رم‌.  پامبر صلي الله عليه و سلم ،  فرمود:" (عليك بالصعيد فإنه يكفيك)    [با  خاک  پاک  تيمم  کن  و  آن  برای  تو کفایت  مي‌کند]‌‌".  سپس  عمران ‌گفت‌:  بعد  از آنکه  آب  یافتند،  پیامبر صلي الله عليه و سلم‌،  ظرفی  پر از  آب  بدان  مرد که  جنب  شده  بود،  داد  و  فرمود:" (إذهب فأفرغه عليك [‌برو آنرا  بر خود  خالی ‌كن=  بدان  غسل  کن‌]‌"‌.  بخاری  آنرا  روایت ‌کرده  است‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -نسا/43.
[2] -نسا/29
[3] -مانندکسی که در خانه ی دوستی باشد که زن دارد،چنانچه شیطانی شود،می تواند برای جلوگیری از اتهام و بد گمانی آنرا پنهان دارد و تیمم کند. " 
[4] -بسیاری از فقها بویژه شافعیه تیمم با گچ را جایز نمی دانند.
[5] - كف دست بمعني مطلق دست تا مچ مي باشد. به قاموس مراجعه شود
[6] -كف دست بمعني مطلق دست تا مچ مي باشد. به قاموس مراجعه شودمیزان  ذكر كثیر  چیست‌؟  

خداوند  دستور  داده  است ‌كه  فراوان  از  او  یاد  شود  و  او  خردمندان  و  هوشمندانی  را  كه‌ از  تامل  و  دقت  در  آیات  او  بهره  می‌برند  چنین  توصیف  كرده  است‌:" الذين يذكرون الله قياما وقعودا وعلى جنوبهم   [كسانی‌ كه  خداوند  را  در همه  احوال‌،  ایستاده  و  نشسته  و  بر  پهلو  خوابیده  یاد  و  ذكر می‌كنند]‌"‌.  و  " والذاكرين الله كثيرا والذاكرات أعد الله لهم مغفرة وأجرا عظيما  [خداوند  برای  مردان  و  زنانی‌كه  فراران  ذكر  خدا  كنند،  آمرزش  و  پاداشی  بزرگ  آماده  ساخته  است‌]"‌.  

مجاهد گفته  است  میزان  و  حد  ذكر  كثیر آنست‌كه  انسان  در  حال  ایستادن  و  نشستن  و  بر  پهلو  خوابیدن  بذكر  خدا  مشغول  باشد.  از  ابن  الصلاح  سئوال  شدكه  چه  قدر  باید  ذكر  خداكرد،  تا  مشمول  آیه  فوق  شد؟

او گفت‌:  انسان  وقتی  مشمول  آن  می‌شود‌ كه  بر  اذكار  ماثور  و  ثابت  از  پیامبر صلی الله علیه و سلم    در  بامدادان  و  شامگاهان  و  در  همه  احوال  در  شب  و  روز  مواظبت  و  ادامه  داشته  باشد و  علی  بن  ابی  طلحه  از  ابن  عباس‌،  در  تفسیر  این  آیه  روایت‌كرده  است‌،  كه  خداوند  هیچ  عبادتی  را  بربندگان  خویش  فرض  نكرده  است  مگراینكه  برای  آن  حد  ومیزانی  معلوم‌كرده  و  پوزش  اشخاص  معذوررا  هم  نسبت  به  آن  پذیرفته  است  جز  ذكر  و  یاد  اوكه  برای  آن  حد  و  میزانی  معین  نكرده  وكسی  را  نسبت  بدان  معذور  نمی‌شمارد  مگر  اینكه  از  او  ساخته  نباشد  بنابراین  ذكر  خداكنید  در  حال  ایستادن  و  نشستن  و  بر  پهلو  خوابیدن  در  شب  و  روز،  در  خشكی  و  دریا،  درسفر  و  حضر،  در  حال  فقر  و  غنا،  در  حال  بیماری  و  تندرستی  در  نهانی  و  آشكاری  و  در  همه  احوال‌. ذکر  خدا  همه  فرمان  برداریها  را  دربر میگیرد  
-‌همه  طاعات  ذکرند  -  

سعید  بن  جبیرگفته  است‌:  هرکس  بهر  نحوی  طاعت  و  فرمان  خدا  را  انجام  داده  باشد،  ذکراوراکرده  است‌.  بعضی  ازگذشتگان  این  عام  را  خاص  تلقی‌کرده  وگفته‌اند  مراد  بعضی  از  انواع  ذکر  است‌.  از  جمله  عطاء  که‌گفته  است  مجالس  ذکر  یعنی  مجالسی‌که  آنجا  سخن  ازحلال  و  حرام  می‌رود.  و  ازچگونگی  بیع  و  شری  و  داد  و  ستد  ونمازوروزه  ونکاح  وطلاق  و  حج  وامثال  آن  بحث  می‌شود.

 قرطبی‌گفته  است‌:  مراد  ازمجلس  ذکر،  مجلس  علم  وسخن  ازکلام  خدا  و  سنت  رسول  خدا  و  اخبار  سلف  صالح  وکلام  پیشوایان‌گذشته  و  پارسایان‌،  به  دوراز  ریا  و  بدعت  و  مقاصد  پست  و  آز  و  طمع‌  می‌باشد.آداب  ذکر

هدف  از  ذکر  تزکیه  نفس  و  صفای  قلب  و  بیداری  و  بینش  درونی  می‌باشد  وآیه  کریمه  زیر  نیز  بدینمطلب  اشاره  دارد:" وأقم الصلاة إن الصلاة تنهى عن الفحشاء والمنكر، ولذكر الله أكبر   [و  نماز  را  به  پای  دار،  چون  بیگمان  نماز  انسان  را  ازگناه  و  عصیان  و  زشتیها  و  ناشایستیها  باز  می‌دارد  و  بیگمان  یادکردن  خداوند،  از  همه‌کارها  بزرگتر  است  و  تاثیر  بیشتری  در  پرورش  نفس  انسان  دارد]"‌.  یعنی  ذکر  خدا  بیشتر  از  نماز،  نفس  انسان  را  از  فحشاء  و  منکر،  باز  می‌دارد.  زیرا  وقتی‌که  ذکرکننده‌،  قلبش  را  برای  یاد  خدا  می‌گشاید،  وآن  را  بزبان  جاری  می‌کند،  خداوند  با  نور  خویش‌،  او  را  یاری‌کرده  و  ایمان  و  یقین  وی‌،  افزایش  بیشتری  می‌یابد  و  قلبش  بر  حق  استقرار  یافته  و  آرامش  درونی  برایش  حاصل  می‌گردد:"  الذين آمنوا وتطمئن قلوبهم بذكر الله، ألا بذكر الله تطمئن القلوب (رعد  ٢٨)  [‌آنان‌که  ایمان  آوردند  و  به  آفریدگار  خویش  گرویدند،  و  می‌آرامد  دلهایشان‌به  ذکر  پروردگار،  بشنو  و  بیدار  شو  و  بدان‌که  به  یاد  خدای  تعالی  است  آرامش  دلهای  مومنان‌]"‌.

بدیهی  است  هرگاه  دل  به  حق  آرامش  یافت‌،  به  سوی  هدفهای  عالی  و  عالیترین الگوی  نمونه‌،  متوجه  می‌گردد  وبسوی  آن  روان  است‌،  بدون  اینکه ‌کششهای  نفسانی  و  شهوانی‌،  او  را  باز  دارد،  بنابراین  ذکر  خدا  در  زندگی  انسان  اهمیت  حیاتی  و  نقش  بزرگی  دارد.  ومعقول  نیست‌که  تنها  ذکرزبانی  این‌گونه  نتیجه  بخش  باشد،  بلکه  باید  قلب  و  زبان  با  هم  هماهنگ  وهمنوا  باشند،  و  خداوند  خود  آداب  ذکررا  بیان  فرموده  است‌:" واذكر ربك في نفسك تضرعا وخيفة ودون الجهر من القول بالغد والآصال، ولا تكن من الغافلين  [و  یادکن  خداوند  خویش  را،  در  نهان  به  زاری  زبان  و  ترس  دل  و  جان‌،  و  فرود  از  بلندی‌که  بود  بیرون  از  حد  فرمان‌،  بامدادان  و  شبانگاهان  و  مباش  از  غافلان‌]"‌.  اعراف  -  205.  

این  آیه  اشاره  دارد  باینکه  مستحب  و  پسندیده  است‌که  ذکر  بطور  سری  و  بدون  صدای  بلند،  انجام‌گیرد.  در  یکی  از  سفرها،  پیامبر صلی الله علیه و سلم    گروهی  را  دید  که  با  صدای  بلند  دعا  می‌کنند،  فرمود:" يا أيها الناس أربعوا على أنفسكم، فإنكم لا تدعون أصم ولا غائبا، إن الذي تدعونه سميع قريب، أقرب إلى أحدكم من عنق راحلته    [‌ای  مردم  بس کنید  و  آهسته  باشید  وبه  خود  رحم‌کنید.  چون  شما  خدا  را  می‌خوانید  واو نه‌ کر است  و  نه  غائب‌،  بلکه  شنوا  و  حاضر  است‌.  آنکس  راکه  می‌خوانید  شنوا  و  نزدیک  است‌،  نزدیک‌تر  به  شما  ازگردن  مرکوبتان‌]"‌.  و  آیه  همچنین  اشاره  دارد  باینکه  در  حال  دعا باید  انسان  حالت  شوق  ورغبت  وترس  وبیم  هم  داشته  باشد.  (‌شوق  به  استجابت  و ترس  از  عدم  استجابت‌)  

شایسته  است‌که  ذکرکننده  پاک  جامه  و  پاکیزه  اندام  و  خوشبو  باشد  زیرا  در  این  حال  نفس  انسان  بانشاط‌تر است  و تا  آنجا که  ممکن  است  روبه  قبله  باشد  زیرا  بهترین  حالت  نشستن  آنست ‌که  رو  به  قبله  باشد.رفتن  به  مجلس  ذکر مستحب  است  

نشستن  در  حلقه‌های  ذکر  خدا،  مستحب  و  پسندیده  است  و  در  این  باره  چنین آمده  است‌: 
1-‌از  ابن  عمر  روایت  است‌که  پیامبر صلی الله علیه و سلم   گفت‌:" إِذَا مَرَرْتُمْ بِرِيَاضِ الْجَنَّةِ فَارْتَعُوا     [و  هرگاه  ازکنار  مرغزارهای  بهشت‌،  عبورکردید  در  آنها  بچرید  یعنی  بذکر  مشغول 