رد* برای استفادة شما و چهارپایان شما (همة اینها را سر و سامان داده و سرگشته و فرمانبردار کرده‌ایم».
با قرار دادن این آیه در کنار آیه :
وَ اللهُ جَعَلَ لَکُمْ مِمّا خَلَقَ ظِللاً وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنَ الجِبالِ اَکْناناً	 
	(نحل : 81)
«خداوند سایه‌هایی برایتان از چیزهایی که آفریده است پدید آورده، و پناهگاه‌هایی برایتان از کوه‌ها ساخته است».
معنی سوم آیه هم روشن می‌شود و آن اینست که رشته کوه‌های کنار ساحل دریاها باعث می‌شوند که منطقه پشت آنها، کاملاً خشک و بی‌آب شده و بادهای تند و سرکش در آنجا ظاهر نشود، به عنوان مثال اگر از طریق شهر حمص به شهر حلب سفر کنی، خواهی دید که تمام درختان این منطقه به دلیل شکاف موجود میان دو رشته کوه واقع در ساحل دریا، به صورت مایل و کج هستند. پس یکی از اوصاف کوه‌ها، پناهگاه(1)  بودن آنهاست. در واقع تغییرات مربوط به آب و هوا در رابطه با کوه‌ها و شکاف‌های میان آنها صورت می‌گیرد، زیرا مانع اصلی بادها، کوه‌ها هستند که راه آن را سد کرده و متوقفش می‌کنند.
معنی چهارم : خداوند می‌فرماید 
وَ هُوَ الَّذِی مَدَّ الارْضَ وَ جَعَلَ فِیها رَواسِیَ وَ انْهراً	(رعد : 3)
«و او آن کسی است که زمین را گسترانیده و در آن کوه‌ها و جویبارها قرار داده است».
آنچه که از این آیه برداشت می‌شود وجود رابطه میان رودها و کوه‌هاست در واقع کوه‌ها سرچشمه‌های رودها هستند.
معنی پنجم : خداوند می‌فرماید : 
وَ اَلقَی فی الاَرْضِ رَواسِیَ اَنْ تَمیدَبِکُم	(نحل : 15)
«و در زمین کوه‌های استوار و پابرجایی را قرار داد تا اینکه زمین شما را نلرزاند (و با حرکت خود شما را مضطرب نگرداند».
این کره خاکی با سرعتی که در حرکت خویش دارد، باید دچار لرزش و تکان گردد، اما با توزیع و پخش شدن مناسب کوه‌ها در نقاط مختلف آن می‌توان از لرزش و تکان آن جلوگیری کرده و استقرار و ثبات کاملی به آن بخشید. که معنی آیه وَ اَلقَی فی الاَرْضِ رَواسِیَ اَنْ تَمیدَبِکُم نیز همین است، یعنی وجود کوه‌ها سبب می‌شود که زمین به هنگام حرکت و چرخش دچار لرزش نشود.
معنی ششم : خداوند می‌فرماید :
اَمَّنْ جَعَلَ الأرْضَ قَراراً	
کیست که زمین را ثبات و سکون کامل بخشیده است در حالیکه با سرعت سی کیلومتر در ثانیه در حرکت است و با سرعت هزار و ششصد کیلومتر در ساعت به دور خود می‌چرخد، اما هیچ ساختمانی ترک بر نداشته و نمی‌ریزد، که اگر سکون و استقرار کامل زمین نبود و حتی به اندازه کمترین واحد شمارشی لرزه‌نگاری تکان و لرزشی داشت تمام ساختمان‌ها روی آن ویران می‌شدند. پس دقت کنیم که خدا چه می‌فرماید :
اَمَّنْ جَعَلَ الأرْضَ قَراراً وَ جَعَلَ خِلالَها اَنْهراً وَ جَعَلَ لَها رَواسِیَ
مورد دیگر با تأمل در این آیه روشن می‌گردد که می‌فرماید :
(وَ جَعَلْنا فِیها رَوسِیَ شامِخاتٍ وَ اَسْقَینکُمْ مآءً فُراتاً)(2) 
	(مرسلات : 27)
دانشمندان می‌گویند : «با در نظر گرفتن کوه‌ها مساحت زمین چهار برابر مساحت کنونی می‌شود یعنی اگر مساحت اشغال شده توسط کوه را با مساحت خود کوه مقایسه کنیم، می‌بینیم که پنج واحد کمتر از آن است، پس این کوه‌ها مساحت را افزایش داده، هوا را پاکیزه و لطیف ساخته و وظایف دیگری نیز دارند که فقط خدا می‌داند» به همین خاطر است که خداوند می‌فرماید :
اَفَلا یَنْظروُنَ إلی الابِلِ کَیفً خُلِقَتْ* وَ إلی السَّماءٍ کَیفَ رُفِعَتْ* وَ إلی الجِبالِ کَیفَ نُصِبَتْ 	(غاشیه : 17-19)
«آیا به شتران نمی‌نگرند که چگونه آفریده شده‌اند؟! و به آسمان نگاه نمی‌کنند که چگونه برافراشته شده است؟! و به کوه‌ها نمی‌نگرند که چگونه نصب و پابرجای شده‌اند؟!».
--------------------------------------------------------------------------
1) قرطبی در تفسیر خود، ج 10، ص 159 می‌فرماید : [منظور از «ظلالاً» هر چیزی است که خانه‌ها و درختان را می‌پوشاند و منظور از «مما خلق» همه انواع سایبان را در بر می‌گیرد.
دوم : منظور از «کناناً» که جمع «کِنّ» است، چیزی است که انسان را در برابر باد و باران حفاظت کند، که در اینجا غارهای درون کوه‌ها مدنظر است که پناهگاه و محل اعتزال و گوشه‌گیری افراد است].
2) ابن کثیر در تفسیر خود، ج 4، ص 461 می‌فرماید : وَ جَعَلْنا فِیها رَوسِیَ شامِخاتٍ یعنی کوه‌ها را سبب استحکام زمین قرار داده تا نلرزد، وَ اَسْقَینکُمْ مآءً فُراتاً یعنی آب گوارا و زلال که از ابرها می‌بارد یا از چشمه‌ها می‌جوشد، وَیلٌ یَومَئذٍ لِلْمُکَذِّبینَ یعنی وای به حال کسی که در این مخلوقات که نشانگر عظمت خالق هستند بنگرد، اما باز به تکذیب و کفر خود ادامه دهد.در جایی بیان شد که کارگاه‌های ساخت شیشه‌های گازی در آخرین مرحله از کار آب مورد استفاده در کار خود را از لوله‌های نقره‌ای عبور می‌دهند تا میکروب‌های آن از بین رود. پس از مدتی در کتابی که در مورد فلزات نوشته شده بود، زیر عنوان «نقره» مطلبی را خواندم که عین عبارت آن به شرح زیر است، جالب آنکه هیچ کدام از مؤلفان آن به اسلام و شاید به هیچ دینی اعتقاد نداشتند، آنان نوشته بودند : «نقره دارای خاصیت بسیار مهمی است که می‌تواند تمام میکروب‌های داخل آب را از بین ببرد و این خاصیت نقره ناشی از تشعشعات خاص آن است. و برای پاکسازی آب به این روش می‌توان آب را از لوله‌های نقره اندود شده عبور داد و یا اینکه قطعات نقره را درون آب گذاشت.
در جایی دیگر نوشته بودند که : این فلز قاتل باکتریهاست.
و باز نوشته بودند که : به مجرد تماس آب با نقره، تمام میکروب‌های آن از بین می‌رود.
در جای دیگر گفته بودند که : برای پاکسازی یک لیتر آب، کافی است که ذراتی از نقره در حد میلیاردم گرم در آب ریخته شود.
یکی دیگر از خصوصیات نقره اینست که می‌توان به وسیله آن پاکی و ناپاکی هوا را تشخیص داد، زیرا نقره در هوای آلوده تغییر رنگ می‌دهد و نشان می‌دهد که در هوا گازهای سمی وجود دارد.
اما به غیر از موارد ذکر شده، خصوصیات دیگری هم برای نقره وجود دارد که در صنایع مختلف، عکاسی، ارتباطات و غیره کاربرد دارد و نیز معیاری برای نرخ‌گذاری سایر فلزات می‌باشد، اما علاوه بر تمام این موارد، خداوند نیز می‌فرماید :
وَ یُطافُ عَلَیهِمْ بِآنِیَهٍ مِنْ فِضَّهٍ وَ اکْوابٍ کَانَتْ قَراریراً* قَواریرَاْ مِنْ فِضَّهٍ قَدَّروُهاَ تَقْدیراً	(انسان : 15-16)
«جامه‌های سیمین شراب و قدح‌های بلورین می میانشان به گردش درمی‌آید* قدح‌های بلورینی که از نقره‌اند (خدمتکاران بهشتی) آنها را درست به اندازة لازم پیموده‌اند».
بسیار قابل توجه است که چرا خداوند متعال در این آیه به ذکر طلا نپرداخته است. در حالیکه از نقره گران‌قیمت‌تر بوده و از جمله ظروف اهل بهشت، طلا می‌باشد؟! روشن است که به دلیل خواص منحصر به فرد نقره است و بیان اینکه اصول اساسی علوم بشری در قرآن موجود است.خداوند متعال می‌فرماید :
لَقَدْ اَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالبَیِّنتِ وَ ا