<a class="text" href="w:text:782.txt">اقامه  حدود  در  سرزمين  و  ديار  جنگ</a><a class="text" href="w:text:783.txt">از اجراي  حدود  در  مسا‌جد  نهي  شده  است</a><a class="text" href="w:text:784.txt">آيا  قا‌ضي  حق  دا‌رد  بمقتضا‌ي  علم  و اطلاع  خود  حكم‌ كند</a><a class="folder" href="w:html:785.xml">مي  و  مي‌خوارگي</a><a class="folder" href="w:html:792.xml">حد  زنا</a><a class="text" href="w:text:811.txt">‌لواط</a><a class="text" href="w:text:812.txt">استمناء </a><a class="text" href="w:text:813.txt">سحاق</a><a class="text" href="w:text:814.txt">‌تجاوز  جنسي  به  حيوان</a><a class="text" href="w:text:815.txt">تجاوز كردن  به  اكراه  و  اجبار</a><a class="text" href="w:text:816.txt">باقي  بودن  پرده  بكارت</a><a class="text" href="w:text:817.txt">‌اشتباه  در  عمل  جنسي</a><a class="text" href="w:text:818.txt">‌وط‌ء  و  جماع  در نکاحي که  مورد  اختلاف  باشد</a><a class="text" href="w:text:819.txt">وط‌ء  و  همبستري  بدنبال  نکاح  باطل</a><a class="folder" href="w:html:820.xml">حد  شرعي ‌قذف</a><a class="folder" href="w:html:824.xml">ارتداد  و  رده</a><a class="text" href="w:text:830.txt">آيا  ساحر كشته  مي‌شود</a><a class="text" href="w:text:831.txt">كا‌هن  و  عراف‌</a><a class="text" href="w:text:832.txt">محا‌ربت  با خدا  و  راهزني</a><a class="folder" href="w:html:833.xml">حد  سرقت  و دزدي</a><a class="folder" href="w:html:849.xml">جنايا‌ت</a></body></html>اجراي  حدود  وا‌جب  است  

اجراي  حدود  براي  مردم  سودمند  است‌،  زيرا  سبب  مي‌شودكه  جرائم  از  بين  برود  ياكمتر  شود  و  عاصيان  از  عصيان  خود  برگردند  وكسي‌كه  وسوسه  هتك  حرمات  را  دارد  ازآن  پشيمان‌گردد  وامنيت  جاني  و  مالي  و  ناموسي  و  شهرتي  و  نيك  نامي  و  آزادي  وكرامت‌،  براي  همه  تحقق  يابد.

نسائي  و ابن  ماجه  از ابوهريره  روايت‌كرده‌اندكه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   فرمود:" حد يعمل به في الارض خير لاهل الارض من أن يمطروا أربعين صباحا  [1][حدي‌كه  در روي  زمين  اجرا  شود  و  بدان  عمل‌گردد  براي  مردم  بركتش  از  بركت  باران  چهل  روز  بيشتر  و  بهتر  است  ]"‌. 

هركاري  كه  مانع  اجراي  حدود  الهي‌گردد،  تعطيل  و  عدم  اجراي  احكام  الهي  تلقي  مي‌شود  وجنگ  با  خداست‌،  زيرا  اين‌كاربمعني  تصويب  زشتيها  وناپسنديها  و  اشاعه  شر  و  تباهي  است‌.

احمد  و  ابوداود  و  حاكم‌كه  آنرا  صحيح  دانسته‌،  روايت‌كرده‌اند  كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    فرمود:"   من حالت شفاعته دون حد من حدود الله فهو مضاد الله في أمره   [هركس  براي  عدم  اجراي  حدي  از  حدود  الهي‌،  شفاعت  و  ميانجي‌گري‌كند  و  واسطه  عدم  اجراي  آن  شود،  او  با  خداوند  به  مخالفت  برخاسته  است‌]"‌.

چه  بسا  پيش  مي‌آيدكه  انسان  از  جنايتي‌كه  جاني  مرتكب  شده  است‌،  غافل  است  و  از  عقوبت  وكيفرآن  غافل  نيست‌،  و  وقتي  ديدكه  جاني‌كيفر  شده  است‌،  چون  از  جنايت  غفلت  نموده  است  و  تنها  اجراي‌كيفر  را  مي‌بيند،  دلش  بحال  جنايت‌كارمي‌سوزد،  قرآن‌كريم  بدين  نكته  توجه  نموده  است  و آن  را  خلاف  ايمان  و  منافي  با  آن  مي‌داند،  زيرا  ايمان  مقتضي  آنست‌كه  مومن  پاك  و  پاكيزه  و  بدور از  جرائم  باشد  و  سطح  اخلاقي  و  ادبي  فرد  و  جامعه  بسيار  بالا  و  استوار  است‌،  خداوند  مي‌فرمايد  :

" الزانية والزاني فاجلدوا كل واحد منهما مائة جلدة ولا تأخذكم بهما رأفة في دين الله إن كنتم تؤمنون بالله واليوم الاخر، وليشهد عذابهما طائفة من المؤمنين    [هريك  از  زن  و  مرد  زناكار را  يكصد  چوب  و  تاز‌يانه  بزنيد  و  هرگز حدود  الهي  را  تعطيل  نكنيد  و  بسبب  ميانجي‌گري  و  محبت  و  رافت‌،  مانع  اجراي  حدود  نشويد،  هرگز  در  دين  خدا  و  در  اجراي  احكام  او  رافت  شما  را  نگيرد كه  مانع  اجراي  حكم  او  شويد  اگر به  خدا  و  روز  جزا  ايمان  داريد،  بايد  گروهي  از  مومنان  مجازات  وكيفر  آنها  را  مشاهده  كنند]"‌. براستي  رافت  و  رحمت  نسبت  بجامعه  بسيار  با  اهميت‌تر  است  از  رافت  و  رحمت  نسبت  يك  فرد  جنايت  پيشه‌،  پس  نبايد  رحمت  وشفقت  و رافت  مانع  اجراي  حد  درباره  جنايتكار  شود.

در  اجراي  حدود  و  قوانين  الهي  سختگيري  از  حزم  و  عقل  حكايت  مي‌كند  تا  مردم  عبرت‌گيرند  و  بجنايت  عادت  نكنند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌در  سند  این  حدیث  جریر  بن  یزید  بن  جریر  بن  عبدالله  بجلی  هست‌كه  ضعیف  و  مكروه  است.‌ميا‌نجي‌گري  در  حدود  الهي

حرام  است ‌كه‌كسي  براي  عدم  اجراي  حدي  از  حدود  الهي  ميانجي‌گري‌كند  و  موجب  شودكه  حدي  از  حدود  الهي  تعطيل‌گردد،  چون  براستي  اين‌كار  سبب  مي‌شودكه  يك  مصلحت  عمومي  محقق‌،  از  ميان  برود  و  مردم  به  ارتكاب  جنايات تشويق  شوند  و  اين  كار  رضايت  دادن  به  رهائي  مجرم  ازكيفر  و  عواقب  جرمش مي  باشد  . 

اين  ميانجي‌گري  و  تلاش‌،  براي  پوشش‌گناه  و  عدم  اجراي  حكم‌،  وقتي  حرام  است‌ كه‌كار  جاني  بدادگاه  و  بحاكم  رسيده  باشد،  چون  در  آنوقت  است‌كه  شفاعت  مانع‌  مي‌شودكه  حاكم  وظيفه  اوليه  خويش  را  انجام  دهد،  و  براي  تعطيل  حدود  فتح  باب  خواهد  شد[1]  ليكن  پيش  از  اينكه  قضيه  نزد  حاكم  برسد،  تلاش  براي پرده‌پوشي  روي  جنايت  و  شفاعت  نزد  حاكم  اشكالي  ندارد.

ابوداود  و  نسائي  و  حاكم ‌كه  آن  را  (‌صحيح‌)  دانسته  است‌،  از عمرو بن  شعيب  و  او  از  پدرش  و  از  جدش  روايت‌كرده‌اند كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   فرمود:"  تعافوا الحدود فيما بينكم، فما بلغني من حد فقد وجب     [‌درميان  خودتان  ازاجراي  حدود  صرف  نظركنيد،  چون  وقتي  اجراي  حد  به  من  رسيد  اجراي  آن  واجب  مي‌گردد. يعني  نگذاريد  مسئله  حد  به  حاكم  برسد  و  خود  بر آن  پرده  پوشي‌كنيد،  ليكن  چون  به  حاكم  رسيد،  اجراي  آن  واجب  است‌،  تا  مايه  عبرت  ديگران  شود]"‌.

احمد  و  اهل  سنن  از  صفوان  بن  اميه  روايت‌كرده‌اند  و  حاكم  آن  را  (‌صحيح‌)  دانسته  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    مي‌خواست  دست‌كسي  راكه  عباي  صفوان  را  دزديده  بود،  ببرد  و  صفوان  بن  اميه  درباره  او  ميانجي‌گري‌كرد  پيامبر صلي الله عليه و سلم   به  وي‌گفت‌:" هلا كان قبل أن تأتيني به "؟!     [‌چرا  پيش  از آنكه  او  را  پيش  من  بياوريد،  برايش  شفاعت  نكرديد؟  ]‌’‌’‌.

از  عايشه  روايت  است‌كه‌: زني  ازقبيله  مخزوم  همواره  متاعي  وكالائي  را  ازمردم  بعاريت  مي‌گرفت  و  بعداً  آن  را  منكر  مي‌شد  و  حاضر  به  استرداد  آن  نمي‌گرديد. 

پيامبر صلي الله عليه و سلم    دستور  داد،  دست  او  را  بعنوان  دزدي  ببرند،  خانواده  او  به  نزد  اسامه  بن زيد  رفتند  و  از  او  خواستندكه  نزد  پيامبر صلي الله عليه و سلم    برايش  ميانجي‌گري‌كند  و  او  درباره  آن  زن  با  پيامبر صلي الله عليه و سلم   سخن‌گفت‌،  پيامبر صلي الله عليه و سلم    فرمود:" يا أسامة، لا أراك تشفع في حد من حدود الله عزوجل . [اي  اسامه  ترا  نبينم‌كه  درباره  عدم  اجراي  حدي  از  حدود  الهي  شفاعت  كني‌]‌". سپس  پيامبر صلي الله عليه و سلم    برخاست  و  براي  مردم  خطبه‌اي  ايراد  فرمود  و  درضمن  آن  گفت‌:"  إنما هلك من كان قبلكم بأنه إذا سرق فيه