ُ مِنْ كَلاَمِ النُّبُوَّةِ الأُولَى: إِذَا لَمْ تَسْتَحِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ)). (رَوَاهُ الْبُخَارِيُّ).
آن چه مردم از سخن پيامبران پيشين دريافتند: هرگاه شرم و حيا نداشتى، هر چه خواستى بكن.از ابى عمرو گفته شده ابى عمره سفيان بن عبدالله ثقفى رضی الله عنه روايت است كه گويد: قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ، قُلْ لِي فِي الإِسْلاَمِ قَولاً لاَ أَسْأَلُ عَنْهُ أَحَداً غَيْرَكَ، قَالَ: ((قُلْ آمَنْتُ بِاللهِ، ثُمَّ اسْتَقِمْ)). (رَوَاهُ مُسْلِمٌ).
عرض كردم: اى پيامبر خدا! از اسلام سخنى به من بگو كه ديگر از كسى جز تو، درباره آن نپرسم. آن حضرت صلی الله عليه و سلم فرمود: بگو ايمان به خدا آوردم، سپس بر ايمان خود استوار و پايدار باش.از ابى عبدالله جابر بن عبدالله انصارى رضی الله عنه روايت است كه: أَنَّ رَجُلاً سَأَلَ رَسُولَ اللهِ صلی الله عليه و سلم فَقَالَ: أَرَأَيْتَ إِذَا صَلَّيْتُ الْمَكْتُوبَاتَ، وَصُمْتُ رَمَضَانَ، وَأَحْلَلْتُ الْحَلاَلَ، وَحَرَّمْتُ الْحَرَامَ، وَلَمْ أَزِدْ عَلَى ذَلِكَ شَيْئاً، أَأَدْخُلُ الْجَنَّةَ؟ قَالَ: ((نَعَمْ)). (رَوَاهُ مُسْلِمٌ).
مردى از رسول اكرم صلی الله عليه و سلم پرسيد: ببين اگر نمازهاى فرض را بخوانم و روزه [ماه مبارك] رمضان را بگيرم و حلال را حلال بدانم [و آن را انجام دهم]، حرام را حرام بدانم[و از آن دورى كنم] و بر اينها چيزى ديگر نيفزايم، آيا داخل بهشت مى شوم؟ رسول الله ص فرمود: بلى. اين است معنى حرمت الحرام: از حرام دورى جستم.و معنى أحللت الحلال، معتقد بودن به حلال و انجام دادن آن است.از ابى مالك حارث بن عاصم اشعرى رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلی الله عليه و سلم فرمودند: ((الطُّهُورُ شَطْرُ الإِيْمَانِ، وَالْحَمْدُ للهِ تَمْلأُ الْمِيزَانَ، وَسُبْحَانَ اللهِ وَالْحَمْدُ للهِ تَمْلآنِ – أَوْتَمْلأُ – مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ، وَالصَّلاَةُ نُورٌ، وَالصَّدَقَةُ بُرْهَانٌ، وَالصَّبْرُ ضِيَاءٌ، وَالْقُرْآنُ حُجَّةٌ لَكَ أَوْ عَلَيْكَ، كُلُّ النَّاسِ يَغْدُو فَبَائِعُ نَفْسَهُ فَمُعْتِقُهَا أَوْ مُوبِقُهَا)). (رَوَاهُ مُسْلِمٌ).
طهارت و پاكيزگى نيمى از ايمان است، و الحمدلله، ستايش خداست كه ترازوى نيكى ها را پر ميكند و سبحان الله و الحمد لله، ميان آسمان و زمين را پر مى كند و نماز، نور و روشنايى است، و صدقه، دليل ايمان داشتن است، و شكيبايى، فروغ و پرتو ايمان است، و قرآن، دليلى است به سود تو يا مدركى به زيان تو. همه مردم چـون بامداد شود از خانه بيرون رفته و به تلاش و كوشش مى پردازند، پس خود را به خدا فروخته و آزاد مى كنند، يا خود را به هوا و هوس و مخالفت با خدا فروخته و هلاك مى كنند.از ابوذر غفارى رضی الله عنه روايت است كه رسول اكرم صلی الله عليه و سلم در حديث قدسى از خداوند عز وجل روايت مى كند كه: ((يَا عِبَادِي: إِنِّي حَرَّمْتُ الظُّلْمَ عَلَى نَفْسِي وَجَعَلْتُهُ بَيْنَكُمْ مُحَرَّماً فَلاَ تَظَالَمُوا. يَا عِبَادِي: كُلُّكُمْ ضَالٌّ إِلاَّ مَنْ هَدَيْتُهُ فَاسْتَهْدُونِي أَهْدِكُمْ. يَا عِبَادِي: كُلُّكُمْ جَائِعٌ إِلاَّ مَنْ أَطْعَمْتُهُ، فَاسْتَطْعَمُونِي أَطْعِمْكُمْ. يَا عِبَادِي: كُلُّكُمْ عَارٍ إِلاَّ مَنْ كَسَوْتُهُ فَاسْتَكْسُونِي أَكْسُكُمْ. يَا عِبَادِي: إِنَّكُمْ تُخْطِئُونَ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ، وَأَنَا أَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً، فَاسْتَغْفِرُونِي أَغْفِرْ لَكُمْ. يَا عِبَادِي: إِنَّكُمْ لَنْ تَبْلُغُوا ضُرِّي فَتَضُرُّونِي، وَلَنْ تَبْلُغُوا نَفْعِي فَتَنْفَعُونِي. يَا عِبَادِي: لَوْ أَنَّ أَوَّلَكُمْ وَآخِرَكُمْ وَإِنْسَكُمْ وَجِنَّكُمْ كَانُوا عَلَى أَتْقَى قَلْبِ رَجُلٍ وَاحِدٍ مِنْكُمْ، مَا زَادَ ذَلِكَ فِي مُلْكِي شَيْئاً. يَا عِبَادِي: لَوْ أَنَّ أَوَّلَكُمْ وَآخِرَكُمْ وَإِنْسَكُمْ وَجِنَّكُمْ كَانُوا عَلَى أَفْجَرِ قَلْبِ رَجُلٍ وَاحِدٍ مِنْكُمْ، مَا نَقَصَ ذَلِكَ مِنْ مُلْكِي شَيْئاً. يَا عِبَادِي: لَوْ أَنَّ أَوَّلَكُمْ وَآخِرَكُمْ وَإِنْسَكُمْ وَجِنَّكُمْ قَامُوا فِي صَعِيْدٍ وَاحِدٍ، فَسَأَلُونِي، فَأَعْطَيْتُ كُلَّ وَاحِدٍ مَسْأَلَتَهُ، مَا نَقَصَ ذَلِكَ مِمَّا عِنْدِي إِلاَّ كَمَا يَنْقُصُ الْمِخْيَطُ إِذَا أُدْخِلَ الْبَحْرَ. يَا عِبَادِي: إِنَّمَا هِيَ أَعْمَالُكُمْ أُحْصِيهَا لَكُمْ، ثُمَّ أُوَفِّيكُمْ إِيَّاهَا، فَمَنْ وَجَدَ خَيْراً فَلْيَحْمَدِ اللهَ، وَمَنْ وَجَدَ غَيْرَ ذَلِكَ فَلاَ يَلُومَنَّ إِلاَّ نَفْسَهُ)). (رَوَاهُ مُسْلِمٌ).
اى بندگان من! ظلم و ستم را بر خود حرام نمودم و ميان شما نيز آن را حرام كردم، پس به همديگر ظلم و ستم نكنيد. اى بندگان من! همه شما گمراه هستيد مگر كسيكه من او را هدايت نموده ام، پس از من راه راست بخواهيد تا شما را به آن راهنمايى كنم. اى بندگان مـن! همه شما گرسنه ايد مگر كسى كه من او را غذا داده ام، پس از من غذا بخواهيد تا شما را اطعام كنم. اى بندگان من! همه شما برهنه ايد مگر كسيكه مـن او را پوشانده ام، پس از من لباس بخواهيد تا شما را بپوشانم. اى بندگان من! در حقيقت همه شما شب و روز خطا مى كنيد و من گناهــان را ميآمرزم، پس از من آمرزش بخواهيد تا شما را بيامرزم. اى بندگان من! شما هرگز نمى توانيد به من زيان برسانيد، و هرگز نمى توانيد به من فايده و سودى برسانيد. اى بندگان من! اگر از نخستين شما تا آخرين شما و انس و جن شما، همه بر پرهيزگارترين قلب باشيد، مانند اين كه يك به يك شما پرهيزكار باشيد، اين تقوا و پرهيزكارى شما، بر ملك من نمى افزايد. اى بندگان من! اگر اول و آخرتان و انس و جن شما همه بر بدترين و ناپاك ترين قلب باشيد، اين بدى شما، از ملك من چيزى كم نخواهد كرد. اى بندگان من! اولين فردتان تا آخرين فردتان از انس گرفته تا جن، همه در ميدانى ايستاده و از من خواهش كنند و من به هر يك از شما آن چه خواهد بدهم، اين خواهش و خواسته، از آن چه در نزد من است نمى كاهد چنان كه هرگاه سوزن به دريا فرو برده شود، كم نخواهد شد. اى بندگان من! اين همان است كه مى بينيد، درو شده كردارتان است كه براى شما به وفا و تمام مى شمارم و به شما مى رسانم پس كسى كه خوبى را يافت، بايد خدا را ستايش كند، و كسى كه غير از آن يافت، نبايد غير خود ديگرى را سرزنش نمايد.از ابوذر رضی الله عنه روايت است كه: يَا رَسُولَ اللهِ، ذَهَبَ أَهْلُ الدُّثُورِ بِالأُجُورِ، يُصَلُّونَ كَمَا نُصَلِّي، وَيَصُومُونَ كَمَا نَصُومُ، وَيَتَصَدَّقُونَ بِفُضُولِ أَمْوَالِهِمْ، قَالَ: (أَوَلَيْسَ قَدْ جَعَلَ اللهُ لَكُمْ مَا تَصَدَّقُونَ؟ إِنَّ بِكُلِّ تَسْبِيحَةٍ صَدَقَةً، وَكُلِّ تَكْبِيرَةٍ صَدَقَةً، وَكُلِّ تَحْمِيدَةٍ صَدَقَةً، وَكُلِّ تَهْلِيلَةٍ صَدَقَةً، وَأَمْرٍ بِالْمَعْرُوفِ صَدَقَةً، وَنَهْيٍ عَنْ 