ه  سهم  دارد.  چون  دراحاديث  صحيح  بصراحت  آمده  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   به  سوار  و  اسبش  سه  سهم  مي‌داد  و  بمجاهدان  پياده ‌كه  اسب  نداشتند  يك سهم  مي‌داد.

و  اين  عمل  پيامبر صلي الله عليه و سلم    بدين  جهت  بود  چون  سواره  زحمت  بيشتري  داشت  و مي‌بايستي  از اسبش  نيز  مواظبت‌ كند  و  محتاج‌كسي  بودكه  اسب  را  برايش  نگهداري  كند  و  تاثير  سوار در  جنگ  سه  برابر تاثير و  نقش  پياده  بود[1]‌.  براي  غير  اسب  سهمي  درنظر گرفته  نمي‌شود،  چون  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم    نقل  نشده  است‌كه  براي  غير  اسب  سهمي  داده  باشد  و حال  آنكه  در  جنگ  بدر،  هفتاد  شتر  وجود  داشت  و هيچيك  از  جنگهاي پيامبر صلي الله عليه و سلم    از  وجود  شترداران  خالي  نبوده  است‌،  چون  اغلب  وسيله  رفت  و  آمد  شتربوده  است‌،  اگر  چنانچه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   براي  شتر  سهمي  مي‌داد  حتما  نقل  مي‌شد  و  بما  مي‌رسيد  و  يارانش  نيز  بعد  از  او  براي  شتر  سهمي  در  نظر  نگرفته‌اند.  براي  بيشتر  از يك  اسب  هم  سهمي  در  نظرگرفته  نمي‌شود،  چون  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم   و  يارانش  روايت نشده  است‌كه  براي  بيشتر از يك  اسب  سهمي  داده  باشند،  بعلاوه  دشمن  هم  تنها  بر  يك  اسب  جنگ  مي‌كند  و  سوار مي‌شود،  ابوحنيفه ‌گويد:  براي  بيش  از يك  اسب  هم  سهم  در  نظرگرفته  مي‌شود،  چون  هر  سواري  كه  اسب  بيشتري  داشته  باشد  فايده  بيشتري  دارد  و  غناي  بيشتري  و  زحمت  بيشتري  دارد.  فرق  نمي‌كند  اگر كسي  اسب  را  عاريه  بگيرد  يا  اجاره‌ كند،  باز  هم  براي  او  سهم  در  نظر گرفته  مي‌شود  و  اگر كسي  اسبي  را  غصب‌كرده  باشد،  سهم  آن  به  صاحبش  تعلق  مي‌گيرد.

اضافه  سهم  غنايم  يا  نفل  از  غنيمت  
امام  و  رهبر  مي‌تواند  سهم  بعضي  از جنگجويان  را  باندازه  يك  سوم  سهم  يا  يك  چهارم  سهم  اضافه  بدهد  و  اين  قسمت  اضافي  را  نيز  از  خود  غنايم  پرداخت  نمايد،  مشروط  برآنكه  در  جنگ  با  دشمن  از  خود  شجاعت  و  لياقت  نشان  داده  و  آنچنان  ضربه‌اي  بر  دشمن  وارد  آورده  باشد،‌كه  استحقاق  سهم  اضافي  را  داشته  باشد  و  اين  مذهب  احمد  و  ابوعبيد  است‌[2]  و  اين  بموجب  حديثي  است  كه  از  حبيب  بن  مسلمه  روايت  شده  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    يك  چهارم  را  به  “‌سرايا”  بعد  از  جداكردن  خمس  در  آغاز  داد  و  بعد  از  بازگشت  يك  سوم  بعد  از  خمس  را  بدانان  مي‌داد.  بروايت  ابوداود  و  ترمذي  و  در  يكي  از  جنگها  پيامبر صلي الله عليه و سلم    به  سلمه  بن  الاكوع  سهم  پياده  و  سواره  را  هر دو  پرداخت  و به  وي  پنج  سهم  اعطاء  فرمود  چون  درآن  جنگ  بسيار  شايستگي  و كارآيي  از  خود  نشان  داده  بود.

جامه  و  سلب  از  آن  قاتل  و  جنگنده  است
سلب  عبارت  است  از اسلحه  و جنگ  ابزار و جامه  دشمن  مقتول  و وسايل  آرايش   جنگي  وي‌.  ولي  جواهرات  و  پول  نقد  و  وسايل  ديگر وي  جزو  سلب  نيست  بلكه  جزو  غنايم  است‌،‌گاهي  پيش  مي‌آيدكه  فرمانده  جنگجويان  را  تشويق  مي‌كند  و  مي‌گويد:  هركس  هركس  را  از دشمن  بكشد،  اسلحه  و جنگ  ابزار مقتولين  =  سلب  =  از  آن  او  است  و  بديگر  افراد  سپاه  تعلق  ندارد.  چون  پيامبر صلي الله عليه و سلم   “‌سلب‌”  را  به  قاتل  و  جنگجو  داده  است  و  از آن  خمس  نيز  نگرفته  است‌.  و  اين  مطلب  را  ابوداود  از  عوف بن  مالك  اشجعي  و  خالد  بن  الوليد  روايت ‌كرده  است‌.

ابن  ابي  شيبه  از انس  بن  مالك  روايت‌ كرده  است‌كه‌:  براء  بن  مالك  در روز  جنگ  “‌داره‌”  ازكنار  “‌مرزبان‌”‌گذشت  و  بر  خوان  زين  آنچنان  ضربتي  و  نيزه‌اي  به  وي  زد كه  او  راكشت  و  اسلحه  و  جنگ‌ابزار وي  =  سلب  وي =  سي  هزار ارزش  داشت‌.  اين  خبر  به ‌گوش  عمر  بن  خطاب  رسيد  و  به  ابوطلحه‌گفت‌:  “‌ما  از سلب  خمس  نمي‌گيريم ولي  سلبي‌كه  نصيب  براء  بن  مالك  شده  است  مال  بسياري  است  و  نظرم  اينست‌كه  از  او  خمس  بگيرم‌”‌.  ابن  سيرين‌گفت‌:  اين  اولين  سلبي  بود كه  دراسلام  از آن  خمس  گرفته  شد.

ازسمله  بن  الاكوع  نقل  شده‌كه  يكنفر جاسوس  مشركين  را  پيش  پيامبر صلي الله عليه و سلم    آوردند  كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   در  سفر  بود  و  با  ياران  خود  نشست  و  مشغول  سخن‌ گفتن  بود،‌كه جاسوس  فراركرد  و گريخت‌،  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:  او  را  دنبال‌كنيد  و  بكشيد  من  او  را دنبال‌كردم  و  او  راكشتم  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم   سلب  و  وسايل  او  را  به  من  داد.  

كساني ‌كه  از  غنايم  سهمي  ندارند 
قبلا گفتيم ‌كه  شرط  بردن  سهم  از  غنايم‌:  بلوغ  و  عقل  و ذكورت  و  حريت  است‌.  پس  هركس  اين  شرايط  را  نداشته  باشد،  سهمي  از  غنايم  نمي‌برد،  اگرچه  مي‌تواند،  بدون  داشتن  سهم‌،  از  غنايم  چيزي  بگيرد  و كمتر  از  سهم  باشد.  سعيد  بن  المسيب  گفت‌:  در  صدر  اسلام‌،  هرگاه ‌كودكان  و  بندگان  در  جنگ  حضور  مي‌يافتند،  از  غنايم  عطايايي  بدانان  داده  مي‌شد.  
 ابوداود  از  عمير  روايت  كرده  است  كه  گفت‌:  من  در  جنگ  خيبر  همراه  اربابانم حضور داشتم   و  درباره  من  با  پيامبر صلي الله عليه و سلم    سخن‌گفتند.گفت  او  برده  است  و  مملوك‌،  و  دستور  داد  از كالاهاي ‌كم  بهاء‌،  چيزي  بمن  دادند.  در  حديث  ابن  عباس  آمده  است  كه  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم   سوال  شد كه  آيا  زن  و  مملوك  و  برده‌،  اگر  در  جنگ  حاضر  باشند،  سهمي  معين  از  غنايم  دارند؟‌...  پيامبر صلي الله عليه و سلم    پاسخ  داد كه  سهم  مشخصي  ندارند،  مگر  اينكه  از  غنايم  قوم  بدانان  چيزي  عطاگردد.  از  ام  عطيه  روايت  است‌كه  گفت‌:  ما  همراه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    بجنگ  مي‌رفتيم  و  مجروحان  را  مداوا  مي‌كرديم  و  از  بيماران  پرستاري  بعمل  مي‌آورديم  و  او  از  غنايم  مقدار  اندكي  بما  مي‌بخشيد”‌.  ترمذي  بطريق  مرسل  از  اوزاعي  آورده  است‌كه‌گفت‌:  در  جنگ  خيبر  پيامبر صلي الله عليه و سلم   به ‌كودكان  سهمي  عطا كرد  و  آنان  را  سهيم  نمود،  يعني  مقدار  اندكي  بدانان  بخشيد.  از  يزيد  بن  هرمز  آمده  است‌كه  “‌نجده  حروري‌”  در  نامه‌اي  پنج  مطلب  را  از  ابن  عباس  سوال‌كرد  و  گفت‌:  بمن  خبر  بده‌ كه‌:  آيا  پيامبر صلي الله عليه و سلم    زنان  را  در  جنگ  شركت  مي‌داد؟  آيا  از  غنايم  بدانان  سهمي  مي‌داد،  آيا  كودكان  را  مي‌كشت‌؟  دوران  يتيمي  يتيمان ‌كي  به  پايان  مي‌رسد؟  خمس  از  آن  كيست‌؟

ابن  عباس‌گفت‌:  اگر  ترس‌كتمان  علم  نبود  بوي  جواب  نمي‌دادم  و  بوي  نمي‌نوشتم‌،  سپس  بوي  نوشت‌كه  تو  طي  نوشته‌ات  پرسيده  بودي‌كه  آيا  پيامبر صلي الله عليه و سلم   زنان  را  بجهاد  و  جنگ  مي‌برد؟  بلي  پيامبر صلي الله عليه و سلم    زنان  را  بجنگ  و  جهاد  مي‌برد كه مجروحان  را  مداوا  مي‌كردند  و  بدانان  از غنايم  چيزي  داده  مي‌شد،  ولي  سهم  معيني  نداشتند  و  پيامبر صلي الله 