<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">مناظرة امام جعفر صادق با یک رافضی</a></body></html>كساني كه از ايشان علم آموختند چه علم روايت و چه علم فقه عده بزرگي از علماء و حفاظ ثقه و معتمد هستند كه مشهورترين آنان عبارتند از: يحی بن سعيد انصاري قطان، يزيد بن عبدالله بن الهاد الليثي المدني- ايشان از امام صادق از سن بزرگتر بودند و ده سال پيش از ايشان وفات نمود،  عبدالملك بن عبدالعزيز بن جريج كه از همدوره هاي ايشان است، ابان بن تغلب، ايوب سختياني،  ابوعمرو بن العلا، مالك بن انس الاصبحي امام دار الهجرت، سفيان ثوري، امام نقاد شعبه بن الحجاج، سفيان بن عينيه، محمد بن ثابت بناني، وبسياري ديگر.
 از ميان شاگردان، بعضي بيشتر از ايشان فقه آموخت و با ايشان هم نشين بود و حديث روايت كرده از اين جمله امام مالك و امام ابوحنيفه رحمت الله عليهما بطور خصوص قابل ذكر است.
 تمام اصحاب صحاح سته از ايشان حديث نقل كرده اند، البته امام بخاري در صحيح نه بلكه در كتابهاي ديگرش از ايشان حديث نقل كرده است، براستي كه ايشان امام صادق ثقه و صدوق و امام و فقيه بود، رحمت خدا بر او باد.ايشان در ميدان كرم و سخاوت منزلت فوق العاده اي داشتند و اين امر از ايشان و از خاندان سخاوتمند نبوت امر عجيبي نيست، جد بزرگوار ايشان رسول الله صلي الله عليه و آله وسلم (به تعبير حديث شريف) از باد هم سخاوتمندتر بودند، نمونه هاي بارز و بيشمار كرم آنحضرت، چه در غزوات و چه در مواقع مختلف ديگر، روشن و آشكار است بقدري سخاوت ميكردند و با دست باز ميدادند كه هيچ نگراني و ترسی از فقر و تنگدستي نداشتند.
هياج بن بسطام تميمي شاگرد امام جعفر صادق رحمة الله عليه در باره سخاوت ايشان چنين ميگويد:
 (كان جعفر بن محمد يطعم حتي لايبقي لعياله شيء)  (امام صادق رحمة الله عليه بقدري با دست باز غذا ميداد كه براي فرزندان خودش چيزي باقي نميگذاشت).
 و اين بخشش و سخاوت كسي است كه از فقر و تنگدستي نميترسد. روايت شده كه وقتي از ايشان در باره تحريم ربا پرسيده شد فرمودند: 
(لئلا يتمانع الناس المعروف) (انگيزه حرام شدن ربا اين است تا اينكه مردم از كار خير باز نايستند).اين دلالت برسخاوت و اطمينان نفس مي كند.
ميگويند كه ايشان گاهي بخاطر اينكه صلح بين مردم برقرار شود حاضر ميشد از جيب خودش خسارت آنان را تحمل كند.
همچنين گفته ميشود كه ايشان در انفاق و خرج كردن مخفيانه مشابهت زيادي به جدش امام زين العابدين علي بن حسين رضي الله عنهما داشت، عادت ايشان چنين بود كه در تاريكي شب باري از نان و گوشت و پول را بر دوش مي گذاشت و بر فقراء و بين مستمندان مدينه تقسيم ميكرد.
 اين عادت همچنان ادامه داشت تا اينكه وفات نمود و مردم زماني فهميدند كه مستمندان در ماندند و كسي نبود كه نيازشان را برآورد.
پس خداوند رحمت كند ايشان را، اميدوارم خداوند ايشان را در زمره كساني به حساب آورد كه در باره ايشان فرمود:ه:
 (ومن يوق شح نفسه فأولئك هم المفلحون).
 و كساني كه از أز نفس خويش مصون باشند، اينانند كه رستگارند.كساني كه زندگي نامه امام صادق رحمة الله عليه را نوشته اند از حكمت و حاضر جوابي ايشان به كثرت سخن گفته اند، حاضر جوابي در برابر پرسشهاي دشوار وپيچيده، كه واقعا اين حاضر جوابي ها بر علم و دانش گسترده و فهم عميق و دور رس ايشان دلالت ميكند.
 كما اينكه دلالت بر اين دارد كه خداوند متعال به ايشان درك سريع و زبان فصيح، عنايت فرموده كه بتواند جامع ترين معاني را تعبير كند و فقه و بينشي كه مقاصد و اسرار شريعت را درك كند.
 شاگرد ايشان سفيان بن عيينه ميگويد: 
در موسم حج به مكه آمدم ديدم ابوعبدالله جعفر بن محمد، شترش را در ابطح خوابانده، گفتم: يابن رسول الله! چرا موقف- جاي ايستادن در عرفات- در پشت حرم قرار گرفت و نه داخل مشعر الحرام؟ فرمود: كعبه خانه خدا، حرم پرده آن و (موقف) دروازه آن است، وقتي عازمين حج به قصد زيارت كعبه آمدند:
 اول آنان را دم دروازه نگهداشت تا اينكه زاري و تضرع كنند، وقتي اجازه ورود به آنان داد اندكي به دروازه دوم نزديكشان كرد، يعني مزدلفه، وقتي كثرت زاري و تضرع و تلاش آنانرا ديد رحمش آمد، وقتي به آنان رحم كرد دستور داد قرباني شان را تقديم كنند، وقتي قرباني شان را تقديم كردند و مناسك را انجام دادند و از گناهاني كه بين او تعالي و آنها مانع بود پاك شدند، دستور داد پاكيزه و با طهارت خانه اش را زيارت كنند. 
پرسيد چرا روزه در ايام تشريق مكروه شد؟ فرمود: زيرا آنان در اين روزها مهمان خدايند و براي مهمان شايسته نيست كه در خانه ميزبانش روزه بگيرد.
ابونعيم در حليه با سند خودش تا احمد بن عمرو بن مقدم رازي، روايت ميكند كه فرمودند: 
برصورت منصور خليفه عباسي، مگسي نشست آنرا كيش كرد وراند، دو باره آمد، دوباره راند، خيلي اذيتش كرد، امام جعفر صادق وارد شد منصور گفت: اي اباعبدالله! خداوند مگس را چرا آفريده است؟ فرمودند: تا بوسيله آن ستمگران را خواركند.
شاگرد ايشان عائذ بن حبيب روايت ميكند كه امام جعفر صادق فرمودند:
(لازاد أفضل من التقوي ولاشي أحسن من الصمت و لاعدو أضر من الجهل، ولاداء أدوأ من الكذب) 
«هيچ توشه اي بهتر از تقواي نيست، و هيچ چيزي بهتر از خاموشي نيست، هيچ دشمني مضرتر از جهل نيست، وهيچ مرضي خطرناكتر از دروغ نيست».
باري امام صادق فرزندش موسي كاظم را داشت نصيحت ميكرد فرمودند: 
«فرزندعزيزم! كسيكه به قسمت و تقديرش راضي باشد هميشه بي نياز است، كسي كه به داشته ديگران چشم بدوزد از گرسنگي ميميرد، كسي كه به قسمت و تقديرش راضي نباشد خداوند را در (قضاء) عدالتش متهم كرده است، كسي كه عيب ديگران را كوچك بشمارد عيب خودش در نظرش برزگ جلوه ميكند، كسي كه پرده پوشي ديگران را نكند عيوبش آشكار خواهد شد. 
كسي كه شمشير بغاوت و شورش بكشد با آن كشته خواهد شد و كسي كه براي برادرش چاهي بكند خداوند خود او را در آن سرنگون ميكند، كسي كه با ابلهان همنشيني كند تحقير ميشود، كسي كه با علماء نشست و برخواست كند مورد احترام قرار ميگيرد، كسي كه به جاهاي بد سرزند متهم ميشود.
اي فرزند عزيزم! مبادا از ديگران عيبجويي كني كه از تو عيبجويي خواهد شد ومبادا در كارهاي لايعني دخالت كني كه بخاطر آن ذليل خواهي شد.
اي فرزند عزيزم! حق را بگو چه به نفع تو باشد و چه به ضررت، كه مورد مشورت خويشاوندانت قرار خواهي گرفت، همواره قرآن را تلاوت كن، و در نشر اسلام بكوش.
 وامر به معروف و نهي از منكر كن و باكساني كه از تو مي بُرند رفت و آمد داشته باش! سلام را تو آغاز كن،  هركس از تو چيزي طلبيد بده و مبادا خبر چيني كني كه خبر چيني در دلها كينه ميكارد. مبادا به عيوب ديگران مشغول شوي كه هر كسي ديگران را هدف قرار دهد خودش هدف قرار ميگيرد.
 هرگاه خواستي سخاوت كني از ريشه شروع كن، كه سخاوت ريشه هايي دارد، و ريشه ها تنه دارند، تنه ها شاخه دارند، و شاخه ها ميوه ميدهند، هيچ ميوه اي خوب نميشود مگر در شاخه اش، و شاخه وجود ندارد مگر بر تنه و