ی‌توانند این مواد خانمان‌برانداز را کشف کنند.
سگ‌های تربیت شده می‌توانند بوی فردی را در میان 100 هزار نفر تشخیص دهند، به شرطی که بوی آن فرد قبلاً به مشام سگ خورده باشد.
چه کسی می‌تواند باور کند که حافظه این جانور می‌تواند میلیون‌ها بو را در خود نگه دارد. هرگاه سگ برای کشف بوهای مشخصی تربیت شود، قادر به تشخیص همة بوهایی است که در حافظه او ذخیره شده‌اند.
مسأله دیگر اینکه اگر دو ظرف داشته باشیم و در هر ظرف نیز 50 لیتر آب بریزیم و در یکی از این دو ظرف قاشق کوچکی نمک بریزیم، سگ می‌تواند به وسیله حس بویایی آب شیرین را از آب شور تشخیص دهد.
مسأله دیگر اینکه چنانچه یک قاشق سرکه را در 5 هزار لیتر یعنی 5 تن آب بریزیم، در محل دیگری 5 هزار لیتر آب شیرین بریزیم، این حیوان ظرف آبی را که دارای سرکه است، از آب شیرین تشخیص می‌دهد. چه رازی در ورای این حس بویایی قوی و عجیب وجود دارد؟
جالب است به این نکته اشاره کنیم که بعضی از کشورهای برای کشف نشت گاز در لوله‌های زیرزمینی از سگ استفاده می‌کنند. سگ به بو کردن مسیر لوله می‌پردازد و در محلی که نشت گاز وجود دارد پارس می‌کند تا محل آن را به مأموران نشان دهد.
خداوند – سبحانه و تعالی – این حیوان را در اختیار ما گذاشته است. ما چه کار کرده‌ایم؟ آیا او را به خاطر نعمت‌های فراوانش در این جهان بزرگ ستایش می‌کنیم؟ آیا او را به سبب مخلوقاتی که در اختیار ما گذاشته است، شکر می‌کنیم؟ خداوند می‌فرماید:
هُوَ الَّذی خَلَقَ لکُم ما فی الأرض جمیعاً (بقره : 29)
«خداوند کسی است که همة موجودات و پدیده‌های روی زمین را برای شما آفرید».انسان دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است. علاوه بر این ویژگی‌ها و خصوصیاتی دارد که در آن با مخلوقات دیگر مشترک است. انسان به داشتن هر صفتی که افتخار کند، در میان مخلوقات دیگر خداوند موجوداتی هستند که این صفت را به طرز کامل‌تری دارا هستند. اما خداوند به وسیلة علم، حکمت و نیروی ادراک انسان را از دیگر موجودات متمایز کرده است. همچنین این مخلوق را گرامی داشته و به آباد کردن زمین و تزکیه نفس دستور داده است. اما اگر انسان به آن اموری بپردازد و توجه کند که فقط از آن اوست بهتر است از اینکه برای برتری در اموری تلاش کند که خداوند آن را به موجودات دیگر عطا نموده است.
مقاله‌ای به دستم رسید. در آن آمده بود که 35 سال پیش فرانسه در صحرای الجزایر اقدام به انفجار هسته‌ای کرد. این انفجار هسته‌ای آتش سوزان و فشار شدیدی است که هیچ گیاه، جانور یا انسانی را زنده نخواهد گذاشت. این انفجار حفره بسیار بزرگی بر جای گذاشت و توپی از آتش را به وجود آورد که بر فراز مناطق وسیعی به سوی بالا حرکت می‌کرد. بعد از پایان انفجار و آرامش زمین، در محل انفجار عقربی را یافتند. واقعاً غافلگیری عجیبی بود.
زیست‌شناسان 25 سال به تحقیق بر روی این عقرب پرداختند و دریافتند که عقرب می‌تواند سه سال متوالی بدون آب و غذا زندگی کند. همچنین می‌تواند به مدت دو روز نفس خود را در زیر آب حبس کند. آنها دریافتند چنانچه عقرب را در یخچالی با دمای 10 درجه زیرصفر نگه دارند، سپس به شن‌های سوزان بیابان منتقل کنند که درجه حرارت آن 60 درجه سانتی‌گراد است، می‌تواند خود را با این تغییر ناگهانی سازگاری دهد. علاوه بر این چنانچه عقرب در ظرفی از میکروب‌های کشنده قرار بگیرد هیچ آسیبی به آن وارد نمی‌شود. گویی در آب سردی قرار دارد. سپس عقرب را در مقابل اشعه رادیواکتیوی که سیصد برابر آستانه تحمل انسان بود قرار دادند، توانست آن را تحمّل کند. بدن آن را کالبدشکافی کردند ناگهان دریافتند که خون ندارد بلکه به جای آن مایع زردرنگی وجود دارد. این امر چه چیزی را به ما یاد می‌دهد؟
این تحقیق به ما یاد می‌دهد که انسان بسیار زود از بین می‌رود. انسان 37 درجه دما را تحمل می‌کند و قادر به تحمل 40 درجه یا صفر درجه نیست.
خداوند – سبحانه و تعالی – چنین اراده کرده است که انسان حساس باشد. انسان می‌توانست همانند این مخلوق باشد که هیچ چیزی در او تأثیری نکند و بیمار نشود. اما بیماری پنجره‌ای به سوی آسمان است که بر روی انسان باز می‌شود. عقربی که موجود کوچکی است و کسی به آن توجهی نمی‌کند و بلکه اگر آن را ببینیم، آن را می‌کشیم، این مقاومت را دارد که در محل انفجار هسته‌ای هیچ آسیبی ندیده است و سالم مانده است و راه می‌رود. این امر بدان معنی است که بیماری دارای حکمتی است که گاهی ناپیداست. خداوند قادر به انجام هر کاری است. او می‌توان به ما این مقاومت را بدهد که به هیچ مرضی مبتلا نشویم نیازی به بیمارستان نداشته باشیم، از بالارفتن فشارخون، بیماری‌های قلب و شش‌ها و تومورها و ... هیچ اثری نباشد.
اما خداوند چنین اراده کرده است که به علت اینکه بیماری دارای حکمت‌های فراوانی است، انسان در معرض بلاها و امراض قرار گیرد. این حکمت گاهی آشکار و گاهی نهان است. با این وجود خداوند قادر است که انسان را از همه بیماری‌ها در امان و از بیمارستان و دردها و تومورها و ورم‌ها در امان نگه ارد. اما بیماری پنجره‌ای به سوی آسمان است.1-	وجود هماهنگی دقیق میان نصوص کتاب و سنت و کشفیات دانشمندان گیتی‌شناس که حقایق و اسراری را از هستی، کشف کرده‌اند که در وقت نزول قرآن، وجود نداشت.
2-	پاکسازی قرآن و سنت از افکار باطلی که در میان نسل‌های مختلف بشری، نسبت به اسرار خلقت وجود دارد.
3-	اگر همه آیات و احادیث صحیح مربوط به هستی، جمع‌آوری شود، خواهی یافت که همدیگر را تکمیل کرده و در خلال آن حقیقت روشن می‌گردد. در حالیکه این نصوص در زمان‌های مختلفی نازل شده و در کتاب قرآن هم پراکنده‌اند. این قضیه بیان می‌دارد که قرآن از جانب خدایی آگاه به اسرار آسمان‌ها و زمین، نازل شده است.
4-	بنیان نهادن دستورات شرعی حکیمانه‌ای که حکمت آنهادر زمان نزول قرآن بر مردم پوشیده بود، اما تحقیقات علمی مختلف، از حکمت آنها پرده برداشته است.
5-	نبودن تضاد میان نصوص قطعی وحی – با وجود کثرت آنها – که به توصیف هستی و اسرار آن می‌پردازد، با حقایق علمی کشف شده – با وجود فراوانی و گستردگی آنها – ، و وجود تضاد آشکار میان یافته‌ها و نظریات مختلف علمی و تغییر آنها به موازات پیشرفت زمان و نیز وجود تضاد میان علم و دانش با گفته‌ها و عقاید وارده در ادیان تحریف شده.خداوند – سبحانه و تعالی – می‌فرماید :
قُلْ لا أجِدُ ما أُوحِیَ إلیَّ مُحَرَّماً علی طَاعِمٍ یُطْعِمُه إلاَّ أن یَکونَ مَیْتَهً أو دَماً مسفوحاً أَولَحْمَ خنزیرٍ فَإنَّهُ رِجْسٌ أو فِسْقاً أُهِلَّ لغَیْرِ اللهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ و لاعادٍ فَإنَّ رَبَّکَ غَفُورٌ رَحیمٌ 
	(انعام : 145)
«[ای پیامبر] بگو : در آنچه به من وحی شده است، چیزی را بر خورنده‌‌ای حرام نمی‌یابم، مگر [چهار چیز و آنها عبارتند از :] مردار، [همچون حیوان خفه شده، پرت شده، شاخ زده، درنده خورده، ذبح شرعی نشده ...]، خو