سيم  مي‌شوند:  1-‌قسم  لغو  ٢-‌قسم  منعقده  يا  جدي  ٣-‌قسم  غموس  يا  قسم  دروغين  بمنظور  پايمال‌كردن  حقي‌.

 سوگند  لغو  و حكم‌ آن
يمين  لغو:  سوگندي  است‌،  بدون  قصد  سوگند  خوردن‌،‌  مانند  سوگندهاي  تعارفي‌:  بخداي  بايد  بخوري  يا  بنوشي  يا  بيائي  وامثال  اينگونه  تعارفات‌كه  شخصي  قصد  قسم  خوردن  ندارد،  بلكه  از  سخنان  ساقطه  و  بيهوده  مي‌باشند.
از  حضرت  عايشه  روايت  است  كه  اين  آيه‌:" لا يؤاخذكم الله باللغو في أيمانكم    [‌خداوند  شما  را  با  قسمهاي  لغو  و  غيرجدي  و  بدون  قصد  مواخذه  نمي‌كند]‌’‌’‌.  درباره  قول  مردي  نازل  شد  كه  گفت‌:"  لا والله.وبلى والله.وكلا والله   .  بروايت  بخاري  و مسلم  و  ديگران‌.  
مالك  و  علماي  حنفي  و  ليث  و  اوزاعي‌ گفته‌اند:  “‌يمين  لغو آنست‌كه  شخص  بر  چيزي  قسم  بخورد كه ‌گمان ‌كند،  راست  است‌،  سپس  ظاهر  مي‌شودكه  خلاف  آن  است‌،  پس  خطاء  از آب  درمي‌آيد”‌.  از  احمد  دو  روايت  مانند  هر  دو  مذهب  روايت  شده‌اند.  
حكم  چنين  قسمي  آنست‌ كه ‌كفاره  و  مواخذه  ندارد.  

يمين  منعقده  و  سوگند جدي  و حكم  آن  
اين  نوع  يمين  و  قسم‌،  سوگندي  است‌كه  قسم  يادكننده‌،  بقصد  و  به  جد،  بدان  اقدام  مي‌كند  و  برآن  مصمم  است‌،  پس  سوگند  عمدي  و  مقصود  و  جدي  است  و  يك  سخن  لغو  و  بيهوده  و  بدون  قصد  نيست‌،‌كه  بر زبان  جاري  شود،  و  جنبه  تعارف  و  عادت  داشته  باشد  بلكه ‌كاملا  جدي  است‌.
برخي‌گفته‌اند  يمين  منعقده  وجدي  آنست‌كه  شخص  بركاري  قسم  بخورد كه  در  آينده‌،  آن  را  انجام  دهد  يا  انجام  ندهد.
حكم  چنين  قسمي  آنست‌كه  اگر آن  را  بشكنند  و  بمقتضاي  آن  عمل  نكنند،  واجب  است‌كه‌كفاره  و  تاوان  آن  را  بدهند.  خداوند  مي‌فرمايد:" لا يؤاخذكم الله باللغو في أيمانكم ولكن يؤاخذكم بما كسبت قلوبكم والله غفور حليم   ‌بقره  ٢٢٥  [خداوند  شما  را  با  قسمهاي  لغو  و  بدون  قصد،  مواخذه  نمي‌كند  ولي  درقسمهائي‌كه  قلبتان  قصد  آن  را  مي‌كند  و  بر آن  تصميم  داريد،  شما  را  مواخذه  مي‌كند  و  خداوند  آمرزنده  و  درستكار  است‌]"‌.  و  باز  هم  مي‌فرمايد:

"لا يؤاخذكم الله باللغو في أيمانكم ولكن يؤاخذكم بما عقدتم الايمان، فكفارته إطعام عشرة مساكين من أوسط ما تطعمون أهليكم أو كسوتهم أو تحرير رقبة، فمن لم يجد فصيام ثلاثة أيام ذلك كفارة أيمانكم إذا حلفتم واحفظوا أيمانكم كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تشكرون   مائده  ٨٩  [‌خداوند  شما  را  به  قسمهاي  لغو  و  غيرعمدي  مواخذه  نمي‌كند ولي  شما  را  برشكستن  قسمهاي  منعقده  و  جدي  و  مصممانه  مواخذه  مي‌كند.كفاره  و تاوان‌ كسي‌كه  چنين  قسمي  را  بشكند  و بمقتضاي  آن  عمل  نكند،  آنست‌كه  ده  نفر مستمند  را  اطعام  دهد  از  غذاي  متوسطي‌كه  خودشان  مي‌خورند  يا  بده  نفر  لباس  بپوشاند  يا  بنده‌اي  را  آزادكند  و  اگر آنها  را  نداشت  و  نيافت  سه  روز  روزه  بگيرد  اينست‌كفاره  و  تاوان  سوگندهايتان  اگر  بمقتضاي  آنها  عمل  نكرديد.  هرگاه  قسم  خورديد،  سوگندهاي  خويش  را  حفظ‌كنيد  يعني  بمقتضاي  آنها  عمل‌كنيد،  اين  چنين  خداوند  آيات  و  احكام  خود  را  براي  شما  بيان  مي‌كند  باشدكه  شكرگزار  باشيد  ]"‌.  

يمين  غموس  و حكم‌ آن  
يمين  غموس‌ كه  آن  را  “‌صابره‌”  نيز گويند،  عبارت  است  از  سوگند  دروغي  كه  بمنظور  پايمال‌كردن  حقوق  ديگران  ادا  مي‌شود،  يا  سوگندي  است‌كه  بقصد  فسق  و  فجور  و  خيانت  خورده  مي‌شود.  اين‌گونه  قسمها  از  جمله‌ گناهان‌ كبيره  مي‌باشند،  و  كفاره  و  تاوان  ندارند[1]  چون‌گناه  اين  گونه  قسمها  بزرگتر  و  بيشتر  از  آن  است‌،  كه  كفاره  و  تاوان  داشته  باشد  و  بدينجهت  غموسه=  فرو  برنده‌،  ناميده  شده‌اند،  چون كسي  راكه  چنين  قسمهائي  بخورد،  او  را  در جهنم  فرو مي‌برند  و  موجب  شكنجه  آتش  دوزخ  مي‌شوند  و  از چنين  قسمي  توبه  واجب  است  و اگر  بر اثر  اين‌گونه  قسمها  حقوقي  ضايع  شده  باشد  رد  حقوق  بصاحبان  آن  نيز  واجب  است‌.خداوند مي فرمايد:

" ولا تتخذوا أيمانكم دخلا بينكم.فتزل قدم بعد ثبوتها وتذوقوا السوء بما صددتم عن سبيل الله ولكم عذاب عظيم  ‌نحل  ٩٤  [و سوگندهاي  خود  را  وسيله  تقلب  و  خيانت  و  نفاق  در  ميان  خود  قرار  ندهيد،  مبادا گامهاي  ثابت  بر  اثر  ايمان  شما،  متزلزل ‌گردد  و  بخاطر  بازداشتن  مردم  از  راه  خدا  آثار  سوء  آن  را  بچشيد  و  براي  شما  عذاب  عظيم  خواهد  بود  ]"‌.
1-  احمد  و  ابوالشيخ  از  ابوهريره  روايت  كرده‌اند  كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:  "  خمس ليس لهن كفارة: الشرك بالله، وقتل النفس بغير حق، وبهت مؤمن، ويمين صابرة يقطع بها مالا بغير حق
[پنج  چيز كفاره  ندارد  يعني‌گناه  آنها  آنقدر  بزرگ  است‌كه  هيچ  چيزآنها  را  جبران  نمي‌كند:  شريك  براي  خدا  قرار  دادن  وكشتن‌كسي  بناحق  و  بهتان  زدن  به  مومن  و  قسم  بدروغ‌كه  بوسيله  آن  مالي  را  بناحق  براي  خودكسب‌كنند  يا  ازديگري  قطع  كنند]‌".
٢-  بخاري  از  عبدالله  بن  عمرو  روايت‌كرده ‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:" الكبائر: الاشراك بالله، وعقوق الوالدين، وقتل النفس، واليمين الغموس  [گناهان  كبيره  عبارتند  از:  شريك  براي  خدا  قرار  دادن  و  نافرماني  والدين  و كشتن‌كسي  بناحق  و  سوگندن  بدروغ  براي  پايمال  كردن  حقوق  ديگران  ]"‌.
ابوداود  بنقل  از  عمران  بن  حصين  بنقل  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم  : " من حلف على يمين مصبورة  كاذبا فليتبوأ بوجهه مقعده من    [هركس  سوگند  بدروغ  ياد  كند  تا  حقوقي  را  پايمال‌كند،  خودش  جايگاه  خويش  را  در  دوزخ  آماده‌كند]"‌.

مبناي  قسمها  و  سوگندها  بر  عرف  و  نيت  استوار  است
كار  سوگندها  برعرف  و  عادات  رايجه  مردم  است  نه  بر  معاني  لغوي  و  نه  بر   اصطلاحات  شرعي‌،  پس  اگركسي  سوگند  خورد كه ‌گوشت  نخورد  و  ماهي  خورد،  قسمش  شكسته  نشده  است  و خلاف  مقتضاي  سوگند  خود  رفتارنكرده  است  اگرچه  خداوند  ماهي  را  نيزگوشت  نام  نهاده  است‌،  مگر  اينكه  شخص  مرادش  ازگوشت‌،  ماهي  نيز  بوده  باشد،  يا  اينكه  در  عرف  قوم  او  معمولا گوشت  را  بر ماهي  نيز اطلاق  كنند.  

اگركسي  برچيزي  قسم  خورد  و  توريه ‌كرد  و در نيت  و قصد  خود،  چيزي  ديگر  اراده ‌كرده  باشد،  نيت  و  قصد  او  معتبر  است‌،  نه  الفاظش‌.  مگر  اينكه  ديگري  او  را  بر  چيزي  سوگند  دهدكه  دراين  صورت  نيت  او  معتبرنيست‌،  بلكه  نيت  و  قصد  قسم  دهنده  معتبر  است‌،  اگر  چنين  نباشد  سوگند  در  دادگاه  و  داوري  سودي  نخواهد  

داشت‌.  نووي ‌گفته  است‌:  در  همه  احوال  در  سوگند  نيت ‌كسي‌كه  سوگند  مي‌خورد  معتبراست‌،  مگر وقتي ‌كه  قاضي‌كسي  را  سوگند  دهد  يا  نايب  او  دردعوي‌كه  بر  وي  وارد  شده  است‌،  دراين  صورت  نيت  قاضي  و  نايب  او  معتبراست  و  دراين  صورت  توريه  صحيح  نيست  و  در  احوال  ديگر  توريه  صحيح  است  وگ