از  قبیل  اینكه  حرمت  ابدی  یا  موقتی  داشته  باشد،  یا  اینكه ‌كسی  پیش  از  او،  ازآن  زن‌،  خواستگاری ‌كرده  باشد  و  هنوز  جواب  رد  نشنیده  باشد،  خواستگاری  از  چنین  زنی  مباح  نیست‌.خواستگاری  از زنی  در  حال گذراندن  عده

اگر  زنی  در  دوران  عده  باشد،  خواه  شوهرش  مرده  یا  طلاق  داده  شده  باشد،  به  طلاق  رجعی‌،  یا  طلاق  بائنه‌،  در  هر  صورت  خواستگاری  از  چنین  زنی  حرام  می‌باشد.  زیرا  اگر  زن  مطلق  رجعی  باشد،  هنوز  پیوند  ازدواج  اوگسسته  نشده  و  شوهرش  تا  پایان  عده‌،  هر  وقت  بخواهد،  می‌تواند  بدان  مراجعه‌كند  و  پیوند  زناشوئی  را  برقرارسازد.  و  اگر  مطق  به  طلاق  بائنه  و  قطعی  باشد،  بطور  صریح  و  آشكارخواستگاری  ازآن  حرام  است  چون  پیوند  او  با  شوهرش‌ بكلی  بریده  نشده  و  او  حق  دارد  پس  ازاتمام  عده  با  نكاح  جدیدی  او  را  مجدداً  بعقد  خویش  درآورد.  اگر  كسی  خواستگاری  ازآن‌كند،  برحق  شوهرش  تجاوزكرده  است‌.  درباره  خواستگاری  ازآن  بطریق  تعریض  وكنایه  بین  علما  اختلاف  است  و  صحیح  آنست‌كه  جایزباشد.  اگر  زن  در  عده  وفات  شوهرش  باشد  در  هنگام  عده‌،  خواستگاری  باكنایه  و  تعریض  ازاو  جایز  است‌،  چون  پیوند  او  با  شوهرش  به  وسیله  مرگ  او  قطع  شده  و  دیگر  شوهر  حقی  و  پیوندی  با  او  ندارد.  از  اینجهت  با  صراحت  و  آشكارا  خواستگاری  از  او  جایزنیست‌،  چون  ازیك  طرف  اندوهگین  ودرسوك  او  است  و  از  طرف  دیگر،  مراعات  احساس  و  عواطف  خانواده  و  اهل  میت  و  ورثه  او  نیز  لازم  می‌باشد.  خداوند  می‌فرماید:" ولا جناح عليكم فيما عرضتم به من خطبة النساء أو أكننتم في أنفسكم، علم الله أنكم ستذكرونهن، ولكن لا تواعدوهن سرا، إلا أن تقولوا قولا معروفا، ولا تعزموا عقدة النكاح حتى يبلغ الكتاب أجله.واعلموا أن الله يعلم ما في أنفسكم فاحذروه   واعلموا  ان  الله  غفو‌ر  رحم  [وگناهی  بر  شما  (‌مردان‌)  نیست‌كه  بطوركنایه  از  زنانی  (‌كه  شوهرانشان  فوت‌كرده‌اند  و  درعده  به  سر  می‌برند)  خواستگاری‌كنید  و  یا  در  دل  خود  تصمیم  بر  این‌كار  را  بگیرید  (‌بدون  اینكه  آن  را  اظهار  نمائید)‌،  خداوند  می‌دانست  شما  آنان  را  یاد  خواهیدكرد  (‌و  این‌گرایش  فطری  مردان  نسبت  به  زنان  است  با  خواسته  طبیعی  شما  بشكل  معقول  مخالف  نیست‌)  ولی  به  آنان  پنهانی  وعده  ازدواج  ندهید،  مگر  اینكه  به  طرز  پسندیده‌ای  (‌و  بطوركنایه‌)  اظهاركنید  (‌اما  بهرحال‌)  اقدام  به  ازدواج  ننمائید  تا  عده  آنان  بسرآید  و  بدانیدكه  خداوند  آنچه  راكه  دردل  دارید،  می‌داند،  پس  از  (‌مخالفت  فرمان  او)  خویشتن  را  برحذر  دانند  و  بدانید  كه  بیگمان  خداوند  بس  آمرزنده  و  شكیبا  است  (‌و  در  مجازات  بندگان  شتاب  نمی‌كند)‌]‌".  خواستگاری  با  كنایه  و  تعریض  بدینگونه  كه  بگوید:  “‌من  می‌خواهم  ازدواج‌كنم‌”  یا  بگوید  “‌خیلی  دوست  دارم  كه  خداوند  زن  صالح  و  شایسته‌ای  را  نصیبم‌كند”‌.  یا  بگوید  “‌خداوند  خیری  را  برای  تو  میسر  خواهدكرد  و  خیری  در  پیش  داری‌”‌.  تقدیم  هدایا  به  زنی‌كه  در  عده  است‌،  جایز  است  و  تعریض  وكنایه  به  خواستگاری  تلقی  می‌شود،  و  جایز  است‌كه  شخص  در  نزد  زنی‌كه  در  عده  وفات  شوهر  است‌،  از  خویش  ستایش  كند  و  اوصاف  خویش  را  بگونه‌ای  برشمارد،  كه تعریض  وكنایه  به  ازدواج  باشد.  چون  ابوجعفرمحمد  بن  علی  بن  حسین  چنین‌كاری  راكرده  است‌.  سكینه  دختر  حنظله‌گفت‌:  علی  پسر  محمد  پسر  علی  اجازه  دخول  خواست‌،  درحالیكه  هنوزعده  وفات  شوهرم  منقضی  نشده  بود  واوگفت‌:  ای  فلانی  تو  می‌دانی‌كه  خویشاوندی  من  نسبت  به  پیامبر صلی الله علیه و سلم   و  علی  تا  چه  حد  می‌باشد  و  در  میان  عربها  چه  منزلتی  دارم‌.  من  به  وی‌گفتم‌:  خدا  ترا  بیامرزد  ای  ابوجعفر،  تومردی  هستی‌كه  برای  دیگران  سرمشق  می‌باشی  و  مردم  از  تو  فرا  می‌گیرند،  چگونه  در  عده  ازمن  خواستگاری  می‌كنی‌؟  ابوجعفرگفت‌:  من  ازقرابت  خود  نسبت  به  پیامبر صلی الله علیه و سلم    و  علی  با  تو  سخن‌گفتم‌،  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم    نزد  ام  سلمه  رفت  در  حالیكه  او  در  سوگ  و  عده وفات  شوهرش  ابوسلمه  بود،  به  وی‌گفت‌:  تو  می‌دانی‌كه  من  پیامبر  خدا  و  برگزیده  اویم  و  درمیان  قوم  خود  چه  منزلتی  دارم‌”‌.  این  سخن  پیامبر صلی الله علیه و سلم    خواستگاری‌ كنائی  از  او  بود،‌كه  دارقطنی  آن  را  نقل‌كرده  است‌.

خلاصه  سخن  آنكه  زن  بهرشكلی  در  عده  باشد،  خواستگاری  بطور  صریح  و  آشكارو  بدون  پرده‌،  ازاوحرام  است  و  خواستگاری  بدون‌كنایه  و  تعریض‌،  نسبت  به  زنی‌كه  شوهرش  مرده  و  عده‌اش  پایان  نیافته  ونسبت  بزنی‌كه  بطورقطعی  طلاق  داده  شده  و  هنوز عده‌اش  پایان  نیافته‌،  مباح  می‌باشد.  ونسبت  بزنی‌كه  بطورطلاق  رجعی  طلاق  داده  شده  خواستگاری  از  او  بهر  شكلی  حرام  است‌،  مادام  كه  عده  او  پایان  نیافته  باشد.  

اگركسی  نسبت  بزنی‌كه  درعده  است‌،  بطورصریح  خواستگاری  نمود،  ولی  بعد  از  انقضای  عده  او  را  بعقد  نكاح  درآورد،  علما  درباره  آن  اختلاف  دارند،  امام  مالك  گوید:  باید  ازاو  جدا  شود،  خواه  با  وی  وصلت  و  همبستری ‌كرده  باشد  یا  همبستر نشده  باشد.  

امام  شافعی‌گوید:  عقد  نكاح  صحیح  است‌،  اگرچه  چیزی  را  مرتكب‌ گردیده  است‌كه  صراحتاً  ازآن  نهی  شده  ولی  جهت  آنها  با  هم  اختلاف  دارد.

باتفاق  علما  اگر  عقد  نكاح  هم  در  دوران  عده  واقع  شود،  باید  از  همدیگر  جدا  شوند،  حتی  اگربا  وی  همبسترهم  شده  باشد.  درباره  اینكه  آیا  می‌تواند  بعداً  با  وی  ازدواج  كند،  امام  مالك  و  لیث  و  اوزاعی‌گویند:  بعداً  برای  او،  حلال  نیست  كه  با  چنین  زنی  ازدواج‌كند،  ولی  جمهورعلماگویند:  او  می‌تواند  پس  از  انقضای  عده  هر  وقت  بخواهد  باآن  ازدواج‌كند.خواستگا‌ری  از زنی كه  از وی  دیگری  خواستگاری كر‌ده  است

اگركسی  از  زنی  خواستگاری‌كرد،  برای  دیگری  حرام  است‌، ‌كه  بر  خواستگاری  وی  خواستگاری‌ كند  و  بر دست  او  بزند،  چون  اینكار  تجاوز  به  حق  خواستگار  اول  و  بدی  نسبت  بوی  می‌باشد،  چه  بسا  این ‌كار موجب  اختلاف  بین  خانواده‌ها  وبهم  زدن  امنیت  و  آسایش  دیگران ‌گردد.  عقبه  بن  عامرگوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    فرمود:  " المؤمن أخو المؤمن، فلا يحل له أن يبتاع على بيع أخيه، ولا يخطب على خطبة أخيه  حتى يذر  [مومن  با  مومن  برادر  است‌،  پس  برای  او  حلال  نیست‌ كه  در  معامله  روی  دست  او  بزند  و  مشتری  را،  سوی  خود  خواند  و  نباید  ازكسی  كه  او  خواستگاری ‌كرده  است‌،  خواستگاری  نماید،  مگر  اینكه  جواب  رد  را  شنیده  یا  از  آن  دست‌كشیده  باشد]"‌.  بروایت  احمد  و  مسلم‌.  

این  حرمت  وقتی  است‌كه  زن  خواستگاری  شده  جواب  مثبت  داده  و  سرپرستی  زن