لژیک و دول شمالی اروپا که مترقی ترین دولتهای روی زمین هستند، در همین دریا غوطه ورند، یک پذیرش بیش نیست که فطرت بمشتریان خود میدهد، بکسانی که دائم میخواهند مرزها را بشکنند، غیر از این جوابی نیست، جوابی است ثابت و پایدار در طول تاریخ بشریت، آن هم چه کیفری بدنبال دارد و چه طوفانی در پیش؟
آیا این مطلب باین معنا است که مشاعر غریزة جنسی سرکوب شده؟ آیا ضررهای ناشی از این سرکوبی و از این محرومیت و بال دیگری نیست که گریبان بشریت را میگیرد؟ چرا و بال است و آن هم بسیارسنگین و دردناک؟
پرواضح است که حرمان کامل و محرومیت طولانی مشاعر روحی را فاسد و اعصاب را فرسوده میسازد، و بیماریها و دیوانگیهای جنسی که با این محرومیت همگام است در تاریخ بشریت ناشناخته نیست، و آن خیالات جنون آوری که دائم همة زنان و مردان را بخود مشغول میسازد و افکار را از بیرون واندرون بسوی غریزة جنسی بسیج میکند همه معروفند و روشن، و محرومیت طولانی و کامل چشمه سارهای روحی فطرت را خشک میکند بدون تردید، و هرگز خدا از بشر چنین تکلیف طاقت فرسا را نخواسته است، خدای مهربان هرگز نخواسته که انسان گرفتار طوفان شهوت شود و در لابلای امواج خروشان بلا بهرسو بغلطد. نه نه، هرگز هرگز، و بلکه نظام معتدلی ترتیب داده و برای جلوگیری از غریزه اندازة معینی قرار داده که هیچ وقت عواطف را سرکوب نمیکند و زمان محرومیت را طول نمیدهد، زیرا سرکوبی که بمعنای پلیدشناختن انگیزه های غریزة جنسی باشد در مفهوم اسلام وجود ندارد، همان اسلامیکه روابط مرد و زن را در روشنائی کامل قرار میدهد و فاش میگوید که آن فطرت بشریت است، فطرت سالم خدا داده است، فطرت روشن و آشکار است، و فطرت هم شیرین و هم خواستنی است.
پیامبر اسلام ص در این باره میگوید: «شما در آمیزش با زنان، با همسران خود اجر میبرید»، حضار تعجب کردند و پرسیدند: آیا کسی که دیو شهوت خود را آرامش میدهد بازهم اجری دارد، این که برای خود کار کرده است، دیگر اجر برای چه؟ در جواب میگوید: «آیا این عمل را از راه نامشروع انجام میداد، سزاوار کیفر نبود»، گفتند: چرا؟ فرمود: «پس وقتکیه مطابق قانون و از راه حلال باشد اجری دارد».
و همچنین طولانی کردن زمان محرومیت امری است که اسلام آن را برسمیت نمی شناسد و بلکه با تمام وسائل ممکن با آن مبارزه میکند، زیرا همه میدانند که اسلام با دعوت صریح و آشکار خود مردم را بشتاب در امر ازدواج میخواند، و ترتیبات اقتصادی را طوری تنظیم میکند که در کار ازدواج کمکهای مؤثری بکند، حتی بودجة ازدواج جوانان بی بضاعت را از صندوق بیت المال جایز و بلکه لازم میداند. 
پس بنابراین، نظام اسلامی یک نظام نرم و متوازن است که در آن تصورات اعتقادی و توجیهات اخلاقی با تنظیمات سیاسی و اقتصادی سازگار و همگام پیش میروند و همه مکمل یکدیگرند و همه رو بکمالند و سرشار از نشاط، و با این جنب و جوش در ایجاد یک اجتماع کامل و سرشار از فضیلت باهم همکاری میکنند، و از اینجا است که مسئله ازدواج را هرگز بتوجیه و تفسیر حواله نمیدهد، و بلکه دائم میکوشد تا وسائل زندگی را بآسانی در اختیار بشر قرار بدهد و در خط سیر نظام کامل خود پیش ببرد، تا هم از محرومیت جلوگیری شود، هم از چموشی. و ما در این مورد هیچگونه پافشاری نداریم تا در کیفیت تأثیر این امر در سازمان یافتن اجتماع حاضر سخن بگوئیم، زیرا بشر موظف است که اوضاع زندگی خود را در شعاع فطرتش گسترش دهد، نه اینکه فطرتش را در شعاع اوضاع منحرف از راه بدر کند که مجبور شود تن بذلت بدهد و سر بفرمان دیوغریزه فرود آورد. 
سپس بطور یقین مشکلات اقتصادی در طولانی شدن زمان محرومیت جنسی که نسل جوان را فاسد میسازد علت واقعی نیست، زیرا جوانان در آمریکا از اول جوانی بکار و کسب مشغول میشوند و درآمدی هم بدست میآورند و آن را در راه حرام خرج میکنند، بخاطر اینکه این یگانه راهی است که شیاطین عصر نشان میدهند و اعصاب آنان را از کار میاندازد، و حال آنکه هرگز اجتماع ثروتمند آمریکائی عاجز از این نیست که برنامة ازدواج جوانان را تنظیم نماید، بشرط اینکه بخواهد و بشر اینکه شیاطین روزگار از فریفتن آن دست بردارند و به بیراهه نبرند، و همچنین اجتماع کمونیستی را که دولت اداره میکند و این دولت هم هیچ وقت از تنظیم برنامة ازدواج برای جوانان خود عاجز نیست، اگر بخواهد و اگر مدیران و کارگردانان آن اخلاق را خرافات ندانند و اعدام نکنند، و با این وصف باز فریاد (خروشچف) را شنیدیم که میگفت: ای ملت! هشیار باشید که پیک اجل رسید، پیک نابودی رسید و بال اعمال در کمین شما است، و اما ما مسلمانان نه در اینجا هستیم و نه در آنجا، نه از این ملتیم و نه از آن، و در هرحال یگانه چیزی که برای ما لازم است این است که راه و روش اسلام را در همکاری با فطرت و تنظیم برنامة زندگی براساس فطرت جستجو کنیم تا بلکه زندگی را براساس آن پی ریزی نمائیم.
اسلام فاش میگوید: نه سرکوبی، نه محرومیت، بلکه تنظیم، تنظیمی که در یک وقت معین هم فرد و هم اجتماع را زیربال خود بگیرد و با یک وسیله مشترک همه را اداره نماید، زیرا در اجتماع پاک و متوازن است که خانوادة پاک و متوازن در آغوش آن جای میگیرد، و خانوادة پاک و متوازن است که افراد پاک و متوازن را تربیت میکند، و فرد پاک و متوازن است که در دوران زندگی خود خانواده را ایجاد و اجتماع را تشکیل میدهد، و از اینجا است که اسلام برای پاک و روشن کردن ضمیر فرد اهمیت میدهد و قلب و وجدان و روح او را با خدا مربوط میسازد، و با اطاعت پروردگارش تربیت میکند که فقط خدا را در نظر بگیرد و تنها از خدا بترسد، و در همین حال و همین وقت قوانین اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود را پیاده کرده و توجیهات فکری و روحی خود را گسترش میدهد، همان توضیحاتی که همیشه اجتماع را با قوانین صحیح پیش میبرد و مرتب افراد پاک و متوازن بجامعة بشریت تحویل میدهد.
بخصوص در مسئله غریزة جنسی اسلام حساسیت عجیبی دارد، و آمیزش زن و مرد را که بدون علت باشد قبول ندارد، مگر در میان مرزهای معین ازدواج و خانواده و از خود نشان دادن و فتنه برپا کردن زن بشدت جلوگیری میکند، و بهیچ عنوان بزنان اجازه نمیدهد که این برنامة ملعون را اجرا کنند، و همچنین بیرون تاختن بدون علت و سبب را برای زن شایسته نمیداند، و اما اگر علتی پیدا شود و اقتضا کند مانع از آن نیست، بشرط اینکه با مشاعر و وجدان پاک و با عمل و کردار پاک و با دل روشن و رفتار پاک بیرون آید.
و همچنین اسلام شایستة مقام زن نمیداند، برنامه ای را اجرا کند که خود را شبیه مردان بسازد و عالمی را بتماشا وادارد، و با این حال بازهم در وقت ضرورت کاملاً دست زن را باز میگذارد.
و همچنین اسلام دائم اجتماع را بازدواج تحریک میکند و وسائل آن را آسان و آسانتر میسازد و همیشه مردم را بسوی آن میخواند، و سخت از برقراری روابط جنسی خارج از محدودة ازدواج بیزار است و بیزار.
آری، این خطوط اساسی سیاست اسلام است در بارة غریزة جنس