وتي نداشت که زنان بدان رغبتي نشان دهند، ولي از لحاظ ايمان و تقوا و جهاد در راه خدا بسيار ثروتمند بود. رسول خدا صلى الله عليه و سلم دخترش فاطمه را از علاقه ي علي براي ازدواج وي باخبر نمود و حضرت فاطمه رضي الله عنها به نشانه ي رضايت و قبول سکوت اختيار نمود. پيامبر صلى الله عليه و سلم نيز او را به ازدواج حضرت علي رضي الله عنه درآورد و مهريه ي دخترش زره علي -رضي الله عنهما- بود و حضرت علي رضي الله عنه به جز آن زره چيز ديگري نداشت، آن را هم پيامبر صلى الله عليه و سلم قبلاً به او هديه کرده بود.

حضرت حمزه -رضي الله عنه- در تهيه ي مخارج اين ازدواج مبارك سهمي به عهده گرفت و در شب عروسي گوسفدي را ذبح نموده و وليمه ي عروسي را مهيا ساخت و صحابه را به آن دعوت نمود. سپس پيامبر صلى الله عليه و سلم برايشان بهترين دعايي را خواند که مي شود در مبارکباد شب عروسي براي عروس و داماد خواند، و فرمود: (بارك الله لك، وبارك عليك، وجمع بينكما في خير) يعني: « خداوند بر تو برکت دهد و بر تو برکت دهد و به خير و نيکي پيوندتان دهد.» [ابوداود]

حضرت فاطمه رضي الله عنها به شوهرش حضرت علي -رضي الله عنهما- خدمت مي کرد و کارهاي خانه را به عهده داشت. وقتي مشقت هاي زندگي شدت گرفت دلش مي خواست کنيزي را براي کمک در کارهايش داشته باشد، ولي حضرت علي رضي الله عنه تنگدست بود و توان خريد خدکتکار يا اجاره ي آن را نداشت، بنابراين از پيامبر صلى الله عليه و سلم خواست تا خدمتکاري را به آنان بدهد. آنحضرت صلي الله عليه و سلم آنان را به بهترين توشه ها رهنمون ساخت و فرمود: (ألا أخبركما بخير مما سألتماني؟) يعني: «آيا شما را از چيزي بهتر از آنچه از من درخواست مي کنيد راهنمايي نکنم؟» گفتند: بلى يا رسول الله! آنحضرت صلى الله عليه و سلم فرمود: (كلمات علمنيهن جبريل: تسبحان دبر كل صلاة عشرًا، وتحمدان عشرًا، وتكبران عشرًا، وإذا أويتما إلى فراشكما: تسبحان ثلاثًا وثلاثين، وتحمدان ثلاثًا وثلاثين، وتكبران ثلاثًا وثلاثين) يعني: «کلماتي است که جبرئيل به من آموخت: پس از هر نماز ده بار سبحان الله، ده بار الحمدلله و ده بار الله اکبر بگوييد و زماني که به بستر رفتيد؛ سي و سه بار سبحان الله، سي و سه بار الحمدلله و سي و سه بار الله اکبر بگوييد.» [متفق عليه]

حضرت علي -رضي الله عنه- کارهاي خانه را ميان مادرش فاطمه بنت اسد، و همسرش فاطمه بنت رسول الله -رضوان الله عليهما- تقسيم مي نمود و به مادرش مي گفت: فاطمه دختررسول الله اينکه آب بياورد و دنبال احتياجات منزل برود و کارهاي داخل منزل، آسياب کردن و خمير گرفتن، براي تو باشد. يک روز ميان حضرت علي و فاطمه -رضي الله عنهما- اختلافي پيش آمد و هنگامي که پيامبر صلى الله عليه و سلم به ديدار آنان رفت، فاطمه برخلاف هميشه ناخرسند يافت. از او علت را پرسيد و او نيز جريان را بازگو نمود. در آن هنگام حضرت علي رضي الله عنه بيرون از خانه بود. پيامبر صلي الله عليه و سلم پيش او رفت و او را ديد که در مسجد و بر خاک خوابيده است، به شوخي به او گفت: (قم يا أبا تراب) ِيعني: «برخيز اي ابوتراب(پدر خاک)» _[طبراني] و با او مزاح نمود و صفاي زندگي مشترکشان را با پيچيده تر کردن مشکل مکدر ننمود و درعوض حضرت علي را  براي تداوم زندگي مشترک و حل مشکل في مابين بدست خود آن ها به خانه اش برد. خداوند متعال به آن ها فرزنداني نيکوکار عطا فرمود، حضرت فاطمه ي زهرا رضي الله عنها صاحب حسن و حسين، ام كلثوم، و زينب و چندي ديگر از فرزندان شده و ذريه ي بسيار نيکو و شريف به بار آرود.

3- حضرت عثمان بن عفان و نائله -رضي الله عنهما-:
در شب زفاف پدر نائله به او سفارش نمود که: دخترکم، تو پيش زناني از قريش مي روي که توان استفاده از عطر خوشبويي بيشتري از تو را دارند، ولي از من دو چيز را به ياد داشته باش: سرمه بکش و با آب خود را خوشبو و پاک نگه دار، تا بويي نيکو داشته باشي. وقتي در شب عروسي بر حضرت عثمان رضي الله عنه وارد شد، حضرت عثمان رضي الله عنه پهلوي او نشست و دستي بر سرش کشيد و دعاي برکت را خواند.

حضرت عثمان -رضي الله عنه- اهل روزه و نماز شب بسيار و غذا دادن به مسکينان بود و نائله نيز زني صابر و شکيبا بود و او را به راستي و باور و يقين درست ياري مي داد. وقتي که شورشيان، بر اثر مکر و حيله ي عبدالله بن سبأ يهودي که خود را مسلمان نشان مي دادند، سر به شورش عليه حضرت عثمان -رضي الله عنه- برداشتند و خانه اش را محاصره کرده و درصدد قتل ايشان بودند، همسرش همراه وي ايستادگي شگرفي داشت؛ آنگاه که به داخل خانه ي ايشان هجوم آوردند، خود را بر روي همسرش انداخت تا ضربات شمشير بر وي فرود آيند، يکي از آنان ضربه ي شمشيري را بر سرين وي وارد آورد، نائله گفت: گواهي مي دهم که تو فاسقي بيش نيستي که براي خدا و رسولش خشم نگرفته اي. و اندکي از حضرت عثمان رضي الله عنه کنار افتاد و آن مرد با شمشيرش به سوي وي حمله ور شد، نائله دستش را پيش کشيد تا از شوهرش دفاع کند و شمشير دو انگشت وي را قطع کرد. بعد از شهادت حضرت عثمان -رضي الله عنه- مردان زيادي براي خواستگاري نائله -رضي الله عنها- رفتند ولي او همه ي آن ها را به خاطر وفايي که به حضرت عثمان رضي الله عنه داشت، رد مي نمود.

4- حضرت زبـير و أسماء دختر ابوبكر -رضي الله عنهم-:
اسماء درباره ي ازدواجش با حضرت زبير رضي الله عنه چنين مي گويد: زبير درحالي مرا تزويج نمود که بر روي زمين جز اسبش هيچ مال و منالي نداشت. من به اسب هايش علف مي دادم، کارهاي سختش را به عهده گرفته و مسئوليت بسياري از کارهايش به عهده ي من بود، هسته ها را آرد مي کردم، آب مي آوردم، خمير مي گرفتم ولي در پختن نان زياد مهارت نداشتم و زنان همسايه ي انصار من برايم نان مي پختند و زنان صميمي بودند و هسته ها را از زميني که پيامبر رسول الله صلى الله عليه و سلم به وي بخشيده بود بر روي سرم حمل مي کردم... [مسلم]

حضرت زبير در مورد خانواده اش بسيار غيرتي بود، همسرش نيز او را ارج مي نهاد. حضرت اسماء از ابتداي زندگي خود با حضرت زبير رضي الله عنهما مي کوشيد تا با نداري شوهرش بسازد، و در خرج و مخارج روزانه نهايت صرفه جويي را به خرج مي داد. يکبار اسماء -رضي الله عنها- از رسول خدا صلى الله عليه و سلم پرسيد: يا رسول الله، در خانه ام جز آنچه زيبر برايم با خود مي آورد چيزي ندارم، آيا گناهي بر من هست که از آنچه او مي آورد مقدار اندکي را انفاق نمايم؟ آنحضرت صلى الله عليه و سلم فرمود: (ارضخي ما استطعت، ولا توكي فيوكي الله عليك (أي لا تبخلي فيضيق الله عليك) يعني: « به اندازه ي توان خود، انفاق كن. دستت را محكم نگير( براي اينكه انفاق نكني)  تا خداوند بر تو سخت نگيرد.» [متفق عليه]

حضرت زبير با وجود اسماء زن ديگري را تزويج نمود و ازدواج مجدد وي هيچ تأثيري بر آرامش زندگي آنان نداشت. چرا که زن درستکار مي داند که شوهرش حق آن را دارد که تا چهار زن را به همسري بگيرد.

خداوند متعال به آن ها فرزنداني به نام هاي: عبد الله و عروه و منذر 