رك‌كرده  باشد  يا  از  روي  فراموشي  و  نسيان  و  ابن  سيرين  وگروهي  از  متكلمين  نيز  چنين ‌گفته‌اند.  امام  ابوحنيفه  مي‌گويد  اگر  بعمد  نام  خدا  را  ترك‌كند  حرام  است  و  اگر  از  روي  فراموشي  باشد  اشكال  ندارد،  امام  شافعي  مي‌گويد  اگر  نام  خدا  را  بر  آن  نام  نبرده  باشند  خواه  بعمد  يا  از روي  خطا  اشكالي  ندارد،  مشروط  برآنكه  ذابح  وكسي‌كه  ذبح  را  انجام  مي‌دهد  اهل  ذبح  باشد  و  ذبيحه  حلال  است‌.  ازحضرت  عايشه  روايت  شده  است  كه  گروهي  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم   سوال  كردند  كه  اي  رسول  الله  گاهي  بعضي  از  مردم  برايمان ‌گوشت  مي‌آورند  ما  نمي‌دانيم ‌كه  برآن  نام  خداگفته  شده  يا  خير؟  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:  “‌شما  خودتان  نام  خدا  را  ببريد  و  آن  را  بخوريد”‌.  عايشه‌ ‌گفت‌:‌كساني‌كه  اين  سوال  را  كردند  تازه  مسلمان  بودند  و  فاصله‌اي  چنداني  با  كفر  نداشتند.  بخاري  و  ديگران  اين  روايت  را  ذكركرده‌اند. 

چيزهائي‌كه  در  ذبح  مكروه  است
درذبح  شرعي  امور ذيل  مكروه  مي‌باشند:   
1-‌ذبح  با  وسيله‌اي ‌كه  تيز نيست  و  خوب  نمي‌برد،  زيرا  مسلم  از  شداد  بن  اوس  روايت  كرده  است  كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌: " إن الله كتب الاحسان على كل شئ، فإذا قتلتم فأحسنوا القتلة، وإذا ذبحتم فأحسنوا الذبحة، وليحد أحدكم شفرته وابرح ذبيحته    [بيگمان  خداوند  بر  شما  فرض‌ كرده  است‌،‌كه  هركار  پسنديده‌اي  را  نيكو  انجام  دهيد،  پس  هرگاه  براي  قصاص  خواستيد كه ‌كسي  را  بكشيد  بطور شايسته  و نيك ‌او را  بكشيد،  و  از  مثله  و  آزار  پرهيزكنيد  و  هرگاه  خواستيدكه  حيواني  را  ذبح‌كنيد  نيكو  آن  را  ذبح  كنيد،  و  سرببريد  وكارد  و  چاقوي  خود  را  نيكو  تميزكنيد  و  ذبيحه  را  با  سربريدن  نيكو  و كارد  تميز،  راحت  و  آرامش  بخشيد]‌’‌’‌.  
2-ازابن  عمر  روايت  شده  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    دستور  دادكه  به  وسيله  ذبح  نيكو  تيز گردد  و  بدور  و  پنهان  از  چشم  ديگر  حيوانات‌،  حيوان  را  ذبح‌ كنند  و  سر  ببرند.  بروايت  احمد.
٣-‌كراهت  داردكه  پيش  از  مردن‌ كامل‌،  و  جان  دادن  حيوان‌،‌گردن  آن  را  شكسته  و  پوست  آن  كنده  شود،  چون  دارقطني  از  ابوهريره  روايت  كرده  است  كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌: " لا تعجلوا الانفس قبل أن تزهق    [‌پيش  از آنكه  جانها  بيرون  روند  براي‌گرفتن  آنها  شتاب  مكنيد  ]"‌.
و  اما  اينكه  ذبيحه  را  رو  بقبله  سر  ببرند  درباره  استحباب  و  مستحب  بودن  آن چيزي  وارد  نشده  است‌.  

سر  بريدن  و  ذبح  حيوان  در  حاليكه  در  وي  رمقي  مانده  يا  بيمار  است
هرگاه  حيواني  راكه  درآن  رمقي  ونيمه  جاني  مانده  باشد  ذبح‌ كردند  اگر اين  نيمه  جان  سبب  ادامه  حيات  آن  هم  نمي‌شد،  خوردن‌ گوشتش  حلال  است  و  همچنين  حيوان  بيماري‌ كه  نيمه  جاني  درآن  مانده  است‌،  اگر ذبح  شود گوشتش  حلال  است‌.  و  نشانه  ماندن  حيات‌،  حركت  و  تكان  دادن  دست  يا  پا  يا  دم  يا  جريان  و  فوران  خون  و  امثال  آنست‌،  پس  هرگاه  در  حال  جان  دادن  بصورتي  درآمده  بودكه  نه  دستي  تكان  داد  و  نه  پائي  زد،  مردار  بحساب  مي‌آيد  و  ذبح  و  سر  بريدن  آن  تاثيري  ندارد  و  حرام  است‌.  چون  خداوند  مي‌فرمايد:" حرمت عليكم الميتة والدم ولحم الخنزير وما أهل لغير الله به المنخنقة والموقوذة والمتردية والنطيحة وما أكل السبع إلاما ذكيتم    مائده  ٣  [گوشت  مردارو  خون  وگوشت  خوك  و  حيواناتي‌كه  به  غيراز  نام  خدا  ذبح  شوند  وحيوانات  خفه  شده  و  به  زجر كشته  شده  و آنها كه  براثر  پرت  شدن  ازبلندي  بميرند  و آنها كه  به  ضرب  شاخ  زدن  حيوانات  ديگري  مرده  باشند  وباقي  مانده  صيد  حيوان  درنده‌،  مگرآنكه  به  موقع  به  آن  حيوان  برسيد  و آن  را  سرببريد  و...  همگي اينها  بر  شما  حرام  است‌]"‌.  يعني  تمام  اينها  برشما  حرامند  مگر ا‌ينكه  آنها  را  دريابيد  و  سرببريد كه  سر  بريدن‌،  آنها  را  بر  شما  حلال  مي كند.  از ابن  عباس  درباره‌ گوسفندي  سوال  شد،‌كه‌گرگ  بدان  حمله‌كرده  و  شكمش  را  دريده  و  احشاء  وامعاء  آن  را  بيرون  ريخته  و  پيش  از  جان  دادن  ذبح  شده  است  و  سر  بريده  شده  است؟‌گفت‌:  آن  را  بخوريد  و آنچه ‌كه  از وي  بيرون  ريخته  شده  است  نخوريد.

دست  برداشتن  قبل  از  اتمام  سر  بريدن
هرگاه‌كسي‌ كه  حيوان  را  سر  مي‌برد،  پيش  از  تمام  شدن  سر  بريدن  از  آن  دست  برداشت‌،  سپس  فوراً  بدان  برگشت  و  سر  بريدن  را  بتمام  و  اكمال  رساند  اشكالي  ندارد،  چون  اول  آن  را  زخمي‌كرده  است  سپس  در  حالي‌كه  آن  را  سر  بريده  است‌كه  هنوز زنده  بوده  است  و آيه " إلا ما ذكيتم..."،  آن  را  شامل  مي‌شود.

زخمي‌ كردن  حيوان  بهنگام  متعذر  بودن  سر  بريدنش
حيوان  حلال‌گوشت  را،  اگرممكن  شد  بايد  آن  را  درمحل  مخصوصش  سربريد  و  اگر  سر  بريدنش  ممكن  نشود،  زخمي ‌كردن  آن‌،  بجاي  سر  بريدنش ‌كفايت  مي‌كند  مشروط  براينكه  زخم‌ كاري  و  خون ريز  باشد  و  منجر  به  قتل  حيوان ‌گردد.
رافع  بن  خديج گويد:  ما  در  سفري  همراه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    بوديم‌،  شتري  از  شتران  قوم  گريخت  و  اسبي  نبود كه  به  وسيله  آن  بتوانند  او  را  برگردانند،  لذا  مردي  بدان  تير  انداخت  و  آن  را  بر  جاي  نگاهداشت  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:" إن لهذه البهائم أوابد  كأوابد الوحش، فما فعل منها هذا فافعلوا به هكذا  [‌بيگمان  اين  حيوانات ‌گاهي  چون  حيوانات  وحشي  رفتارمي‌كنند،  و  وحشي  مي‌شوند  و  مي‌گريزند،  پس  هر  حيوان‌كه  مثل  اين  شترگريخت‌،  شما  نيزبا  آن  چنين  رفتاركنيد]‌".  بروايت  بخاري  و  مسلم‌.
احمد  و  صاحبان  سنن  از  ابوالعشراء  و  او  از  پدرش  روايت‌كرده‌اندكه  اوگفت‌:  اي  رسول  الله  آيا  جاي  ذبح  جز گلو  و گردن  است‌؟  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" لو طعنت في فخذها أجزأ عنك    [‌اگر حيواني  فراركند  و  سربريدنش  ممكن  نباشد  زخمي‌كردن  رانش  هم كفايت  مي‌كند]"‌.  ابوداودگفت‌:  اين  مطلب  تنها  براي  حيوان  پرت  شده  يا  متوحش  و  فراري  جايز  است‌؟  ترمذي‌گفت‌:  و  اين  در  حال  ضرورت  است  مانند  حيواني‌كه  تمرد  وسركشي  مي‌كند  يا  فرارمي‌كند  وما  برآن  دست  نمي‌يابيم  يا  دردريا  مي‌افتد  و  احتمال  غرق  شدنش  هست‌كه  آن  را  باكارد  يا  تير  مي‌زنيم  و  خون  از آن  جاري  مي‌گردد  سپس  براثر آن  خون  ريزي  مي‌ميرد گوشت  آن  حلال  است‌.
بخاري  از  علي  و  ابن  عباس  و  ابن  عمر  و  عايشه  روايت ‌كرده  است‌كه  اگر  حيواني  ترا  عاجز كرد  و  از  عهده‌اش  برنيامدي‌،  حكم  حيوان  شكاري  دارد  و  آنچه‌كه  در  چاه  مي‌افتد  ذبح  شرعي  آن  بهرگونه‌ كه  مقدور  باشد  جايز  است‌.

سر  بريدن  جنين  حيوان
هرگاه  جنين  زنده  از  شكم  مادر بيرون  آمد  و  زندگيش  مشخص  بود  واجب  است  كه  سربريده  شود.  و  اگر  درشكم  مادرش  بود 