آنها را  می‌شناسد،  فرمود: بی‌گمان  پیروان  من‌،  در  روز  قیامت،  پیشانی  و  دست  و  پایشان در  اثر  وضو  سفید  است  و  من  در  پیشاپیش  آنان ‌گام  برمی‌دارم  و  با  هم  به  حوض ‌كوثر،  و‌ارد  مي‌شویم‌. آگاه  باشید: ‌گروهی  از  اين  حوض  من  رانده  می‌شوند،  همچنانكه  شتر  گمشده  رانده  می‌شود،  كه  آنان  را  به  سوی  خود  می‌خوانم‌،  در  جواب  من گفته مي‌شود،  كه‌  آنان  بعد  از  تو،  دین  تو ‌را  تغییر  داده‌اند،  من  می‌گویم‌:  پس  دورشان سازید]‌‌.  مسلم  این  حدیث  را  روایت  كرده  است‌. شب  در مزدلفه ما‌ندن  و توقف  در آنجا‌ كردن  

درحدیث  جابرآمده  است‌كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    چون  به  مزدلفه  آمد،  نمازمغرب  وعشاء  را  خواند،  سپس  بر  پهلو  خوابید  تا  اینكه  سپیده  صبح  دمید،  آنگاه  نماز  صبح  را خواند،  سپس  برشترخویش  -‌قصواء  -‌سوار  شد  تا  اینكه  به  مشعرالحرام  آمد  وآنجا  توقف  نمود  تا  اینكه  هوا  بخوبی  روشن  شد  و  پیش  ازطلوع  خورشید،  ازآنجا  روان  شد و راه  افتاد.  و  به  ثبوت  نرسیده  است‌كه  آن  شب  را  بیدار  مانده  باشد.  و  این  بود سنت پیامبر صلی الله علیه و سلم   درباره  شب  بروزآوردن  در  مزدلفه  و  توقف  درآنجا.  امام  احمد  مبیت  مزدلفه  -‌شب  درآنجا  بروزآوردن  -‌را  برای  غیرچوزبانان  وآب  دهندگان  واجب می داند  ولی  برای  آنان  واجب  نیست‌.  ولی  دیگرپیشوایان  فقه  تنها  توقف  درمزدلفه  را  واجب  می‌دانند،  نه  شب  بروزآوردن  را.  مقصود  از  توقف  درآنجا  آنست‌كه  درآنجا  وجود  داشته  باشی‌،  بهر  شكلی  باشد،  اشكالی  ندارد.  خواه  بایستی  یا  بنشینی‌،  راه  بروی یا  بخوابی‌.  حنفیه  می‌گویند:‌كه  واجب  است  حاجی  پیش  ازسپیده  صبح  روز   قربانی‌،  درمزدلفه  حضوربهم  رساند.  اگر چنین  نكند  بروی  واجب  است‌كه  آن  را  با  ریختن  خون  قربانی  جبران‌كند  و  فدیه  دهد،  مگر  اینكه  عذری  داشته  باشد،‌كه  در  صورت  داشتن  عذر  نه  حضور  در  مزدلفه  و  نه  قربانی‌،  برای  جبران  آن‌،  هیچكدام  واجب  نیست‌.  

مالكیه ‌گویند:  تنها  نزول  و  فرود  آمدن  در  مزدلفه  در  شب  پیش  ازطلوع  فجر  باندازه‌ای‌كه  انسان  بتواند  بار  و  بنه  را  بازكند  و  از  عرفات  به  منی  برود،  واجب  می‌باشد  مشروط  برآنكه  عذری  نداشته  باشد.  اگر  عذری  داشته  باشد  این  نزول  هم  واجب  نیست‌.

شافعیه‌ گویند:  آنچه‌كه  واجب  است  آنست‌كه  در  نیمه  دوم  شب  عید  پس  از  توقف  در  عرفات  در  مزدلفه  حضور  یابد.  ماندن  درآنجا  شرط  نیست  و  دانستن  اینكه  آنجا  مزدلفه  است  هم  شرط  نیست‌،  بلكه‌ گذشتن  از آنجا كافی  می‌باشد  خواه  بداند  كه  مزدلفه  است  یا  نداند.  سنت  است‌كه  نماز  صبح  را  در  اول  وقت  آن  بخواند  و  سپس  در مشعرالحرام  توقف‌ كند  تا  اینكه  هوا  بخوبی  روشن  می‌شود  و  طلوع  خورشید  نزدیك  می‌گردد  و  فراوان  بذكر  و  دعا  مشغول  باشد.  خداوند  گوید:" فإذا أفضتم من عرفات فاذكروا الله عند المشعر الحرام، واذكروه كما هداكم، وإن كنتم من قبله لمن الضالين. ثم أفيضوا من حيث أفاض الناس، واستغفروا الله إن الله غفور رحيم ".    [چون  از  عرفات  بازگشتید  درمشعرالحرام  در  مزدلفه‌،  خداوند  را  با  ذكر  و  تهلیل  و  تسبیح  یاد  كنید  و  او  را  یادكنید  همچنانكه  شما  را  هدایت  نمود،  اگرچه  قبلاگمراه  بودید  و  در جهالت  و  ضلالت  بودید]"‌.

ای  مكیان‌،  از  همانجا  بازگردید كه  مردم  باز  می‌گردند،  یعنی  مانند  مردم  شما  نیز باید  در  عرفات  توقف‌كنید  و  توقف  در  عرفات  بر  شما  نیز  فرض  است  و  از  خدای تعالی  آمرزش  خواهیدكه  معبود  به  حق  است‌.  چه  خدای  تعالی  آمرزنده  و  بخشاینده  برخلق  است‌)‌.  هرگاه  پیش  ازطلوع  خورشید  از  مزدلفه  بسوی  منی  روان‌گردید  چون  به  “‌محشر“  رسید  باندازه  فاصله  یك  سنگ  پرتاب  با  شتاب  راه  می‌رود.محل‌ توقف  در  مزدلفه 

تمام  مزدلفه  جای  توقف  است  جز  “‌وادی  محسر“  (‌كه  در  بین  منی  و  مزدلفه  واقع  است‌)  جبیر  بن  مطعم‌ گوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:"  كل مزدلفة موقف، وارفعوا عن محسر     [همه  مزدلفه  جای  توقف  است  بغیراز”‌محسر”‌]"‌.  بروایت  احمدكه  رجال  آن  موثوق  به  می‌باشند.  ولی  توقف  دركنار  ،“‌قزح‌”‌[1]  بهتر  است‌.

در  حدیث  علی  ابن  ابیطالب  آمده  است‌كه  چون  پیامبر صلی الله علیه و سلم   صبح  به  مزدلفه  وارد  شد  به  “‌قزح"  آمد  و  درآنجا  توقف  نمود  وگفت‌:  اینجا  “‌قزح‌”  است  و  قزح  توقفگاه  است  و  مزدلفه  همه‌اش  توقفگاه  می‌باشد.  بروایت  ابوداود  و  ترمذی‌كه  آن  را  “‌حسن صحیح‌”  دانسته  است‌.  
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌قزح  محلی  است  در  مزدلفه‌كه  قریش  در  عصر  جاهلی  در  آنجا  توقف  می‌كردند  و  به  عرفات  نمی‌رفتند.  جوهری‌گوید:  قزح  نام‌كوهی  است  در  مزدلفه  و  بیشتر  فقها  آن  را  مشعرالحرام  می‌دانند.كا‌رها‌ی  روز  عید  قربا‌ن 

كارهای  روزعید  قربان  بدین  ترتیب  صورت  می‌گیرد:  نخست  رمی  جمرات  سپس  قربانی‌،  سپس  تراشیدن  موی‌،  سپس  طواف  الافاضه  بدور  خانه‌ كعبه‌.

مراعات  این  ترتیب  سنت  است‌.  اگر  یكی  از  مناسك  را  بر  دیگری  جلو  انداخت‌،  بنا  برای  اكثر  اهل  علم  چیزی  براو  واجب  نمی‌شود  و  قربانی  برای  جبران  آن  لازم  نیست‌،  و  مذهب  امام  شافعی  هم  چنین  است‌.

عبدالله  بن  عمرو گفت‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    در  حجة‌الوداع  درمنی  توقف‌كرد  و  مردم  از  او  پرسش  می‌كردند،  مردی  آمد  وگفت‌:  ای  رسول  خدا  من  ندانستم  و  پیش  از  قربانی  موی  خود  را  تراشیدم‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:"‌اذ‌بح   و  لاحرج  [قربانی‌كن‌كه  هیچ  اشكالی  ندارد]‌"‌.  سپس  یكی  دیگر  آمد  وگفت‌:  ای  رسول  خدا  من  ندانستم‌،  پیش  از  رمی  جمره  قربانی‌كردم‌.  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:"‌ا‌رم  و  لاحر‌ج  [رمی  جمره  را  انجام  بده  و  هیچ  اشكالی  ندارد]"‌.  در‌باره  هیچ  تقدیم  و  تاخیری  سئوال  نشد،  مگر  اینكه  پیامبر صلی الله علیه و سلم می‌گفت‌:  “‌كارت  را  بكن  و  اشكال  ندارد”‌.  ابوحنیفه‌گوید:  اگر  ترتیب  را  مراعات  نكند  و  مناسكی  را  بر  دیگری  مقدم  دارد،  باید  آن  را  با  ریختن  خون  قربانی  جبران‌كند.  و  گفته  است  “‌لاحرج‌”  راكه  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:  برای  برداشتن‌گناه  است  نه  برای  برداشتن  فدیه  یعنی  فدیه  بدهد  وگناهكار  نمی‌شود.تحلل اول و تحلل  دوم‌:  بیرون‌ آمدن  از احرام

پس  از  رمی  جمره  عقبه  در روز  عید  و  تراشیدن  یا كوتاه ‌كردن  موی  سر،  تمامی  چیزهائی ‌كه  بوسیله  احرام  بستن  بر  حاجی  حرام  شده  بود،  حلال  می‌گردد،  بغیر  از همبستری  با  زنان‌.  پس  می‌تواند  مواد  خوشبو  را  استعمال‌ كند  و  لباس  و  جامه  دوخته  شده  را  بپوشد.  اصطلاحاً  در  فقه  این  را  "تحلل  او‌ل" ‌گویند.  چون  بعد  از  آن ‌كه  طواف الافاضه  را كه  ركن 