رد  باو  بدهد  و  از  لباسي‌كه  خود  مي‌پوشد  باو  بپوشاند  و  آنان  را  بكارهائي  مكلف  نكنيد كه  آنان  را  بسختي  اندازد  و  از عهده‌اش  برنيايند  و  اگر  چنين‌كاري‌كرديد  خودتان  آنان  را كمك‌كنيد  تا  از  عهده‌اش  برآيند]"‌.
٤-‌اسلام  نهي‌كرده  است  از  اينكه  بندگان  مورد  ظلم  و آزار  و  شكنجه  قرارگيرند.  از  ابن  عمر  روايت  شده  كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" من لطم مملوكه أو ضربه فكفارته عتقه    [‌هركس  بنده  مملوك  خويش  را  سيلي  يا كتك  بزند كفاره  و  تاوان  اين‌ گناه  او آزاد كردن  او  است‌]‌".  ابومسعود  انصاري  گفت‌:  در  حالي  كه  من  غلام  خود  را  مي‌زدم  بناگاه  صدايي  از  پشت  سر  خود  شنيدم  و  ديدم ‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    است  مي‌گويد:" اعلم أبا مسعود أن الله أقدر عليك منك على هذا الغلام    [بدان  اي  ابو مسعود  خداوند  بر  تو  بيشتر  قدرت  دارد  تا  شما  بر  اين  غلام  و  خادمت‌]‌’‌’‌.

ابومسعود  مي‌گويد  گفتم‌:  “‌او  در  راه  خداوند  آزاد  است‌”‌.  حضرت  گفت‌:" ان لم تفعل لمستك النار    [اگر  اين  كار  را  نمي‌كردي  بآتش  دوزخ  مي‌سوختي‌]‌".  و  اسلام  اين  حق  را  به  قاضي  و  حاكم  داده  است ‌كه  هرگاه  تشخيص  داد  ارباب  با  برده  و  بنده  و  غلامش  رفتارسخت  و  ناهنجاري  دارد،  آن  بنده  را  آزاد كند  و  بآزادي  وي  حكم  صادر  كند.  

٥-‌اسلام  ار‌بابان  بندگان  را  به  تعليم  و  تاديب  بندگان  خود  خوانده  است‌.  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" من كانت له جارية فعلمها، وأحسن إليها وتزوجها، كان له أجران في الحياة وفي الاخرى. أجر بالنكاح والتعليم، وأجر بالعتق [هركس  كنيزي  داشته  باشد  و  او  را  تعليم  دهد  و  به  وي  رفتارنيكو  داشته  باشد  وبا  او  تزويج كند  و  به  همسري  خويش  درآورد،  او  دو  پاداش  و  مزد  خواهد  داشت  يكي  مزد  و  پاداش  دنيوي  و  ديگري  مزد  و  پاداش  اخروي  مزد  و  پاداشي  براي  انكاح  و  ازدواج  و  تعليم  وي  و  مزدي  براي  آزاد  ساختنش  ]‌".

راه  آزادي  بندگان  
اسلام  براي  آزادي‌،  درهاي  متعددي  گشوده  و  راههاي  نجات  از  بردگي  را  بيان  داشته  است  و  وسايل  متعدد  وگوناگوني  براي  رهائي  بندگان  از  بندگي‌،  پديد  آورده است:  
1-  اسلام  آزادي  بندگان  را  راهي  به  رحمت  و  بهشت  خدا  قرار  داده  است‌.  خداوند  مي‌گويد:" فلا اقتحم العقبة - وما أدراك ما العقبة - فك رقبة   [چرا  از  اين‌ گردنه  نمي‌گذريد  و  نمي‌دانيد  گذشتن  از  اين‌گردنه  چيست‌؟  آزادي  بندگان  يعني  با  آزاد  كردن  بندگان  مي‌توانيد  از  همه  سختيها  بگذريد  و  برضاي  خدا  برسيد]"‌.
مردي  عرب  بياباني  نزد  پيامبر صلي الله عليه و سلم    آمد  و گفت‌:  اي  رسول  خدا  عملي  را  به  من  نشان  بده ‌كه  مرا  به  بهشت  وارد  سازد.  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:  " عتق النسمة، وفك الرقبة  [‌آزادي  نفسي  و  جاني  و  رهائي‌گردني  از  بند  بندگي‌]"‌.  آن  مردگفت‌:  اي  رسول  خدا  مگر ”‌نسمه‌”  و “‌رقبه‌”  يكي  نيستند؟  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:" لا، عتق النسمة أن تنفرد بعتقها، وفك الرقبة أن تعين في ثمنها    [‌آزادي  نسمه  آنست‌كه  به  تنهائي  او را  آزاد كني  و  فك  رقبه  آنست‌كه  در  پرداخت  بهاي  وي  به  وي‌كمك‌كني‌،  چون  ممكن  است‌كه  عقد  به  كتابت  كرده  باشد]"‌.
2-‌آزادي  بنده ‌كفاره  قتل  خطاء  است‌ كه  خدارند  مي فرمايد:" ومن قتل مؤمنا خطأ فتحرير رقبة مؤمنة    [هركس  مومني  را  بخطا  بكشد  بايد  بنده  مومني  را  آزادكند]"‌.
٣-  هركس  قسم  خود  را  نقض‌ كند  و  بشكند،  بايد  برده‌اي  را آزاد كند كه  خدا  مي‌فرمايد:  " فكفارته إطعام عشرة مساكين من أوسط ما تطعمون هليكم أو كسوتهم أو تحرير رقبة    [‌هركس  قسم  خويش  را  نقض‌كند،  بايدكفاره  و  تاوان  آن‌،  ده  نفر را  آنگونه  كه  بطور متوسط  خانواده خويش  را  اطعام  مي‌كند،  اطعام  نمايد  يا  برايشان  لباس  تهيه  كند  يا  بنده‌اي  را  آزاد كند  و  بآزادي  او كمك‌ كند]"‌.
٤-كسي‌كه  با  همسر  خويش  مرتكب  “‌ظهار”  شود كفاره  اين‌گناه  او  آزادي  بنده‌اي  است كه  خدا  مي‌فرمايد:" والذين يظاهرون من نسائهم ثم يعودون لما قالوا فتحرير رقبة من قبل أن يتماسا   [‌كساني‌كه  نسبت  بزنان  خويش  مرتكب  “‌ظهار“‌،  مي‌شوند  سپس  از  گفته  خويش  پشيمان  مي‌گردند،  بايستي  پيش  از آنكه  با  زنانشان  تماس  جنسي  برقرار  كنند  و  مباشرت  نمايند،  بتاوان  آن  بنده‌اي  را  آزادكنند]"‌.
٥-‌اسلام  يكي  از  مصارف  زكات  را  خريدن  بندگان  و كمك  به  آزادي  آنها  قرار  داده  است  يعني  بدانان  زكات  داده  شود  تا  خود  را  بخرند  و  آزاد كنند كه  مي‌فرمايد:" إنما الصدقات للفقراء والمساكين والعاملين عليها والمؤلفة قلوبهم وفي الرقاب    [‌براستي  مصارف  صدقات  و  زكات  عبارتند  از:  بينوايان  و  فقيران  وكساني  كه  بجمع‌‌آوري زكات  مشغول  هستند  وكساني‌ كه  بعنوان  جلب  نظر  و  تاليف  و  دلجوئي  بدانان  داده مي‌شود  و  بندگاني‌كه  مي‌خواهند  خويشتن  را  آزادكنند،  مي‌باشد]‌".  
٦-  اسلام  امركرده  است‌كه  با  بندگان  بر  مبلغي  مال  عقد  به ‌كتابت  شود:‌كه  مي‌فرمايد:  " والذين يبتغون الكتاب مما ملكت أيمانكم فكاتبوهم إن علمتم فيهم خيرا وآتوهم من مال الله الذي آتاكم    [بندگان و بردگاني‌كه  خواهان  عقد  به‌كتابت  مي‌شوند  با آنان  عقد  به ‌كتاب‌كنيد،  اگر در آنان  خير  و  نيكي  سراغ  داشتيد  و  از مال  خدا كه  به  شما  داده  است‌،  بدانان  بدهيد  تا  بتوانند  به  عقد  خويش  وفا كنند  يعني  از  سهم  زكات‌ كه  حق  الله  است  بدانان ‌كمك‌ كنيد  تا  موفق  به  آزادي  خويش  شوند]‌’‌’‌.
٧-‌هركس  نذر كند كه  بنده‌اي  را  آزاد كند  وفاي  به  نذر  بر  او  واجب  مي‌شود  هرگاه  مقصودش  تحقق  پيدا كرد.  

پس  معلوم  شدكه  اسلام  منبع  و سرچشمه  برده  سازي  و برده‌گيري  را  محدود  و  تنگ‌ كرده  است  و  با  آنان  بسيار كريمانه  معامله  و  رفتار نموده  است  و  درهاي‌ گوناگون  و  متعددي  براي  آزادي  آنها گشوده  است‌،  تا  بدينوسيله  زمينه  آزادي  نهائي  آنان  را  از  زير  يوغ  بردگي  فراهم  آورد  و  آنچنان  بسوي  آنان  دست  مهر و  ياري‌،  دراز كرده  است  كه  در  طي  روزگار  هرگز  فراموش  نمي‌شود.

سرزمين  دشمنان  جنگي‌ كه  جزو  غنايم  است  
زمينهايي‌كه  بزور  تصرف  مي‌شود  هرگاه  جنگجويان  مسلمان  سرزميني  را  فتح ‌كردند  و  با  جنگ  و كشتار  بزور آن  را  متصرف  شدند  و  مردمان  صاحبش  را  از آنجا  راندند،  حاكم  اسلامي  در  بين  دو  چيز  مخير  و  آزاد  است‌كه  انجام  دهد:
1-‌اينكه  آن  را  بر  جنگجويان  تقسيم‌ كند[1]‌.
٢-‌اينكه  آن  را  بر  مسلمين  وقف ‌كند.
هرگاه  آن  را  وقف  مسلمين‌كرد،  بايد  برآن  خراج‌[2]  و ماليات  مستمر تعيين ‌كندكه  ازكساني  وصول  مي‌شود،‌كه  زمين  را  در  اختيار  دارند،  خواه  مسلمانان  باشند  يا كافر  ذمي  و  در  واقع  اين  خراج ‌اُ‌جرت  و  مزد  زمين  محسوب  است  و  هر  سال‌