ر، عموميّت دارد و خداوند، آن را مخصوصِ کسي نگردانيده است :
( وَ مَا کَانَ رَبُّکَ نَسِيًّا( (مريم : 64).
«و پروردگارت فراموشکار نبود (و نيست)».
و اين نظر که خداوند مي خواسته که فقط عدّه اي از افرادي را که ذکر کرديم در نظر داشته ولي با اين حال از آنها ياد نکرده باشد نظري اشتباه و غيرممکن است و اين امري است که به لطفِ خداوند، ما در موردِ آن اطمينان داريم مگر تنها در روزه که براساسِ آنچه که در بخشِ روزه گفتيم زن نبايد به غير از روزه هايي که خداوندِ متعال بر او فرض نموده است، بدون اجازه ي شوهرش روزه بگيرد».

کسي که مي ميرد در حالي که نذري بر ذمّه ي اوست
پيش زمينه
گاهي پيش مي آيد که زن يا مردِ مسلماني نذر منعقدي مي نمايد که وفاي به آن، واجب است ولي قبل از وفاي به آن فوت مي کند؛ حکمِ اين نوع نذر چيست؟ آيا با مرگش، نذر از او ساقط مي شود؟ و اگر ساقط مي شود، آيا لازم است که کسِ ديگري آن را به انجام برساند؟ يا اين که نذر از او ساقط مي شود و لازم نيست که هيچ کس به آن، وفا نمايد؟ اين، موضوعي است که مي خواهيم در اين فصل بيان کنيم.
احاديث و اقوالِ روايت شده در موردِ اين موضوع
درباره ي موضوعي که ما مي خواهيم بحث کنيم يعني «کسي که مي ميرد و بر او نذري است» و اين که حکمِ اين نوع نذر چيست احاديثِ نبويِ شريف و اقوالي از صحابه روايت شده است؛ از اين احاديث به چند حديثِ زير اشاره مي کنيم :
الف – امام بخاري حديثي از ابن عبّاس نقل کرده که مي گويد : «سعيد بن عباده ي انصاري در مورد نذري که بر مادرش بود ولي قبل از وفاي به آن فوت کرده بود از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) سؤال نمود و ايشان در جواب به او فرمودند که نذر را به جاي مادرش ادا کند و بعد از آن، اين کار تبديل به يک سنّت گشت». (1)
ب – باز امام بخاري از ابن عبّاس روايت کرده است که گفت : «مردي نزدِ پيامبر (صلي الله عليه و سلم) آمد و به او عرض کرد : «خواهرم نذر کرد که حج کند ولي (قبل از ادايِ آن) مرد». پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود :
«اگر دِيْني بر گردنِ او بود تو مي پرداختي؟» جواب داد : بلي. پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود :
«فَاقْضِ اللهَ فَهُوَ أحَقُّ بِالْقَضَاءِ». (2)
«پس (دِيْنِ) خدا را قضا کن زيرا دِيْنِ خدا شايسته تر است براي ادا کردن».
ج – و باز بخاري از ابن عمر (رض) روايت کرده است که به زني که مادرش بر خود واجب کرده بود که ميزانِ معيّني نماز بخواند و قبل از وفاي به آن از دنيا رفته بود، گفت : «به جاي او نماز بخوان». گفته ي ابن عبّاس نيز همانند گفته ي ابن عمر است (3) .
(1) - «صحيحِ بخاري به شرحِ عسقلاني»، ج 11، ص 583، و اين قسمتِ حديث که مي فرمايد «و بعد از آن، اين کار تبديل به سنت گشت» عبارت «زهري» يعني راوي حديث است و معناي آن، اين است که قضا کردن از نظر شرعي بر دوشِ وارث گذاشته شد چه در حالت وجوب و چه در حالت نَذْب. مرجع سابق، ج 11، ص 584.
د – و ابوداود و بيهقي از ابن عبّاس نقل کرده اند که گفت : «زني به يک سفرِ دريايي رفت. در راه نذر کرد که اگر خداوند، او را نجات دهد، يک ماه روزه بگيرد ولي او قبل از اين که روزه بگيرد مُرد، در نتيجه دختر يا خواهرش پيش رسول الله (صلي الله عليه و سلم) آمد [و در موردِ او از ايشان سؤال نمود] و پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به او فرمود که به جاي او روزه بگيرد». (1)
ه‍– و ابن حزم از حضرت عايشه – امّ المؤمنين – روايت کرده است که بعد از مرگِ برادرش به جاي او اعتکاف کرد و از عبيدالله بن عبدالله بن عطبه نيز روايت کرده که مادرش نذر کرد که اعتکاف نمايد ولي قبل از اين که اعتکاف کند مُرد پس ابن عبّاس گفت : «به جاي مادرت اعتکاف کن» (2) .
هدايتِ احاديث و اقوالِ فوق
ظاهريان با اين احاديثِ نبويِ شريف و اقوالِ صحابه استدلال کرده اند کسي که نذر بکند و قبل از وفاي به آن بميرد، نذرش خواه نماز باشد يا روزه يا حج يا عمره يا اعتکاف يا ذکر و هر عملِ نيکِ ديگري مانندِ اين ها، وليِّ او بايد آن را قضا نمايد و اگر وليِّ ميّت از اداي نذرِ او خودداري کرد بايد از سرمايه ي ميّت کسي را اجير کرد تا نذرِ او را که به عنوانِ دِيْنِ خداوند محسوب مي گردد، ادا نمايد. (3)
حنبليان هم از احاديثِ نبوي که ذکر کرديم همانندِ ظاهريان استدلال کرده اند و در کتاب «المغني» نوشته ي ابن قدامه ي حنبلي آمده است که : «اگر کسي، حجّي يا روزه اي يا صدقه اي يا آزاد کردن برده اي يا اعتکافي يا نمازي يا عبادتي غير اين ها را نذر کند و قبل از اداي آن بميرد، وليِّ او مي تواند به جايش آن را ادا نمايد.
از امام احمد در موردِ نذر نماز روايت شده که به جاي مرده، نماز خوانده نمي شود زيرا هيچ گاه براي نماز بَدَل و جانشيني پيدا نمي شود ولي در موردِ سايرِ اعمال، جايز است که وليِّ مرده به جاي او آن را انجام دهد البتّه اين کار بر او واجب نيست بلکه به دليلِ نسبت با مرده و از جهت احساس و بخشش، انجامِ آن مستحب مي باشد. ابن قدامه براي نظر حنبليان در اين مورد به احاديث وارد شده درباره ي وفاي به نذرِ روزه و حج و نذرِ مطلق، توسطِ وليِّ مرده يا وارثِ او استدلال کرده و سپس، گفته است مواردِ غير از آنچه که در اين احاديث آمده نيز همانندِ آنها در نظر گرفته مي شود و نهايتاً گفته است که وليِّ مرده بهتر است که نذرِ او را ادا نمايد ولي اگر کسي غيرِ وليّ، آن را ادا کرد نيز قابلِ قبول است (1) .نذرِ مال
اگر نذرِ کسي که مرده است، مادّي باشد بايد آن را از ماتَرَکِ او پرداخت نمود. جمهورِ علما گفته اند که : قضاي نذر بايد از سرمايه ي او – يعني ماترک او – پرداخت گردد، و اگر تا زماني که به بيماريِ قبل از مرگ رسيد، وصيّت نکرده و نذرش تا آن زمان باقي بود، بايد از يک سوم سرمايه اش پرداخت گردد. نزدِ مالکيان و حنفيان، شخص در حالتي که وصيت کند، نذرش از يک سوّمِ سرمايه اش پرداخت مي گردد. و اگر مرده، مالي از خود به جا نگذاشته و نذري مالي نيز کرده باشد، لازم نيست که وارثش به جاي او نذرش را ادا نمايد مگر اين که خود، از روي ميل و رغبت و نيکي، اين کار را انجام دهد (2) .
آيا قضاي نذرِ مرده بر وليّ و وارثِ او واجب است؟
قضاي نذرِ ميّت از طرفِ وارث يا وليِّ او مستحب است و با توجّه به قولِ حنبليان، همان گونه که از ابن قدامه ي حنبلي نقل کرديم، واجب نيست و او در اين مورد گفته است که اين، نظرِ جمهورِ علما است مگر اين که نذر ميّت مالي باشد و سرمايه اي هم از او بر جاي مانده باشد در اين حالت، نذر از سرمايه ي برجاي مانده ي ميّت پرداخت مي گردد ولي اگر سرمايه اي از او برجاي نمانده باشد، چنان که گفتيم، هيچ وجوبي بر وليِّ او، در پرداختنِ آن نيست. دليلِ نظرِ جمهور، اين است که پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نذرِ کسي را که مرده است به قضا و دِيْنِ ميّت تشبيه کرده است نه دِينِْ وارث يا وليِّ او] پس مادام که ميّت، چيزي به جاي نگذاشته باشد، قضاي نذرِ او بر وارث، واجب نيست 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:10.txt">سوگندِ واجب</a><a class="text" href="w:text:11.txt">نوعِ دوّم : سوگندِ مندوب</a><