 و علمی واقع شده‌ایم که پیشتازان عرصه علم و تکنولوژی در عصر حاضر نیز در برابر آن سر تسلیم فرود آورده‌اند.
از طرف دیگر، دشمنان اسلام، مطالب بی‌اساس وارده در مورد اعجاز علمی قرآن و سنت را وسیله‌ای برای خدشه‌دار کردن آیات و احادیث قرار داده و نظریه‌های علمی ثابت نشده را مبنای کار خویش قرار می‌دهند. لذا بر محققین عرصه اعجاز علمی، لازم است که پس از تحقیق و تأمل فراوان و اطمینان از نتایج نظریه‌ها به ارتباط آیات و احادیث با مقوله‌های علمی بپردازند و نظریه‌هایی را که در باب علم، هیچ ریشه‌ای ندارند، به کار نگیرند.
خلاصه کلام آنکه، تفسیر علمی قرآن و سنت، اگر بر فرضیه‌های ثابت نشده تکیه داشته باشد، مردود و ناپایدار است و از ارزش علمی برخوردار نیست و همچنین اگر از قواعد و اسلوب زبان عربی هم خارج باشد و مفردات قرآن براساس مدلول وارده در زمان پیامبر(ص)، تفسیر نشود باز مردود است و یا اگر شخصی معاصر که تحقیقات علمی را مبنا قرا داده و قرآن را بر آن عرضه می‌کند و با این روش به تفسیر قرآن روی آورد، تفسیری غیرمقبول ارائه می‌دهد، یا اگر مدلولات قرآن و حدیث صحیح را انکار کند و یا از هر شخصی غیرمحقق که هنوز به ثبات نظری و علمی نرسیده و خود را دارای علم و تخصص می‌داند در حالیکه علم از او بیزار است، مطلبی نقل کند، تفسیر را مردود و نامقبول می‌کند. اما اگر شخصی به قواعد زبان عربی و محدوده لغات و اصول تفسیر و حدود شریعت پایبند باشد، تفسیری مقبول، ارائه خواهد داد، شخصی که، تحقیق و احتیاط و دقت که خصوصیات هر متفکر قرآن‌پژوه است، وجه تمایز او باشد. همچنین تفسیر قرآن درست خواهد بود اگر شخصی به قرآن و سنت آگاه و به حقایق علمی و تجربی نیز تسلط داشته باشد و لازم است که نص مورد بحث دارای دلالت و ثبوت قطعی بوده و جنبه علمی مورد بحث هم، قطعی و یقینی باشد و رابطه میان آنها به صورت عادی و کامل باشد، نه آنکه با توجیهات ساختگی به هم ربط داده شده باشند.خداوند عزوجل می‌فرماید :
إِنّ الّذِینَ کَفَرو بِئایاتِنا سَوف نُصْلِیهِم ناراً کُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَیرَها لِیُذیقوا العَذابَج إِنّ اللَّهَ کانَ عَزیزاً حَکیماً 
	(نساء : 56)
«آنهایی که نشانه‌های ما را انکار کردند، زودا که آنها را به آتش دراندازیم، هرگاه پوستشان بسوزد، پوست دیگری به جای آن می‌گذاریم تا عذاب را کاملاً بچشند. به راستی که خداوند توانا و حکیم است».
گویا این آیه جاهایی که درد را حس می‌کند، نشان می‌دهد، به ویژ درد آتش‌‌سوزی که در پوست هست، پس به خاطر این که عذاب را بچشد «کُلَّما نَضِجَت جُلودهُم بَدّلْناهُمْ جُلُوداً غَیرَها لِیُذیقُوا العَذابَ» هرگاه پوستهایشان کاملاً سوخت پوستهای دیگری به آنها می‌دهیم تا عذاب را خوب بچشند.
دانشمندان معتقدند پوست از دو لایه تشکیل شده، لایه‌ای به اسم رویه‌ی پوست که براساس جایگاهش در بدن و براساس میزان برخورد و براساس محیط،کلفتی و نازکیش فرق می‌کند. این لایه خود از سه لایه‌ی دیگر تشکیل شده، لایه‌ی بیرونی، لایه‌ی میانی و زیرین. لایه‌ی دوم پوست ادامه نام دارد که شگفتیها و عجایب در این لایه است. این لایه متشکل از بافتی است که مویچه‌های خونی، پایانه‌های عصبی، غده‌هایی برای ترشح چربیها، غده‌های عرق و منطقه‌ای چربی زیر این ادمه که در واقع لایه‌ی فعال پوست همین است، در آن وجود دارد. 
وقتی انسان در آب و هوای گرم باشد، غده‌ی تیروئید هورمونهایی به سلولها می‌فرستد که فعالیت آن را بیشتر می‌کند، و با زیاد شدن فعالیت غده مقدار حرارتی که این سلولها منعکس می‌کند نیز افزایش می‌یابد، واین چنین بدن با هوای گرم سازگار می‌شود.
اما نکته‌ی عجیب‌تر و شگفت‌تر این است که اگر انسان در هوای چهل درجه بالای صفر باشد، چه می‌شود؟ برخی از دانشمندان می‌گویند :  دویست ذره در جای جای پوست پراکنده هستند که چون دمای هوای اطراف از حد معمول بالا رفت، این ذره‌ها پیامهای عصبی توسط تارهای عصبی به مخ می‌فرستد و مخ نیز دستوری مبنی بر گشایش سرخ‌رگهای باریک در تمام نقاط بدن صادر می‌کند، به همین خاطر وقتی دمای هوا بالا می‌رود انسان سرخ می‌شود و رنگش به سرخی می‌گراید.
*          *          * <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:122.txt">گلبولهای قرمز</a><a class="text" href="w:text:123.txt">درمان خود به خودی</a><a class="text" href="w:text:124.txt">هیچ بیماریی واگیردار نیست</a></body></html>هر کس از زن و مرد، کوچک و بزرگ خونی در سرخ‌رگها و سیاه‌رگهایش جاری است. چه بسا انسان نمی‌داند این خون چیست؟ و از چه تشکیل شده؟ و چه مقدار است یا چه رازی نهفته دارد؟ اما اگر چیزی درباره‌ی حقیقت این خون روان در رگهایش بداند، در برابر خداوند خالق سر بر خاک نهاده و به سجده می‌افتد.
کسی می‌تواند باور کند که در بدن هر انسانی چیزی حدود بیست و پنج میلیون میلیون گلبول سرخ یا بیشتر به عنوان بخش کوچکی از خون وجود دارد و در سرخ‌رگها و سیاه‌رگهای بدن در جریان است. و شمار گلبولها در هر میلیمتر مکعب کمتر از پنج میلیون نیست.
در وصف گلبول سرخ گفته‌اند باربری است که هرگز خستگی نشناسند، اکسیژن را به سلولها، بافت‌ها دستگاه‌ها، اندامها و تمام جاهای بدن می‌برد، و پس‌مانده‌ی سوخت را می‌آورد و گاز زغال سنگ را دور می‌ریزد. به راستی که حمالی است که نه خستگی می‌شناسد، و نه سستی و نه بیزاری از کار، هر روز این گلبولها هزار و پانصد بار در بدن می‌گردند، می‌آیند و می‌روند. عمرشان اندکی بیشتر از بیست و پنج روز است، و بعد از آن می‌میرند، در طول این عمر بیست و پنج روزه، هزار و صد و پنجاه کیلومتر در بدن راه طی می‌کنند و چیزی حدود شش صد لیتر اکسیژن جابه‌جا می‌کنند در حالی که قطر هر یک بیشتر از هفت میکرون نیست.
اگر ساختار این گلبولهای سرخ را مورد بررسی قرار دهیم متوجه می‌شویم که از پانصد و هفتاد و چهار اسید ایمنی تشکیل شده است، و کار تولیدش پنج روز یا کمتر طول می‌کشد. در کارخانه‌هایی – مغز استخوان – ساخته می‌شود. بنابراین داخل استخوان کارخانه‌ی ساخت گلبولهای سرخ است. کیست باور کند که این کارخانه در هر یک ثانیه دو میلیون و نیم گلبول سرخ می‌سازد و فعالترین کارخانه‌ها ستون فقرات و بعداز آن استخوان‌های قفسه‌ی سینه، سپس استخوان جناغ و بالأخره استخوانهای اطراف است.
خداوند بزرگ بدن را با کارخانه‌های احتیاطی هم مجهز کرده است و آن، کبد و طحال است. هرگاه کارخانه‌های اصلی تعطیل شود کبد و طحال کار تولید گلبول سرخ را به عهده می‌گیرند.
اما یک نکته‌ی بسیار مهم؛ این که مرکزی برای سنجش و اندازه‌گیری خون در کلیه‌ها هست که به طور مداوم از خون مراقبت می‌کند، و هرگاه از حد طبیعی‌اش کمتر شود این مرکز دستورهایی هورمونی به کارخانه‌های ساخت خون می‌فرستد که سقف تولید را بالا ببرند، و هر وقت نیز خون از حد طبیعی افزایش یابد همین مر