اید :
تِلکَ حُدودُ الله فَلاَ تَقْرَبُوها 	(بقره : 187)
«این حدود و مرزهای الهی است. پس بدانها نزدیک نشوید».
فاصله بین «لاتعتدوها» و «لاتقربوها» بسیار است. پس به حدود و مرزهایی که انسان را به سوی خود می‌کشاند و جذب می‌کند، نزدیک نشوید.
خداوند بزرگ می‌فرماید : وَ لاَ تَقْرَبُوا الزِّنَی «به زنا نزدیک نشوید» زنا چند مرحله است.
خداوند فرموده است : تِلکَ حُدودُ الله فَلاَ تَقْرَبُوها «این حدود و مرزهای الهی است. پس بدانها نزدیک نشوید». اما درباره خودن مال حرام می‌فرماید : فلا تعتدوها «از آنها تجاوز نکنید». اما به هر حال این مرزها، ضامن سلامت توست. منظور از حدود الله، مرزهایی است که برای سلامت انسان، جلب رضایت پروردگار و استحقاق عنایت و حفظ خداوند تعیین شده است. همه این امور جز نتایج احترام به حدود خداوند است. چنانچه از خداوند اطاعت کنید شما در پناه حفظ و توفیق او خواهید بود. اگر ما به جستجو و بحث دربارة همة طاعت‌ها بپردازیم درمی‌یابیم که خیر و محاسن بی‌شماری دارند. همچنین معصیت خداوند دارای شر و بدی بی‌حد و حصری است. اما انسان باید بفهمد و از آنچه که نمی‌داند پیروی نکند.یکی از دلایل نبوت پیامبر – صلی الله علیه و سلم – مسأله علمی پاک شدن حیوان ذبح شده از خون است. براساس دستور پیامبر – علیه الصلاه و السلام – ذبح کردن روش مخصوصی دارد این کار با قطع گردن سیاهرگ اصلی بدن [که در گردن قرار دارد] انجام می‌شود و فرد ذبح کننده باید از قطع کردن کامل سر خودداری کند. در شبه جزیره عربستان نه تنها در دوران پیامبر – علیه الصلاه و السلام – بلکه در دوران‌های بعد از او و حتی در مراکز تمدنی شرق و غرب نیز نتایج و داده‌های علمی که علت این دستور را بیان کند وجود نداشت. تا اینکه در این اواخر، چند دهه قبل کشف شد که قلب به وسیلة تحریک خودکار مرکز الکتریکی مغز می‌تپد. همچنین دو مرکز اضطرای دیگر در کنار آن قرار دارند. با از کار افتادن اولین مرکز، دومی به کار می‌افتد. سومین مرکز نیز در صورت از کار افتادن دومین مرکز عمل می‌نماید. اما این تنظیم خودکار که از قلب می‌آید. باعث به وجود آمدن حالت عادی یعنی 80 ضربان [و نه بیشتر] در دقیقه می‌شود. اما هنگامی که موجود زنده با خطر روبه‌رو می‌شود و نیاز به 180 بار تپیدن برای جریان یافتن سریع خون در شریان‌ها دارد تا فعالیت‌های ماهیچه‌ای به وسیلة خون بیشتر بالا برود، باید یک دستور اضطراری الکتریکی هورمونی از غدة هیپوفیز به غدد فوق‌کلیوی سپس به قلب برود. برای این کار باید سر حیوان به بدنش متصل باشد تا فرمان اضطراری افزایش ضربان قلب صادر شود.
ضربان‌های اضطراری قلب بعد از ذبح حیوان – از طریق وجود ارتباط مغز و قلب – همه خون را به خارج از بدن می‌راند و حیوان ذبح شده پاک و گلگون خواهد شد. چنانکه فهمیدیم وظیفة خون در هنگام ذبح حیوان بیرون راندن همة خون حیوان از بدنش است. ضربان‌های طبیعی قلب برای خارج شدن همة خون حیوان از بدنش کافی نیست. چنانچه سر حیوان به طور کامل قطع شود، قلب از دریافت فرمان اضطراری الکتریکی هورمونی افزایش ضربان قلب برای خارج شدن همة خون از بدن محروم می‌شود. در این هنگام خون در بدن حیوان باقی می‌ماند و خطری که جان افرادی را که از گوشت این حیوان تغذیه می‌کنند بر هیچ کس پوشیده نیست. زیرا چنانچه خون در بدن حیوان باقی بماند، خوردن گوشت آن برای سلامت انسان مضر است. زیرا خون در زمان حیات حیوان به وسیلة کلیه‌ها، ریه‌ها و عرق کردن تصفیه می‌شود. اما بعد از ذبح کردن خون به محیط مناسبی برای میکروب‌های کشنده تبدیل می‌شود. به طوری که اسیدهای سمی که در بدن حیوان وجود ارند و برای انسان مضر هستند همة گوشت را فرا می‌گیرند. به وسیلة وجود اسیداوریک در خون و خون در بدن حیوان همة این مواد به بدن افرادی که از آن تغذیه می‌کنند، منتقل می‌شود. چنانچه انسان از چنین گوشتی تغذیه کند باعث ابتلا به دردهای مفاصل می‌شود. زیرا اسید اوریک در مفاصل رسوب می‌کند. به همین دلیل پاک شدن حیوان ذبح شده به معنای خروج خون از بدن آن به طور کامل است. خون از بدن حیوان به طور کامل خارج نمی‌شود مگر آنکه سر حیوان به بدنش متصل باشد.
چه کسی به پیامبر – صلی الله علیه و سلم – این حقایق را که مدتی پیش کشف شده‌اند یاد داده است؟ به طوری که ایشان به یارانش دستور می‌دادند، رگهای گردن حیوان را بدون قطع سرش، ببرند، همچنانکه بیشتر کشتارگاه‌های خارج از جهان اسلام نیز چنین می‌کنند؟
این حدیث پیامبر – صلی الله علیه و سلم – جزو نشانه‌ها و دلایل نبوت اوست.
زیرا خداوند هر چیزی را به دلیلی حرام کرده است. زیرا او بسیار دانا و بسیار آگاه است. خداوند می‌فرماید : 
ولا یُنَبِّئکَ مثلَ خبیر 	(فاطر : 14)
«هیچ کسی مانند [خداوند] آگاه [به طور یقینی] تو را [از چنین مطالبی] باخبر نمی‌سازد». 
زیرا او ما را آفریده است و او نسبت به آنچه برای ما سودمند است، آگاه‌ترین است. کسی که با فرمان خداوند – عز و جل – مخالفت کند، باید تاوان پس بدهد. از جمله سنت‌های پیامبر – علیه الصلاه و السلام – جاری شدن خون و بریدن رگهای گردن حیوان است. به طوی که حتماً باید خون به طور کامل از بدن حیوان ذبح شده خارج شود.
*          *          *<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:114.txt">ماهی‌های بزرگ</a><a class="text" href="w:text:115.txt">ماهی، بالهای آن و اندازه‌گیری فشار آب</a><a class="text" href="w:text:116.txt">ماهی «سلمون»</a><a class="text" href="w:text:117.txt">ماهی «هلامی»</a><a class="text" href="w:text:118.txt">ماهی پزشک</a><a class="text" href="w:text:119.txt">زخمهای ماهیان و سرعت بهبود یافتن آنها</a><a class="text" href="w:text:120.txt">ماهیان کهربائی دریا</a><a class="text" href="w:text:121.txt">اژدهای الکتریکی آبی</a></body></html>یکی از نشانه‌های خداوند که دلالت بر عظمت او می‌کنند این ماهیهای بزرگ هستندکه اقیانوسها را می‌پیمایند چیزی که در اینجا قابل توجه است این است که یک نوع از این ماهیها که ماهیهای کبود رنگ می‌باشند طبق برآورد علما تعدادشان بالغ بر 150 هزار می‌باشد و این ماهی کبود رنگ 130 تن وزن دارد و طول آن بالغ بر 35 متر می‌باشد! اگر وزن این ماهی را در ماهیهای دیگر ضرب کنی، رقم بزرگی به دست می‌آید و اگر وزن آنرا بر انسهانهای روی زمین تقسیم کنی به هر انسانی از 6 هزار میلیون، 4 کیلوگرم می‌رسد. 
این ماهی فقط یک بار بچه به دنیا می‌آورد و وقتی که در شکم مادرش به صورت جنین می‌باشد طول آن از یک سانتی‌متر تجاوز نمی‌کند در حالی که بعد از ولادت طول آن به 7 متر می‌رسد. و وزن آن 2 تن می‌باشد. و این ماهی قادر است که بیشتر از 30 دقیقه در آب بماند و امّا انسان قادر نیست که بدون تنفس بیشتر از 3 دقیقه در آب بماند. و این به خاطر شیوه آفرینش این ماهی می‌باشد که اکسیژنی را که استنشاق می‌کند در عضلات و در خونش یا در برجستگیهای گردنش ذخیره می‌کند و ده درصد از آنرا در ریه‌هایش ذخیره می‌کند واین ماهی غول‌پیکر کره زمی