ی‌گردد  ودرست  نیست‌.

٢-‌”‌ایجاب‌”  و  “‌قبول‌”  باید  در  یك  مجلس  واقع  شوند،  نباید  بگونه‌ای  باشند،‌كه  سخن  خارج  ازموضوع  در  بین  آنها  بیاید،  یا  فاصله‌ای  بین  آنها  واقع  شود،‌كه  عادتاً  و  عرفاً  اعراض  و  انصراف  از  عقد  نكاح  بحساب  آید.  البته  شرط  نیست‌كه  قبول  بلافاصله  بعد  از  ایجاب  باشد.  اگر  مجلس  طول‌كشید  و  فاصله  افتاد،  بین  قبول  و ایجاب  و  در  این  اثنا  چیزی  پیش  نیامدكه  اعراض‌و  انصراف  از  ازدواج  تلقی  گردد،  اشكالی  ندارد  و  یك  مجلس  محسوب  می‌شود.  رای  حنفی‌ها  و  حنبلی‌ها  نیز  چنین است‌.  

درمغنی  آمده  است‌:  اگرفاصله  افتاد  بین  قبول  وایجاب‌،  عقد  صحیح  است  مادام  كه  مجلس  بهم  نخورده  باشد  و  طرفین  در  مجلس  باشند  و  از  آن  انصراف  حاصل  نشده  باشد،  چون  مجلس  حكم  حالت  عقد  را  دارد.  بدلیل  اینكه  درعقود  معاوضات  و  معاملات‌،  جای  غبن  و  خیار،  همان  مجلس  وقوع  عقد  است‌.  اگر  پیش  از  ادای  عبارات  دال  بر  قبول‌،  طرفین  ازهم  جدا  شدند،  “‌ایجاب‌”  باطل  می‌گردد  دیگر  پس  از  آن  مجلس  قبول  تاثیری  ندارد.  چون  از  هم  جدا  شدن  آنها،  انصراف  طرف  “‌قبول‌”  بحساب  می‌آید.  و  همچنین  اگر  در  مجلس  ایجاب  و  قبول‌،  بین  آنها  به  وسیله  چیزهائی  فاصله  افتادكه  مجلس  را  قطع  می‌كند  و  اعراض  از  قبول  تلقی  می‌شود،  دیگر  قبول  تاثیر  ندارد.  از  امام  احمد  سوال  شد:‌گروهی  نزد  مردی  رفتند  به  وی  گفتند:  فلانی  را  بنكاح  فلانی  دربیاور،  اوگفت‌:  او  را  بعقد  فلانی  درآوردم  بر  اینكه  مهریه‌اش  یكهزارباشد،  آن‌گروه  به  نزد  آن  مرد  برگشتند  و  بوی‌گفتندكه  فلانی  آن  زن  را  بعقد  تو،  درآورد  بر  مهریه  یكهزار،  -‌دیناریا  درهم  اوگفت‌:  قبول‌كردم  آیا  این  عقد صحیح  است‌؟  امام  احمدگفت‌:  آری‌.  شافعیه‌گویند:  نباید  بهیچ  وجه  بین  ایجاب  و  قبول  فاصله‌ای  ایجاد  شود.  آنان‌گویند:  اگر  بین  ایجاب  و  قبول  خطبه‌ای‌كوتاه  فاصله  افتاد  بدینگونه‌كه  ولی  زن  بگوید:  او  را  بعقد  تو  درآوردم  -‌زوجتك  و  زوج‌گفت‌:  بسم  الله  والحمد  لله  و  الصلاة  والسلام  علی  رسول  الله‌،  نكاح  وعقد  ازدواج  اورا  پذیرفتم  -  قبلت  نكاحها  -‌اختلاف  است  شیخ  ابوحامد  اسفراینی  می‌گوید:  عقد  صحیح  است  چون  خطبه  برای  عقد  شرعاً  مجاز  است  و  بدان  دستور  داده  شده  است‌،  و  مانع  صحت  عقد  نكاح  نیست‌،  همانگونه‌كه  تجدید  تیمم  در  فاصله  بین  دو  نماز  جمع،  ایجاد  اشكال  نمی‌كند.

گروهی  دیگرگویند:  عقد  صحیح  نیست  چون  بین  ایجاب  و  قبول  فاصله  افتاده  است  همانگونه‌كه  اگر  با  غیرخطبه  هم  فاصله  افتد،  صحیح  نیست‌.  و  قیاس  این  مسئله  برمسئله  تیمم  دربین  دو  نمازصحیح  نیست‌،  چون  درفاصله  بین  دونماز،  به  تیمم  امرشده  است‌،  ولی  خطبه  پیش  از  عقد  است  و  پیش  از  عقد  بدان  دستورداده  شده  است  نه  درمیان  ایجاب  و  قبول‌.  امام  مالك  می‌گوید:  فاصله  اندك  بین  ایجاب  و  

قبول  اشكال  ندارد.  

اختلاف  از  این  جا  ناشی  می‌شودكه‌،  قبول  و  پذیرش  طرفین  عقد،  در  یك  زمان  شرط  انعقاد  و  صحت  عقد  است  یا  اینكه  شرط  نیست‌؟

٣-‌نباید  قبول  با  ایجاب  مخالف  باشد،  مگر  اینكه  مخالفت  قبول  با  ایجاب  بسود  ادا  كننده  ایجاب  باشد،‌كه  در  این  صورت  بیشتر  دلالت  بر  قبول  می‌كند،  اگرگوینده  ایجاب‌گفت‌:  دخترخود  فلانی  را  به  عقد  ازدواج  تو  درآوردم‌،  برمبلغ  مهریه  یكصد  لیره  - " زوجتك ابنتي فلانة، على مهر قدره مائة جنيه  "  -‌و  قبول‌كننده‌گفت‌:  عقد  ازدواج  و  نكاح  وی  را  پذیرفتم  بر  مبلغ  مهریه  دویست  لیره‌،  این  عقد  صحیح  است  چون  در  قبول  چیزی  آمده  است‌كه  بیشتربصلاح  طرف  ایجاب  یعنی  زن  است‌.

٤-‌هردوطرف  عقد  -‌متعاقدین  -‌باید  سخنانی  را  ازیك  دیگربشنوندكه  مقصود  -  از  آن  ایجاد  پیوند  زناشوئی  باشد  و  بدانند  كه  این  كلمات  و  سخنان  بدینمنظور  ادا  می‌شوند،  حتی  اگرمعنی  مفردات  و  تك  تك‌كلمات  والفاظ  را  جداگانه  هم  درنیابند  و  نفهمند،  اشكال  ندارد،  چون  هر  دو  می‌دانند،  مقصود  و  نیت  ازگفتن  این‌كلمات  و  الفاظ‌،  ایجاد  پیوند  زناشوئی  بر  مبنای  دین  است  و  آنچه‌كه  معتبر  می‌باشد،  قصد  و  نیت  است‌.  الفاظی كه ایجاب  و  قبول  بدان‌ها  منعقد  می‌شود:

عقد  ازدواج  وقتی  انعقاد  وتحقق  می‌یابد  وصورت  صحیح  به  خود  می‌گیردكه  به  وسیله  الفاظ  وكلماتی  و  بزبانی‌،  ادا  و  بیان  شود،‌كه  طرفین  عقد  بدون  ابهام  و  پوشیدگی  و  بصراحت‌،  ازآنها،  معنی  پیوند  زناشویی  و  ایجاد  ازدواج  را،  بفهمند  و  دریابند.  شیخ‌الاسلام  ابن  تیمیه‌گوید [1]‌:  هر  چیزی‌كه  مردم  آن  را  وسیله  ایجاد  نكاح  وازدواج  تلقی‌كنند،  بهرزبانی  وهر  لفظی  و  هر  عملی  و  قول  وفعلی  باشد،  نكاح  و  ازدواج  منعقد  می‌گردد  و  این  پیوند  تحقق  می‌پذیرد  و  همه  عقود  دیگر  نیز  چنین  است‌.  فقهاء  نیزدراین  باره  با  شیخ‌الاسلام  موافق  هستند  ولی  تنها  درباره  “‌قبول‌”  آن  را  می‌پذیرند  ومی‌گویند  بكاربردن  لفظ  خاصی  برای  “‌قبول‌”  شرط  نیست  بلكه‌گفتن  هر  لفظی‌كه  موافقت  و  رضایت  را  برساند  برای  تحقق  “‌قبول‌”‌كافی  است  مانند:  قبلت  =  پذیرفتم‌،  و  وافقت  =  موافقت‌كردم‌،  و امضیت  =  آن  را  روا  دیدم  و  امضا  نمودم‌،  و  تفذ‌ت = آن  را  تنفیذ  و  جاری  ساختم  و...  و...  اما  درباره  “‌ایجاب‌“  علما  باتفاق  گفته‌اند:‌كه  با  لفظ  نكاح  و  تزویج  و مشتقات  مانند  آنها  مانند:  زوجتك‌...  یا  ا‌نكحتك‌،  صحیح  است  و  “‌ایجاب‌”  تحقق  می‌یابد،  چون  این  دو  لفظ  و  مشتقات  آنها  بصراحت  و  آشكارا،  مقصود  را  می‌رسانند.  ولی  درباره‌گفتن  الفاظ  دیگر  از  قبیل‌:  “‌هبه‌”  یا  “‌بیع‌”  یا  “‌تملیك‌”  یا  “‌صدقه‌”  اختلاف  است‌كه  حنفی‌ها [2] و  “‌ثوری‌”  و  “‌ابوثور”  و “‌ابوعبید”  و  “‌ابوداود”  آن  را  جایز  می‌دانند  و  می‌گویند:  ایجاب  عقد  است  و  در  عقود  “‌نیت  و  قصد”  معتبراست  و  برای  صحت  آنها  اعتبارالفاظ  مخصوص  و  ویژه  شرط  

صحت  نمی‌باشد،  بلكه  هر  لفظی‌كه  مورد  اتفاق  طرفین  قرارگیرد  و  مفید  معنی  مطلوب  شرعی  باشد  یعنی  بین  معنی  لفظ  مورد  اتفاق‌،  و  معنی  شرعی  مورد  نظر،  اشتراكی  وجود  داشته  باشد  عقد  صحیح  است‌.  زیرا  پیامبر صلی الله علیه و سلم    زنی  را  بعقد  نكاح  مردی  درآورد  وگفت‌:" قد ملكتكها بما معك من القرآن  [‌آن  را  بملكیت  تو  درآوردم  و  بر  این‌كه  مهریه‌اش  آنچه‌كه  از  قرآن  همراه  داری‌،  به  وی  بیاموزی‌،  باشد]"‌.  بروایت بخاری‌.  

ازدواج  پیامبر صلی الله علیه و سلم    با  لفظ  “‌هبه‌”  صورت  تحقق  یافته  است  پس  برای  ازدواج  امتش‌نیز  صحیح  می‌باشد  خداوند  گفت‌:" يأيها النبي إنا أح للنا لك أزواجك اللاتي آتيت أجورهن...  [‌ای  پیامبر  ما  زنانی