 زيارت معبد قومي عرب]. (صفحة 155)

بايد دانست که اين سخن، ناتمام و متناقض و دور از تحقيق است. نويسنده در آغاز گفتار خود ادّعا مي‌کند که در مکّه احکامي وضع نشده بود و در پايان آن، از نماز و زکاتِ مسلمانان سخن به ميان مي‌آورد! بعلاوه با رجوع به سوره‌هاي مکّي، آموزشهاي ايماني و اخلاقي و عملي فراواني مي‌توان يافت که هم ادّعاي سيره‌نگار و هم‌پندار گلدزيهر را باطل مي‌سازد و البته اين آموزشها در چشم نابينايان جلوه مي‌کند!
ما در اينجا به بخشي از احکام سوره‌هاي مکّي (بعنوان نمونه) اشاره مي‌کنيم: 
1- فرمان به اجراي عدالت در ميان مردم. چنانکه در سورة شوري آية 15 آمده است: 
)وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمْ ( (شوري: 15)
«بگو... من مأمور شده‌ام تا ميان شما عدالت را برقرار کنم».
2- توصيه‌ به شوري در ميان مؤمنان. چنانکه در سورة شوري آية 38 مي‌خوانيم: 
)وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ ( (شوري: 38)
«و مؤمنان کارشان را ميان خود به شوري برگزار مي‌کنند».
3- دستور امربه معروف و نهي از منکر. چنانچه در سورة لقمان آية 17 آمده است: 
)وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنْ الْمُنكَرِ ( (لقمان: 17)
«به کار شايسته امر کن و از کار زشت، بازدارد».
4- فرمان به وفاي عهد و نشکستن پيمان. چنانکه در سورة إسراء آية 34 مي‌فرمايد: 
)وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولاً ((أسراء: 34)
«به پيمان خويش وفا کنيد که دربارة پيمان بازخواست مي‌شود».
و در سورة رعد آية 20 مي‌خوانيم: 
)الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلا يَنقُضُونَ الْمِيثَاقَ ( (رعد: 20)
«آنانکه به عهد خدا وفا مي‌کنند و پيمان را نمي‌شکنند».
5- فرمان بر رعايت امانتداري. چنانکه در سورة مؤمنون آية 8 مي‌فرمايد: 
)وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ ( (مؤمنون: 8)
«و مؤمنان، رعايت‌گر امانت‌ها و پيمانهاي خويش‌اند».
6- توصيه به عفو و گذشت. چنانکه در سورة شوري آية 40 آمده است: 
)فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ ( (شوري: 40)
«کسي که عفو بنمايد و آشتي کند، مزدش برعهدة خدا است».
7- فرمان به اسراف نورزيدن در خونخواهي. چنانکه در سورة اسراء آية 33 مي‌خوانيم: 
)وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ( (أسراء: 33)
«کسي که به ستم کشته شود براي ولي او، حقّ خونخواهي قرار داديم پس در قصاص زياده‌روي نکند».
8- توصيه به کسب آگاهي و دانش. چنانکه در سورة انبياء آية 7 مي‌فرمايد: 
)فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنتُمْ لا تَعْلَمُونَ ( (أنبياء: 7)
«از اهل ذکر بپرسيد اگر گاهي نداريد».
و در سورة زمر آية 9 مي‌خوانيم: 
)هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ ( (زمر: 9)
«آيا کساني که مي‌دانند با آنانکه نمي‌دانند، برابرند؟».
9- فرمان به أداي شهادت بر طبق عدالت. چنانکه در سورة أنعام آية 152 مي‌فرمايد: 
)وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى ( (انعام: 152)
«هرگاه که سخن گفتيد به عدالت گوييد هر چند دربارة خويشاوندانتان باشد».
10- توصيه به تحقيق و انصاف. چنانکه در سورة زمر آية 18 مي‌خوانيم: 
)فَبَشِّرْ عِبَادِي * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ( (زمر: 17-18)
«پس آن بندگانم را نويد ده که به هر سخن گوش فرا مي‌دهند سپس بهترينش را پيروي مي‌کنند».
11- دستور به تفکّر در آسمان و زمين. چنانکه در سورة يونس آية 101 مي‌فرمايد: 
)قُلْ انْظُرُوا مَاذَا فِي السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ( (يونس: 101)
«بگو بنريد که چه چيزها (چه آياتي) در آسمانها و زمين است».
12- دستور به تفکّر در نفس. چنانکه در سورة ذاريات آية 21 مي فرمايد: 
)وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلا تُبْصِرُونَ ( (ذاريات: 21)
«و در نفوس خودتان (آيات خدا وجود دارد) پس آيا نمي‌نگريد؟».
13- توصيه عدم تقليد از آباء و اجداد. چنانکه در سورة زخرف آية 22 و 24 مي‌خوانيم: 
)قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُهْتَدُونَ * وَكَذَلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلاَّ قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ * قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدَى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْهِ آبَاءَكُمْ(  (زخرف: 22-24)
«گفتند ما پدران خويش را بر آئيني يافتيم و در پي ايشان ره يافتگانيم... بگو هر چند براي شما آئيني آورده باشم که از آئين پدرانتان بهتر رهبري کند (آيا باز هم در پي آنان مي‌رويد؟)».
14- دستور به آزادکردن بردگان. چنانکه در سورة بلد آية 13 مي‌فرمايد: 
)فَكُّ رَقَبَةٍ ( (بلد: 13)
«گردني را از بردگي آزاد کردن».
15- نهي از ارتکاب هر کار زشت. چنانکه در سورة اعراف آية 33 مي‌فرمايد: 
)قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّي الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ ( (اعراف: 33)
«بگو همانا خداوندم هرگونه کار زشتي را حرام کرده است آنچه آشکار انجام مي‌شود و آنچه پنهان صورت مي‌گيرد».
16- نهي از عيب‌جويي دگران. چنانکه در سورة همزه آية 1 مي‌خوانيم: 
)وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ ( (همزه: 1)
«واي بر هر عيب‌جويي که طعنه مي‌زند».
17- نهي از ورود در سخنان باطل و اعمال نادرست. چنانکه در سورة مؤمنون آية 3 آمده است: 
)وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ( (مؤمنون: 3)
«مؤمنان کساني هستند که از ياوه رويگردانند».
و در سورة فرقان آية 72 آمده: 
)وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا ( (فرقان: 72)
«و چون بر کار لغوي عبور مي‌کنند، بزرگوارانه از آن مي‌گذرند (خود را بدان نمي‌آلايند)».
18- نهي از تعدّي بر همکار و شريک. چنانکه در سورة ص آية 24 مي‌خوانيم: 
)وَإِنَّ كَثِيرًا مِنْ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَا هُمْ ( (ص: 24)
«همانا بسياري از شريکان به يکديگر ستم مي‌کنند بجز کساني که ايمان دارند و کارهاي شايسته بجا مي‌آورند و ايشان اندکند».
19- نهي از کم‌فرشي. چنانکه در سورة انعام آية 152 مي‌فرمايد: 
)وَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ ( (أنعام: 152)
«پيمانه را تمام دهيد وترازو را برابر نهيد».
20- نهي از خوردن ميراث ديگران. چنانکه در سورة فجر آية 19 مي‌خوانيم: 
)وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلا لَمًّا ( (فجر: 19)
«شما (کافران) ميراث‌ ديگران را يکجا مي‌خوريد».
21- نهي از خوردن مال يتيمان. چنانکه در سورة أنعام آية 152 مي‌فرمايد: 
)وَلا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ (     (أنعام: 152)
«به مال يتيم نزديک نشويدمگر به بهترين شيوه».
22- نهي از خوردن خون ومردار و گوشت خوک و حيواناتي که بنام بُت‌ها ذبح شده‌اند. چنانکه در سورة أنعام آية 145 مي‌‌خوانيم: 
)قُلْ لا أَجِدُ 