایشان  جواب  دادند: “‌‌آنچه  راکه  در  راه  رفت  و  آمد  همگانی  یا  روستای  آباد،  یافته  می‌شود،  تا  مدت  یک  سال  آن  را،  باید  معرفی‌کرد،  تا  بلکه  صاحب  آن  پیدا  شود،  اگرصاحب  آن  پیدا  نشد،  آنوقت  مال  یابنده  است  (‌اگر  یابنده  فقیر  باشد  آن  را  برای  خود  نگه  می‌دارد  و  اگر  بی‌نیاز  باشد  آن  را  به  فقراء  می‌دهد)  و  اگرآنچه  راکه  می‌یابند  درراه  متروکه  یا  روست