ست‏گرای آزادی، دشمنی با اسلام را تفکر اصلی و آرم و نشانه حرکت خود قرار داده و در هر انتخابات و فعالیت سیاسی اعم از داخلی و بین المللی به اسلام حمله می کرد. این مسئله باعث شده است برخی در صحت این خبر تردید کرده و اسلام آوردن او را شایعه بدانند، اما وان دورن خود در گفتگویی در تویتر به صراحت گرایش خود به اسلام را تایید کرده و اعلام کرده است که علاقه ای ندارد در مورد جزئیات این مسئله صحبت کند، زیرا آن را مربوط به زندگی شخصی خود می داند، و برای حفظ حریم خصوصی خود علاقه ای به توضیح بیشتر ندارد.
از سوی دیگر سایت هلندی joop.nl اعلام کرده است که از خلال یک تماس تلفنی کوتاه با وان دورن از اسلام آوردن او اطمینان یافته، و همچنین پس از تماس با مسئولین مسجد "السنة" در شهر لاهه دریافته است که وان دورن به این مسجد رفته تا اسلام خود را اعلام کند و به مسئولین مسجد اجازه انتشار این خبر را داده است.
از نکات جالب توجه دیگر این است که مسجد "السنة" خود از موضوعات جنجال برانگیز و از دشمنان حزب آزادی به شمار می رود، چرا که امام این مسجد "فواز الجنید" به مواضع قاطع در دفاع از اسلام مشهور است و در مسائل جنجال برانگیزی مانند برابری زن و مرد و نظایر آن با موضع گیری‏های صریح خشم مخالفین اسلام را برانگیخته است.
آرناود وان دورن شخصیتی جنجالی و پرحاشیه به شمار می رود. وی در سال 2011 پس از متهم شدن به تخلفات مالی و در حالی که مسئول بودجه اعضای حزب آزادی در شورای شهر لاهه بود، از حزب آزادی اخراج شد. حزب آزادی اعلام کرد تخلفات وی در حدی بوده که امکان حفظ او وجود نداشته و تنها راه ممکن اخراج وی بوده است. پس از آن، وان دورن یک بار دیگر به دلیل کشف یک اسلحه صوتی در منزلش تحت تعقیب قانونی قرار گرفت، و در آخرین جنجال، وی به انتشار اطلاعات سری مربوط به شورای شهر لاهه متهم شد.
این جنجال‏ها و مشکلات باعث شده است برخی هنوز در هدف و علت گرایش وان دورن به اسلام تردید داشته باشند، به طوری که یکی از سایت‏های هلندی ادعا کرده است وان دورن قبلا نیز برای نفوذ به شبکه های مواد مخدر خود را به عنوان یک تاجر مواد جا زده است، و ممکن است گرایش او به اسلام نیز تلاشی برای نفوذ به محافل اسلام گرایان باشد. این شائبه وقتی قوت می گیرد که بدانیم حزب آزادی که وان دورن قبلا عضو آن بوده است اسلام را خطری حقیقی و جدی برای تمام جهان می داند و به دنبال نابودی کامل این دین است.
وان دورن اين خبر را در پايگاه اجتماعی توئيتر تحت عنوان «يك شروع تازه» عنوان كرد و در ادامه نيز شهادتين را در اين پايگاه به زبان عربی به نمايش گذاشت. 
پایان

مهتدین
Mohtadeen.Com
نوارهاى غير فارسى 
http://islamtape.com/sounds.php?tasneef=48

توجه:
جهت انتقال به بخش نوارهاى غیر فارسى مي‌توانيد به سايت نوار اسلام  مراجعه كنيد 
و يا برروي لينك فوق هنگامي كه به اينترنت وصل هستيد كليك نماييد. ماجرای اسلام آوردن "شزرین مبارک" "چه چیز مرا به سوی اسلام سوق داد"

خانواده ام کاتولیک بودند اما مادرم زیاد به آن اعتقاد نداشت، بنابراین هرگز مرا مسیحی متدین بار نیاورد. من به خدا ایمان داشتم و انجیل می خواندم و در مدرسه به داستان های آن گوش می دادم. اما با این وجود دلم نمی خواست مانند کاتولیک های متعصب شوم می خواستم چیز دیگری باشم.
در مدرسه میان هم سالان خود محبوبیت نداشتم و سعی می کردم شخصیتی متفاوت از آنها داشته باشم و این باعث شد تا سردرگم شده و از خودم بدم بیاید. گرچه مسائل دینی را در مدرسه به ما می آموختند ولی هیچ گاه حقیقت را یاد نگرفتیم. در عوض آموختیم که اسلام دینی مختص به مردم قاره ی آسیا می باشد و انجیل کتاب آسمانی ما و قرآن کتاب آنها است. بیشتر از همه به اسلام علاقمند بودم. بنابراین وقتی سیزده سالم بود با یک پسر مسلمان اهل پاکستان دوست شدم. مادرم بیشتر به خاطر مسلمان بودنش نگران بود. او پسری مؤدب و مؤمن بود و به من نشان داد که اسلام فقط برای مردم آسیا و سیاه وستان نیست. اسلام دینی است برای تمام انسان ها، و به تدریج مسیر زندگیم را تغییر دادم.
خدا را شکر وقتی که شانزده سالم شد، شهادتین را اعلام نمودم و از این بایت بسیار خوشحال هستم. دیگر احساس سردرگمی و افسردگی نمی کنم و از خودم بدم نمی آید. وقتی مسلمان شدم چیز زیادی راجع به اسلام نمی دانستم و بعدها مطالب بیشتری فرا گرفتم.
اسلام مسیر کامل زندگی است. یک روز تازه مسلمانی در یکی از کانال های تلوزیون درباره ی اسلام سخنرانی می کرد و گفت که اگر مسلمان شوید این احساس در شما به وجود می آید که انگار به خانه خود بازگشته اید، واقعاً با این حرف وی موافقم. خوشبختانه مادرم از اینکه مسلمان شده ام خوشحال است. ابتدا مخالفت می کرد ولی وقتی به پاکستان مسافرت کردیم و با خانواده ی دوست مسلمانم آشنا شد نظرش تغییر کرد. او هنوز مسلمان نشده است ولی امیدوارم به زودی این کار را انجام دهد.
پایان

ترجمه: مسعود
مهتدین
Mohtadeen.Com
 ماجرای اسلام آوردن نورالعین

بسم االه الرحمن الرحیم
بعد از ظهر روز شنبه وی وارد مسجد شد. وقتی از دور دیدمش فکر کردم یکی از خواهران هندی می باشد ولی هنگامی که وارد کلاس شد فهمیدم که یکی دیگر از خواهران استرالیایی است. از اینکه او با ما بود خوشحال بودیم. از او پرسیدم که چگونه دین اسلام را پذیرفت؟ وی گفت: "خدا به من رحم کرد و هدایتم داد". داستان وی از این قرار است:
نامش نورالعین بود و اهل استرالیا، از بچگی علاقه ای به رفتن به کلیسا یا مدرسه دینی نداشت. به نظر می رسید که سؤالات بدون پاسخ مانده بودند و عقاید مسیحیت دیگر برای وی رنگی نداشت. کم کم بزرگ شده و به بانویی تبدیل شد که از زندگی خانوادگی لذت برده و دانشجوی خوبی بود.
در رشته ی هنر فارغ التحصیل شده و به زودی در بخش خبرنگاران روزنامه کوینزلند استخدام شد. شغل روزنامه نگاری به وی این فرصت را داد تا به کاوش و سیاحت در قاره ی آسیا بپردازد. وی به سنگاپور سفر کرد و با دختری اهل هندوستان اتاقی کرایه نمود. سپس به مالزی رفت تا از دیدنی های آن بهره ببرد.
او خبر نداشت که کشور مالزی واقعاً یک کشور مسلمان است، بنابراین وقتی صدای اذان را شنید اصلاً معنای آن را نفهمید اما برایش جذبه ی خاصی داشت. به هر حال با دیدن آن همه ریزه کاری های ظریف و کوچک که بر روی در و دیوار مساجد می دید به وجد آمده بود. از دوستش در این باره پرسید و دریافت که اینجا کشوری اسلامی است و این ها هم مساجد مسلمانان می باشد. "واقعاً اینجا یک کشور مسلمان است؟ اما چیزی از رعب و وحشتی که از بگچی به عنوان یک حقیقت پذیرفته بودم را نمی بینم".
این بود که نورالعین تصمیم می گیرد که برای مدتی در مالزی بماند. وی همراه یکی از دوستانش که اهل نیوزیلند بود در تورهای سیاحتی شرکت می کرد و برای تفریح به کوهنوردی می رفت. پس از مدتی با یک راهنمای مسلمان آشنا شد و از دهکده ی مسلمانان دیدن نمود. جالب اینجا بود که حتی مسن ترین فرد دهکده نیز می توانست به خوبی انگلیسی صحبت کند. بنابراین وی این فرصت را پیدا کرد تا راجع به دین از آنها پرس و جو نماید.
تمام سؤالاتی را که می پرسید همه مدت ها بدون پاسخ مانده بودند، کم کم آموخت که اسلام چیست و مسلمان بودن به چه معنایی می باشد. گرچه گاهی با ادیان مختلفی نیز مواجه می شد، و سرانجام سؤالاتش باعث شد تا دوست جدید مالزیاییش به وی بگوید که بهتر است از کسانی که به نظر اسلام صلاحیت جواب دادن به سؤالات شما را دارند کسب حقیقت نمایی. اینگونه بود که وی شروع به دعا نمود و از پروردگار خواست تا حقیقت اینکه آیا اسلام درست است یا مسیحیت را به وی نشان دهد.
مدت دو ماه او به مطالعه ی دین اسلام پرداخت و فهمید که تمام سؤالاتی که سال ها باعث آزار وی بودند حالا پاسخ داده شده اند. در قرآن از پیامبران زیادی یاد شده است که همیشه به آنها ایمان داشت اما توسط معلم دینی مسیحیش پوچ و بی معنا جلوه داده شده بود. خداوند پیامبرانش را برای تمام عالم بشریت فرستاده است.
نور العین زمانی که مطالعه می کرد را دوست داشت به ویژه کسانی را که او را وارد این مسیر کردند. پس از چند هفته با مرد جوانی که مهمان بود آشنا شد. بلافاصله از وی خواستگاری کرد و او نیز پاسخ منفی داد زیرا یادگیری اسلام برایش مهم تر از ازدواج بود. با وجود اینکه این مرد جوان از لحاظ دینی در سطح بالایی قرار داشت و رفتار وی بی عیب و نقص بود ولی در این باره وی را تحت فشار قرار نداد تا وقتی که کارهایش به پایان برسد.
او دوباره درخواست ازدواجش را با نورالعین مطرح نمود و بالاخره وی با ازدواج با آن مرد جوان موافقت نمود. این چنین بود که خانواده ی وی در استرالیا نه تنها از مسلمان شدن دخترشان بلکه ازدواج با مرد مسلمان مالزیایی با خبر شدند. آنها مات و مبهوت مانده بودند و مادرش می دانست که بالاخره دخترش به پاسخ سؤالات چندین ساله اش رسیده است.
هم اکنون پس گذشت سال ها نورالعین همراه همسر مهربانش در استرالیا به زندگیشان ادامه می دهند و مطالعات وی راجع به اسلام به پایان رسیده است.
پایان

ترجمه: مسعود
مهتدین
Mohtadeen.Com
<?xml version='1.0' encoding='UTF-8' standalone='yes' ?><html><body><a class="text" href="w:text:283.txt">علامه ابن قیم جوزیه؛ بزرگمرد اندیشه و اصلاح</a></body></html>علامه ابن قیم جوزیه؛ بزرگمرد اندیشه و اصلاح

ولادت علامه ابن قیم جوزیه
نام وی شمس الدین محمد بن ابوبکر بن ایوب بن سعد بن حریز زرعی دمشقی است که به ابن قین جوزیه اشتهار یافته است و علت مشهور شدنش به ابن قیم جوزیه این بود که پدرش ابوبکر بن ایوب قیم مدرسه جوزیه بود.وی در سال ۶۹۱ه.ق یعنی یک سال بعد از بیرون راندن صلیبیان از بلاد اسلامی در روستای زرع از توابع حوران که در ۵۵مایلی شهر دمشق از قسمت جنوب شرقی قرار دارد واقع شده است متولد شد.

پدرش از علماء و متفکران عصر خود بود که علامه ابن کثیر در مورد وی می گوید: شیخ صالح و عابد و زاهد ابوبکر بن ایوب بن سعد زرعی قیم مدرسه جوزیه مردی صالح و کم تکلف بود.وی دلائل نبوت را از رشید عامری شنیده و آموخته بود و در یکشنبه شب ۱۹ ذی الحجة در مدرسه جوزیه دار فانی را وداع گفت و بعد از نماز ظهر در مسجد جامع اموی بر وی نماز گذارده شد و در مقبره باب الصغیر مدفون گشت. در تشییع جنازه اش جمعیت انبوهی شرکت کرده بودند و مردم به هنگام تشییع وی را ثنا می گفتند و دعای خیر می نمودند.

ایشان در علم فرائض تبحر خاصی داشت و علامه ابن قیم علم فرائض را در از وی آموخت.برادرش زین الدین ابوالفرج عبدالرحمن بن ابوبکر که دو سال بعد از وی در سال۶۹۳ه.ق متولد شد همراه او در مقابل اساتید وی زانوی تلمذ گشود واز شاگردان وی می توان حافظ ابن رجب را نام برد وی در یکشنبه شب ۱۸ ذی الحجة سال ۷۶۹ه.ق ذر دمشق وفات یافت و در باب الصغیر دفن شد.

توضیحاتی در مورد مدرسه جوزیه
پس از آنکه در مورد ولادت و خاندان و سبب اشتهار محمد بن ابوبکر بن ایوب به ابن قیم جوزیه سخن گفته شد جا دارد تعریفی داشته باشیم از مدرسه جوزیه که قیومیت آن را پدر وی بر عهده داشت.

مدرسه جوزیه از بزرگترین مدارس حنابله در دمشق وشام بود که کنسوب به بانی آن یعنی محی الدین فرزند سخنور مشهورامام ابوالفرج عبدالرحمن بن علی بن محمد جوزی قریشی بکری حنبلی ( صاحب کتب مشهور تلبیس ابلیس و صیدالخاطر) است که در سال ۶۵۶ه.ق وفات یافته است مکان این مدرسه تا امروز در دمشق معروف است و در قلب بزوریه که قبلا معروف به بازار جو بود قرار دارد.این مدرسه تا سال ۳۲۷ه.ق مبدل به دادگاهی شده بود وبعد از آن قفل گردید تا اینکه جمعیت خیری دمشق آنرا گشود و سپس مدرسه ای برای کودکان قرار داد ، این مدرسه بهنگام انقلاب سوریه در سال ۱۹۲۵ میلادی به آتش کشیده شد.

در جستجوی علم و دانش
اگر کسی به زندگانی علامه ابن قیم بیندیشد متوجه می شود آنچه در زندگی وی به وضوح ملموس ومشهود است رغبت و علاقه صادقانه وی در طلب علم و دانش و تلاشهای بسیار بزرگ در جهت ارائه بحوث و نظریات منطقی و آزاد اندیشی بدون وابسته بودن به شیخی و یا مقید بودن به مذهب خاصی بود. ابن قیم در سنین کودکی علم فرائض را از پدرش آموخت واز آنجایی که پدرش قیومیت مدرسه جوزیه را برعهده داشت وبا آراء و آثار حنابله آشنا بود همین آگاهیها به فرزند کودکش منتقل شد و در حالی که وی هفت ساله بود رخت سفر به دمشق را گشود و در مقابل علمای آن دیار زانوی تلمذ نهاد.

حقیقتا سفر برای کسب علم در نزد شیفتگان دانش امری محبوب وپسندیده است زیرااگرانسان زندگی هر عالم و متفکر و اندیشمند را مطالعه نماید با سخنانی پیرامون سفرهای آن 