فه مُفهِّم اين حقيقت است که: ﴿وَمَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ﴾ (الحشر:7)(5) يعني هرچه رسول خدا بشما داد (از غنائم) آن را بگيريد.

و در زكات، مسلمانان دهنده‌اند که:
﴿وَآَتُوا الزَّكَاةَ﴾ (البقرة:43) -﴿وَآَتُوا حَقَّهُ﴾ (الأنعام:141)-﴿أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ﴾ (البقرة:254)-﴿أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ مِنَ الأَرْضِ﴾ (البقرة:267) -﴿وَآَتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللهِ الَّذِي آَتَاكُمْ﴾ (النور:33).

و خدا و رسول گيرنده‌اند چنانکه مي‌فرمايد: ﴿يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ﴾ (التوبة:104) -﴿خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً﴾ (التوبة:103).
و اگر مي‌بينيم که گاهي در نامه‌هاي رسول خدا به رؤساء قبايل و مشايخ عشاير يا وُلاتي را که به بلاد مي‌فرستاد کلمه‌اي است که از آن معناي امر بدادن خمس برمي‌آيد چنانکه در نامة آن‌حضرت به شرحبيل بن عبدکلال اين عبارت آمده‌است که: ((و أعطيتم من‌المغانم خمس‌الله)) يا به عمرو بن معبد‌الجهني مي‌نويسد: ((و أعطي من‌المغانم ‌الخمس))، و به مالک بن احمر: ((و أدُّو الخمس من‌المغنم))، و در نامه آن جناب به عبد يغوث: ((و أعطي خمس‌المغانم في‌الغزو))، و در نوشته آن حضرت به جناده و قوم او: ((و أعطي الخمس من‌ المغانم خمسَ ‌الله)) براي آن است که چون خود آن حضرت در جنگ‌ها حضور نداشت و اين اشخاص نمايندگان آن‌جناب بودند لذا ايشان دادن خمس غنائم جنگ را مطالبه مي‌فرمايد. وگرنه خود آن‌ حضرت خمس غنائم را بنفس نفيس برمي‌داشت. چنانکه در تهذيب از حضرت صادق (ع) روايت است که: ((كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وآله إِذَا أَتَاهُ المَغْنَمُ أَخَذَ صَفْوَهُ...)).

5-   در آية شريفه کلمة: ﴿غَنِمْتُمْ﴾ (الأنفال:41) است و اين کلمه پاره‌اي از متشبثين را دستاويز شده‌است که در مقصود خود بدان متمسک شوند در حالي که کلمة غنيمت در لغت بچيزي استعمال مي‌شود که بدون زخمت عائد شود چنانکه در القاموس گفته است: ((والمَغْنَمُ والغَنيمَةُ والغُنْمُ: الفَيءُ، غَنِمَ غُنْماً وغَنيمَةً: الفَوْزُ بالشّـَيْءِ بلا مَشَقَّةٍ))، اما در اصطلاح شرع به اموالي گفته مي‌شود که بوسيله قهر و غلبه مسلماني بمشرکين بدست آمده باشد.

الف - شافعي در کتاب (الام) (ص64، ج4) مي‌نويسد: ((والغنيمة هی الموجَف عليها بالخيل والرکاب، والفيء هو ما لم يوجف عليه بخيل ولا رکاب!)) يعني غنيمت چيزي است که با لشکر و سپاه سواره و پياده بدان دست يابند و في بدون قهر و غلبه سپاه بدست مي‌آيد.

ب - يحيي بن آدم در کتاب (الخراج) (ص17) مي‌نويسد: ((سمعنا أن الغنيمة ما غلب عليه المسلمون بالقتال حتى يأخذوه عنوة، وأن الفيء ما صولحوا عليه.)). يعني غنيمت آن چيزي است که مسلمانان بوسيله قتال بدان دست يابند تا آنکه آنرا غنوه اخذ کنند و فيء چيزي است که بدان صلح نمايند.

ج - ماوردي در احکام‌السلطانيه (ص121) مي‌نويسد: ((الغنيمة والفيء يفترقان فی أن الفيء مأخوذٌ عفواً و مال‌ الغنيمة مأخوذٌ قهراً.)). يعني غنيمت و فيء با يکديگر فرق دارند زيرا فيء درا از روي عفو و مصالحه اخذ مي‌کنند، و مال غنيمت از روي قهر و غلبه اخذ مي‌شود.

هرچند در معناي کلمه فيء نيز بين فقها اختلاف هست زيرا آنرا هم پاره‌اي غنيمت دانسته‌اند.

د - ابو يوسف در (الخراج) (ص18) مي‌نويسد: در معناي غنيمت: ((أما ما سألت عنه يا أمير المؤمنين من قسمت الغنائم إذا أصيبت من العدو..، فإن الله تبارك وتعالى قد أنزل بيان ذلك في كتابه فقال.. ﴿وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِـلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ.. الآية﴾ فهذا - والله أعلم - فيما يصيب المسلمون من عساكر أهل الشرك, وما أجلبوا به من المتاع والسلاح والكراع فإن في ذلك الخمس لمن سمى الله عز وجل في كتابه العزيز،أربعة أخماس بين الجند الذين أصابوا ذلك...)).

ه‍ - مرحوم شيخ طوسي (ره) در تفسير (التبيان) (ص797، ج1، چاپ تهران) بعد از ذکر آيه شريفه خمس در معناي غنمتم مي‌نويسد: ((أقول: الغنيمة ما أخذ من أموال أهل ‌الحرب من ‌الکفار بقتال وهي هبة من ‌الله للمسلمين....)). يعني من مي‌گويم غنيمت آنچيزي است که از جنگاوران کفار بوسيله جنگ گرفته مي‌شود و آن از جانب خدا بمسلمانان هبه‌است.

و - و در (ص666، ج2) همين کتاب نوشته است: ((والذي نذهب إليه أن مال الفيء غير مال الغنيمة، فالغنيمة كل ما أخذ من دار الحرب بالسيف عنوةً مما يمكن نقله إلى دار الإسلام، وما لا يمكن نقله إلى دار الإسلام، فهو لجميع المسلمين ينظر فيه الإمام ويصرف انتفاعه إلى بيت المال لمصالح المسلمين.)): يعني غنيمت عبارت‌است از تمام چيزهايي که در ميدان جنگ با شمشير بطريق قهر و غلبه اخذ شود از آن اموالي که مي‌توان آنرا به‌کشور اسلام انتقال داد (اموال منقول) و آنچه را که نمي‌توان انتقال داد (اموال غير منقول)، پس آن مال جميع مسلمانان است که اختيار آن با پيشواي مسلمين است که درآمد آن را به بيت‌المال انتقال داده صرف مصالح مسلمين مي‌نمايد.

ز - شيخ طبرسي در مجمع‌البيان (ص543، ج4) چاپ اسلاميه مي‌نويسد: ((الغنيمة ما أخذ من أموال أهل الحرب من الكفار بقتال و هي هبة من الله تعالى للمسلمين و الفيء ما أخذ بغير قتال وهو قول عطاء ومذهب الشافعي وسفيان وهو المرويُّ عن أئمتنا عليهم السلام)): يعني غنيمت چيزي است که از اموال جنگاوران کافر گرفته مي‌شود و آن بخشش خدا بر مسلمين است و همين معني از ائمه ما (ع) روايت شده‌است.

ح- مرحوم مقدس اردبيلي در کتاب «زبدة‌ البيان» همين عبارت را از مجمع‌البيان نقل کرده و آنرا پسنديده‌است.

ط- مرحوم فاضل جواد در «مسالک الافهام» در ذيل خبر حکيم مؤذن بني‌عبس مي‌نويسد: ((ظاهر «الغنيمة»: ما أخذت من دار الحرب، ويؤيّده الآيات السابقة واللاحقة، وعلى ذلك حملها أكثر المفسّرين، والظاهر من أصحابنا أنّهم يحملونها على الفائدة مطلقاً، وإن لم يكن من دار الحرب... والحقّ أنّ استفادة ذلك من ظاهر الآية بعيدة بل الظاهر منها [أي من الآية] كون الغنيمة غنيمة دار الحرب.)).

ي - علامه مجلسي در مرآه‌العقول (ص441، ج1) از قول مقدس اردبيلي آورده‌است که آنچه از کلمه غنيمت متبادر است آن است که آن غنيمت دارالحرب است و تفسير مفسرين آن را تاييد مي‌کند.

اين معنائي است که فقهاء اسلام از عامه و خاصه از کلمه غنيمت کرده‌اند و چنانکه ملاحظه مي‌شود در آن هيچگونه اختلافي ندارند و نبايد هم داشته باشند زيرا اين کلمه شريف در هر آيه‌اي از آيات کريمه قرآن آمده‌است خود آن آيه و ماقبل و مابعد آن حاکي است که آن غنيمت دارالحرب است:

الف - در همين آيه شريفه: ﴿وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيءٍ...﴾ (الانفال / 40)

ما قبل آن اين آيه مبارکه است: ﴿وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِـلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ. وَإِنْ تَوَلَّوْا فَ