راز نهفته در این امر جستجو کنیم. اگر به چهره‌ی انسانها بنگری هیچ کس را نمی‌بینی که رنگش مانند رنگ دیگری باشد، اما اگر با یک دستگاه عکاسی از آنها عکس بگیری، تقریباً همه یک رنگ به نظر می‌رسند؛ اما اگر با چشم آنها را از نظر بگذرانی هر کس را با یک رنگ ویژه می‌بینی. چشم انسان آن گونه که تاکنون ثبت شده می‌تواند هشت صد هزار درجه از یک رنگ را از هم جدا کند! بنابراین دقت بسیار بالایی در تشخیص درجات دقیق رنگارنگی دارد.
از ابن نضرت روایت شده که یکی از آنهایی که خطبه‌ی پیامبر در روزهای پس از عید قربان را شنیده بود، برایم تعریف کرد که پیامبر فرموده : «یَا أَیُّها الناسُ أَلَا إِنَّ رَبَّکم واحدٌ وَ إنّ أباکُمْ واحد، أَلَا لافضلَ لعربیٍ عن أَعجمیٍّ، و لا لعجمیٍّ علی عربیٍّ و لا لأحمرَ علی أَسود، و لاأَسودَ علی أَحمرَ إِلّا بالتقوی»(1) ای مردم بدانید که خدای شما همه، یکی است و همه با هم برادرید، بدانید که هیچ عربی بر غیرعربی و هیچ عجمی بر عربی، هیچ سرخ‌پوستی بر سیاه‌پوست، و هیچ سیاه‌پوستی بر سرخ‌پوست برتری ندارد مگر با تقوی.
از ابوهریره نیز روایت شده که پیامبر فرمود : «إنّ اللَّهَ لاینظَرُ إلی صُوَرِکم و أَموالِکم و لکن ینظرُ إلی قلوبکم و أَعمالکم»(2). خداوند به چهره‌ها و ثروتهایتان اهمیتی نمی‌دهد؛ بلکه به دلها و کردارهایتان نگاه می‌کند. خانه و ماشین، اینها همه ثروت و دارایی‌اند و خداوند به صورت و مالهایتان نمی‌نگرد، بلکه به دل و رفتارتان می‌نگرد.
----------------------------------------------------------------------------------
1) احمد (23536) روایت کرده است.
2) مسلم (2564) و احمد (7814).از جمله اطلاعاتی که درباره‌ی خلقت انسان به دست آمده، این است که در سر هر کسی صد تا دویست و پنجاه هزار تار مو وجود دارد، و هر مویی سه سال یا اندکی بیشتر عمر می‌کند، برای این که تمام موهای انسان تازه و جدید بشود. دویست روز وقت نیاز است و به تعداد موهای بدنش کارخانه‌ی موسازی هست، بنابراین هر تار مویی یک کارخانه دارد که در آن جا تولید می‌شود، رشد می‌کند و به اوج عمر می‌رسد، سپس پیر شده و می‌میرد، که مردنش عبارت است از ریختن و افتادن.
هر مویی یک سیاه‌رگ و یک سرخ‌رگ برای تغذیه و عضله‌ای برای تکان خوردن دارد. هر یک تار مو عصبی دارد که تکانش می‌دهد تا بایستد و نیز هر مو دارای یک غده‌ی چربی و یک غده‌ی رنگ است. اما پژوهشگران تاکنون نمی‌دانند چرا مو سفید می‌شود؟! برخی از آنها در جدیدترین پژوهشها گفته‌اند سفید شدن مو – پیری – منشأ عصبی دارد، بدین صورت که گلبولهای سفید به سمت مو بالا می‌آید و گلبولهای سرخ را می‌خورد. آن چه مورد تأکیداست این است که با توجه به گفته‌های دانشمندان پیری مشکل پوستی است که منشأ عصبی دارد.
قرآن کریم حدود هزار و پانصد سال پیش این حقیقت را بیان کرده است، آن جا که خداوند بزرگ می‌فرماید :
فَکیفَ تَتَّقُونَ إِنْ کَفَرتُمْ یَومَاً یَجْعلُ الوِلْدانَ شَیئاً 	(مزمل : 17)
«پس اگر کفر بورزید چگونه از روزی که کودکان را پیر می‌گرداند پرهیز توانید کرد».
بنابراین منشأ پیری یک نوع ترس درونی است. از ابن عباس روایت شده که ابوبکر فرمود : ای پیامبر عزیز پیر شده‌ای. پیامبر در پاسخ فرمود :«شَیّبتنی هودٌ، والواقعه، والمرسلات، و عَمّ یتسائلون و إذا الشمسُ کوّرت»(1) سوره‌های هود، واقعه، مرسلات، عم یتسائلون و تکویر مرا پیر کرد. یعنی سوره‌ی هود اورا پیر کرده و چه بسا به خاطر این آیه‌ است که می‌فرماید :
فَاستَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ وَ لاتَطغَواج إنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصیرٌ 	(هود : 112)
«پس همان گونه که دستور یافته‌ای ایستادگی کن و هر که باتو توبه کرده نیز باید چنین کند، نافرمانی نکنید؛ زیرا خداوند به آن چه انجام می‌دهید بسیار بیناست».
با بالا رفتن سن هر انسانی دچار خستگی عصبی و به نسبت‌های گوناگون پیر می‌‌شود. خداوند فرمود :
اللهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضعف ثُمَّ جَعَلَ مِنْم بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّهً ثُمَّ مِنْم بَعْدِ قُوَّه ضَعْفاً وَ شَیْبَهًج یَخلُقُ مَایشاءُج وَ هُوَ العَلِیمُ القدیرُ 
	(روم : 54)
«خدایی که شما را ابتدا ناتوان آفرید، سپس توان و نیرویی داد، و پس از آن نیز باز ناتوانی و پیری داد، هر چه بخواهد خلق می‌کند و اوست دانای توانا».
بنابراین پیری غالباً همراه است با بالارفتن سن و امام قرطبی کلمه‌ی «النذیر» را در آیه‌ی «وَجاءَکُمُ النَّذیرُ» به یپری تفسیر کرده است.(2) 
و این جلب توجه لطیفی است از جانب خدای بزرگ مبنی بر این که ای بنده! ملاقات نزدیک است، پس ببین برای روز ملاقات چه تدارک دیده‌ای؟ ای بنده! چشمت ضعیف و موهایت سفید شد، پشتت خمید، پس چرا هنوز از من شرم نمی‌کنی، به راستی من از تو شرم دارم.
سؤالی جزئی هست که حکمت خدا را مورد تأکید قرار می‌دهد : چرا موی سربلند می‌شود اما موی ابروان و مژگان بلند نمی‌شود؟! چرا مو در داخل بینی در می‌آید اما در دهان نه، چرا پشت دست پوشیده از مو است؛ اما کف دست چنین نیست؟!
فوا عجباً کیف یُعصی الإلهُ
		أو کیف یجحدُه الجاحدُ

و فی کل شیءٍ له آیه
		تدلّ علی أنّه واحدُ

با این همه آیات، شگفت است که چگونه از پروردگار نافرمانی می‌شود و چطور کسی انکارش می‌کند. در هر چیز نشانه‌ای دال بر او هست که می‌گوید او خداوند و آفریدگار یکتاست.
--------------------------------------------------------------------------------
1) ترمذی (3297) و طبرانی در الکبیر (790) چنین آورده‌اند : «شیّبتنی هود و أخواتها».
2) تفسیر قرطبی (7/276).1-	مراعات معانی لغوی مفردات نصوص، آنگونه که در اوایل نزول وحی بیان شده و نیز مراعات قواعد نحوی و دلالت‌های آن و قواعد بلاغی زبان عربی، مخصوصاً قاعده بلاغی زیر که می‌گوید : «اولویت اینست که همیشه معانی حقیقی کلمات لحاظ شود، مگر اینکه قرینه‌ای باشد که بر معنی مجازی دلالت کند».
2-	پرهیز از تأویل نصوص مربوط به اعجاز علمی که در قرآن آمده و یا مربوط به نبوت پیامبر(ص) می‌باشد.
3-	پرهیز از تطبیق قرآن با حقایق هستی، بلکه عرضه نمودن حقایق علمی بر قرآن که اگر موافق قرآن بود، پذیرفته شده، در غیر این صورت، مردود است.
4-	پرهیز از تفسیر قرآن بر مبنای فرضیه‌های ثابت نشده علمی، که تحت بررسی و کنکاش می‌باشند و به طریق اولی استفاده از حدسیات و گمانه‌زنی‌ها در تفسیر قرآن، مجاز نیست، زیرا همیشه در حال تغییر و تبدیل و بلکه در معرض ابطال هستند. 
البته اینکه، زمینه‌های مختلف اعجاز علمی، گاهاً تحت‌تأثیر نقص و ایراد، واقع می‌شوند، نباید مجوزی برای خط بطلان کشیدن بر کل قضیه اعجاز علمی گردد، بلکه مسؤولیت علما و دانشمندان اسلامی را بیشتر کرده که تلاش خود را برای خدمت به قرآن و سنت در زمینه دانش‌های گیتی‌شناسی به کار برده و همانند سلف صالح که در زمینه لغت، اصول، فقه و سایر علوم شرعی خدمات شایسته، انجام داده‌اند، آنان نیز دَین خود را ادا نمایند، چرا که در مقابل معجزه‌ای بزر