 اهل  علم  هستند  و  ما  از  آنان  چيزي  بخاطر  داريم‌،  اجماع  دارند  براينکه  زن  حق  دارد  مانع  شوهر  شود  و  او  را  نپذيرد،  مگر  اينکه  مهريه‌اش  را  بپردازد. صاحب  محلي  اين  راي  را  مورد  بررسي  و  مناقشه  قرار  داده  و گفته  است‌: 

“‌هيچ‌کس  از  مسلمين  در  اين  امر  مخالفتي  ندارد  که  از  زمان  اجراي  صيغه  عقد  نکاح‌،  زن  همسر  مرد  مي‌شود  و  هر  دو  براي  همديگر  حلال  هستند،  هرکس  مانع  نزديکي  مرد  به  زن  شود،  تا  اينکه  مهريه  يا  غيرآن  را  مي‌پردازد،  اومانع  وصلت  بين  زن  و  مرد  شده  است  بدون  اينکه  دليلي  ازکتاب  خدا  يا  سنت  رسول  خدا  داشته باشد. ولي  حقيقت  آنست  که  نبايد  هيچکدام  از  حق  خود  محروم  و  ممنوع  شوند،  پس  مرد  حق  نزديکي  را  دارد،  خواه  زن  بخواهد  يا  نخواهد  و زن  حق‌گرفتن  مهريه  خود  را  دارد،  مرد  بخواهد  يا  نخواهد”‌. پيامبر صلي الله عليه و سلم    اين  سخن  را  پذيرفته  است‌:" أعط كل ذي حق حقه [‌حق  هرکس  را  به  وي  بدهيد]"‌.

چه  موقع  مهريه  مورد  توافق  همه‌اش  واجب  مي‌شود  در  يکي  از  حالات  زير  مهريه  بر  شوهر  واجب  مي‌شود:  
1-‌هرگاه  مرد  با  زنش  همبستر  شد  و  با  وي  نزديکي  نمود،  مهريه  بر  او  واجب  مي‌شود. زيرا  خداوند  مي‌فرمايد: " وإن أردتم استبدال زوج مكان زوج وآتيتم إحداهن قنطارا فلا تأخذوا منه شيئا.
أتأخذونه بهتانا وإثما مبينا؟ وكيف تأخذونه وقد أفضى بعضكم إلى بعض وأخذن منكم ميثاقا غليظا   [‌و  اگر  تصميم‌گرفتيدکه  همسر  ديگري  به  جاي  همسر  خود  انتخاب‌کنيد  و  مال  فراواني  به  عنوان  مهريه  به  او  پرداخته‌ايد،  چيزي  ازآن  را  نگيريد،آيا  براي  باز پس‌ گرفتن  مهريه  زنان‌،  متوسل  به  تهمت  وگناه  آشکار  مي شويد؟  و  چگونه  آن  را  بازپس  مي‌گيويد  در  حالي‌که  شما  با  يک  ديگر  تماس  وآميز‌ش‌کامل  داشته‌ايد  و  از  اين‌گذشته  آنها  پيمان  محکمي  هنگام  ازدواج  از  شما  گرفته‌اند‌]‌”‌.

٢-‌هرگاه  يکي  از  زوجين  پيش  از  همبستري  بميرد  باجماع  همه  علما  مهريه  واجب  مي‌گردد.

٣-‌بنظرابوحنيفه  هرگاه  زوج  با  زوجه  بصورت  صحيحي  با  هم  خلوت‌کنند  با  همين  خلوت که  هيچ  مانع  آميزش  در  ميان  نبوده  است‌،  زن  استحقاق  همه  مهريه  قراردادي  را  پيدا  مي‌کند،  بدينگونه  که  هر  دو  در  جائي  با  هم  خلوت  کنند  که  هيچگونه  مزاحمت  و  ممانعت  در  بين  نباشد  و  هيچکدام  عذر  شرعي  يا  ظاهري  يا  طبيعي  مانع  از  همبستري  نداشته  باشند،  مانع  شرعي  مانند  اينکه  يکي  از  آنان  روزه  فرض  داشته  باشد  يا  درحال  حيض  باشد،  مانع   حسي  و  ظاهري  مانند  اينکه  يکي  از  آنان  بگونه‌اي  بيمار  باشدکه  همبستري  و آميزش  با  وجود  آن  /  امکان  نداشته‌،  باشد، و     مانع  طبيعي  بدينگونه‌که  شخص  سومي  همراه آنها  باشد.

ابوحنيفه  بروايت  ابوعبيده  از  زائده  بن  ابي  اوفي  استدلال  کرد  که  گفته  است‌: ،“‌خلفاي  راشدين  حکم‌کرده‌اندکه  هرگاه  در  برروي  زوجين  بسته  شود  و  پرده  آويزان  وکشيده‌گردد،  مهريه  واجب  مي‌گردد“‌. زيرا  در  اينصورت  تسليم‌کامل  از  جانب  زن حاصل  شده  و  خود  را  در  اختيارشوهر  قرار  داده  است‌،  پس  مهريه ‌که  عوض  و  بدل  از  همين  کار  است‌،  واجب  مي‌شود  و  ثابت  مي‌گردد. شافعي  و  مالک  و  داود  با  اين  راي  مخالفت  ورزيده‌اند  وگفته‌اند: “‌وقتي  همه  مهريه  واجب  مي‌گردد،‌که  دخول  و همبستري ‌کامل  صورت‌گيرد  وبا  وجود  خلوت  صحيح  بدون  همبستري‌،  تنها  نصف  مهريه  واجب  مي‌شود. چون  خداوند  مي‌فرمايد:" وإن طلقتموهن من قبل أن تمسوهن وقد فرضتم لهن فريضة، فنصف ما فرضتم   [‌هرگاه  زنان  را  پيش  ازآنکه  با  آنان  همبستر  شويد،  طلاق  داديد  بايد  نصف  مهريه‌اي‌که  براي  آنان  بر  خود  فرض‌کرده‌ايد  بدانان  بپردازيد]‌"‌. يعني  وقتي ‌که  طلاق  صورت‌گيرد  و  هنوزنزديکي  حقيقي  و همبستري‌ کامل  صورت  نگرفته  باشد  نصف  مهريه  واجب  مي‌شود. پس  در  حالت  خلوت ‌کامل  هم  چون  همبستري  و  جماع  صورت  نگرفته  است‌،  همه  مهريه  واجب  نمي‌شود. شريح  فاضي ‌گفته  است‌که  نشنيده‌ام ‌که  خداوند  درکتاب  خود  از  در  و  پرده  ذکري  بميان  آورده  باشد،  هرگاه ‌گمان  رودکه  مرد  با  زن تماس ‌کامل  حاصل  نکرده  است‌،  تنها  نصف  مهريه  واجب  مي‌شود. سعيد  بن  منصور  از  ابن  عباس  روايت‌کرده  است‌که  او  مي‌گفت‌: اگر  زني  پيش  شوهرش  برود  و  مرد  گويد که  با  وي  تماس‌کامل  نداشته‌ام  تنها  نيمه  مهريه  بر  وي  واجب  مي‌گردد”‌. و  عبدالرزاق  هم  ازاو  روايت‌کرده  است  که‌گفت‌: همه ‌مهريه  واجب  نمي‌شود  مگر  اينکه‌ جماع ‌‌کامل ‌صورت ‌گيرد".

در ازدواج  فاسد  چون  جماع  صورت ‌گيرد  همه  مهريه  واجب  مي‏‎گردد  
هرگاه  مردي  با  زني  عقد  ازدواج  بست  وبا  وي  همبسترشد،  سپس  معلوم‌گرديدکه  برابر  دستور  شرع‌،  اين  ازدواج صحيح  نيست‌،  چون  جماع  صورت‌گرفته  است‌،  همه  مهريه‌اي‌که  تعيين  شده  است  بر  مرد  واجب  مي‌گردد. چون  ابوداود  روا‌يت‌کرده که  ‌بصره  ابن  اکثم  با  دوشيزه‌اي  ازدواج‌کرد  و  با  وي  همبسترگرديد و  دريافت‌ که  او  حامله  است‌،  اين  مطلب  را  با  پيامبر صلي الله عليه و سلم    در  ميان  نهاد. پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌: “‌چو‌ن  با  وي  همبستر  شده‌ايد  مهريه  او  بر  شما  و‌اجب  شده  است‌. و  آنان  را  از  هم  جداکرد”‌. از  اين حديث  برمي‌آيدکه  در  نکاح  غير  صحيح  و  فاسد،  مهريه  نام  برده  شده‌،  واجب  مي‌شود  و  همچنين  از  آن  استنباط  مي‌شودکه  هرگاه  کسي  با  زني  ازدواج  کرد و  دريافت ‌که  از  عمل  زنا  آبستن  مي‌باشد،  نکاح  فاسد  و  باطل  است‌”‌.

ازدواج  بدون  نام  بردن  از  مهريه 
ازدواج  بدون  ذکر  مهريه  وکابين‌،‌که  “‌زواج  التفويض‌”  ناميده  مي‌شود  بنا  براي  عامه  اهل  علم  صحيح  است  چون  خداوند  ميفرمايد:" لا جناح عليكم إن طلقتم النساء ما لم تمسوهن أو تفرضوا لهن فريضة    [‌يعني  اگرکسي  پيش  ازآنکه  با  زنش  تماس  کامل  حاصل  کرده  باشد  و  پيش  از  آنکه  براي  وي  مهريه‌اي  فرض‌کرده  باشند،  او  را  طلاق  دهد  بر  وي‌گناهي  نيست‌]‌”  . بديهي  است‌که  طلاق  پس  ازدواج  ميباشد  پس  ازدواج  بدون  ذکر  مهريه  نيز  ازدواج  صحيح  است  اگرکسي  ازدواج‌کرد  بد‌ون  ذکر  مهريه  و  شرط  نمودکه  مهريه‌اي  بر  وي  واجب  نباشد،  مالکيه‌گويندکه  اين  ازدواج  صحيح  نيست  و  ابن  حزم‌گويد: اين  نکاح  فسخ  مي‌شود،  چون  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:"  وكل شرط ليس في كتاب الله عزوجل فهو باطل  [‌هر  شرطي‌که  درکتاب  خدا  نباشد  باطل  است‌]‌”‌. شرط  عدم  پرداخت  مهريه  درکتاب  خدا  نيست  پس  باطل  است  بلکه  ابطال  آن  درکتاب  خدا  است‌:" وآتوا النساء صدقاتهن نحلة     [‌مهريه  زنان  را  که  فرض  است  بدانان  بپردازيد]"‌. بنابراين  نکاح  بدون  مهريه  و  بشرط  نداشتن  مهريه  منعقد  نمي‌گردد  و ‌صحيح  نيست‌. ح