 ينفقون قل ما أنفقتم من خير فللوالدين والاقربين والتيامى والمساكين وابن السبيل    [‌از  تو  مي‌پرسند  چه  چيزي  را  انفاق  مي‌كنند؟  بگو آنچه  از خير و مال  خود  انفاق  مي‌كنيد  و  مي‌بخشيد  براي  پدر  و  مادر  و  خويشاوندان  و  يتيمان  و  مستمندان  و  در  راه  ماندگان  است  ]‌"‌.

 و  باجماع  هركس  مي‌تواند  بغير از اينها  نيز  انفاق ‌كند  و  احسان  و  صدقه  خويش  را  بغيراين  اصناف  هم  بدهد  اگر  مصلحت  بداند.  نسائي  از  قول  عطاء  مي‌گويد:  “‌خمس  خدا  و  خمس  رسول  يكي  است  پيامبر صلي الله عليه و سلم   از  آن  براي  خود  برمي‌داشت  و  از  آن مي‌بخشيد  و  هركجا  مي‌خواست  مي‌نهاد  و  بهركس  مي‌خواست  مي‌داد  و  هركاري  مي‌خواست  با  آن  مي‌كرد"‌.  

دركتاب  حجه  الله  البالغه  آمده  است‌:  سنن  دركيفيت  تقسيم  "‌فيئي"‌،  با  هم  اختلاف  دارند  هرگاه "‌فيي‌ء"  را  پيش  پيامبر صلي الله عليه و سلم    مي‌آوردند  همانروز  آن  را  تقسيم  مي‌كرد  به  متاهل  دو سهم  و  به  مجرد  يك  سهم  مي‌داد.  و ابوبكر آن  را  به  بنده  و آزاد  مي‌داد  و  ميزان  نياز  و كفايت  را  در  نظر  مي‌گرفت‌.

و  عمر  خطاب  در  ديوان  خويش  سوابق  و  نيازهاي  اشخاص  را مورد  توجه  قرار  مي‌داد.  هركس  را  با  توجه  به  شخص  او و  سابقه‌اش  يا  با  توجه  بشخص  او  و كارهايي  كه  انجام  داده  و  يا  با  توجه  بخودش  و  عيال  و  اهلش  و  يا  با  توجه  باو  و  نيازش  مورد  عطا  و  بخشش  قرارمي‌داد.  ماحصل  اين  اختلاف  اينست  اين ‌كار را  با  اجتهاد  خويش  انجام  مي‌دادند  و  هركس  مصالح  زمان  خويش  را  در  نظر  مي‌گرفت‌.غیر از  موذن  رسمی  روا  نیست‌ کسی  دیگری  اذان ‌گوید،  مگر  با  اجازه  او،  یا  اینکه  موذن  رسمی‌،  تاخیر کند.  در  این  صورت  برای  اینکه  وقت  اذان  نگـذرد،  دیگری  می‌تواند  اذان  گوید.عقد  امان  يا  اماننامه  

هرگاه يكي  از  محاربين  دشمن  تقاضاي  اماننامه ‌كند  از  و  پذيرفته  مي‌شود  و  او  در  امان  خواهد  بود  بهيچ  وجه  تعدي  و  تجاوز  به  وي  جايز  نيست‌.  خداوند  مي‌فرمايد:" وإن أحد من المشركين استجارك فأجره حتى يسمع كلام الله، ثم أبلغه مأمنه ذلك بأنهم قوم لا يعلمون     [و  اگر يكي  ازمشركان  از تو  پناهندگي  بخواهد  به  او  پناه  ده  تا كلام  خدا  را  بشنود  و  در آن  بينديشد،  سپس  او  را  به  محل  امنش  برسان  چرا كه  آنها گروهي  ناآگاهند  ]"‌.

چه ‌كساني  حق  پناهندگي  و  اماننامه  دادن  را  دارند؟  
اين  حق  براي  مردان  و  زنان  و آزادگان  و  بندگان  يكسان  ثابت  است  يعني  همگي  مي‌توانند  به ‌كافران  پناه  و  امان  بدهند  و  هريك  مي‌توانند  بهركس  از  افراد  دشمن‌كه  امان  مي‌خواهد  امان  و  پناه  بدهد  و  همه  افراد  مسلمانان  اين  حق  را  دارند،  مگر  كودكان  و  ديوانگان  هرگاه ‌كودكي  يا  ديوانه‌اي  كسي  را  از  دشمنان  امان  داد  اين  امان  دادن  آنها  صحيح  نيست‌.  
احمد  و  ابوداود  و  نسائي  و  حاكم  از  حضرت  علي  روايت‌ كرده‌اند كه  رسول  خدا  گفت‌: " ذمة المسلمين واحدة، يسعى بها أدناهم، وهم يد على من سواهم    [‌ذمه  و  عهده  همه  مسلمين  يكي  است  و  پايين‌ترين  مسلمانان  مي‌تواند  اين  ذمه  را  بعهده  گيرد  و  مسئوليت  آن  را  بپذيردكه  براي  ديگران  قابل  اجرا  است  و  همه  مسلمانان  با هم  در  برابر  دشمن  يك  دست  و  متحدند]‌"‌.
بخاري  و  ابوداود  و  ترمذي  از  ام  هاني‌ء  دخت  ابوطالب  روايت‌كرده‌اند  كه ‌گفت‌:  گفتم  اي  رسول  خدا  فرزند  “‌ام  علي‌”  مي‌گويد،  مردي  را  بنام  (‌فلان  ابن  هبيره  راكه  من  او  را  پناه  و  امان  داده‌ام‌،  خواهدكشت‌.  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" قد أجرنا   من أجرت يا أم هانئ    [‌كسي  راكه  تو  امان  و  پناه  داده‌اي  ما  نيز  او  را  پناه  و  امان  داديم‌]"‌.

نتيجه  اعطاي  امان  و  پناهندگي
هرگاه  تقاضاي  امان  و  امان  خواهي  بلفظ  يا  باشاره  مقررگرديد،  و  به  وي  اعطاء  شد  ديگر  تجاوز  بر  شخص  امان  داده  شده‌،  جايز  نيست  زيرا كسي‌كه  امان  و  پناه  به  وي  داده  شد،  و  او  پناه  خواست‌،  او  نفس  خويش  را  حفظ‌ كرده  است  از  اينكه ‌كشته  شود  و  جان  خويش  را  حفظ ‌كرده  است  از  اينكه  برده ‌گرفته  شود.

از  حضرت  عمر  روايت  شده  است‌كه  خبر  بوي  رسيدكه  يكي  از جنگجويان  و  مجاهدان  اسلامي‌،  بيكي  از  جنگجويان  ايراني ‌گفت‌:  نترس  سپس  آن  شخص  را  كشت‌.  لذا  طي  نامه‌اي  بفرمانده  سپاه  نوشت‌:  “‌بدرستي  به  من‌گزارش  شده  است  و خبر رسيده ‌كه ‌گروهي  از  مردان  شما،‌ كافر  را  دنبال  مي‌كنند،  تا  اينكه  بكوه  پناه  مي‌برد  و از جنگ  خودداري  مي‌كند،  سپس  يكي  از  شما  به  او  مي‌گويد:  “‌نترس‌“  سپس  چون  او  را  دريافت‌،  مي‌كشد  -‌.يعني  چنين  موردي  پيش  آمده  است  -‌سوگند  بدان‌كس ‌كه  جانم  در  دست  او  است‌،  مادام ‌كه  بمن  خبر  برسد  كه‌ كسي  چنين‌كاري  بكند  -  از  اين  ببعد  -‌گردنش  را  قطع  مي‌كنم  و او  را  بجاي  آن  شخص  خواهم ‌كشت‌“‌.

بخاري  در  تاريخ  خود  و  نسائي  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم    روايت  كرده‌اند  كه  گفت‌:  " من أمن رجلا على دمه فقتله، فأنا برئ من القاتل وإن كان المقتول كافرا   [‌هركس ‌كسي  را  امان  دهد  و به  وي  بگويد  تو  بر خون  خود  ايمن  هستي‌،  سپس  او  را  بكشد،  من  از  چنين قاتلي   بري‌ء  و  بيزارم  اگر چه  مقتول ‌كافر  هم  باشد]"‌.

بخاري  و  مسلم  و  احمد  از  انس  روايت‌ كرده‌اند  كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:  " لكل غادر لواء يعرف به يوم القيامة    [‌هر  غادر  و  عهد  شكني  در  روز  قيامت  و  رستاخيز  پرچم  خاص  خود  را  دارد كه  بدان  شناخته  مي‌شود]‌".

اين  حق  امان  چه  زمان  ثابت  مي‌شود  و  معتبر  است
همينكه  امان  اعطاء  شد،  اين  حق  ثابت  مي‌شود  و  از همان  زمان ‌كه  امان  داده  شد،  معتبر و  نافذ  الاجرا  است‌،  ليكن  اقرار  نهائي‌،  وقتي  است‌كه  حاكم  يا  فرمانده  سپاه  آن  را  اقرار كند.  چون  حاكم  يا  فرمانده  امان  را  اقرار  و  اثبات‌كرد،  امان  اعتبار كلي  مي‌يابد  .

و  شخص  امان  داده  شده‌،  از  اهل  ذمّه  محسوب  مي‌گردد  و  در  سود  و  زيان  مسلمانان  شريك  و  سهيم ‌خواهدگرديد.  الغاي  اين  اماننامه  جايز  نيست‌،  مگراينكه  ثابت  شود  كه  از اين  حق  سواستفاده  مي‌كند  و  مي‌خواهد  به  مسلمانان  ضرر  برساند،  مثل  اينكه  بر عليه  مسلمين  و  بسود  قوم  خود  بجاسوسي  پردازد  و  عليه  مسلمين  جاسوسي‌كند  كه  در  آنصورت  اين  حق  امان  از  او  سلب  مي‌شود.

عقد  امان  براي  منطقه‌اي  بطور  عمومي  
اعطاي  امان  دادن  و  پناهندگي  از  سوي  افراد  مسلمان‌،  وقتي  جايز  و  صحيح  است  كه  براي  امان  يكنفر  يا  دو  نفر  باشد،  ولي  عقد  امان  و  اعطاي  پناهندگي  براي  مردم  ناحيه‌اي‌،  بطور  عموم  صحيح  نيست‌،  مگر  اينكه  امام  و  پيشواي  مسلمين  با  اجتهاد  خويش  بدان  اقدام ‌كند  و  مصلحت  را  درنظر گيرد  و در پي  آن  باشد  مانند  عقد  ذمه ‌كه  به  وسيله  ام