بر کردم  و پدرم  را  بیرون  آوردم  و  او را  جداگانه  دفن ‌کردم‌.  بخاری  برای  این  دو  حدیث  یک  باب  جداگانه‌ای  نوشته  است‌:  باب‌:"  هل يخرج الميت من القبر واللحد لعلة  ؟‌"،  ابوداود  از  عبدالله  بن  عمرو  روایت‌کرده  است  که  گفت‌:  “‌وقتی‌که  بسوی  طایف  می‌رفتیم  و  ازکنار  قبری  عبورکردیم‌،  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گفت‌:  این  قبرابورغال  است‌که  دراین  حرم  بود  و  ازآن  دفاع  می‌کرد،  چون  ازآنجا  بیرون  آمد  دچار  مصیبتی  شدکه  قومش  در این  مکان  بدان ‌گرفتار آمده  بودند  و  لذا  در  آنجا  مدفون ‌گشت‌.  و  نشانه  آن  شاخه‌ای  طلائی  است‌که  با  وی  دفن  شده  است‌،  اگرازوی  نبش  قبرکنید  آن  را  با  وی  خواهید  یافت‌.  مردم  به  سوی  آن  شتافتند  وآن  شاخه  را  بیرون  آوردند”‌.  خطابی‌گفته  است‌:  ازاین  روایت  برمی‌آیدکه  نبش  قبور  مشرکین  اگر  درآن  سودی  برای  مسلمین  داشته  باشد،  جایز  می‌باشد  و  قبر  مشرکان  حرمت  قبر  مسلمانان  را  ندارد.انتقا‌ل  میت  از  جا‌ئی  به  جا‌ئی  دیگر  

بنا  برای  شافعیه  نقل  میت  از  شهری  به  شهری  دیگر  حرام  است‌،  مگر  اینکه  در  نزدیک  مکه  یا  مدینه  یا  بیت‌المقدس  باشدکه  درآن  صورت  انتقال  آن  بدین  اماکن  جایزاست‌،  چه  این  اماکن  شرعاً  دارای  شرف  و  فضیلت  می‌باشند.  اگرکسی  وصیت  کرد که  جسد  او  را  بغیر  از  این  اماکن  متبرکه  انتقال  دهند،  وصیت  او  تنفیذ  و  اجرا  نمی‌گردد،  زیرا  احتمال  داردکه  جسد  تغییرکند  و  دفن  بتاخیر  افتد.  و  بیرون  آوردن  جسد  ازقبر  هم  حرام  است‌،  مگر  اینکه  دلیل  موجه  و  غرض  صحیحی  درکار  باشد.  مانند  اینکه  بدون  غسل  دادن  دفن  شده  باشد  یا  آن  را  رو  به  قبله  دفن  نکرده  باشند  یا  اینکه  قبر  در  مسیر  سیل  باشد  یا  مرطوب  باشدکه  در  این  صورت  اشکال  ندارد.  درمنهاج‌گفته  است  نبش  قبر  بعد  از  تدفین  برای  انتقال  به  جائی  دیگر  بهر  منظوری  باشد  حرام  است‌،  مگراینکه  ضرورتی  ایجاب‌کند  مانند  اینکه  بدون  غسل یا  درزمین  و  جامه  غصبی  یا  رو  به  غیر  قبله‌،  دفن  شده  باشد  یا  مالی  درآن  افتاده  باشد  .  

بنا  برای  مالکیه  انتقال  میت  از  محلی  به  محل  دیگر،  پیش  از  تدفین  و  بعد  ازآن‌،  اگرمصلحتی  آن  را  ایجاب‌کند،  جایزاست  مانند  اینکه  خوف  غرق  شدن  آن‌،  دربحر  یا  بیرون  آوردن  آن  وسیله  درندگان  در  بین  باشد  یا  وابستگان  او  بخواهندکه  بدانان  نزدیک  باشد  و  او  را  زیارت‌کنند  یا  اینکه  بخواهند  درگورستان  خانوادگی  خویش  دفنش‌کنند،  یا  اینکه  بامید  برکت  وفیض  و  فضیلت‌،  به  جائی  دیگر،  انتقالش  دهند  و  امثال  آن‌که  در  این  صورت  انتقال  جنازه  جایز  می‌باشد،  مگر  اینکه  موجب  هتک  حرمت  و  متلاشی  شدن  جنازه  و  تغییر  بوی  آن  و  شکستن  استخوانهایش‌ گردد.

حنفی‌ها  می‌گویند  نقل  میت  از  شهری  به  شهری  دیگر،  مکروه  می‌باشد  و  مستحب  است‌که  هرکس  درگورستان  محلی  دفن  شود،‌که  در  آنجا  مرده  است‌،  و  نقل  آن  پیش  از  دفن  تا  مسافت  یک  میل  یا  دو  میل‌که  مسافت  معمولی‌گورستان  می‌باشد  اشکالی  ندارد.  و  بعد  از  دفن  نقل  آن  حرام  است  مگر  اینکه  عذری  در  میان  باشد.  اگر  فرزند  زنی  بمیرد  و  آن  زن  بخواهد  آن  را  به  شهر  خویش  انتقال  دهد  و  بی‌تابی‌کند،  خواسته  وی  پذیرفته  نمی‌شود.  جنبلی‌ها  می‌گویند:  مستحب  است‌که  شهید  در  محل  شهادتش  دفن‌گردد.

امام  احمدگفته  است  بموجب  حدیث  جابر: " ادفنوا القتلى في مصارعهم  [‌کشتگان  را  در  همان  محل‌که‌کشته  شده‌اند  دفن  کنید]"‌.  ابن  ماجه  روایت  کرده  است  که  ‌“‌پیامبر صلی الله علیه و سلم   دستور  داد  که‌،‌کشتگان  جنگ  احد  را  در  محل  شهادتشان  دفن‌کنید”‌.  اما  غیرشهدا  را  نباید  ازشهری  به  شهری  دیگر  نقل‌کرد  مگراینکه  دلیل  موجهی  دربین  باشد.  مذهب  اوزاعی  و  ابن  المنذر  نیز  چنین  است‌.  عبدالله  ابن  ملیکه‌ گفته  است‌:
عبدالرحمن  فرزند  حضرت  ابوبکر  درمیان  سپاه  اسلام  به  شهادت  رسیده  بود  و  او  را  به  مکه  حمل‌کردند  وآنجا  دفن‌گردید.  چون  عایشه  به  مکه  آمد  به  سرقبراو  رفت  و  گفت‌:  به  خدای  سوگند  اگربهنگام  مرگت  آنجا  می‌بودم  همانجا  دفن  می‌شدی  و اگر آنجا  در  سر  قبرت  حاضر  می‌بودم  دیگر  به  زیارتت  نمی‌آمدم‌،  زیرا  دفن  میت  در  محلی‌که  می‌میرد  آسانتر  است  و  تغییری  در  جنازه  هم  پیش  نمی‌آید،  ولی  اگر  دلیاب  موجه  و  فایده‌ای  درست  در  نقل  آن  باشد،  اشکال  ندارد.

امام  احمدگفت‌:  من  در  نقل  میت  از  شهری  به  شهری  دیگراشکالی  نمی‌بینم‌.  در  این  باره  اززهری  سئوال  شد.  اوگفت‌:  سعد  بن  ابی  وقاص  وسعید  بن  زید  را  ازعقیق  به  مدینه  حمل‌کردند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:523.txt">تعزیت  و تسلیت</a><a class="text" href="w:text:524.txt">الفا‌ظ  و کلما‌ت  تسلیت</a><a class="text" href="w:text:525.txt">نشستن  برای  تسلیت  و تعزیه</a></body></html>تعزیت  و تسلیت  

تعزیت  و  تسلیت  بمعنی  دلجوئی‌کردن  و  طلب  شکیبائی  برای  صاحبان  میت است  به  منظور  تخفیف  اندوه  و  مصیبت‌.  تعزیت  و  تسلیت‌ گفتن  به  صاحب  مرده  مستحب  می‌باشد  حتی  اگر مرده‌ کافر ذمی  هم  باشد،  زیرا  ابن  ماجه  و  بیهقی  با  سند  حسن  از  عمرو  بن  حزم  روایت‌ کرده‌اند که  پیامبر صلی الله علیه و سلم  گفته  است‌:" ما من مؤمن يعزي أخاه بمصيبة إلا كساه الله عزوجل من حلل الكرامة يوم القيامة   [‌هر  مرمنی  به  برادر  ایمانی  خود،  تسلیت  مصیبتی  را  بگوید  خداوند  درروز  قیامت  جامه ‌کرامت  را  به  وی  می  پوشاند  ]‌".

لازم  است  تسلیت‌ گفتن  به  همه  اهل  و خویشاوندان  مرده  بزرگ  و کوچک  و مرد  و  زن‌ گفته  شود  (‌مگر  دختر  بسیار  زیبا  و  آشوبگر که  جز  محارم  نباید کسی  به  وی تسلیت  گوید)  

تسلیت ‌گفتن  پیش  ازتدفین  و  بعد  ازآن  تا  سه  روز است  مگر اینکه  تسلیت‌گوینده  یا  صاحب  میت  غائب  بوده  باشند.  درآن  صورت  بعد  از  سه  روز نیز اشکالی  ندارد.الفا‌ظ  و کلما‌ت  تسلیت  

هرگونه‌ کلماتی‌ که  موجب  تخفیف  مصیبت  و  واداشتن  مصیبت  دیده  بر شکیبائی  و  صبر وی ‌گردد،‌ کفایت  می‌کند.  ولی  اگر  به  الفاظ  ماثور  منقول  اکتفاکند  بهتر  می‌باشد.  بخاری  از  اسامه  بن  زید  روایت‌کرده‌که‌گفته  است‌:  دختر  پیامبر صلی الله علیه و سلم    را  نزد وی  فرستادم‌که  پسرم  مرده  است  و  نزد  ما  بیاید  او  پیام  داده  بودکه  ضمن  سلام  بدان‌:" " إن لله ما أخذ، وله ما أعطى، وكل شئ عنده بأجل مسمى، فلتصبر، ولتحتسب     [‌بیگمان  چیزی  راکه  خداوندگرفته  است  ملک  خود  او  می‌باشد  و  نزد  شما  امانت  و  عاریه  بوده  است  وچیزی  راکه  می‌بخشد  آنهم  ملک  اواست  وبر  حسب  مشیت  خویش  در  آن  تصرف  می‌کند  و  هر  چیزی  نزد  خداوند  زمان  و  مدت  معینی  دارد،  چون  مدتش  تمام  شد  آن  را  پس  می‌گیرد  و  تقدیم  وتاخیردرآن  راه  ندارد،  پس  بی‌تابی  نکنید  و  راه  شکیبائی  را  پ