ْأَجْرِ وَلِمُسِيئِنَا ضِعْفَانِ مِنَ الْعَذَابِ. 

وَقَالَ الحَسَنُ الْوَشَّاءُ: ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَيَّ وَقَالَ: يَا حَسَنُ! كَيْفَ تَقْرَءُونَ هَذِهِ الْآيَةَ ﴿قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ﴾؟ فَقُلْتُ: مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقْرَأُ ﴿إِنَّهُ عَمِلَ غَيْرَ صَالِحٍ﴾ وَمِنْهُمْ مَنْ يَقْرَأُ ﴿إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ﴾ نَفَاهُ عَنْ أَبِيهِ. فَقَالَ (ع): كَلَّا لَقَدْ كَانَ ابْنَهُ وَلَكِنْ لَمَّا عَصَى اللهَ عَزَّ وَجَلَّ نَفَاهُ اللهُ عَنْ أَبِيهِ، كَذَا مَنْ كَانَ مِنَّا لَمْ يُطِعِ اللهَ فَلَيْسَ مِنَّا، وَأَنْتَ إِذَا أَطَعْتَ اللهَ فَأَنْتَ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْت.‏)). يعني حسن بن موسي‌الوشا گفت: من در خراسان با حضرت علي‌بن موسي‌الرضا در مجلس او بودم و زيد بن موسي نيز حاضر بود و در حالي‌که روي بجماعت نموده و برايشان افتخار کرده مي‌گفت: ما چنينيم، ما چنانيم... حضرت رضا روبروي مردم بود و با ايشان در گفتگو بود که گفتار زيد را شنيد لذا به او متوجه شده و فرمود: اي زيد آيا گفتار بقالان (يا نقالان) کوفه ترا مغرور کرده‌است که مي‌گويند: چون فاطمه عفت خود را حفظ کرد خدا ذريه او را بر آتش حرام کرد؟! بخدا سوگند اين موهبت جز براي حسن و حسين و فرزندان خاص او که از شکم او بيرون آمدند نيست و اما هر گاه که چنين باشد که موسي‌بن جعفر اطاعت خدا کند که روزه خود را روزه دارد و شب خود را به عبادت قيام کند و تو خدا را معصيت کني آنگاه هر دو شما در روز قيامت يکسان باشيد در آن صورت تو در نزد خدا عزيزتر از او خواهي بود؟؟!!!

حسن‌الوشا مي‌گويد: حضرت پس از اين گفتار متوجه من گشته فرمود: اي حسن شما اين آيه را چگونه قرائت مي‌کنيد که خدا مي‌فرمايد: ﴿قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ﴾ (هود:46). يعني اي نوح اين پسر از خاندان تو نيست او را عملي ناصالح است من گفتم: مردم آنرا چنان مي‌خوانند که او عمل غيرصالح بود يعني پسر نوح نبود حضرت فرمود: ((كَلَّا لَقَدْ كَانَ ابْنَهُ وَلَكِنْ لَمَّا عَصَى اللهَ عَزَّ وَجَلَّ نَفَاهُ اللهُ عَنْ أَبِيهِ، كَذَا مَنْ كَانَ مِنَّا لَمْ يُطِعِ اللهَ فَلَيْسَ مِنَّا، وَأَنْتَ إِذَا أَطَعْتَ اللهَ فَأَنْتَ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْت.)). مي‌فرمايد نه چنين است، براستي او پسر نوح بود لکن چون خداي عز و جل را عصيان نمود خدا او را از پدرش نفي کرد همچنين است هر که از ما بوده باشد چون اطاعت خدا نکند از ما نيست تو هر گاه اطاعت خدا کني پس تو از ما خانواده‌اي.

ز - ايضاً در کتاب عيون‌ اخبارالرضا... ((تَمِيمٌ الْقُرَشِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَلِيٍّ الْأَنْصَارِيِّ عَنِ الْهَرَوِيِّ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا (ع) يُحَدِّثُ عَنْ أَبِيهِ أَنَّ إِسْمَاعِيلَ قَالَ لِلصَّادِقِ (ع): يَا أَبَتَاهْ! مَا تَقُولُ فِي المُذْنِبِ مِنَّا وَمِنْ غَيْرِنَا؟ فَقَالَ (ع): لَيْسَ بِأَمانِيِّكُمْ وَلا أَمانِيِّ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ))، يعني حضرت رضا(ع)از پدر بزرگوارش روايت مي‌کند که اسمعيل (پسر بزرگ حضرت صادق)، به حضرت صادق(ع) عرض کرد: پدر جان چه مي‌گويي در باره گناهکار از ما و از غير ما؟ حضرت اين آيه شريفه را تلاوت فرمود (که خدا مي‌فرمايد): نه کار به آرزوهاي شماست و نه به آرزوهاي اهل کتاب، هر کس عمل بدي کند بدان کيفر مي‌شود. يعني چون اهل کتاب از يهود و نصاري که خود را پسران خدا و دوستان او مي‌دانستند و معتقد بودند که در قيامت اهل نجاتند و همچنين مسلماناني که خود را بدون عمل، اهل نجات مي‌دانند چنين نيست هر که عملي کند بدان پاداش يابد.

ح‍ - در امالي صدوق (ص110 مجلس 34)... ((عَنْ عَبَّادٍ الْكَلْبِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ فَاطِمَةَ الصُّغْرَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أُمِّهِ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَيْهِمْ قَالَتْ: خَرَجَ عَلَيْنَا رَسُولُ اللهِ r عَشِيَّةَ عَرَفَةَ فَقَالَ: إِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى بَاهَى بِكُمْ وَغَفَرَ لَكُمْ عَامَّةً وَلِعَلِيٍّ خَاصَّةً وَإِنِّي رَسُولُ اللهِ إِلَيْكُمْ غَيْرَ مُحَابٍ لِقَرَابَتِي))، يعني حضرت صادق(ع) از پدران بزرگوارش از حضرت حسين بن علي سيدالشهداء(ع) و او از مادرش فاطمه دختر پيغمبر خدا روايت کرد که فرمود: پيغمبر خدا در شامگاه غرفة بر ما وارد شد تا آنجا که فرمود: همانا من رسول خدايم بسوي شما بدون اينکه طرفدار خويشانم باشم(17). 

ط‌ - در «الحدائق ‌الناضره» (ص227، ج12، چاپ نجف): ((روى الشيخ في التهذيب بسنده عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ (ع) يَقُولُ وَسُئِلَ عَنْ قَسْمِ بَيْتِ المَالِ فَقَالَ: أَهْلُ الْإِسْلَامِ هُمْ أَبْنَاءُ الْإِسْلَامِ أُسَوِّي بَيْنَهُمْ فِي الْعَطَاءِ وَفَضَائِلُهُمْ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ اللهِ أُجْمِلُهُمْ كَبَنِي رَجُلٍ وَاحِدٍ لَا نُفَضِّلُ أَحَداً مِنْهُمْ لِفَضْلِهِ وَصَلَاحِهِ فِي الْمِيرَاثِ عَلَى آخَرَ ضَعِيفٍ مَنْقُوصٍ. وَقَالَ: هَذَا هُوَ فِعْلُ رَسُولِ اللهِ(ص) فِي بَدْوِ أَمْرِهِ..)) حفص بن غياث مي‌گويد: شنيدم که حضرت صادق(ع) مي‌فرمود در حالي‌که از او سؤال کرده بودند از قسمت کردن بيت‌المال پس فرمود: تمام اهل اسلام فرزندان اسلامند و من در تقسيم عطا بين آنها بطور مساوي عمل مي‌کنم و فضائل آنها بين خودشان و خداست من آنان را چون فرزندان يک نفر مي‌دانم که هيچکدام بجهت فضل و صلاح او در ميراث بر فرد ديگير که ضعيف و منقوص است فضيلتي ندارد و کردار رسول خدا نيز در ابتداي امر چنين بوده(18). 

ي - در عيون‌ اخبارالرضا (ع) از محمد بن موسي بن نصر از پدرش روايت است که مردي به حضرت رضا (ع) عرض کرد: ((واللهِ مَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ أَشْرَفُ مِنْكَ أَباً! فَقَالَ: التَّقْوَى شَرَّفَتْهُمْ وَطَاعَةُ اللهِ أَحْظَتْهُمْ. فَقَالَ لَهُ آخَرُ: أَنْتَ وَاللهِ خَيْرُ النَّاسِ! فَقَالَ لَهُ: لَا تَحْلِفْ يَا هَذَا! خَيْرٌ مِنِّي مَنْ كَانَ أَتْقَى لِـلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَأَطْوَعَ لَهُ. وَاللهِ مَا نَسَخَتْ هَذِهِ الْآيَةَ آيَةٌ: ﴿.. وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقَاكُمْ..﴾ [الحجرات/13].)). يعني بخدا سوگند در روي زمين کسي از جهت نسبت پدران از تو شريفتر نيست حضرت فرمود: شرف آنها بواسطه تقواي آنها بود و فرمانبرداري از خدا سرمايه ايشان بود، شخص ديگري گفت: بخدا قسم تو بهترين مردمي. حضرت فرمود، اي فلان سوگند مخور، بهتر از من آن کسي است که نسبت به خدا باتقواتر و فرمانبردارتر است. بخدا قسم اين آيه شريفه نسخ نشده‌است که مي‌فرمايد: ﴿وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَار