 کنم که خداوندا، آنگونه که شایسته مقام پیامبر(ص) است، وی را پاداش ده و آنگونه که شایسته مقام اصحاب بزرگوار اوست، آنان را پاداش ده، پدر و مادرم، اساتید، شیوخ و هر کس که به ما آموزش داده و حقی بر ما دارد را به تناسب حالشان، پاداش نیکو عطا فرما.
و لازم می‌دانم که در پایان این سیر و گذار، از تمامی برادران گرامی، که مرا در تألیف این کتاب یاری داده‌اند، قدردانی نموده و تشکر خاص خویش را از کسانی که در برنامه‌نویسی کامپیوتری و تایپ مطالب و ضبط نوارها در کامپیوتر، کمک کرده‌اند و نیز کسانی که همگام با استماع نوارها به مطابقت آنها با کتاب‌ها و مراجع پرداخته و در لغات و مفردات نصوص دقت کرده و با اصل مطابقت داده و مطالب را طبقه‌بندی کرده و به صورت مطلوب درآورده‌اند، قدردانی کنم و تشکر کنم از کسانی که بازنگری نهایی و چاپ کتاب را برعهده گرفته‌اند، مخصوصاً کارکنان نشر «دارالمکتبی» و صاحب امتیاز آن، چه آنانی که پاداش گرفته و چه آنان که اجر خدایی طلبیده‌اند. و ابراز دارم که تمام دست‌اندرکاران تهیه و تألیف این کتاب در اجر آن شریک هستند و مشمول آیه زیر قرار می‌گیرند، اگرچه من هم شناختی از آنان نداشته باشم و همین کافی است که معرف حضور خداوند باشند  :
وَ مَنْ أحْسَنُ قَولاً مِمَّنْ دَعا إلی الله وَ عَمِلَ صَالِحاً وَ قَالَ أنَّنی مِنَ المُسْلِمینَ	(فصلت : 33)
«گفتار چه کسی بهتر از گفتار کسی است که مردمان رابه سوی خدا می‌خواند و کارهای شایسته می‌کند و اعلام می‌دارد که من از زمرة مسلمانان (و منقادان اوامر یزدان) هستم؟».
از خداوند، تمنا دارم که یکی از آنان باشم، از جمله کسانی که با اعمال نیک در طلب خدا هستند، امید است که خداوند اعمال همه را قبول فرموده و همه را مورد رحمت قرار دهد.
پروردگارا به تو پناه می‌برم که هیچ کس به وسیله علم من از من سعادتمندتر نشود، به تو پناه می‌برم که از کلام مورد رضای تو، قصد غیر تو را کنم، به تو پناه می‌برم از اقوال فتنه‌انگیز و اعمال فتنه‌انگیز و به تو پناه می‌برم که به کاری پردازم که از آن ناتوانم و نیز از غرور و خودپسندی در اعمال نیکویم به تو پناه می‌آورم.
	دکتر محمد راتب نابلسی
*          *          *
---------------------------------------------------------
1) سنن دارمی، حدیث شماره (1/169) با لفظ (رحم الله من اهدی الیّ عیوبی).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:16.txt">هستی</a><a class="text" href="w:text:17.txt">سوگند به آسمان برگرداننده</a><a class="text" href="w:text:18.txt">او کسی است که هفت آسمان‌ را بالای همدیگر و هماهنگ آفریده است</a><a class="text" href="w:text:19.txt">خدای بلندمرتبه از وجود تاریکی در فضای خارجی خبر می‌دهد</a><a class="text" href="w:text:20.txt">نیروهای جاذبه در جهان</a><a class="text" href="w:text:21.txt">تلسکوپ بسیار بزرگ و دورترین کهکشان‌ها از زمین</a><a class="text" href="w:text:22.txt">کهکشان‌ها، ستارگان و سرعت آنها</a><a class="text" href="w:text:23.txt">جایگاه‌ ستاره‌ها</a><a class="text" href="w:text:24.txt">تعداد ستارگان در آسمان</a><a class="text" href="w:text:25.txt">آنگاه که آسمان شکافته شود و گلگون گردد چون روغن گداخته</a><a class="text" href="w:text:26.txt">ستاره درخشان و نافذ</a><a class="text" href="w:text:27.txt">مدارهای ستارگان و دنباله‌دار هالی</a><a class="text" href="w:text:28.txt">سرعت نور</a><a class="text" href="w:text:29.txt">معجزه اسراء و معراج از لحاظ عقلی محال نیست</a></body></html>در صحیح ابن حبان روایتی از عطاء که از عایشه(رض) روایت کرده، آمده است : پیامبر(ص) در نوبت من، نزدم آمد و فرمود : «ای عایشه، بگذار امشب را به عبادت پروردگارم بپردازم»، سپس به طرف مشک آب رفته، وضو گرفت. آنگاه به نماز ایستاد و آنقدر گریست که محاسن ایشان خیس شد، سپس سجده کرد و آنقدر گریست، که زمین را خیس کرد، آنگاه به پهلو دراز کشید، تا اینکه بلال آمد که از وقت نماز صبح خبر دهد، (با دیدن چشمان اشک‌بار پیامبر(ص) پرسید : ای رسول خدا، چه چیز موجب گریستن شما شده، در حالیکه تمام لغزش‌های پسین و پیشین شما، بخشیده شده است؟ پیامبر(ص) فرمود : تو چه می‌گویی، ای بلال! چگونه نگریم، در حالیکه امشب این آیه بر من نازل شده است :
اِنَّ فی خَلْقِ السَّمواتِ وَ الأرْضِ وَ اخْتِلافِ الَّیلِ وَ النَّهارِ لآیاتٍ لاُولی الألْبابْ	(فصلت : 53)
«وای بر کسی که آن را بخواند، اما در آن تدبر نکند».(1) 
از پیامبر(ص) روایت شده که فرمود : «پروردگارم به من امر کرده که سکوت من با تفکر، گفتار من با ذکر خدا و نگاه من با عبرت، همراه باشد».(2) 
حسن بصری (رح) می‌فرماید : «اگر در گفتار کسی، حکمت نباشد، دچار لغو و اگر سکوت او با تفکر همراه نباشد، دچار سهو و اگر نگاه او عبرت‌آمیز نباشد دچار لهو شده است».
خداوندی که آسمان‌ها و زمین را به حق آفریده است می‌فرماید :
سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فی الآفاقِ وَ فی انْفُسِهِمْ حتّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ انَّهُ الحَقُّ	
	(فصلت : 53)
«ما به آنان (که منکر اسلام و قرآنند) هرچه زودتر دلائل و نشانه‌های خود را در اقطار و نواحی آسمان‌ها و زمین، که جهان کبیر است) و در داخل و درون خودشان (که جهان صغیر است) به آنان (که منکر اسلام و قرآنند) نشان خواهیم داد تا برایشان روشن و آشکار گردد که اسلام و قرآن حق است».
فقط حقیقت، ماندگار و ثابت است و برتری و بلندمرتبگی، خاص اوست، در مقابل آن، باطل است که عین زوال و نابودی و پستی و بیهودگی است، خداوند فرموده که نشانه‌های خویش را در آفاق، به آنان می‌نمایانیم، اما کجاست نشانه‌های خدا در آفاق؟
در روایتی آمده است که تعداد ستارگان در آسمان به اندازه تعداد دانه‌های ماسه و سنگ است، در گذشته دانشمندان کیهان‌شناس تعداد ستارگان را در حدود هزارها ستاره برآورد می‌کردند، پس از ترقی و پیشرفت ابزار رصد، از میلیون‌ها ستاره سخن راندند و پس از مدتی به میلیاردها، یعنی هزاران میلیون رسیدند و امروزه تعداد ستارگان را در کهکشان راه شیری و با استفاده از تلسکوپ‌های عظیم، در حدود 30 میلیارد ستاره برآورد کرده‌اند و می‌دانیم که این کهکشان از لحاظ حجم، متوسط است و خود جزو صدها هزار میلیون کهکشان است که تعداد واقعی آن را، فقط خداوند عظیم می‌داند، و چه نیکو فرموده است :
أَفَلَمْ یَنْظُروُا إلی السَّماءِ فَوْقَهُمْ کَیفَ بنیناها وَ زَیَّنَّاها وَ مالَها مِنْ فُروُجٍ	(ق : 6)
«آیا آنان (تاکنون سر بلند نکرده‌اند) و به آسمان ننگریسته‌اند که ما چگونه آن را بنا کرده‌ایم و آراسته‌ایم و هیچگونه خلل و شکافی در آن نیست؟».
تعداد ستارگان این بود، تا چه رسد به حجم آنها؟!
وقتی که می‌دانیم حجم زمین برابر یک میلیون میلیون کیلومتر مکعب می‌باشد و خورشید 000/300/1 برابر زمین است و فاصله میان آنها 000/000/150 کیلومتر است و یکی از ستارگان برج عقرب به قدری بزرگ است که وسعتی برابر فاصله زمین تا خورشید را در خود جای می‌دهد و ستاره‌ای دیگر به اسم منکب الجوزاء، صد میلیون مرتبه از خورشید بزرگتر است، با دانستن چنین مسایلی به عظمت فرموده خداوند پی می‌بریم که می‌فرمای