  و  تخییر  هر  دو  مستفاد  می‌گردد  وكسانی‌كه  ترتیب  بین  این سه‌كفاره  را  روایت‌كرده‌اند،  بیشتر  هستند  و  فزونی‌با  آنها  است‌.  مهلبی  و  قرطبی‌گفته‌اند،  واقعه‌ای‌كه  این  روایات  درباره  آنها  آمده  است  متعدد  می‌باشد،  بنابراین  هر  دسته  از  روایات  مربوط  بیك  واقعه  و  رویداد  است‌،  پس  هردومورد  عمل  قرارمی‌گیرند.  حافظ‌گفته  است  این  سخن  دور  از  ذهن  بنظر  می‌رسد،  زیراكه  داستان  یكی  و  محتوی  یكی  است  و  اصل  آنست ‌كه  تعدد  رویداد  و  واقعه  نباشد.  بعضی‌ گفته‌اند:  مراعات  ترتیب  بهتر  است  و  عدم  مراعات  نیز  جایز  است  و  بعضی  برعكس ‌گفته‌اند“  ا ه‌.

اگركسی  به  عمد  درروزرمضان‌،  جماع‌كرد  وكفاره  آن  را  نپرداخته  بود،  سپس  در  آخرین  روز  رمضان  بار  دیگر  نیز  جماع‌كرد،  بنابرای  حنفیه  و  بروایتی  از  امام  احمد،  تنها  یك‌كفاره  بر  وی  واجب  است‌،  زیراكفاره  جزا  و  تاوان  جنایتی  است‌كه  سبب  آن  پیش  از  پرداختن  آن  تكرار  شده  است‌،  پس  هر  دو  تاوان  با  هم  یكی  می‌شوند  و  در  كفاره  با  هم  تداخل  می‌نمایند.     

و  بمذهب  امام  شافعی  و  امام  مالك  و  بروایتی  از  امام  احمد  دوكفاره  بر  وی  واجب  می‌گردد.  زیرا  هر  روز  خود  عبادتی  است  مستقل‌.  بنابراین  هر  روزكه  عبادت  آن  تباه‌گردد  وكفاره  آن  واجب  می‌شود،  همانگونه‌كه‌كفاره  دو  رمضان  با  هم  تداخل  نمی‌كند،‌كفاره  دو  روز  هم  با  هم  تداخل  نمی‌كند.  ولی  همگی  اجماع  دارند  بر  اینكه  اگركسی  در  روز  رمضان  به  عمد  مرتكب  جماع  شد  وكفاره  آن  را  پرداخت  نكرد،  سپس  در  روزی  دیگر  باز  هم  جماع‌كرد،  بایدكفاره  دیگری  نیز  پرداخت‌كند.  و  همچنین  اجماع  دارند  براینكه  اگركسی  دریك  روزدو  بارجماع  وهمخوابگی‌كرد  و  كفاره  باراول  را  نداده  بود  یك‌كفاره  برای  هردو  باركافی  است‌.  و  بنا  بمذهب  جمهور     پیشوایان  فقه  اگركفاره  جماع  اول  را  پرداخته  بود،  لازم  نیست‌كفاره  بار  دوم  را  نیز  بپردازد.  ولی  امام  احمد  می‌گوید  در  اینصورت  بایدكفاره  بار  دوم  را  نیز  بپردازد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌كسانی‌كه  معتقدند  در  حال  اعساركفاره  ساقط  می‌شود  بدین  حدیث  استدلال  می‌كنند.  یكی  از  دو  قول  شافعی  و  مشهور  مذهب  احمد  و  بعضی  از  مالكیه  چنین  است‌.  ولی  جمهور  علماگویند  اعسار  موجب  سقوط  كفاره  نیست‌.
[2] -‌ولی  اگر  روزه  ماه  رمضان  نباشد،  مانند  روزه  نذری  یا  روزه  رمضان  باشد  ولی  قضای  روزه  رمضان  باشد  چنانچه‌كسی  با  جماع  روزه  را  باطل‌كندكفاره  بر  وی  واجب  نیست‌.
[3] -‌بمذهب  امام  احمد  اطعام  هرمسكین‌عبارت  است  از  یك  "مد" گندم  یا  نصف  صاع  خرما  و  جووامثال  آن‌.  (‌یك  صاع  برابراست  با  وزن  ٢١٧٦گرم گندم  و  یك  مد  برابراست  با  یك  چهارم  وزن  یك  صاع‌)  ابوحنیفه‌گفته  است‌:  طعام  هر  مسكین  نیم  صاع‌گندم  یا  یك  صاع  غیر  ازگندم  است‌.  امام  شافعی  و  امام  مالك‌گفته‌اند:  طعام  هر  نفر  از  خرما  یك  مد  از  غذایی‌كه  بخواهد  می‌باشد.  رای  ابوهریره  و  عطاء  و  اوزاعی  نیز  چنین  است‌،  زیرا  خرمائی‌كه  پیامبر(‌ص‌)  بدان  مرد  عرب  داد  پانزده  صاع  بود.٢و٣-‌تراشیدن  موی  زهار  (‌شرمگا‌ه‌)  و کندن  موی  زیر  بغل  اینها  عملهای  مستحبی  هستند که  تراشیدن  یا  کوتاه  کردن  یا  کندن  و  یا  دارو  زدن،  برای  آنها  کافی است.قضای  روزه ما‌ه  رمضا‌ن  

قضای  روزه  ماه  رمضان  واجب  فوری  نیست  بلكه  واجب  موقع  می‌باشدكه  مكلف  هر  وقت  خواست‌،  آن  را  قضا  می‌كند،  همانگونه‌كه‌كفاره  آن  نیزواجب  فوری  نیست‌.  

در  حدیث  صحیح  از  حضرت  عایشه  نقل  شده  است‌،‌كه  او  روزه  ماه  رمضان  را  در  ماه  شعبان  قضا  می‌كرد.  فوراً  و  بمحض  اینكه  توانائی  قضای  آنرا  می‌یافت‌،  آن  را  قضا نمی‌كرد.  

روزه  قضا،  برابر  است  با  روزه  ادا.  بنابراین  هركس  چند  روزه  را  افطاركرده  باشد،  همان  تعداد  روزه  را  قضا  می‌كند،  بدون  اینكه  چیزی  برآن  بیفزاید.  با  این  تفاوت‌كه  درروزه  قضا  تابع  و  پشت  سرهم  آمدن  لازم  نیست‌.  چون  خداوند  می‌فرماید:" ومن كان مريضا أو على سفر فعدة من أيام أخر    [یعنی  هركس  بیمارباشد  یا  به  سفررفت  و  افطاركرد  بجای  آن  روزها،‌كه  بعلت  بیماری  و  یا  مسافرت  افطاركرده  است‌،  بتعداد  روزهائی‌كه  افطاركرده  است‌،  چند  روز  دیگر  را  روزه  بگیرد،  خواه  آن  روزها  پشت  سرهم  باشد  یا  نباشد.  زیرا  خداوند  بطور مطلق‌ گفته  است  نه  بطور مقید]‌"‌.

دارقطنی  از  ابن  عمر  روایت‌كرده  است‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    درباره  قضای  روزه  رمضان  گفت‌:"  " إن شاء فرق، وإن شاء تابع      [اگرخواست  روزه  قضا  را  پراكنده  می‌گیرد  یا  آنها  را  پشت  سرهم  قضا  می‌كند]"‌.  اگرقضای  روزه  ماه  رمضان  را  بتاخیر  انداخت  تا  اینكه  رمضان  دیگری  فرا  رسید،  نخست  روزه  ماه  رمضان  حاضررا  می‌گیرد،  سپس  قضای  گذشته  را  بعد  ازماه  رمضان  بجای  می‌آورد  و  بروی  فدیه‌ای  نیست‌،  خواه  این  تاخیر  یا  عذر  یا  بی‌عذر  باشد.  و  این  رای  برابر  است  با  مذهب  حنفیه‌.  حسن  بصری‌،  امام  مالك  و  امام  شافعی  و  امام  احمد  و  اسحاق  می‌گویند:  اگر  تاخیرقضای  روزه  رمضان‌،تا  موقعی‌كه‌ رمضان  دیگری  فرا  می‌رسد  با  عذر  باشد،  فدیه  لازم  نیست  ولی  اگر  تاخیر  بدون  عذرباشد،  نخست  باید  رمضان  حاضررا  بگیرد  سپس  بعد  از  ماه  رمضان  روزه‌های  رمضان‌گذشته  را  قضاكند  و  برای  هر  روز  یك  “‌مد“  طعام  فدیه  بدهد.  این  گروه  بر  رای  خویش  دلیلی  ندارند،‌كه  شایسته  احتجاج  باشد.  چنان  پیدا  است‌كه  سخن  حنفیه  درست  و  صحیح  می‌باشد،  چه  تشریع  و  قانونگذاری  دینی  تا  نص  صحیحی  و  صریحی  نباشد  جایز  نیست‌.كسی  بمیرد  و بر وی  روزه  قضا  باشد

اجماع  علماء  برآنست ‌كه  اگر كسی  بمیرد  و نمازهائی  از او قضا  شده  باشد  ولی  او  و كسی  دیگری  نمی‌تواند  بجای  اوآن  نمازها  را  بخواند  و  قضاكند  و  همچنین  اگر  كسی  در  هنگام  زندگی  از روزه ‌گرفتن  عاجز  باشد  تا  او  زنده  است  جایز  نیست‌ كسی بجای  او  روزه  باشد.  

اما  اگركسی  بمیرد  و  بروی  روزه  قضا  باشد  وازپیش  ازمرگش  امكان  قضای  آن  را  داشته  و  قضا  نكرده  است‌،  فقیهان  درباره  حكم  او  اختلاف  دارند.  جمهور  علما  از  جمله  ابوحنیفه  ومالك  و  مشهورمذهب  شافعی  برآن  هستندكه  ولی  او  جایزنیست  بجای  او  روزه  بگیرد،  لیكن  بایدكفاره  هر  روزه  را  یك  “‌مد“  (يكچهارم از  ٢١٧٦كیلوگرم‌)  طعام  بپردازد  (‌برای  حنفیه  نیم  صاع‌گندم  و  یا  یك  صاع  از غیر آن‌)‌.  برگزیده  مذهب  شافعیه  آنست‌:  مستحب  می‌باشدكه  ولی  او  به  جای  او  روزه  باشد  وذمه  مرده  تبرئه  می‌شود  وكفاره‌ای  لازم  نیست‌.  مقصود  از  ‌“‌ولی‌“  میت  خویشاوند  او  است  خواه   وارث  یا  ‌“‌عصبه =  خویشاوندان  نزدیك‌كه  ازا